چکیده هدف از این پژوهش تحلیل روابط ساختاری نقش چشمانداز زمان آینده بر قرارداد روانشناختی است و چشمانداز زمان آینده (FTP) اشاره به تفاوتهای فردی در تمایل به تفکر در مورد شرایط آینده دارد و غیر از توانایی، تفاوتهای فردی را میسازد که در طول دهههای گذشته علاقه به دست آوردن آن را افزایش داده است و هنگامیکه قضاوت کارکنان از توفیق قرارداد کارفرما بالا باشد، آنها بهاحتمالزیاد احساس تعهد برای جبران میکنند، ازاینرو حس خود را از تعهد نسبت به سازمان افزایش میدهند. جامعه آماری این پژوهش کارکنان رسمی و قراردادی دانشگاه صنعتی شاهرود هستند و کل جامعه 261 نفر بودهاند، جهت جمعآوری اطلاعات از روش کتابخانهای و میدانی و تحلیل مقالات پژوهشی استفادهشده است. برای گردآوری دادهها و اندازهگیری متغیرها، پرسشنامههای استاندارد استفاده شد، همچنین برای بررسی روایی پرسشنامهها از روایی محتوایی CVR و تحلیل عاملی تأییدی و برای بررسی پایایی از آلفای کرونباخ استفاده شد که همگی مورد تائید قرار گرفتند. تجزیهوتحلیل دادهها به روش مدلسازی معادلات ساختاری به کمک نرمافزار لیزرل صورت گرفته است و نتایج پژوهش نشان داد که توفیق اقتصادی، اجتماعی-احساسی و توسعهای کارفرما بر تعهدات کارکنان تأثیر مستقیم و معناداری دارد و همچنین چشمانداز زمان آینده بر توفیق توسعهای کارفرما تأثیر مستقیم و معناداری دارد و رابطۀ بین توفیق اقتصادی کارفرما با تعهدات کارکنان را تعدیل مینماید.
این مقاله با هدف تبیین نقش حضرت ابراهیم(ع) در مدیریت بحرانهایی که ایشان با آنها روبهرو بود درصدد است تا الگوی مدیریت بحران آن حضرت را با بهرهگیری از ابعاد چرخه سامانه مدیریت بحران جامع ارائه کند. مطالعه موردی سیره حضرت ابراهیم(ع) به این دلیل حائز اهمیت است که ایجاد الگوی مدیریت بحران آن حضرت میتواند الگوی مناسبی برای مدیریت بحران در سازمانهای امروزی بهطور عام باشد. روش پژوهش بهلحاظ هدف، کاربردی و چگونگی گردآوری اطلاعات نیز توصیفی ـ تحلیلی است. ابزار گردآوری اطلاعات، بررسی و مطالعه متون و اسناد است. این پژوهش با رویکرد کیفی ـ پدیدارشناسانه و با استفاده از روش تحلیل هرمونتیک در مطالعه متون در مشخصکردن ابعاد و مؤلفههای مدیریت بحران حضرت ابراهیم(ع) با بهرهگیری از ابعاد چرخه سامانه مدیریت بحران جامع با توجه به مؤلفههای پیشگیری، آمادگی، مقابله و بازسازی سعی کرده است. نتایج تحلیل نشان داد مدیران با داشتن ذهنی کلنگر میتوانند در سازمان خود مشکل اصلی را شناسایی، و با ایجاد بحرانی عمدی، بحرانهایی را مهار کنند که پنهان و راهبردی است و در رفع آن بحران اقدام کنند.
این مقاله با هدف تبیین نقش حضرت ابراهیم(ع) در مدیریت بحرانهایی که ایشان با آنها روبهرو بود درصدد است تا الگوی مدیریت بحران آن حضرت را با بهرهگیری از ابعاد چرخه سامانه مدیریت بحران جامع ارائه کند. مطالعه موردی سیره حضرت ابراهیم(ع) به این دلیل حائز اهمیت است که ایجاد الگوی مدیریت بحران آن حضرت میتواند الگوی مناسبی برای مدیریت بحران در سازمانهای امروزی بهطور عام باشد. روش پژوهش بهلحاظ هدف، کاربردی و چگونگی گردآوری اطلاعات نیز توصیفی ـ تحلیلی است. ابزار گردآوری اطلاعات، بررسی و مطالعه متون و اسناد است. این پژوهش با رویکرد کیفی ـ پدیدارشناسانه و با استفاده از روش تحلیل هرمونتیک در مطالعه متون در مشخصکردن ابعاد و مؤلفههای مدیریت بحران حضرت ابراهیم(ع) با بهرهگیری از ابعاد چرخه سامانه مدیریت بحران جامع با توجه به مؤلفههای پیشگیری، آمادگی، مقابله و بازسازی سعی کرده است. نتایج تحلیل نشان داد مدیران با داشتن ذهنی کلنگر میتوانند در سازمان خود مشکل اصلی را شناسایی، و با ایجاد بحرانی عمدی، بحرانهایی را مهار کنند که پنهان و راهبردی است و در رفع آن بحران اقدام کنند.
رسانههای اجتماعی از ابزارهای نوین فناوری اطلاعات و ارتباطات است که امروزه در بسیاری از کشورها از جمله در ایران مورد استفاده قرار گرفته و کاربران زیادی از این بستر برای انجام فعالیتهای مرتبط با بازاریابی بهره میگیرند. با توجه به اهمیت رسانههای اجتماعی در بازاریابی، این پژوهش به بررسی تأثیر استراتژیهای رقابتی بر عملکرد بازاریابان فعال در رسانههای اجتماعی؛ با نقش متغیر تعدیلکننده ویژگیهای سازمانی پرداخته است. جامعه آماری در این پژوهش، تعدادی از بازاریابان رسانههای اجتماعی در شهر مشهد بوده که حجم نمونه با بهرهگیری از جدول مورگان 384 تن در نظر گرفته شده است. روش پژوهش از نظر نحوه گردآوری دادهها توصیفی و از نوع همبستگی و از لحاظ هدف، کاربردی بوده که با استفاده از پرسشنامه استاندارد عملکرد سازمانی هرسی و گلداسمیت (2003) و پرسشنامه ویژگیهای سازمانی و استراتژیهای سازمانی اویوبی و همکاران (2016) اطلاعات لازم جمعآوری گردیده است. نتایج حاصل از تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری (SEM) به کمک نرمافزار اسمارت پی ال اس (Smart PLS) نشان داد که اولاً ابعاد ویژگیهای سازمانی (ساختار سازمانی، سبک مدیریت، سبک تصمیمگیری) و استراتژیهای رقابتی (استراتژی تمایز، استراتژی رهبری هزینه، استراتژی تمرکز) بر عملکرد بازاریابان فعال در رسانههای اجتماعی تأثیر داشته و ثانیاً استراتژیهای رقابتی از طریق متغیر تعدیل گر ویژگیهای سازمانی بر عملکرد بازاریابان فعال در رسانههای اجتماعی تأثیر دارد.
هدف از انجام این تحقیق بررسی تأثیر سیستم جبران خدمات مبتنی بر عملکرد بر انعطافپذیری منابع انسانی با توجه به نقش تعدیلکنندگی بازاریابی داخلی میباشد. این پژوهش از حیث هدف کاربردی بوده با روش توصیفی- پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر را مدیران (عملیاتی، میانی و عالی) هتلهای 5 ستاره تهران که 363 نفر میباشند؛ تشکیل میدهند. نمونهگیری از میان هتلهای اسپیناس، استقلال، پارسیان آزادی، نووتل، هما و لاله و با روش تصادفی خوشهای صورت گرفت. حجم نمونه نیز با استفاده از جدول کرجسی و مورگان 187 نفر تعیین گردید. برای سنجش متغیرهای تحقیق از پرسشنامههای استاندارد استفاده شد. روایی صوری، محتوایی و سازه پرسشنامهها بررسی و مورد تأیید قرار گرفت و پایایی آن نیز با استفاده از آزمون ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی، برای همه مؤلفههای پژوهش مورد تأیید قرار گرفت. به منظور تجزیهوتحلیل دادهها از روش مدل یابی معادلات ساختاری و نرمافزارهای SPSS و PLS Smart استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که سیستم جبران خدمات مبتنی بر عملکرد و بازاریابی داخلی بر انعطافپذیری منابع انسانی تأثیر مثبت دارند، ولی نقش تعدیلکنندگی بازاریابی داخلی در این رابطه تائید نشد. بنابر این می توان نتیجه گیری نمود که هتل ها می توانند با قرار دادن عملکرد مدیران به عنوان مبنای جبران خدمات و بکارگیری بازاریابی داخلی زمینه مناسبی را برای ارتقای انعطافپذیری منابع انسانی فراهم سازد
هدف- ارتقاء دانش در مورد چگونگی اثرپذیری و پیاده سازی فرایند تغییر و رهبری آن در محیط پیچیدهای که سازمانهای دولتی در آن فعالیت دارند. روش- ترکیب سه اداره دولتی در مشهد برای مطالعه موردی انتخاب شد. این ادغام در محیطی انجام شد که با پیشرفت تدریجی فرآیند پیاده سازی بهطور فزاینده پیچیدهتر شد. روش اصلی جمع آوری دادهها، مصاحبه با مدیرانی بود که در حوزه تغییر سازمانی مشارکت داشتند. در کل، 19 مصاحبه انجام شد. مصاحبهها با استفاده از نرم افزار Atlas.ti کدگذاری شدند. یافتهها- تحلیلها نشان میدهد که درجه بالایی از پیچیدگی محیطی سازمانهای دولتی را مجبور به اتخاذ یک رویکرد برنامه ریزی شده، از بالا به پایین نسبت به تغییر میکند، در حالی که اثربخشی چنین رویکردی به تغییر همزمان از سوی یک محیط پیچیده محدود میشود. علاوه بر این فعالیتهای معمول رهبری تغییر برای پیاده سازی تغییر در یک محیط پیچیده کافی نیست. بهمنظور غلبه بر وابستگی محیطی و حفظ روند در فرآیند تغییر، مدیران دولتی باید با محوریت توجه به محیط خارجی در فعالیتهای رهبری درگیر باشند. نوآوری- فرضیهها را میتوان در تحقیقات بعدی آزمون کرد و بهعنوان نقطه شروع، بستری را برای تحقیقات آینده در حوزه مدیریت تغییر در سازمانهای دولتی فراهم میکند. تمرکز بر حین فرایند و عدم اکتفا به بازخوردهای بعد از فرایند و طرحوارههای پیش از فرایند وجه تمایز پژوهش حاضر است.
رفتار شهروندی سازمانی، مفهوم نوینی است که ارزیابی این رفتارها در سازمان امر بسیار مهم و حیاتی تلقی میشود؛ از جمله عواملی که میتوانند بر رفتار شهروندی تأثیرگذار باشند، مدیریت برند داخلی و بازاریابی داخلی است. بنابراین، هدف این پژوهش بررسی تأثیر مدیریت برند داخلی و بازاریابی داخلی بر رفتار شهروندی است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوة جمعآوری دادهها، توصیفی – پیمایشی است. جامعة آماری این پژوهش، کارکنان دفترهای پلیس +10 خراسان جنوبی است که با روش نمونهگیری تصادفی حجم نمونه مشخص شده است. برای گردآوری دادههای لازم از پرسشنامههای استاندارد و برای تعیین روایی از روایی ابزار، روایی محتوا و روایی سازه و برای پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است. در بخش تجزیه و تحلیل دادهها و آزمون فرضیهها، آزمون رگرسیون چندگانه و مدلیابی معادلات ساختاری (SEM) به کار رفته است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که مدیریت برند داخلی بر رفتار شهروندی تأثیر دارد، اما تأثیر بازاریابی داخلی بر رفتار شهروندی محل تردید است و درنهایت مشخص شد که مدیریت برند داخلی بر بازاریابی داخلی تأثیر دارد. سایر یافتههای پژوهش، نقش میانجیگری بازاریابی داخلی را بین مدیریت برند داخلی و رفتار شهروندی تأیید نمیکند.