
پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش میانجی خودکارآمدی شغلی در تأثیر مدیریت جهادی و فرهنگ اخلاقمدار بر آمادگی برای تغییر سازمانی در مدیریت آموزش و پرورش شهرستان مراغه انجام گرفته است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث روش، توصیفی- همبستگی میباشد. جامعة آماری پژوهش دربرگیرندة کادر اداری و آموزشی مدیریت آموزش و پرورش مراغه به تعداد 453 نفر است که براساس فرمول کوکران و نمونهگیری تصادفی طبقهای، تعداد 209 نفر به عنوان نمونة آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها در این پژوهش شامل 4 پرسشنامه استاندارد میباشد. به منظور بررسی وجود یا عدم وجود رابطه علّی بین متغیرهای پژوهش و سنجش تطابق دادههای مشاهده شده با مدل مفهومی پژوهش، فرضیهها با استفاده از مدل معادلات ساختاری و روش حداقل مربعات جزئی (PLS3) مورد بررسی قرار گرفتند. یافتههای پژوهش نشان داد که مدیریت جهادی و فرهنگ اخلاقمدار بر خودکارآمدی شغلی و آمادگی برای تغییر سازمانی تأثیر معناداری دارد. علاوه بر این، در سطح اطمینان 99 درصد، خودکارآمدی شغلی در تأثیر مدیریت جهادی و فرهنگ اخلاقمدار بر آمادگی برای تغییر سازمانی نقش میانجی ایفا میکند.
مدیریت فراگرد به کارگیری موثر و کارآمد منابع مادی و انسانی بر مبنای یک نظام ارزشی پذیرفته شده است که از طریق برنامهریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل عملیات برای دستیابی به اهداف تعیین شده، صورت میگیرد.یکی از نکات اساسی این تعریف ابتنای مدیریت بر نظام ارزشی پذیرفته شده است. بر این اساس یکی از طرق بومیسازی رشته مدیریت و استفاده موثر از این رشته برای حل مسائل انقلاب اسلامی، توجه به ارزشهای بومی موجود است. از همین رو، مدیریت جهادی به عنوان الگوی مدیریتی برآمده از بطن انقلاب اسلامی که مبتنی بر ارزشهای ایرانی- اسلامی و در پیوند با علم و دانش روز میباشد، همواره مدنظر مقام معظم رهبری بوده است. نویسندگان این متن، خلاء وجود الگوی سبک رهبری برآمده از شهید طهرانی مقدم به ویژه خلاء تحقیق و بررسی الگوی این سردار شهید را احساس نموده و درصدد پاسخ به چنین مسئلهای برآمدهاند. پژوهش حاضر به لحاظ نوعشناسی پژوهش، کاربردی، گذشتهگرا و کیفی به حساب میآید. همچنین این پژوهش از نظر جمع آوری اطلاعات از نوع غیرآزمایشیِ توصیفی پیمایشی میباشد. به لحاظ روششناسی برای گردآوری اطلاعات با توجه به نوع دادهها و اطلاعات در این پژوهش، از روش کتابخانهای استفاده شده و پس از جمعآوری اطلاعات برای طبقهبندی آنها از روش تحلیل مضمون استفاده گردیده است. با بررسی ابعاد و مولفه های زندگانی این فرمانده غیور در مضامین فراگیر زمینه رشد، ظهور شخصیت و شخصیت رهبری میتوان گفت که مولفه های استخراج شده بدیع و بی نظیر است. سه عامل کلیدی در رشد شخصیت شهید طهرانیمقدم شناسایی شدهاند: خانواده، مسجد و جریان انقلاب اسلامی. ایمان و اخلاق بهعنوان دو ثمره اصلی تربیت او، باعث شکلگیری شخصیت رهبری وی شده است. شهید طهرانیمقدم با ویژگیهایی چون ولایتمداری، تفکر راهبردی، مدیریت بر قلبها و مدیریت جهادی، الگویی جامع از رهبری ارائه داده که میتواند راهنمایی برای مدیران در محیطهای پیچیده امروزی باشد.
تلاش برای کسب معیشت، بخش مهمی از فعالیتهای زندگی هر انسانی را شکل میدهد. اما آنچه که برای جامعه انسانی بسیار ضروری است، حاکمیت اخلاق و قانون بر این فعالیت هاست. سازوکارهای درونی و بیرونی برای نگهداشت انسان از رفتارهای غیراخلاقی و نادرست، در جوامع مختلف وجود دارد. در جامعه اسلامی، باورهای اعتقادی مانند خداباوری و آخرتگرایی از جمله موضوعاتی است که میتواند این کنترل درونی را تقویت کند. این پژوهش به دنبال بررسی تأثیر خداباوری و آخرتگرایی و انجام عبادات بر پایبندی به اصول کسب و کار حلال در دو موضوع قیمتگذاری و تبلیغات است. این پژوهش در شهر تهران و با روش نمونهگیری دردسترس به صورت میدانی و حضوری از فروشندگان پوشاک انجام شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد بر خلاف انتظار اولیه که خداباوری و آخرتگرایی، نمیتواند تأثیری در پایبندی به کسب و کار حلال داشته باشد، این در حالی است که متغیر انجام عبادت دارای تأثیر معنیدار و مثبتی بر پایبندی به کسب و کار حلال است. تفسیر چرایی حصول این نتایج، باید گفت که شکلی از دینباوری در میان جامعه ظهور کرده که اگر چه خود در درون خود، احساس میکنند به خدا و قیامت باور دارند، اما در مقام رفتاری تأثیر این باورها دیده نمیشود و این زنگ هشداری برای دستگاه فرهنگی کشور است که ارتباط وثیقی بین باور و عمل در میان دین باوران جامعه وجود ندارد. اما انجام عبادات طبق آموزههای اسلامیتوانسته است کنترل کننده رفتار و بازدارنده انسان از گناه محسوب شود. بر این اساس، بازار اسلامی باید ارتباط بیشتری با نماز، مسجد و اعمال عبادی برقرار کند تا بتواند به پاکی و طهارت بیشتری نائل شود.
پژوهش حاضر با هدف تبیین مدل مدیریت جهادی در سطح ارتش از طریق روش تحقیق آمیخته اکتشافی انجام شد. جامعۀ آماری آن بخش کمی اعضاء هیئت علمی، دانشجویان، مدیران و کارکنان دانشگاه دافوس اجا-ارتش، به تعداد 350 نفر بودند و با روش نمونه گیری طبقه ای نسبی بر اساس فرمول کوکران، تعداد 183 نفر به عنوان نمونۀ آماری انتخاب شدند. داده ها از طریق تکنیک دلفی با پرسشنامه نیمه ساختاریافته و ساختاریافته و از طریق مدلسازی معادلات ساختاری با پرسشنامه 104 گویه ای جمع آوری شد. برای تعیین روایی و پایایی در مرحله کمی از بررسی های لازم شامل مقبولیت (بازنگری خبرگان) و قابلیت تائید (بازبینی مجدد خبرگان)، استفاده شده، در مرحله کمی، روایی پرسشنامه ها به سه روش صوری، محتوایی و سازه تأیید شد. پایایی هم به سه روش تعیین ضریب بارهای عاملی گویه ها، آلفای کرونباخ مولفه ها (بین 76/0 تا 929/0) و پایایی ترکیبی (بین 853/0 تا 949/0 ) برآورد و تأیید شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از دو روش آمار توصیفی و استنباطی در نرم افزارهای SPSS و Smart PLS استفاده شد. یافته ها نشان داد، مدل نهایی دارای 4 بعد (رفتار رهبری، رفتار پیرو، زمینه ای و ساختاری) و 22 مولفه بوده است. بیشترین اولویت از لحاظ عملکردی مربوط به بعد ساختاری با میانگین رتبه 66/2،وچهارمین اولویت مربوط به رفتار رهبری با میانگین رتبه 31/2 بوده است. تبیین نظاممند و روشمند مؤلفههای اصلی و فرعی «روحیة جهادی» به عنوان یکی از اصلیترین لایههای شکلدهنده فرهنگ برای دانشگاهیان (مدیران، اساتید و دانشجویان)، از مهمترین یافتههای پژوهش است.
تجربه جمهوری اسلامی ایران در استفاده از ابزار دیپلماسی حمایتی بهعنوان یکی از تجارب درخشان نظام اسلامی صدور انقلاب محسوب میشود. دفاتر برونمرزی جهاد سازندگی از زمان تأسیس تا انحلال (1364-1379) بهعنوان یکی از کارآمدترین نهادهای انقلاب اسلامی در این زمینه شناخته میشوند. در پژوهش حاضر برای کشف الگوی مدیریت جهادی دفاتر برونمرزی جهاد سازندگی، از بیستودو نفر از کسانی که در آن مشغول به خدمت بودهاند، مصاحبه گرفتهشده است. سپس برای تحلیل دادهها از روش تحلیل مضمون بهره برده شد. 132 مضمون اولیه ذیل مضامین سازمان دهنده، دستهبندی شدند و درنهایت پنج مضمون فراگیر برای تبیین الگوی دفاتر برونمرزی جهاد سازندگی در صدور انقلاب اسلامی حاصل شد: روشها و اهداف، استراتژیهای فعالیت، روشهای اجرایی، چالشها و موانع، نتایج و دستاوردها. نتایج این پژوهش نشان میدهد که این دیپلماسی بر بهرهگیری از ظرفیتهای داخلی و خارجی، مشارکت حداکثری مردم و همکاریهای بینالمللی تأکید دارد. استراتژیهای اجرایی آن شامل استفاده از نیروی داوطلب، ساختار مدیریتی چابک و تبلیغ عملی است که در کنار ارزشهای انسانی و اسلامی، اهداف کلانی چون تقویت روابط بینالمللی، افزایش نفوذ منطقهای و بهبود وجهه ایران را دنبال میکرده است. یافتههای پژوهش چالشهایی را نیز آشکار میسازد: محدودیتهای مالی، تغییرات سیاستی، ضعف در آموزش نیروی انسانی و کارشکنی رقبا.
چکیدهبیانیه گام دوم انقلاب اسلامی که بهعنوان برنامهای راهبردی از سوی امام خامنهای در چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی تدوین ، بهعنوان سندی چشمانداز برای رسیدن به تمدن نوین اسلامی شناخته میشود. هدف پژوهش ارائه الگوی دولت اسلامی با تأکید بر اندیشههای ایشان و اصول بیانیه گام دوم انقلاب برای طی مراحل پنجگانه تمدن اسلامی است. روش پژوهش حاضر بر اساس روش تحلیل محتوایکیفی است که در گام اول متن بیانیه توسط پژوهشگر بهصورت دقیق مطالعه و با انجام مصاحبه با خبرگان (دلفی) و کدگذاری آنها در نرمافزار Maxqda ابعاد، مؤلفهها و شاخصهای مرتبط با مفهوم اصلی (الگوی دولت اسلامی) استخراج و دستهبندی و در گام دوم با استفاده از روش تحلیل عامل اکتشافی و تأییدی اعتباربخشی آنها نیز صورت پذیرفت. باتوجهبه نتایج بهدستآمده، الگوی فوق دارای ۲ بعد «کارگزاران تراز دولت اسلامی و ساختار و نظامات تراز دولت اسلامی» و ۱۱ مؤلفه شامل «مدیریتی، بینشی، علمی، اخلاقی، رفتاری، حقوقی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، نظامی و بنیادی» و ۸۰ شاخص در رسیدن به الگوی دولت اسلامی شناسایی و بهعنوان الگوی اصلی برای حرکت، شناخت و آشنایی دولتمردان، مدیران و مسئولین در تمام سطوح انتخاب و ارائه گردید.
تحقق دولت اسلامی یکی از ضروریات پیش روی نظام جمهوری اسلامی در گام دوم انقلاب است. این پژوهش با هدف تبیین مفروضات اصلی و مبانی اجتماعی و سیاسی مکتب مدیریت دولتی اسلامی انجام شده است. با استفاده از روش مطالعه مروردامنه، 95 اثر با نگاه پارادایمی به حوزه مدیریت دولتی بررسی و هشت پارادایم اصلی شناسایی شد. سپس با مطالعه فراترکیب، ابعاد و مؤلفههای مکتبساز مدیریت دولتی در قالب سه بعد اصلی، نُه بعد فرعی و 19 مؤلفه طراحی گردید. در ادامه، با تحلیل مضمون قیاسی (تعدیل شده) آثار حضرت امام خامنهای حفظهاللهتعالی، مفروضات اصلی و مبانی اجتماعی و سیاسی مکتب مدیریت دولتی اسلامی استخراج و با پاردایمهای متعارف آنگلوامرکین مقایسه شد. نتایج نشان میدهد که این مکتب بر پایه توحید در جهانبینی، جامعنگری در معرفتشناسی، مسئولیت انسان در انسانشناسی، و عقلانیت وحیانی استوار است. همچنین، تشکیل جامعه توحیدی در مقابل جامعۀ جاهلی، نظریه حق و باطل، نظریه ولایت و نظام مردمسالاری دینی (جمهوری اسلامی) به عنوان مبانی اجتماعی و سیاسی این مکتب شناسایی شدند. این پژوهش با ارائه چارچوبی نظری برای مکتب مدیریت دولتی اسلامی، زمینه را برای مطالعات بیشتر در این حوزه فراهم میآورد.
توجه به ارزشها و باورهای دینی کارکنان امری ضروری در طراحی الگوهای بومی ارزشیابی برای آنهاست و بدون شک دین مبین اسلام دارای آموزهها و اصولی در این زمینه است. در این پژوهش به منظور شناسایی الگوی ارزشیابی کارکنان از منظر منابع اسلامی، قرآن کریم و نهج البلاغه که از منابع دست اول بوده و صحیفه امام خمینی (ره) و بیانات مقام معظم رهبری که از رهبران و اندیشمندان اسلامی هستند مورد بررسی قرار گرفت. روششناسی انجام شده در پژوهش روششناسی کیفی، از نوع توصیفی- اکتشافی است. شیوه گردآوری دادهها از نوع بررسی اسناد و مدارک بوده و تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از روش نظریهپردازی داده بنیاد و مدل پارادایمی استراوس و کوربین که بر سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی متکی است، صورت پذیرفت. پس از کدگذاری باز 182 مفهوم و در کدگذاری محوری 20 مقوله به دست آمد و در قالب مدل پارادایمی که دارای 6 بعد اصلی است، الگوی مورد نظر تشریح گردید. ابعاد اصلی و مؤلفههای الگو شامل 1- شرایط علی (مؤلفهها: مهارتهای انسانی، مهارتهای ارتباطی، مهارتهای ادراکی، ویژگیهای تشکیلاتی)، 2- پدیده محوری (مؤلفه: کارکنان متعهد متخصص)، 3- راهبردها (مؤلفهها: گزینش، آموزش، انگیزش، نظارت)، 4- شرایط مداخلهگر (مؤلفهها: ویژگیهای شخصیتی، ویژگیهای اعتقادی)، 5- شرایط زمینهای (مؤلفهها: تجربه، دانش) و 6- پیامدها (مؤلفهها: فردی، سازمانی) است.
در این پژوهش مؤلفههای تفکر راهبردی امام خمینی (ره) در سیاستگذاری جمهوری اسلامی ایران بررسی شده است تا این رهگذر بتوان رابطه میان تفکرات راهبردی امام خمینی(ره) و سیاستگذاری عمومی جمهوری اسلامی ایران را واکاوی نمود. در این پژوهش از روش تحلیل مضمونی استفاده شده و روش گردآوری دادهها نیز مصاحبه نیمه ساخت یافته با خبرگان بوده است. . از مجموع از 16 مصاحبه صورت گرفته پس از جمع بندی کدها، 75 کد توصیفی استخراج شد که پس از طبقه بندی آنها ، 25 کد تفسیری و در نهایت 13 مضمون فراگیر در چهار حوزه به دست آمد. بر اساس نتایج پژوهش، مؤلفههای تفکر راهبردی امام خمینی (ره) در سیاستگذاری عمومی جمهوری اسلامی ایران عبارتند از خدا محوری، مردمگرایی، دوراندیشی و زماناندیشی، نگرش نظام مند، مثبت و علمی به مسائل و برنامه ریزی و تصمیم گیری بههنگام. همچنین مؤلفههای سیاستگذاریهای عمومی در سیره امام خمینی (ره) شامل عدالتمحوری، زمانهشناسی، نیل به سعادت اجتماعی و مدیریت بر قلوب میباشد. در این بین، خلأهایی شامل کم توجهی به عدالت اجتماعی و تضعیف روحیه انقلابی، بین تفکر راهبردی امام خمینی (ره) و سیاستگذاری عمومی جمهوری اسلامی ایران به وجود آمده که راهکارهای مناسب جهت رفع خلأهای فیمابین تفکرات راهبردی امام خمینی (ره) و سیاستگذاری عمومی جمهوری اسلامی ایران را میتوان در دو مؤلفه اجرای قوانین الهی و خدمت به مردم و مردم گرایی جستجو کرد.
از آنجا که در جریان فعالیتهای سازمانی احتمال آسیب دیدن حوزه فرهنگ وجود دارد، لذا اتخاذ مجموعهای از تدابیر پرهیزی-مراقبتی، مشارکتی- حمایتی و جبرانی توسط سازمانها، در جهت مسئولیتپذیری فرهنگی، ضروری است. پژوهش حاضر که یک پژوهش آمیخته و کاربردی از نوع دادهبنیاد است، به دنبال طراحی الگوی مسئولیتفرهنگی بنیاد مستضعفان و اعتبارسنجی آن است. این الگو، از طریق دستهبندی دادههای حاصله از مصاحبههای نیمهساختاریافته و با کمک مدل پارادایمی اشتراوس و کوربین سامان یافته است. اعتبار الگو با روش پیمایشی از طریق پرسشنامه در میان نمونه آماری سنجش گردید و جهت تحلیل و مدلسازی معادلات ساختاری هم از تحلیل عاملی تأییدی، با کمک نرمافزارهای Spss و Amos، بهرهگیری شده است. بر اساس یافتههای پژوهش، برگرفته از تحلیل اسنادی و نظرات خبرگان، مسئولیت مزبور شامل چهار مولفهی فرهنگسازمانی، اخلاق کسبوکار و خدمت، فرهنگشهروندی و پیوستفرهنگی است. میزان بار عاملی در روابط بین متغیرهای مستقل و وابسته، نشانگر اعتبار الگوست. این الگو، با در نظرداشتن ابعاد درون و برونسازمانی، پیامدهای مثبت همچون تقویت سرمایهی اجتماعی بنیاد و انقلاب اسلامی، ارتقای شاخصهای فرهنگی جامعه و بهرهوری سازمانی را پیش بینی میکند. بهرهگیری کلی سازمانهای عمومی و خصوصی از الگوی حاصله، گامی رو به پیش برای تحقق مدیریت فرهنگی در سازمانها خواهد بود.
موضوع رهبری یکی از موضوعات کلیدی در حوزه علم مدیریت است که در سالهای اخیر مورد توجه بسیاری از اندیشمندان علم مدیریت قرار گرفته است. عمده این پژوهشها برپایه مطالعه الگوهای رهبری و رهبران موفق دنیا انجام شده است. مطالعه رهبران آسمانی که تمام اعمال و بیانات آنها بیعیب و نقص است و میتواند به عنوان الگوی رهبران مطرح شوند، بسیار ضروری است. در اسلام نیز پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله و امامان معصوم علیهمالسلام به عنوان الگوهای رهبری مطرحند که لازم است مورد مطالعه قرار گیرند. در این مقاله، تلاش گردید با مطالعه بیانات برگزیده امام حسین علیهالسلام، ابعاد و مولفههای رهبری اسلامی مورد مداقه قرار گیرد. روش این پژوهش از نوع کیفی است و تحلیل دادههای متنی نیز با روش تحلیل مضمون انجام شده است. یافتههای پژوهش در سه دسته کلان، رهبری، شرایط رهبری و پیروان ارائه شده است. دسته رهبری به اصول رهبری و شرایط رهبری به بسترهای رهبری و پیروان نیز به زمینههای پیروساز پرداخته است. نتایج پژوهش نشان میدهد که اصول رهبری اسلامی عبارتند از: رهبری جامعنگر، رهبری براساس مخاطبشناسی، انعطافپذیری و خلاقیت در روشها، الهامبخشی از طریق شعارها، بهکارگیری ابزارهای غیرکلامی، ترکیب استدلال و عاطفه، رهبری در بحران، روشنگری و بصیرتافزایی، عاقبتنگری، رهبری با محوریت دل و عواطف، رهبری اخلاقی در جنگ، استقامت در مسیر اصول. شرایط رهبری نیز شامل بستر خیرخواهی، بستر سختکوشی، بستر پیگیری، بستر امیدواری، بستر یادآوری، بستر رصد لحظههای ناب است. در بعد پیروان نیز میتوان به این موارد اشاره کرد: بستر عاطفی-تربیتی، بستر تعاون، بستر محرک، بستر نیازمندی، بستر اجتماعی.
دغدغة یافتن جایگزین برای نظریه رایج سازمان و مدیریت چندی است که در محافل تحقیقاتی غرب نمود کرده و اکنون گروه معتنابهی از پژوهشگران در کشورهای غربی معتقدند این نظریه و نیز مکتب سرمایهداری به عنوان خاستگاه فکری آن در حل مسائل جامعه دچار ناکارآمدی است. این اندیشه بخصوص بعد از بحران اقتصادی سال 2008 میلادی قدرت گرفت. هدف از پژوهش حاضر، بررسی و تحلیل دیدگاههای این منتقدان است. تحقیق حاضر ضمن بررسی و تحلیل این دیدگاههای انتقادی، دستهبندی تازهای را از انتقادات موجود نسبت به مکتب سرمایهداری و نظریه رایج سازمان و مدیریت ارایه کرده است. یکی از ثمرات پژوهش حاضر، زمینهسازی برای ارایه نگاه اسلام در عرصه مدیریت است. درواقع، وقتی روشن شود که محققان نظریه رایج سازمان و مدیریت در مهد این نظریه، خود از منتقدان آن شدهاند زمینه فراهم خواهد شد تا دیدگاه مدیریت اسلامی به عنوان یک جایگزین پیشنهاد شود. همچنین دستهبندی ارایه شده از دیدگاه های انتقادی موجود زمینهسازی دیگری برای تبیین دیدگاه مدیریت اسلامی از جهت تعیین محل نزاع نظری صورت میدهد. این تحقیق با روش «تحقیق کتابخانهای» صورت گرفته است. بر اساس یافتههای پژوهش، دیدگاههای منتقدان بعد از بحران اقتصادی 2008 میلادی در سه سطح کلان، میانی و خرد تحلیل میشود. در سطح کلان، انتقادات موجود متوجه مکتب سرمایهداری به عنوان خاستگاه نظریه رایج سازمان و مدیریت میباشد. در این سطح، مفاهیم بنیادین این مکتب نظیر «کار»، «تبادل و مصرف»، و «منابع» موضوع واکاوی انتقادی قرار گرفته است. در سطح میانی، انتقادات متوجه سازوکار «سازمان» و نظریه رایج مدیریت به عنوان نرم افزار اداره سازمان میباشد. در سطح خرد نیز از نگرش و رویکرد نظریه رایج مدیریت به افراد انسانی به عنوان اجزای سازمان انتقاد شده و توصیههایی در جهت اصلاح رویکردهای رایج ارایه شده است.
کنترل و نظارت استراتژیک یکی از وظایف اصلی مدیریت استراتژیک است که تحقق جهتگیریها، اهداف و راهبردهای تدوین شده را پیگیری میکند. اهمیت کنترل و نظارت استراتژیک با افزایش پویایی و پیچیدگی بستر محیط خارجی و داخلی بیشتر می شود. در زمان امیرالمؤمنین علی (ع) اشخاص امین و خبره و قابلاعتماد برای کارهای گوناگون منصوب میشدند و از آنان خواسته میشد تا در بخشهای مختلف روابط اجتماعی، حاضر و ناظر و امین و رابط و چشم حکومت باشند و مسائل گوناگون را به حکومت و یا مردم منتقل کنند و پل ارتباطی میان مسئولان جامعه و مردم باشند. این مطالعه کیفی که روش جمعآوری اطلاعات و دادههای آن، اسنادی و کتابخانهای بوده، با هدف یافتن و توصیف انواع نظارت و کنترل استراتژیک در مدیریت اسلامی با تأکید بر کتاب نهجالبلاغه انجام گرفته و بهروش تحلیل محتوای کیفی با رویکرد استقرایی و تکنیک فیشبرداری، به تشریح اهمیت کنترل و نظارت راهبردی و ارائه کلیاتی از مفاهیم و بخشهای مختلف این حوزه پرداخته است. در این مطالعه، حدود 1696 مضمون از کتاب نهجالبلاغه استخراج، پایش، خلاصه و طبقهبندی گردیده است و درانتها به 14 مفهوم کلیدی دست یافته و در قالب مدلی ارائه شده است. پایهگذاری یک جامعه اسلامی که میخواهد بر اساس مبانی و ارزشهای اسلامی و در جهت تحقق اهداف اسلامی شود، مستلزم نظامهای کنترلی هماهنگ با این ارزشها و اهداف میباشد.
مدیران به جهت تاثیرگذاری جایگاه، در کنار آراستگی به خصوصیات مثبت، باید از ویژگیهای منفی نیز پیراسته باشند. امام علی (ع) در جایگاه رهبری جامعه اسلامی، در کنار امر و تاکید بر معروفهای مدیریتی، به منکرات اخلاقی – حرفهای برای مدیران نیز توجه، و نسبت به آنها نهی داشتهاند. براین اساس، هدف پژوهش حاضر استحصال و احصاء ویژگیهای منفی مدیران از منظر امام علی (ع)، با بررسی کتاب نهجالبلاغه، و بهرهگیری از روش تحلیل محتوای عرفی است. در این روش ابتدا معانی و کدهای استخراج شده از نهجالبلاغه که مرتبط با هم بودند در قالبِ خوشههایی مشخص با نام مضامین فرعی جای گرفتند؛ سپس مضامین فرعی براساس اصل شباهت، دستهبندی شده و مضامین اصلی را شکل دادند. «ترس، حرص و آز، پرخوری و شکمبارگی، حلال شمردن حرام، هوسرانی، نادانی، آلودگی به گناه، دنیاپرستی، عدم قناعت، سوء شهرت خانوادگی» اولین گروه از مضامین فرعی میباشند که تحت عنوانِ "رذایل اخلاقی فردی" برای مدیران، تجمیع شدهاند. «نفاق و دورویی، بخل و عدم انفاق، عدم رازداری، علاقه به ستایش، کبر و خودبزرگبینی، نیرنگ و فریب، نقض عهد و پیمانشکنی، تبعیت از گمراهان، بیتوجهی به فقرا، همنشینی با سرمایهداران مسئلهدار، بدرفتاری با مردم، تحقیر مردم، بیاعتنایی به مردم، منتگذاری، و ظلم و بیعدالتی»، نیز مجموعهای از مضامینی هستند که مضمون اصلیِ "رذایل اخلاقی بین فردی"، را شکل دادهاند. «رشوهخواری، اختلاس، خیانت به مافوق، سابقهی بدِ کاری، خویشاوندسالاری، عدم صلاحیت و توانمندی، بیوقت عمل کردن، سستی و عدم تلاش، پنهان داشتن خود، استبداد رای و امتیازخواهی» آخرین دسته از مضامین فرعی میباشند که مضمون اصلیِ "ایرادات و عیوب حرفهای" براساس آن سامان یافته است.
مشارکت مردم در فعالیتهای اقتصادی یکی از ارکان اصلی تحقق اقتصاد مقاومتی است. بعد از شهادت سردار قاسم سلیمانی، رهبر انقلاب اسلامی بیان فرمودند به شهید سلیمانی به عنوان یک مکتب و یک مدرسه درسآموز پرداخته شود. یکی از ویژگیهای کلیدی مکتب شهید سلیمانی مردمباوری، مردمیاری و مردمی سازی است. لذا با توجه به شرایط حساس اقتصادی کشور و جنگ اقتصادی دشمن و لزوم ساماندهی مردمی در مقابل آن، در این تحقیق به شناسایی ابعاد و مولفه های مردمی سازی فعالیت های اقتصادی پرداخته شده است. جهت گردآوری داده ها، ابتدا منابع کتابخانهای شامل کتاب ها، مقالات و دیگر مطالب موجود، مورد بررسی قرار گرفتند و در مرحله بعد نیز از طریق مصاحبه با 24 نفر از افراد مرتبط با موضوع مضامین مرتبط با مردمیسازی فعالیتهای اقتصادی در مکتب شهید سلیمانی با استفاده از روش تحلیل مضمون احصاء شد. در این پژوهش مجموعاً 1629 گزاره کلیدی، 132 مضمون پایه، 22 مضمون سازماندهنده و 5 مضمون فراگیر شناسایی شد. در نهایت مؤلفههای مردمیسازی فعالیتهای مالی و اقتصادی، ذیل پنج بعد اصلی، شامل ابعاد سیاستی، ابعاد فرهنگی و اجتماعی، ابعاد مدیریتی، ابعاد فنی و ابعاد محیطی دسته بندی شدند.
شهید حاج قاسم سلیمانی بهعنوان یک شخصیت راهبردی و فراملی، هم خودش سرمایه اجتماعی محسوب میشود و هم سرمایه اجتماعی را در دفاع مقدس و پس از آن رهبری و مدیریت نموده است، ازاینرو دیدگاه-های ارزشمندی در خصوص سرمایه اجتماعی دارد. بنابراین هدف اصلی در این پژوهش تبیین الگوی راهبردی سرمایه اجتماعی از دیدگاه ایشان میباشد. تعداد 60 عدد از اسناد برجایمانده و در دسترس از ایشان شامل سخنرانیها، جلسات و وصیتنامه ایشان کدگذاری شد و با استفاده از روش نظریهپردازی داده بنیاد، الگوی موردنظر تدوین گردید. در شرایط علّی مفاهیمی مانند جوانگرایی، امیدواری به خداوند، تکریم خانواده شهدا و... و در شرایط مداخلهگر مفاهیمی همچون تبلیغات منفی دشمن، تهاجم فرهنگی، روحیه الهی و معنوی مدیران و ... در شکلگیری یا عدم شکلگیری سرمایه اجتماعی تأثیرگذار هستند. شرایطی از قبیل فضای حاکم بر حوزههای علمیه و دانشگاهها، معنویت حاکم در جامعه و اهمیت خانواده در جوامع ایرانی اسلامی میتواند زمینه ایجاد و پرورش سرمایه اجتماعی را فراهم سازد. پدیده محوری، حضور داوطلبانه در صحنههای مختلف است. راهبردهای سرمایه اجتماعی به دو دسته راهبردهای ذهنی و عینی تقسیم میشوند و با توجه تعداد زیاد راهبردهای استخراج شده میتوان گفت نگاه شهید سلیمانی به مقوله سرمایه اجتماعی یک نگاه راهبردی است که بهکارگیری این راهبردها پیامدهایی همچون امنیت، صدور انقلاب اسلامی به دنیا، استقلال در همه سطوح، انسجام و همبستگی، یکرنگی در جامعه و رسیدن به کمال را به دنبال دارد.
محرومیت مهمترین عامل نابودکننده سرمایه انسانی جوامع است. لذا، کشورهای مختلف جهان طرحها و برنامههای گوناگونی را در راستای مقابله با آن ترتیب دادهاند. اولین گام برای مقابله با محرومیت بعد از انقلاب اسلامی در ایران، تأسیس جهاد سازندگی بود. این نهاد بعد از دو دهه فعالیت منحل و البته تبدیل به منبع الهامی برای شکلگیری گروههای جهادی در ایران شد. امروزه حرکتهای جهادی با تجربه بیش از دو دهه حضور و فعالیت در حوزه محرومیتزدایی، تبدیل به یک ظرفیت ارزشمند در ایران شده است. اگرچه پژوهشهای انجام شده توانستهاند نتایج مثبت فعالیتهای جهادی را نشان دهند، اما رصد مشکلات و ارایه راهکارهای اصلاحی برای بهینه سازی این مدل موثر از جمله اقدامتی است که به درستی مورد توجه قرار نگرفته است. این پژوهش کاربردی با استفاده از روش توصیفی تحلیلی به بررسی راهکارهای بهبود اثربخشی مدل فعالیتهای جهادی در ایران میپردازد. روش تحقیق به صورت آمیخته کیفی کمی است. در بخش کیفی، از طریق مصاحبه با خبرگان این حوزه به شناسایی الگوی غالب در فعالیت گروههای جهادی و آسیبهای موجود در هر مرحله از آن پرداخته شده است. در بخش کمی، نتایج بخش کیفی با استفاده از یک نمونه آماری 100 نفری از روستاییان شهرستان قلعه گنج استان کرمان، تطبیقسنجی شدهاند. نتایج تحقیق نشان داد که 5 عامل «خلأ دانش شناسایی و تحلیل»، «خطا در رویکردها»، «نقص در ابزارها»، «انگیزش و الگوسازی نادرست» و «ساختار ناکارآمد» میتوانند 63 درصد واریانس متغیر وابسته آسیبهای الگوی فعالیت جهادی را تبیین نمایند.
امام خامنه ای(حفظه الله)در خصوص مکتب شهید سلیمانی معتقدند این مکتب از دو عنصر"صدق" و"اخلاص" تشکیلشده است.به عبارتی ایشان این دو کلمه را نمادو نمایه مکتب سلیمانی می دانند.صدق یعنی همان چیزی که در آیه شریفه"مِنَ المُؤمِنینَ رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدُوا اللهَ عَلَیه"و"اخلاص"هم درآیات متعدّد قرآن ازجمله آیه شریفه"قُل اِنّی اُمِرتُ اَن اَعبُدَ اللهَ مُخلِصًا لَهُ الدّین"آمده است؛این دو عنوانِ قرآنی، تشکیلدهنده حرکت شهید سلیمانی بوده است(بیانات رهبری در سالگرد حاج قاسم سلیمانی؛ 11/10/1400).سال هامجاهدت خالصانه و اخلاق مدارانه شهید حاج قاسم سلیمانی از ایشان شرایطی را ایجاد کرده است که رهبر عظیم الشان انقلاب از آن تحت عنوان"مکتب حاج قاسم سلیمانی"یاد میکنند.یکی از ویژگیهای این مکتب اخلاقمداری در رهبری ایشان است که در این نوشتار به آن پرداخته میشود.روش پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازنظر نحوه گردآوری داده ها از نوع کیفی است که به شیوه فراترکیب انجامشده و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل مضمون انجامشده است.جامعه مورد مطالعه؛متون مرتبط با رهبری حاج قاسم شامل:بیانات مقام معظم رهبری؛ مقالات منتشرشده در خصوص ایشان؛ دستنوشتهها و خاطرات همرزمان شهید سلیمانی و سایر اسناد و مدارک منتشرشده در پایگاه اطلاعاتی در حیطه موضوعی رهبری اخلاقی ایشان است.نتایج این پژوهش بیانگر آن است که رهبری اخلاقی حاج قاسم سلیمانی را میتوان در 4 بعد اخلاق فردی با مؤلفههای توحیدمحوری، معنویت محوری، تکلیف محوری؛ اخلاق اجتماعی با مؤلفههای اعتماد محوری، فرهنگ محوری، ولایت محوری، مردم محوری؛اخلاق گروهی- سازمانی بامؤلفههای انگیزه محوری، تعالی محوری، ارتباط محوری، هدف محوری واخلاق بینالمللی شامل بصیرت محوری، دیپلماسی محوری، اقتدارمحوری و تمدن محوری مورد واکاوی قرارداد
اخلاق و ارزشهای اسلامی در مدیریت سازمانها نقش اساسی دارند و فقدان آنها میتواند منجر به مشکلات جدی مانند فساد اداری و سوءاستفادههای مالی شود. از دیدگاه اسلام، اصول اخلاقی و ارزشهای اخلاقی نقش مهمی در هدایت انسانها دارند و قرآن کریم و احادیث بر اهمیت رعایت این اصول تأکید فراوانی دارند. این ارزشها میتوانند در مدیریت سازمانها نیز بهکار گرفته شوند و به بهبود عملکرد و کارایی کمک کنند. با عنایت به موارد فوق، پژوهش حاضر با هدف «شناسایی ابعاد و مولفههای اخلاق حرفهای در مدیریت اسلامی مبتنیبر قرآن کریم»» به رشته تحریر درآمده و با بررسی کتابخانهای در آیات قرآن کریم و با بهرهگیری از روش تحلیل مضمون، نتیجه گرفته شد که ابعاد و مولفههای اخلاق حرفهای در مدیریت اسلامی شامل 84 مضمون پایه، 22 مضمون سازماندهنده و 5 مضمون فراگیر میباشد. این مضامین شامل ارزشهای بنیادی (صداقت و راستی، وفاداری و تعهد، عدالت، مسئولیتپذیری، تقوا و پارسایی)، ارزشهای دینی (ایمان به خدا، اطاعت از خداوند، دعا و عبادت، شکرگزاری، جهاد و مبارزه)، ارزشهای اجتماعی (احترام، همکاری و همبستگی، صلح و صبر، احسان و نیکوکاری)، ارزشهای فردی (شجاعت و قاطعیت، اعتدال و میانهروی، حسن خلق و مدارا، پرهیز از رذایل، صبر و استقامت، کنترل نفس) و ارزشهای مشارکتی (مشورت و مشارکت، عفو و بخشش) میباشد.
امروزه مدیریت نزدیکان کارگزاران نظام به یکی از مهمترین مسائل حکمرانی در کشور تبدیل شده است. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی تعاملی مدیریت نزدیکان کارگزاران در حکمرانی اسلامی صورت میپذیرد. تحقیق حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ روش انجام آن، در طبقۀ تحقیقات کیفی-اکتشافی قرار میگیرد. برای انجام این تحقیق از روش داده بنیاد استفاده شد که بر اساس آن 17 نفر از اساتید خبرۀ دانشگاههای استان آذربایجان شرقی که در حوزۀ مورد پژوهش صاحبنظر هستند و سابقۀ مدیریت اجرایی در سطح کلان داشتند مورد مصاحبه قرار گرفتند. تجزیهوتحلیل دادهها در سه مرحلۀ کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفت و حاصل آن استخراج 148 کدباز، 22 کد انتخابی و 10 کد محوری بود. درنهایت با استفاده از روش اشتراوس-کوربین مدل نهایی و الگوی جامع تعامل با نزدیکان کارگزاران با تأکید بر مدیریت و کنترل آنها که مقوله محوری پژوهش حاضر را تشکیل میدهد طراحی شد. مشروعیت و مقبولیت نظام بهعنوان عوامل علّی، انحصارطلبی و زیادهخواهی کارگزاران و نزدیکانشان عوامل زمینهای، زوال نیروی انسانی و فروپاشی اداری عوامل مداخلهگر، کسب و ترمیم مشروعیت، راهبرد و راهکارهای تربیتی و سیستمی بهعنوان پیامدهای الگو شناسایی و دستهبندی شدند و کنترل شدید نزدیکان کارگزاران به دلیل کثرت دلالت کدها بر آن، مقوله محوری الگو قرار گرفت.