مقدمه:شایع ترین دندان های نهفته، مولر های سوم فک بالا و پایین می باشند. مولر های سوم آخرین دندان هایی هستند که می رویند و بنابراین به احتمال زیاد فضای کافی برای رویش ندارند و نهفته باقی می مانند. مولر سوم نهفته به دلیل ایجاد عوارض مشکل ساز گوناگون باید جراحی و از محیط دهان خارج گردند. از طرفی خارج کردن دندان عقل ممکن است سبب بروز مشکلات پریودنتال برای دندان های مجاور ناحیه ی جراحی، از دست رفتن چسبندگی لثه و بافت های پریودنشیوم و به دنبال آن ایجاد پاکت در دیستال این دندان ها و بروز پریودنتیت شود. هدف از انجام این مطالعه تاثیر حذف دندان مولر سوم نهفته بر وضعیت پریودنتال مولر دوم فک بالا بود. مواد و روش ها: 30 بیمار مراجعه کننده به بخش جراحی دانشکده دندانپزشکی مشهد، با محدوده سنی 18 تا 23 سال، که کاندید جراحی دندان مولر سوم بالا بودند، وارد مطالعه شدند. برای هر بیمار شاخص های عمق پاکت، از دست دادن چسبندگی لثه، شاخص پلاک، شاخص لثه و خونریزی بعد از پروب کردن، در سه ناحیه شامل میددیستال، دیستو باکال و دیستولینگوال از هر دندان مولر سوم بالا، در دو زمان قبل و ۶ ماه بعد از جراحی، اندازه گیری و ثبت شدند. یافته ها: در دو زمان قبل و ۶ ماه بعد از عمل، شاخص عمق پاکت (187/0P=) و از دست دادن چسبندگی لثه (532/0P=) افزایش یافته؛ اما این میزان افزایش معنی دار نبود. اما شاخص پلاک (001/0P
مقدمه: شکستگیهای ناحیه سمفیز و پاراسمفیز فک پایین از شکستگیهای شایع به دنبال ترومای فک و صورت میباشد. درمان باز یا بسته شکستگی با توجه به نوع شکستگی، تجربه جراح و امکانات در اختیار وی و نیاز شرایط پزشکی بیمار قابل انجام میباشد. هر روش درمانی به همراه مشکلات و عوارضی است. هدف از این مطالعه ارزیابی شیوع عوارض و مشکلات به دنبال درمان باز شکستگی ناحیه سمفیز و پارا سمفیز با فیکساسیون داخلی بود. مواد و روشها: در این مطالعه گذشته نگر که در مرکز آموزشی- درمانی شهید کامیاب مشهد انجام شد، تعداد 208 بیمار دارای شکستگی ناحیه سمفیز و پاراسمفیز که تحت درمان باز شکستگی به همراه فیکساسیون داخلی قرار گرفتند، مورد ارزیابی قرار گرفتند. یک دوره پیگیری حداقل 8 هفتهای از تمام بیماران صورت گرفت و عوارض و مشکلات مرتبط با درمان در آنها ثبت گردید. در تحلیل داده ها از آزمون های کایدو و دقیق فیشر استفاده شد (05/0α=). یافته ها: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد شیوع مشکلات درمان باز شکستگی قدام فک پایین در حد قابل قبولی است و در صورتی که درمان تا قبل از 10 روز بعد از شکستگی انجام شود ریسک شیوع مشکلات کاهش مییابد. نتیجه گیری: با توجه به یافتههای این مطالعه انجام هر چه سریعتر درمان باز شکستگی فک تحتانی با توجه به احتمال کاهش شیوع مشکلات پس از جراحی توصیه میشود.
مقدمه: یکی از بهترین روشها برای بازسازی نواقص استخوانی در ناحیه دهان و دندان بیماران، استفاده از پیوند اتوژن است که هنوز به عنوان استاندارد طلایی جهت آگمنتاسیون نواحی دچار کمبود استخوان، در نظر گرفته میشود. مناطق داخل دهانی متعددی برای برداشت این گرفت استخوانی وجود دارد که توبروزیته ماگزیلا به دلیل دسترسی راحتتر و عوارض جراحی کمتر، محل مناسبی جهت برداشت مقادیر محدود استخوان میباشد. هدف از انجام این مطالعه، ارزیابی مشکلات پریودنتال مولر دوم ماگزیلاری پس از برداشتن پیوند استخوان از ناحیه توبروزیته بود. مواد و روشها: ۱۵ بیمار مراجعه کننده به بخش جراحی و ایمپلنت دانشکده دندانپزشکی مشهد، با محدوده سنی ۲۰ تا ۴۰ سال، پس از بررسی شرایط ورود و خروج، وارد مطالعه شدند. برای هر بیمار شاخصهای عمق پاکت، از دست دادن چسبندگی لثه، شاخص پلاک، شاخص لثه و خونریزی بعد از پروب کردن، در سه ناحیه شامل میددیستال، دیستوباکال و دیستولینگوال از هر دندان، در دو زمان قبل و ۶ ماه بعد از جراحی، اندازه گیری و ثبت شدند. در تحلیل داده ها از آزمون t زوجی، ویلکاکسون و مک نمار استفاده شد (05/0α=). یافتهها: میانگین عمق پاکت در دیستال مولر دوم ماگزیلا، در دوز مان قبل و ۶ ماه بعد از عمل، به میزان ۱۵/۴% کاهش یافته بود که این میزان کاهش، معنیدار بوده است (002/0P=). سه شاخص پلاک (002/0P=)، از دست دادن چسبندگی لثه 025/0=P و شاخص لثه ۰77/۰=P به صورت رتبه ای ارزیابی شدند که هر سه با گذشت زمان کاهش یافته بود. میزان خونریزی مشاهده شده در ۶ ماه پس از جراحی ۴/٢۱% کاهش داشت اما این میزان کاهش معنیدار نبود (۲۵۰/۰P=). نتیجه گیری: برداشتن گرفت استخوانی از ناحیه توبروزیته، منجر به ایجاد مشکلات پریودنتال برای مولر دوم ماگزیلاری مجاور این ناحیه، نخواهد شد و استخوان ساپورت کننده در دیستال آن، چنانچه در طی جراحی دچار صدمه شده باشد، دوباره بازسازی شده به طوری که عمق پاکت و عرض بیولوژیک نرمالی خواهیم داشت.
مقدمه: وجود دندانهای اضافه متعدد پدیدهای کمیاب است. این پدیده معمولاً همراه با سندرومهایی نظیر کلیدوکرانیال دیسپلازی، سندروم گاردنر و نظایر آنها دیده میشود. بروز این پدیده در غیاب سندرومهای همراه بسیار غیرمعمول است. هدف از این گزارش، معرفی یک بیمار غیرسندرمیک دارای دندانهای متعدد نهفته و اضافه میباشد. گزارش مورد: خانم 29 ساله، فاقد هرگونه مشکل اسکلتال، سیستمیک، متابولیک و ذهنی، به بخش جراحی فک و صورت دانشکده دندانپزشکی مشهد ارجاع شد. در بررسی کلینیکی 7 عدد از دندانهای دائمی وجود نداشتند. در بررسی رادیوگرافیک، بیمار مجموعاً دارای 15 دندان نهفته بود که تعداد 7 عدد آنها اضافه بر تعداد نرمال دندانها بودند. نتیجه گیری: وجود دندان اضافه و یا غیبت یک یا چند دندان معمولاً باعث ایجاد مشکلات اکلوژن و فانکشنال در بیماران میشود. در این موارد میبایست جهت برنامهریزی طرح درمان مناسب جراحی، ارتودنتیک، پروتزی، از بیماران معاینه کامل کلینیکی و رادیوگرافیک همراه با تاریخچه دقیق، به عمل آید.
مقدمه: آنالیز سفالومتری در ارتودنسی بر پایه مقایسه بخشهای مختلف کرانیوفاسیال نسبت به پلنهای رفرنس میباشد. یکی از این پلنها، پلن افقی فرانکفورت (FH)است که میتواند براساس دو نقطه پوریون آناتومیک و ماشینی رسم شود. هدف از این مطالعه تعیین و مقایسه زاویه بین پلن فرانکفورت آناتومیک و افق واقعی با زاویه بین پلن فرانکفورت ماشینی و افق واقعی بود. مواد و روشها:در این مطالعه توصیفی-تحلیلی، 50 لترال سفالوگرام دیجیتال از بیماران کلاس یک ارتودنسی بالای 14 سال، در حالت Natural Head Position تهیه و توسط نرم افزار Onyx Ceph (Version 2.6.22) و براساس آنالیز Viazis تریس شدند تا صحت کلاس I بودن آنها تایید شود. برای هر بیمار دو پلن FH با دو پوریون آناتومیکو ماشینی رسم گردید. اختلاف زاویه هر یک از پلنهای مذکور با پلن افق واقعی بررسی شدند و در نهایت دادهها توسط آنالیز آماری tزوجی با یکدیگر مقایسه شدند. سطح معنیداری برابر 05/0 در نظر گرفته شد. یافتهها: پلن فرانکفورت ماشینی و پلن فرانکفورت آناتومیک به ترتیب با میزان میانگین ˚66/5- و ˚58/1- اختلاف معنیداری با افق واقعی داشتند (001/0>P). نتیجه گیری: برای انجام ارزیابیهای سفالومتریک در بیماران ارتودنسی در صورت استفاده از پلن فرانکفورت، بهتر است از پوریون آناتومیک استفاده شود چرا که اختلاف پلن فرانکفورت آناتومیک با افق واقعی به طور معنیداری کمتر از اختلاف پلن فرانکفورت ماشینی با افق واقعی بود.
مقدمه: خارج کردن دندان یکی از مهمترین و شایع ترین اقداماتی است که در مطب دندانپزشکی انجام میشود. آشنایی با عوارض احتمالی این جراحی بدون تردید برای هر دندانپزشکی ضروری است. هدف از این گزارش معرفی یک مورد جابجا شدن تصادفی سومین مولر فک پایین به فضای اینفراتمپورال بعنوان یکی از عوارض جراحی دندان عقل میباشد. یافته ها : خانم 23 ساله با محدودیت شدید در باز کردن دهان از طرف یک دندانپزشک به بخش جراحی دانشکده دندانپزشکی ارجاع شده بود که در ارزیابی رادیوگرافی وجود دندان عقل فک پایین در فضای اینفراتمپورال مشهود بود. دندان جابجا شده بدلیل تداخل مکانیکی با زائده کرونوئید موجب محدودیت شدید در باز کردن دهان شده بود، دندان در اتاق عمل و تحت بیهوشی خارج و محدودیت حرکت دهان برطرف شد. نتیجه گیری : آگاهی از عوارض احتمالی خارج کردن دندان یک اصل پایه است و هر دندانپزشکی که اقدام به این جراحی میکند باید در مورد عوارض احتمالی آگاه و با نحوه کنترل آن نیز آشنا باشد.