
هدف این مقاله توسعه رفاه اجتماعی در مناطق روستایی شهرستان دشتی با تأکید بر رویکرد جامعهشناختی میباشد روش پژوهش از نظر هدف توسعهای و از نظر نوع داده کیفی با رویکرد اکتشافی است که از روش تحلیل مضمون مصاحبه استفاده شد. جامعه آماری شامل مدیران و متخصصان حوزه روستایی در حوزه شهرستان دشتی بودند که با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند و اصل اشباع نظری به 15 نفر بود. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از تحلیل مضمون در نرمافزار MAXQDA انجام شد. نتایج تحقیق نشان داد که در تحلیل دادههای حاصل از مصاحبه در قالب 49 مقوله اصلی بررسی شدند که هر کدام شامل ابعاد و شاخصهای متعددی بود که با مشخص کردن مقولههای شرایطی، تعاملی ـ فرآیندی، پیامدی به ابعاد اساسی برای شکلگیری اولیه چارچوب مفهومی تحقیق تعیین شد. در نهایت پیامدهای اقتصادی، پیامدهای اجتماعی، پیامدهای فرهنگی، پیامدهای زیستمحیطی، پیامدهای زیرساختی، موانع زیستمحیطی، موانع اقتصادی، موانع اجتماعی، موانع حمایتی، موانع فرهنگی، موانع زیرساختی و موانع مدیریتی و سازمانی که همان برونداد الگو محسوب میشوند، بهعنوان مقولههای پیامدی مطرح شدند.
این پژوهش به دنبال بررسی نظرات بنیانگذار جمهوری اسلامی پیرامون «حجاب» است؛ آنچه که بهعنوان سؤال اصلی در این پژوهش مطرح میشود، این است که حجاب از نظر امام خمینی چیست؟ و دارای چه پیامدهایی است. برای پاسخ به این سؤال با استفاده نظرگاه تغییرات فرهنگی و رویکرد تکامل فرهنگی و با استفاده از روش تحلیل مضمون به صورت توصیفی به دنبال بررسی متون به جای مانده از ایشان پیرامون این مضمون مرکزی هستیم. نتایج حاصله از این مطالعه نشان میدهد که از یک سو دیدگاه ایشان مبتنی بر این است که مقابله با حجاب یک امری انتقالی جانبدارانه در زمینه تکامل فرهنگی غرب و ایران دوران پهلوی داشته است؛ به صورتی که هر دو نظام شاهنشاهی و حامیان غربی او به قوه قهریه سعی در حذف آن میکردند و میکنند. از سوی دیگر مضمون دیگر مبتنی بر اختیار در حوزه تحول فرهنگی است که زن دارای حجاب هم در نهضت مشروطه فعالیت میکند، هم در انقلاب حضور دارد و هم در زمان جنگ، ظهور و بروز دارد.
کارگران صنعتی، قسمت بزرگی از نیروی کار کشور را تشکیل میدهند و جمعیتی پرنفوذ و سرنوشتساز به حساب میآیند. با توجه به اینکه در سالهای اخیر، تضادهای کارگری افزایش یافته است، بررسی این مسئله در ایران و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن ضروری به نظر میرسد. هدف اصلی تحقیق، بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر تضادهای کارگری در روابط صنعتی ایران بود. فاینمور که از نظریهپردازان سیستمی روابط صنعتی است، با الگوگیری از دانلوپ به ارائه مدل روابط صنعتی پرداخته است. چلبی نیز از اختلالهای اجتماعی نام میبرد که نظم اجتماعی را به خطر میاندازند. نظم / اختلال اجتماعی، نقش مهمی میتواند در روابط صنعتی بازی کند. با توجه به نظریات این دو نظریهپرداز، چارچوب نظری ارائه شد. در این تحقیق، از استراتژی موردپژوهی برای بررسی موضوع تحقیق استفاده شد. برای جمعآوری اطلاعات از روشهای پیمایش و همچنین دادههای ثانویه استفاده گردید. تضادهای کارگری و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن از سال 1390 تا 1402 شمسی مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس منطق روششناسی تحقیق، از گزارههای بهدست آمده، تحلیل عاملی به عمل آمد. نتایج آماری حاصل از تحلیل عاملی و معیار KMO تأییدکننده مدل تحلیل عاملی بود. یافتههای تحقیق حاکی از آن بود که عامل اختلال رابطهای مهمترین عامل تبیینکننده تضادهای کارگری است. عاملهای اختلال توزیعی، اختلال نمادی و اختلال هنجاری به ترتیب عوامل دیگر تبیینکننده تضادهای کارگری بودند.
یکی از عوامل بنیادی برای بقای هر جامعه مسئولیتپذیری اجتماعی است. همه افراد، سازمانها و اصناف علاوه بر تکالیف مربوط به حوزه تخصصی خود، وظایفی نیز در قبال جامعه بر عهده دارند که اهتمام به آنها میتواند به حل بسیاری از مسائل جامعه منجر شود و حفظ و تقویت همبستگی اجتماعی را به همراه آورد. در این میان، مسئولیت اجتماعی ورزشکاران بهعنوان یکی از اصناف مهم و اثرگذار جامعه از اهمیت ویژهای برخوردار است. این پژوهش با هدف بررسی مسئولیت اجتماعی ورزشکاران در ایران و با روش کیفی به انجام رسید. در این پژوهش، اقدامات و فعالیتهای ورزشکاران مطرح ایرانی ناظر به موضوع مسئولیت اجتماعی و با روش نمونهگیری موارد استثنائی در بازه زمانی دهساله 1394 تا 1403 مورد بررسی قرار گرفت. نتایج این پژوهش نشان داد که اقدامات ورزشکاران در حوزه مسئولیت اجتماعی شامل سه مضمون عمده و فراگیر «کنشهای خیرخواهانه و حمایتی»، «توسعه اجتماعی و فرهنگی» و «الگوسازی و مشارکت عمومی» میباشد. همچنین، اقدامات فردی میزان بیشتری از فعالیتهای مسئولیت اجتماعی ورزشی را نسبت به سازمانهای ورزشی در ایران به خود اختصاص داده است که از ضعف این سازمانها و عدم برنامهریزی مدون و نهادی در سیاستها و ساختار آنها حکایت میکند. در پایان، پیشنهاد گردید که نهادهای متولی ورزش کشور در راستای توسعه مسئولیت اجتماعی ورزشکاران، رویکردی برنامهمحور، نظاممند و مبتنی بر آموزش و ارزیابی اتخاذ کنند. تدوین «سند ملی مسئولیت اجتماعی ورزشکاران»، طراحی مشوقهای حقوقی و رسانهای، و آموزش مستمر اخلاق اجتماعی از جمله راهکارهایی است که میتواند زمینهساز توسعه پایدار و انسانیتر ورزش حرفهای در ایران شود.
این تحقیق با هدف تحلیل اثرات تعاملی توسعه اینترنت و فضای کسب و کار بر فقر روستایی انجام شده است. جامعه آماری و دادههای تحقیق در این مطالعه شامل تمام مناطق روستایی کشور ایران است. دوره محاسبه برای سالهای 1357 الی 1400 به صورت دورهای از طرح هزینه و درآمد خانوار و دادههای کلان اقتصادی مورد بررسی قرار گرفته شد. روش پژوهش، کاربردی، همبستگی از نوع علی و استفاده از مدل اقتصادسنجی است. دادههای پژوهش از مرکز پژوهشهای مجلس، مرکز آمار ایران و نرم افزار WDI بانک جهانی گردآوری شده است. دادههای گردآوری شده با استفاده از نرمافزار ایویوز و روش ARDL مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد توسعه اینترنت و ارتباطات با ضریب 1/2- سبب کاهش فقر روستایی میشود. توسعه فضای کسب و کار در ایران نیز با ضریب 1/2- سبب کاهش فقر روستایی میشود و همچنین اثر تعاملی توسعه اینترنت و فضای کسب و کار با ضریب 7/3- سبب کاهش فقر روستایی میشود.
پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و روش تحقیق کیفی ـ کمی است. روش نمونهگیری در بخش کیفی به صورت گلوله برفی به منظور شناخت عوامل اجتماعی مؤثر بر توسعه پایدار شهرهای تهران و زاهدان میباشد و در بخش کمی تصادفی ساده برای تعیین و وضعیتسنجی مؤلفههای شناسایی شده انتخاب شدند. جامعه آماری این تحقیق شامل صاحبنظران، اساتید و متخصص دانشگاهی و اعضای هیأت علمی دانشگاهها و مراکز پژوهشی بوده است. برای این منظور 78 شاخص اجتماعی مؤثر بر توسعه پایدار شناسایی و ارزیابی شدند. شاخصهای مورد بررسی در 7 شاخص اصلی آموزش، فقر، اینترنت، افزایش جمعیت، سلامت، نابرابری اقتصادی، بیکاری استخراج و نامگذاری شدند. بر اساس نتایج ارائه شده بیشترین شکاف مربوط به وضعیت آموزش بوده و با وجود اینکه وضعیت آموزش در زاهدان و تهران از سایر موارد میانگین بیشتری کسب نموده است اما تفاوت بین سطح آموزش تهران و زاهدان چشمگیرتر بوده است. کمترین شکاف نیز مربوط به فقر و نابرابری اقتصادی است که با وجود تفاوت چشمگیر این دو مقوله در دو شهر به علت وجود فقر و نابرابری اقتصادی در دو شهر و مطلوب نبودن وضعیت این دو متغیر در تهران شکاف کمتری از این لحاظ بین دو شهر مشاهده شده است.
تصویر ذهنی استفادهکنندگان خدمات توریسمدرمانی بر توسعه آن بسیار تأثیرگذار میباشد. این صنعت، تأثیرات چشمگیری بر توسعه شهرها، نواحی و کشورها دارد به همین دلیل درآمد و توسعه پایدار اقتصادی حاصل از توریسمدرمانی بسیار حائز اهمیت است. لذا این پژوهش با هدف ارائه مدل و تبیین نقش عوامل مؤثر بر تصویر ذهنی استفادهکنندگان خدمات توریسمدرمانی در توسعه پایدار اقتصادی استان خوزستان انجام شده است. این تحقیق به لحاظ هدف کاربردی میباشد. جامعه آماری تحقیق در بخش کیفی خبرگان توریسمدرمانی بودند که با 10 نفر به اشباع نظری رسیدیم و در بخش کمی گردشگران توریسمدرمانی و کارکنان کادر درمان در استان خوزستان بودند که تعداد 384 نفر به روش تصادفی تعیین شدند. ابزار جمعآوری در بخش کیفی مصاحبه و در بخش کمی پرسشنامه بود که روایی آن با استفاده از روایی سازه و پایایی آن به کمک آزمون آلفای کرونباخ بررسی و تأیید شده است. تجزیه و تحلیل دادهها در بخش کیفی با استفاده از روش دادهبنیاد و از نرمافزار Maxqda و در بخش کمی معادلات ساختاری و از نرمافزار PLS انجام گردید. نتایج تحلیل دادههای کیفی در کدگذاری که 91 مقوله فرعی در قالب 22 مقوله اصلی یا کد محوری دستهبندی شدند و در بخش کمی عوامل علی، مداخلهگر و شرایط زمینهای بر تصویر ذهنی استفادهکنندگان خدمات توریسمدرمانی تأثیر معنیداری دارد؛ همچنین راهبردهای حوزه گردشگری تأثیر معنیداری بر پیامدهای توریسمدرمانی دارد. در نهایت نتایج بیانگر آن است که پیامدهای توریسمدرمانی تأثیر معنیداری بر توسعه پایدار اقتصادی دارد.
هدف این تحقیق سنجش تجربه زیسته دانشگاهیان در دو دانشگاه اصفهان و دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در تفکر انتقادی بود روش تحقیق در این تحقیق کیفی از نوع پدیدارشناسی بود و ابزار جمعآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته بر مبنای نمونه هدفمند و با استفاده از شیوه تکمیلی گلوله برفی بود که با 28 نفر از دو جامعه دانشگاه اصفهان و دانشگاه علوم پزشکی شامل اعضای هیأت علمی و دانشجویان تحصیلات تکمیلی مصاحبه به عمل آمد؛ از مصاحبه 6 به بعد مسیر اکتشاف رو به بسط و تعمیق گذاشت و با مصاحبه 29 به اشباع رسید سپس 634 گزاره با نرمافزار مکس کیودا 22 از مصاحبهها استخراج شد. و کدگذاری شروع شد با این تعداد تحلیل مضمون اصلی و فرعی و همخانوادهسازی گزینههای برای رسیدن به مقولات بهصورت دستی انجام شد. مقولهبندی و کدگذاری انجام شد و مدل مفهومی از تمهای اصلی و فرعی تدوین شد. نتایج بهدست آمده بیانگر این است که تفکر انتقادی: زیست شرافتمدانه و مسئولانه (معنی واقعی و قدیمی فرد دانشگاهی)، تفکر انتقادی ابعاد شناختی و عاطفی و ارتباطی را معرفی مینماید و ارتباط تفکر انتقادی با ابعاد مختلف زیست اجتماعی و معنوی و شخصی را برجسته مینماید انسان را به اندیشیدن به فرا دستها و انسانی اندیشیدن راهنمایی میکند برخی هم به خاطر تجربههای ناخوشایند از تفکر انتقادی در دوران تحصیلی هنگام رسیدن به درجه استادی در سر کلاس دانشجویان را آزاد میگذارند تا انتقادی بار بیایند.
با استقبال نظریهپردازان حوزههای توسعه از موضوعات جدید و همچنین افزایش توجهات به نقشآفرینی و کارآمدی نهاد دولت از حدود دهه 1990 میلادی، موضوعاتی مانند «حکمرانی خوب» در صدر علایق محققان ذیربط قرار گرفت. در ایران نیز از حدود دو دهه گذشته به اینسو تعداد زیادی از مطالعات در حوزههای گوناگون علوم انسانی به نقش و اهمیت حکمرانی خوب اختصاص یافته است. پژوهش حاضر با هدف فهم عمیقتر از محتوای این مطالعات و همچنین ارزیابی نتایج آنها صورت گرفته است. به منظور دستیابی به هدف مذکور با بهرهگیری از روش مرور نظاممند، پس از شناسایی بیش از 150 مقاله مرتبط در پایگاههای اطلاعاتی داخلی، تعداد 30 مقاله انتشاریافته طی پانزده سال اخیر (1400-1385) بهعنوان نمونه برگزیده شد. نتایج بهدست آمده حاکی از آن بود که اغلب محققان داخلی علاقهمند به تحلیل این موضوع در سطح «ملی» بودهاند. افزون بر آن از میان مؤلفههای حکمرانی خوب، «کارایی و اثربخشی» بیش از سایر مؤلفهها موردتوجه محققان بوده است. ارزیابی مطالعات از حیث روششناختی نیز نشان داد اغلب پژوهشها در سنجش و تحلیل حکمرانی خوب تلاش زیادی برای استفاده از شاخصها و ابزارهای معتبر در سطح جهانی داشتهاند. تجزیه راهکارها و پیشنهادها مندرج در مقالات نیز نشانگر توجه به نقشآفرینی هر دو رکن «دولت» و «جامعه» در بهبود وضعیت حکمرانی بوده است. مطابق با یافتههای پژوهش میتوان گفت نیمی از مطالعات صورت گرفته فاقد هرگونه راهبرد یا پیشنهاد معین بودهاند. همچنین توجه اندک محققان به بافت و زمینه فرهنگی در مطالعه حکمرانی خوب نیز از دیگر کاستیهای موجود در این پژوهشها بوده است.
کشور ایران از سویی با رشد قابل توجه عرضه نیروی کار جوان و از سوی دیگر با رشد ناچیز تقاضای نیروی کار مواجه است. از سویی برای جبران عقبماندگیهای رشد و توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور، راهی جز فعال کردن سایر بخشهای اقتصادی از طریق کارآفرینی و کارآفرینان نیست، اما با توجه به نوپایی کارآفرینی زنان، مشکلات اجتماعی زیادی وجود دارد. کارآفرینی زنان در ابعاد مختلفی بررسی شده اما نگاه جامعهشناختی به کارآفرینی زنان با توجه به هویت خانوادگی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در این مطالعه، موانع ناشی از هویت خانوادگی برای کارآفرینی زنان به صورت رویکرد کیفی مورد بررسی قرار گرفت. برای این منظور و شناخت عمیق از روش گراندد تئوری با نمونهگیری گلوله برفی استفاده شده است. جامعه آماری شامل متخصصین علمیو خبرگان در زمینه کارآفرینی و کارآفرینان زن بوده است. تعداد مصاحبههای کیفی غیر ساختارمند بر اساس اجماع نظرات به مصاحبه با 14 نفر از زنان کارآفرین موفق انجامید و سپس مدل مفهومیارائه گردید. مدل استخراج شده از روش دادهبنیاد نشان داد شرایط علی موانع توسعهیافتگی کارآفرینی زنان شامل: نقش تربیتی والدین، نقش همسر، الگوگیری از خانواده و انگیزه معیشتی خانوادگی است. شرایط زمینهساز هویت خانوادگی در توسعه کارآفرینی زنان شامل نیل به استقلال مالی، نقش خانواده، داشتن حقوق نابرابر در خانواده، فرهنگ جامعه بوده است. اعتقادات خانوادگی، عدم همراهی همسر، فرهنگ خانوادگی، انجام فعالیت پنهان از خانواده، تبعیض جنسیتی در خانواده، تنگناها و مشکلات غیر مترقبه، تحمیل نقش زنانه، وظایف سنگین خانهداری و همسرداری و مسئولیتهای مادرانه بهعنوان عوامل مداخلهگر هویت خانوادگی در توسعه کارآفرینی زنان شناسایی شدند.
حضور در اجتماع و ارتباط سازگارانه با افراد جامعه مستلزم برخورداری از مهارتهای زندگی است. حل مسئله بهعنوان یکی از مهمترین مؤلفههای مهارت زندگی نقش تعیینکنندهای در حل تعارضات زناشویی دارد. اما اینکه چه مؤلفههایی میتواند راهبرد حل مسئله منطقی را رقم بزند و از تنشها بکاهد، در خورد مطالعه علمی است. در همین راستا مطالعه حاضر با هدف تبیین رابطه سبکهای هویت با راهبردهای حل مسئله اجتماعی در دختران و پسران آماده ازدواج انجام شده است. برای تبیین حل مسئله اجتماعی از نظریه دزریلا و بوردیو بهعنوان چارچوب نظری استفاده شد. روش مورد استفاده پیمایش و حجم نمونه 912 نفر است. ابزار مطالعه پرسشنامه بوده که روایی آن توسط متخصصین و پایایی آن با آلفای کرونباخ مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج بهدست آمده حاکی از این است که در طبقههای پایین اجتماعی بیشتر از راهبرد حل مسئله اجتماعی بیدقت و اجتنابی استفاده میکنند. میزان راهبرد حل مسئله منطقی بر حسب تحصیلات با توجه به میانگینها تفاوت معناداری وجود ندارند. افراد بیسواد در شیراز بیشتر از سایر گروهها راهبردهای حل مسئله بیدقت و اجتنابی استفاده میکنند. از بین سبکهای هویت، بعد اطلاعاتی و هنجاری با راهبرد حل مسئله منطقی دارای رابطه معنادار است و سبک هویت آشفته با راهبرد حل مسئله بیدقت و اجتنابی دارای رابطه معنادار است. نتایج رگرسیون گام به گام بیانگر آن است که سبک هویت آشفته، طبقه و جنسیت بیشتر قدرت تبیینکنندگی را حل مسئله بیدقت را دارند. سبک هویت آشفته، طبقه و تحصیلات نیز دارای قدرت تبیینکنندگی متغیر حل مسئله اجتنابی هستند. نتایج رگرسیون گام به گام بیانگر آن است که کسانی که سبک هویت اطلاعاتی و هنجاری در آنها قویتر است، بیشتر امکان دارد که از راهبرد حل مسئله منطقی استفاده کنند. این نتایج میتواند حساسیت مربیان و مشاوران پیش از ازدواج را نسبت به متغیرهای مهم در انتخاب همسر را بیشتر کند.
از یک نظام تأمین اجتماعی کارآمد انتظار میرود که بتواند عایدی کافی را در یک فضای پایدار تأمین نماید. نظام فراگیر تأمین اجتماعی بیشتر به پوشش در ادبیات بیمه اشاره دارد و بدین معنی است که چه تعداد از افراد تحت پوشش بیمه در یک کشور قرار گرفتهاند. هدف از تحقیق حاضر صورتبندی و طراحی الگویی برای استقرار نظام تأمین اجتماعی فراگیر در کشور میباشد. رویکرد این پژوهش استقرایی بوده و از روش کیفی و استراتژی نظریه داده بنیاد برای انجام آن استفاده شده است. دادههای پژوهش از طریق مصاحبه با ۳۰ نفر از مدیران شاغل در وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، سازمان تأمین اجتماعی، نمایندگان اعضای کمیسیون اجتماعی و صاحبنظران حوزه دانشگاه بهعنوان مشارکتکنندگان در پژوهش جمعآوری شده است. بر اساس یافتههای تحقیق «نظام تأمین اجتماعی فراگیر» بهعنوان مقوله محوری بر مبنای شرایط علی «لایه تکمیلی، لایه غیر مالی، تصمیمگیری، لایه بیمهای و لایه حمایتی» و از طریق راهبردهای سیاستگذاری در نظام تأمین اجتماعی، ارزشیابی انعطافپذیر و چندجانبه، ایجاد نظام اقتصادی پویا در حوزه تأمین اجتماعی و مطالبهگری و با در نظر گرفتن نظارت، اجرا و تحقیق و توسعه در زمینه تأمین اجتماعی فراگیر بهعنوان زمینه الگو، محقق میشود و منجر به تحقق حکمرانی خوب نظام تأمین اجتماعی، تأمین امنیت مالی افراد مسن، تأمین نیاز مستمریبگیران، کاهش فقر در جامعه و حمایت از سیاستهای بازار کار و رشد اقتصادی میگردد. استقرار نظام تأمین اجتماعی فراگیر نقش بسزایی در تأمین امنیت مالی و روحی افراد مسن و ایجاد امید دارد که این امر میتواند کیفیت زندگی، امنیت اجتماعی و عدالت اجتماعی را ارتقا دهد.
یکی از زمینههای غالب ناپایداری توسعه شهری در کلانشهر اهواز، پهنههای اسکان غیر رسمی است که بنا بر اطلاعات رسمی جمعیت آنها 400 هزار نفر برآورد شد. مساحت این بافتها نیز بیش از 300 کیلومتر مربع ارزیابی شدهاند. هدف این پژوهش تبیین سیاستهای حکمرانی شهری جهت مداخله در بافتهای اسکان غیر رسمی در کلانشهر اهواز است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی از نظر ماهیت توصیفی ـ تحلیلی است. شیوه گردآوری اطلاعات پیمایشی ـ کتابخانهای است و گردآوری دادهها در قالب پرسشنامه انجام شده است. در نهایت دادههای گردآوری شده در قالب تحلیل آماری و تحلیل ساختاری میکمک مهمترین شاخصهای راهبردی مداخله در پهنههای اسکان غیر رسمی را مشخص کرده است. نتایج تحلیل آماری نشان داده است که شاخصهای راهبردی مسولیتپذیری، شفافیت، مشارکتپذیری و عدالتمحوری به ترتیب بالاترین تأثیر را در حکمروایی جهت ساماندهی بافتهای فرسوده شهر اهواز داشتهاند؛ همچنین تحلیل ساختاری میکمک نیز 16 راهبرد کارآمد برای مداخله در ساماندهی اسکان غیر رسمی را نشان داده است که از این بین؛ راهبرد توانمندسازی در پهنههای اسکان غیر رسمی (رتبه اول) و راهبرد بهسازی محیطی (رتبه دوم) کارآمدترین استراتژیهای ساماندهی پهنههای اسکان غیر رسمی شهر اهواز بودهاند.
The Afghan diaspora in Isfahan, Iran, constitutes a vibrant and diverse community that actively sustains its Afghan identity through extensive transnational engagements across social, cultural, economic, and political domains. This study investigates the transnational activities of second-generation Afghan migrants in Isfahan, aiming to identify the factors that either facilitate or hinder these connections. Specifically, it examines the influence of discrimination experiences, religious participation, age, education, and income on the intensity and nature of transnational involvement. Data were collected from 259 participants using a purposive snowball sampling method and a standardized questionnaire designed to assess transnational practices. Statistical analyses, conducted with SPSS and AMOS software, confirm that second-generation Afghans in Isfahan maintain robust transnational ties in all dimensions, with particularly strong engagement in cultural and social spheres, followed by economic and political activities. The findings reveal that experiences of discrimination significantly amplify religious participation, which plays a pivotal role in strengthening transnational activities within the community. Additionally, education and religious identity emerge as key drivers of transnationalism, while gender shows no significant effect. These results highlight the complex interplay of social, cultural, and structural factors in shaping the transnational identity of the Afghan diaspora in Iran. The study underscores the importance of addressing discrimination through targeted policies to foster social integration and reduce reactive transnationalism, providing critical insights into the dynamics of identity, belonging, and cross-border connections among second-generation Afghan migrants in Isfahan.
نزاع دستهجمعی به تنش، تضاد و تخاصم فیزیکی و نبردهای گروهی گفته میشود که تحت تأثیر شرایط کلان و ساختاری قرار میگیرد؛ در کنار سایر مؤلفهها؛ مسائل اقتصادی از اثرگذارترین امر در شدت یافتن و افزایش آن تلقی میشود. در این میان نتایج بررسی بین سالهای 1392 الی 1400 گویای افزایش تمایل به نزاع جمعی در سطح کشور داشته و عمده استانها با میزانی از این پدیده درگیر و مواجه بودهاند. بر همین اساس هدف اصلی تحقیق بررسی جامعهشناختی تأثیر عوامل و مسائل اقتصادی بر ظهور و تداوم نزاع دستهجمعی در ایران از سال 1392 الی 1400 به روش تحلیل ثانویه و پیمایش دادههای ملی است. روش پژوهش از نوع تحلیل ثانویه بوده و دادهها با نرمافزار 25 SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و یافتهها در دو بخش توصیفی (جداول فراوانی، نمودارهای فراوانی و شاخصهای مرکزی) و استنباطی (آزمونهای دو متغیره و چند)، گزارش و تبیین شده است. بهطور کلی پژوهش حاضر مؤید ارتباط معنیداری میان تغییرات مسائل کلان اقتصادی با روند نزاع جمعی در استانهای کشور است. فرضیههای فرعی نشان دادند که با افزایش ضریب جینی؛ شدت یافتن بیکاری (کاهش بسترهای کسب و کار و اشتغال) و بالا رفتن نرخ تورم و نوسان آن؛ در فاصله زمانی 1392 الی 1400، جامعه ایران با افزایش مسئله نزاع دستهجمعی در سطح کشور مواجه بوده است.
مسئله حاشیهنشینی در طول چند دهه اخیر چالش اصلی مدیریت شهری بوده و بعد از تجربیات مختلف برخورد قهری، نادیده انگاشتن و در نهایت به رسمیت شناختن، آنچه که اکنون توسط سازمانهای بینالمللی توصیه شده، رویکردهای توانمندسازی و توسعه محلی میباشد. ایجاد دفاتر تسهیلگری و توسعه محلی با رویکرد اجتماع محور از جمله اقداماتی است که در سالهای اخیر در راستای توانمندسازی و جلب مشارکت ساکنین محلی در ساماندهی مناطق حاشیهنشین در دستور کار دولت قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی کیفی عملکرد دفاتر تسهیلگری شهر خرمآباد انجام شده است. این پژوهش از نوع کیفی است و از تکنیک تحلیل مضمون استفاده شده است. روش نمونهگیری هدفمند و ابزار گردآوری دادهها مصاحبه نیمه ساختار یافته بود که بعد از مصاحبه با 25 نفر از مطلعین کلیدی از جمله اعضای دفاتر تسهیلگری شهر خرمآباد و فعالان اجتماعی و محلی محلات حاشیهنشین شهر خرمآباد، اشباع نظری حاصل شد. یافتهها نشان میدهد که دستیابی به بانک اطلاعاتی دقیق در حوزههای مختلف، استفاده از ظرفیت ساکنان برای حل مسائل و مشکلات، تقویت مشارکت مردمی، ترغیب نهادها به فعالیت در سطح محلات، تقویت روحیه امید در بین ساکنین محلی و افزایش حس تعلق ساکنین محلی از جمله مهمترین نقاط قوت دفاتر تسهیلگری؛ عدم آشنایی برخی از دستگاههای اداری از اهداف و شرح خدمات تسهیلگری، رویکرد خیریهای و کاسبگرایانه برخی از مؤسسات، نامشخص بودن نتایج و اثربخشی عملکرد دفاتر، غلبه رویکرد کالبدی بر رویکرد اجتماعی و فرهنگی، کیفیت پایین نیروی انسانی در برخی دفاتر، ضعف در نظارت و پایش عملکرد این دفاتر و ضعف هماهنگی بین امور اجتماعی استانداری و شرکت مشاور از جمله مهمترین نقاط ضعف دفاتر تسهیلگری شهر خرمآباد میباشد.
مدیریت کارآمد منابع انسانی، عامل اساسی و مهم در توسعه اثربخش استراتژیهای سازمانی است. هدف از تحقیق حاضر، تدوین مدل مدیریت منابع انسانی مبتنی بر نظام حکمرانی و مسئولیت اجتماعی در شرکت توسعه نیشکر و صنایع جانبی میباشد. تحقیق حاضر از حیث هدف، کاربردی و اکتشافی و روش آن ترکیبی با ترتیب کیفی ـ کمی است. جامعه آماری شامل مقالات و متون مرتبط و خبرگان و متخصصان صنعت شکر استان خوزستان میباشند. در مرحله کیفی، نمونه آماری برای روش فراترکیب مقالات و متون مرتبط در این حوزه و برای فن دلفی فازی 17 نفر از خبرگان میباشند که به روش هدفمند انتخاب شدند. در مرحله کمی نیز نمونه آماری برای مدلسازی ساختاری تفسیری و مدلیابی معادلات ساختاری، 40 نفر از خبرگان بصورت تمامشماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در مرحله کیفی فهرست مقالات و متون مرتبط و پرسشنامه و در مرحله کمی شامل پرسشنامه محقق ساخته مدل مدیریت منابع انسانی مبتنی بر نظام حکمرانی و مسئولیت اجتماعی است. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات در مرحله کیفی، از روش فراترکیب و دلفی فازی و در مرحله کمی از روش مدلسازی ساختاری تفسیری و مدلیابی معادلات ساختاری استفاده شد. ابتدا با روش فراترکیب، الگوی اولیه استخراج و با استفاده از فن دلفی فازی مهمترین عوامل به تأیید خبرگان رسید، بعد به کمک تکنیک مدلسازی ساختاری تفسیری سطح و روابط ابعاد الگو تعیین و برازش شد. در نهایت مدل پژوهش با 4 بعد، 17 مؤلفه و 85 شاخص از برازندگی لازم برخوردار میباشد.
در این مقاله، رمان «بره گمشده راعی» به مثابه یک برساخت اجتماعی در نظر گرفته میشود. بر اساس رویکرد برساختی ـ تفسیری، رمان یک خلق هنری است که از طریق آن محیط اجتماعی درک میشود و معنا مییابد. بنابراین، این مقاله در جستجوی کشف معناهایی است که از طریق رمان «بره گمشده راعی» به شرایط اجتماعی دوران خود الصاق شدهاند. در واقع، این ساخت معنادار بازتاب فهمی است که نویسنده در اثرش از تحولات اجتماعی دوران خود داشته است. این رمان در سال 1356 چاپ شد، ولی روایت این رمان مربوط به سال 1348 است. با توجه به هدف این مقاله ـ مطالعه پدیده مدرنیزاسیون در رمان «بره گمشده راعی» ـ از روششناسی پدیدارشناسی هرمونوتیک استفاده شده است. تحلیل رمان «بره گمشده راعی» نشاندهنده «نابسامانی زیستفردی و اجتماعی» در دوره تالیف این کتاب است. مهمترین مؤلفههای این نابسامانی را میتوان گسیختگی روانی، ناکارآمدی اداری، گسستهای هویتی و به هم ریختگی نقشهای اجتماعی دانست.
افسردگی بنا به میزان شیوع و گستردگی آن در جامعه بهعنوان سرماخوردگی روانی در نظر گرفته میشود. این شیوع و گستردگی افسردگی آن را تبدیل به ویژگی سیستمی جامعه کرده است. با توجه به ویژگی سیستمی که افسردگی به خود گرفته است برای توضیح افسردگی نیاز است جامعه و خصوصیات آن در حوزه روابط اجتماعی مورد توجه قرار گیرد. سطوح و لایههای روابط اجتماعی که از خلال آنها افراد در جامعه در قالب اجتماعها جذب و ادغام میشوند از خصوصیات جامعه است که در ارتباط با افسردگی در این مطالعه مورد بررسی قرار میگیرد. گزاره این مطالعه بیان میکند بین سطوح روابط اجتماعی در اجتماعها که افراد را به جامعه پیوند میدهد اختلال رابطهای به وجود آمده، لذا این اختلال رابطهای افراد را مستعد افسردگی کرده است. هدف این مطالعه بررسی این اختلال مفروض رابطهای ایجاد شده و ارتباط آن با افسردگی است. جامعه آماری مطالعه کارمندان ادارههای آموزش و پرورش شهر مشهد است که با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه 384 نفره با روش پیمایش مورد بررسی قرار گرفته است. یافتههای مطالعه نشان میدهند در میان سطوح روابط اجتماعی که اجتماعها در آن شکل گرفتهاند بین اجتماعهای غیر قلمرویی و رابطه قوی با افسردگی ارتباط معنیدار منفی وجود دارد؛ لذا بر اساس یافتههای این مطالعه نتیجهگیری میشود که افرادی که در اجتماع غیر قلمرویی و نیز در اجتماع حاصل از رابطه قوی درگیر هستند کمتر دچار افسردگی میشوند و برعکس، هر چه افراد در این دو اجتماع مذکور کمتر درگیر شوند بیشتر دچار افسردگی میشوند.
متاورس بهعنوان تکنولوژی جدید در دنیای دیجیتال به زودی زندگی بشر را دگرگون خواهد کرد، به گونهای که میتوان ورود به متاورس را ورود انسان به عصر جدید خواند. به هر صورت این ابزار میتواند همچون سایر ابزارهای ارتباطی سبب تحولات اجتماعی و حتی باورها و ارزشها میشود. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف تحلیل جامعهشناختی فرصتها و تهدیدهای متاورس در توسعه اقتصادی ـ اجتماعی ایران انجام شده است. این پژوهش از لحاظ هدف؛ یک پژوهش کاربردی است؛ و از لحاظ روش توصیفی ـ پیمایشی. جامعه آماری پژوهش مدیران شرکتهای فعال در حوزههای شبکههای اجتماعی و کریپتوکارنسی میباشند که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده، انتخاب خواهند شد. اجرای تکنیک دلفی ارائه مدل جامعهشناختی فرصتها و تهدیدات متاورس در توسعه اقتصادی اجتماعی ایران، تحلیل SWOT است. در این راستا تعیین پروتکلها و استانداردهای تعاملی و تبیین ابعاد حقوقی این فضا و محتواهای تولید شده در آن و تقویت حکمرانی در این قلمرو از مهمترین کارهای پیشروی سیاستگذاران و قانونگذاران بوده و بر این اساس تأمین امنیت سایبری و حریم خصوصی، شناسایی ریسکهای احتمالی در متاورس، تقویت حاکمیت با توازن امنیت و آزادی در متاورس و آگاهسازی و آموزش مردم توسط رسانهها جهت استفاده صحیح کاربران از متاورس ضروری خواهد بود.