سرخارگل (Echinacea purpurea) پرفروشترین گیاه دارویی در اروپا و ایالاتمتحده است که برای درمان سرماخوردگی استفاده میشود. این آزمایش بهصورت کرتهای خردشده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعة پژوهشی پژوهشکدة ژنتیک و زیستفناوری طبرستان در سال زراعی 1391-1392، اجرا شد. تیمارهای آزمایشی شامل سه زمان نشاکاری (20 فروردین، 19 اردیبهشت و 18 خرداد در بهار 1392) در کرتهای اصلی و سه تراکم بوته (7، 10 و 16 بوته در مترمربع) در کرتهای فرعی بود. نتایج نشان داد که اگرچه تأخیر در کاشت سبب کاهش ماده خشک شاخساره، برگ و ساقه شد، ولی افزایش تراکم تا 10 بوته در مترمربع تا اندازهای اثر نامطلوب تأخیر در کاشت را جبران کرده است که نشان میدهد تاریخ کشت زودتر و تراکم 10 بوته در مترمربع برای افزایش کمیت این ویژگیها مناسبتر بودهاند. نسبت ماده خشک شاخساره/ گل برگها> ساقهها> بود. در کل، میتوان چنین استنباط کرد که احتمالا نشاکاری زودهنگام سرخارگل در 20 فروردین ماه و با تراکم 10 بوته در مترمربع برای تولید ماده خشک و فنل کل از برگها و ساقهها و تأخیر در کاشت تا 19 اردیبهشت و تراکم 10 بوته در مترمربع، برای تولید ماده خشک و فنل کل از گلها، در شرایط این آزمایش مناسب است.
سیر Allium sativum L.)) در میان گیاهان دارویی از اهمیت زیادی برخوردار است. مهمترین ماده مؤثره در این گیاه الیسین است. این پژوهش به منظور بررسی تأثیر همزیستی میکوریزایی (Glomus intraradices)، باکتری تیوباسیلوس و گوگرد بر خصوصیات کمی و کیفی گیاه سیر در مزرعه پژوهشی دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی ساری در سال 1391 در قالب طرح بلوک کامل تصادفی در 3 تکرار اجرا شد. در این تحقیق12 تیمار مورد بررسی قرار گرفتند که عبارت بودند از: شاهد، تلقیح میکوریزا (M)، تیوباسیلوس (T)، M+T، 75 کیلوگرم گوگرد در هکتار (75S)، 75S+M، 75S+T، 75S+M+T، 150کیلوگرم گوگرد در هکتار (150S)، 150S+M، 150S+T، 150S+M+T. نتایج این بررسی نشان داد که وزن خشک پیاز (Allium cepa L.) درترکیب تیماری75 و 150کیلوگرم گوگرد در هکتار همراه با باکتری تیو باسیلوس و همزیستی میکوریزایی در مقایسه با کرتهای شاهد به طور معنیداری افزایش یافت. همچنین اثر کاربرد150کیلوگرم گوگرد در هکتار به تنهایی و همراه با باکتری تیوباسیلوس و یا همزیستی میکوریزایی به طور معنیدار عملکرد خشک غده را در مقایسه با شاهد افزایش داد. اثر تمام تیمارهای به کار گرفته شده در این تحقیق بر کلروفیل a در مقایسه با شاهد معنیدار بود. در حالیکه تنها ترکیبات تیمار کاربرد150کیلوگرم گوگرد همراه با باکتری تیوباسیلوس و یا همزیستی میکوریزایی و یا هر دو آنها بر میزان کلروفیل b معنیدار بود. تمام ترکیبات تیماری مورد استفاده در این بررسی که در آنها 75 و 150 کیلوگرم گوگرد به کار رفته بود به طور معنیدار سبب افزایش میزان کارتنوئید در مقایسه با شاهد شدند. در بین تیمارهای مورد بررسی اثر تمام ترکیبات تیماری به جز اثر همزیستی قارچ میکوریزایی بر عملکرد آلیسین در مقایسه با شاهد معنیدار بود.
1 ،ٖلایٌ ٜبٍك٘از ،یظضٚبكو ّْٛػ ٜسىك٘از ،تػاضظ ٜٚطٌ 2 ٌ تؿیظ ٚ هیت٘غ ٜسىكٞٚػپ ،تػاضظ ٜٚط ّْٛػ ٜبٍك٘از ،ٖبتؾطجط یظضٚبكو یضٚبٙف ،یضبؾ یؼیجط غثبٙٔ ٚ یظضٚبكو 3 ٍُٙخ تبمیمحت ٝؿؾؤٔ ،ییٚضاز ٖبٞبیٌ تبمیمحت فرث ،یٕیقٛتیف ٜٚطٌ ،ضٛكو غتاطٔ ٚ بٞ 4 حلانا ٜٚطٌ تؿیظ ٚ هیت٘غ ٜسىكٞٚػپ ،تبتبج٘ ّْٛػ ٜبٍك٘از ،ٖبتؾطجط یظضٚبكو یضٚبٙف یضبؾ یؼیجط غثبٙٔ ٚ یظضٚبكو :تفبیضز دیضبت( 14 / 10 / 93 :ییبٟ٘ ـطیصپ دیضبت ، 12 / 03 / 1394 )
بهمنظور بررسی اثر تناوب زراعی بر رابطه بانک بذر با جمعیت گیاهچه علف هرز تاجریزی سیاه (Solanum nigrum L.) در طول فصل رشد ذرت، پژوهشی در سال 1391 در مزرعه شرکت زراعی دشت ناز واقع در شهرستان ساری انجام گرفت. بدینمنظور ابتدا مزرعه به شبکههای 2 متر در 2 متر تقسیم و نقاط تقاطع شبکهها علامتگذاری شد و نمونهبرداری از بانک بذر در دو مرحله و نمونهبرداری از گیاهچههای تاجریزی در سه مرحله از این نقاط صورت گرفت. نتایج نقشههای توزیع مکانی نشان داد که مرکز پرتراکم لکهها در انتهای فصل در مزرعه با تناوب ذرت- باقلا- ذرت افزایش یافت در حالیکه در تناوب سویا- گندم- ذرت این تراکم کاهش نشان داد. نتایج نشان داد که همبستگی مکانی قوی و متوسط برای بذور تاجریزی سیاه در تمامی مراحل نمونهبرداری به ثبت رسیده است. بین میانگین بذرهای تاجریزی سیاه در دو تناوب اختلاف معنیداری در سطح احتمال 01/0 وجود دارد. بنابراین با توجه به اینکه میانگین این بذرها و گیاهچههای سبز شدهی تاجریزی سیاه در تناوب ذرت- باقلا- ذرت کمتر بوده است لذا بهنظر میرسد باقلا پیشکشت مناسبتری برای کاهش تراکم علف هرز و بذرهای تاجریزی سیاه در بانک بذر است.
با هدف بررسی نقش سدیم نیتروپروساید در کاهش تنش اکسیداتیو ناشی از تنش شوری در گیاهچههای جو، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار در آزمایشگاه زراعت دانشکده علوم کشاورزی دانشگاه گیلان انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل دو سطح 1/0 و 2/0 میلیمول سدیم نیتروپروساید (SNP) بهعنوان دهنده نیتریکاکساید (NO) و آب مقطر بهعنوان شاهد و دو سطح شوری (صفر و 300 میلیمول نمک کلریدسدیم) بودند. در روز هفتم پس از اعمال تیمارها، فعالیت آنزیمهای سوپراکسیددیسموتاز (SOD)، پراکسیداز POD))، کاتالاز (CAT)، آسکوربات پراکسیداز ((APX و پلیفنلاکسیداز (PPO)، پراکسیدهشدن لیپیدها و اکسیداسیون پروتئینهای برگها اندازهگیری شد. نتایج آزمایش نشان داد که در تیمار 1/0 میلیمول SNP و در شرایط شور، آنزیمهای POD و CAT بهترتیب با 07/7 و 6/17 میکرومول بر گرم بافت تازه در دقیقه بیشترین فعالیت را داشتهاند. اثر تنش شوری بر فعالیت آنزیمAPX معنیدار نبود با اینحال، بیشترین فعالیت دو آنزیمSOD و APX، در تیمار 1/0 میلیمول SNP بهدست آمد. همچنین، NO تأثیر معنیداری بر فعالیت آنزیم PPO نداشت. علاوه براین، استفاده از NO خارجی بهعنوان یک آنتیاکسیدان، پراکسیده شدن لیپیدهای غشا را کاهش داد و سبب تأخیر در تجزیه پروتئینها شد. درکل، بهنظر میرسد که غلظت 1/0 میلیمولار نیتریکاکساید، بهترین غلظت برای گیاهچههای جو در شوری شدید است که میتواند با تأثیر بر سیستم دفاعی آنتیاکسیدانی گیاه، سبب کاهش اثرات نامطلوب تنش و افزایش احتمالی تحمل گیاهچهها در شرایط شور شود.
به منظور بررسی اثر تنش غرقابی بر عملکرد و اجزای عملکرد کلزا(Brassica napus L.) رقم هایولا 401 آزمایشی به صورت گلدانی در دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، در قالب طرح پایه کاملاً تصادفی با آرایش فاکتوریل، با دو عامل در سه تکرار در سال 1390-1389 انجام شد. غامل اول شامل مراحل نموی (گیاهچهای، ساقهرفتن، گلدهی و پر شدن دانه) و عامل دوم مدت اعمال تنش غرقابی (0، 3، 6 و 9 روز) بود. برای کمیسازی اثر تنش غرقابی بر عملکرد و اجزای عملکرد کلزا از مدل زوال کاهشی و مدل خطی استفاده گردید نتایج نشان داد که بیشترین و کمترین میزان شیب کاهش تعداد دانه در مراحل گیاهچهای و پر شدن دانه (45/1- و 94/0- در روز) بهدست آمد. بیشترین و کمترین شیب کاهش عملکرد دانه در مراحل گلدهی و ساقهرفتن به ترتیب 73/1- و 6/0- در روز بود. همچنین بیشترین میزان عملکرد دانه در شاهد (3/15 گرم در بوته) و کمترین آن در تیمار 9 روز غرقاب مرحلهی گلدهی (53/0 گرم در بوته) به دست آمد. بیشترین میزان پروتئین دانه در مرحلهی پرشدن دانه و 3 روز غرقاب (7/28 %) و کمترین آن در مرحلهی گلدهی و 6 روز غرقاب (7/17 %) مشاهده گردید. همچنین درصد روغن دانه در گسترهای از 5/47% در تیمار 6 روز غرقاب مرحلهی ساقهرفتن تا 1/32 درصد در تیمار 6 روز غرقاب مرحلهی گلدهی مشاهده گردید. تجزیه علیت داده ها بیانگر تأثیر زیاد مستقیم و غیر مستقیم عملکرد بیولوژیک بر عملکرد گیاه تحت تنش غرقابی بود.
این پژوهش به منظور بررسی اثر تنش غرقابی بر برخی صفات مورفولوژیک و فیزیولوژیک کلزا (L. (Brassica napus در مراحل مختلف نموی، رقم هایولا 401، به صورت گلدانی در دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، در قالب طرح پایه کاملاً تصادفی با آرایش فاکتوریل، در سه تکرار در سال 1390-1389 انجام شد. فاکتور¬های آزمایش شامل مراحل نموی (گیاهچه¬ای، ساقه¬رفتن، گلدهی و پر شدن دانه) و مدت اعمال تنش غرقابی (0، 3، 6 و 9 روز) بود. در این آزمایش، صفات سطح برگ، وزن خشک برگ، ارتفاع و وزن خشک ساقه، حجم ریشه، وزن خشک ریشه، فلورسانس کلروفیل، غلظت کلروفیل و عملکرد دانه اندازه¬گیری شد. برای کمی¬سازی اثر تنش غرقابی بر صفات مورفولوژیک و عملکرد از مدل زوال کاهشی و خطی استفاده گردید. شرایط غرقابی سبب کاهش سطح و وزن خشک برگ، کاهش FV/FM و کاهش میزان کلروفیل، افزایش زردی، پیری زودرس و ریزش برگ¬ها گردید. در نتیجه این تغییرات گیاه بیوماس کمتری به ساقه و ریشه صادر کرده و ارتفاع، وزن خشک ساقه، حجم و وزن خشک ریشه و در نهایت نیز عملکرد دانه کاهش یافت. بیشترین شیب کاهش عملکرد دانه در شرایط غرقابی مرحله¬ی گلدهی (73/1- در روز) و کمترین آن در شرایط غرقابی مرحله¬ی ساقه¬رفتن (6/0- در روز) به دست آمد. بیشترین میزان عملکرد دانه در تیمار شاهد (3/15 گرم در بوته) و کمترین آن در تیمار 9 روز غرقاب مرحله¬ی گلدهی و پر شدن دانه (به ترتیب 18/0 و 4/1 گرم در بوته) به دست آمد.