سابقه و هدف: اخیراً از فرآوردههای فرعی پسته به منظور کاهش هزینههای تولید در تغذیۀ نشخوارکنندگان استفاده میشود. اما تاننها و ترکیبات فنلی موجود در فرآوردههای فرعی پسته بهعنوان ترکیبات ضدتغذیهای، استفاده از این فرآوردۀ فرعی کشاورزی را در جیره نشخوارکنندگان محدود مینمایند. از اینرو، متخصصان تغذیه استفاده از ترکیبات متصلشونده به تانن مانند پلیاتیلنگلیکول در جیرههای حاوی تانن بالا را توصیه میکنند. همچنین مشخص شده است که بنتونیت سدیم نیز میتواند بهعنوان ماۀ غیرفعالکنندۀ تانن در تغذیۀ نشخوارکنندگان مورد استفاده قرار بگیرد. بنابراین، این پژوهش برای ارزیابی تأثیر مکملسازی پلیاتیلنگلیکول یا بنتونیت سدیم فعال بر مصرف خوراک، علائم حیاتی، فراسنجههای بیوشیمیایی و هماتولوژی خون بزهای سانن تغذیه شده با فرآوردههای فرعی پسته تحت تنش گرمایی کوتاه مدت انجام شد. مواد و روشها: تعداد 15 رأس بز نر نژاد سانن در قالب یک طرح کاملاً تصادفی به سه گروه تیماری اختصاص یافت. این آزمایش برای مدت 30 روز (25 روز برای دوره قبل از تنش گرمایی و 5 روز در شرایط تنش گرمایی) به طول انجامید. در کل دورۀ آزمایش، جیرههای آزمایشی شامل؛ 1- جیره حاوی 30 درصد ماده خشک فرآورده فرعی پسته (گروه شاهد) 2- جیره شاهد مکمل شده با پلیاتیلنگلایکول در سطح 1% ماده خشک جیره (گروه PEG) 3- جیره شاهد مکمل شده با بنتونیت سدیم فعال در سطح 1% ماده خشک جیره (گروه ASB) بودند. برای اندازهگیری مصرف ماده خشک، میزان باقی-مانده خوراک بهطور روزانه ثبت شد. برای اندازهگیری اسیدیته شکمبه در روز آخر آزمایش و 2 ساعت بعد از مصرف خوراک صبح اسیدیته مایع شکمبه با pH متر ثبت گردید. برای ثبت علائم حیاتی، تعداد ضربان قلب، تعداد تنفس (در یک دقیقه) و دمای رکتوم در سه روز آخر آزمایش در دورۀ تنش مورد اندازهگیری قرار گرفتند. همچنین، در روز آخر آزمایش، دو سری نمونه خون (5 میلیلیتر) از رگ وداجی تعیین فراسنجههای بیوشیمیایی و خونشناسی جمعآوری شد. دادهها با استفاده از رویۀ GLM و نرمافزار SAS 9.1 مورد آنالیز آماری قرار گرفتند.نتایج: نتایج آزمایش نشان داد که میزان مصرف خوراک در تیمار شاهد بالاتر بوده است (05/0>P). اسیدیته شکمبه تحت تأثیر تیمارها قرار نگرفت (05/0≤P). از نظر علائم حیاتی، تعداد ضربان قلب و تنفس در تیمار PEG بالاتر از سایر تیمارها بوده است (05/0>P). بین تیمارها از نظر فراسنجههای بیوشیمیایی هیچ اختلاف معنیداری مشاهده نشد (05/0≤P). امّا از نظر فراسنجههای خونشناسی، غلظت مونوسیتها، ائوزینوفیل و فیبرینوژن در تیمار PEG کمتر از سایر تیمارها بوده است (05/0>P)، و همچنین فراسنجههای هورمونی نشان دادند که غلظت کورتیزول در این تیمار بالاتر از سایر گروهها بود (05/0>P).نتیجهگیری: در مجموع با توجه به دادههای حاصل از این پژوهش نتیجهگیری میشود که استفاده از بنتونیت سدیم فعال در جیرههای حاوی 30 درصد فرآوردههای فرعی برای تغذیۀ بزهای تحت تنش گرمایی میتواند بدون اعمال اثرات منفی بر فاکتورهای حیایی و رفاه حیوان، تا حدودی سبب افزایش غلظت مونوسیت و تقویت سیستم ایمنی در این حیوانات گردد.
این پژوهش به منظور بررسی ترکیب شیمیایی، خصوصیات تخمیری، تجزیه پذیری و تولید گاز سیلاژ تفاله مرکبات غنی شده با سطوح مختلف تفاله چغندر(SBP) در قالب طرح کاملا تصادفی انجام شد. تیمارهای آزمایشی: تیمار 1 ( تفاله مرکبات تازه)، تیمار 2، 3 و 4 بترتیب شامل (شاهد+ 6، 12 و 18 گرم SBP /کیلوگرم سیلاژ) بودند. نتایج نشان دادند که DM% و CP% سیلاژها با افزایش سطوح تفاله چغندر بطور معنی¬داری افزایش یافت. درصد NDF، ADF، EE% و خاکستر بین تیمارها تفاوت معنی¬داری نداشتند. ولی غلظت نیتروژن آمونیاکی و pH سیلاژها با افزایش SBP بطور معنی¬داری افزایش یافت. شاخصFlieg point نشان داد که همه سیلاژها از لحاظ کیفیت در دسته سیلاژ با کیفیت خوب قرار داشتند. داده های تجزیه پذیری نشان دادند که بخش (a) بطور معنی¬داری در گروه شاهد و تیمار حاوی 6 گرم SBP بالاتر بوده است ولی بخش(b) و (c) با افزایش SBP بطور معنی¬داری افزایش یافت. بین تیمارها از لحاظ پتانسیل تجزیه پذیری اختلاف معنی¬داری وجود نداشت. میزان تجزیه پذیری مؤثر سیلاژها با افزایش سطح SBP بطورمعنی¬داری افزایش یافت. میزان تولید گاز سیلاژها در زمان های مختلف انکوباسیون با افزایش سطح SBP بطورمعنی¬داری افزایش یافت. همچنین (b) و (c) نیز با افزایش SBP افزایش یافتند. بین تیمارها از لحاظ NEl و غلظت SCFA تفاوت معنی¬داری مشاهده نشد، اما میزان OMD وME توسط سطوح مختلف SBP بطور معنی¬داری افزایش نشان دادند. بنظر می¬رسد افزودن SBP به سیلاژ تفاله مرکبات می¬تواند موجب بهبود ارزش تغذیه¬ای این فرآورده فرعی شود.