کریستال ویولت از جمله آلایندههای آبی محسوب میشود، بنابراین پژوهشی با هدف بررسی اثر افزودن رنگ کریستال ویولت (صفر، 3، 6 و 9 پیپیام) با سطوح مختلف بنتونیت سدیم یا خاکستر پوست خربزه (صفر، 4 و 8 میلیگرم بهعنوان جاذب) به محیط کشت تهیه شده از مایع شکمبه گوسفند در قالب طرح فاکتوریل 3×2×4 انجام شد. کارآیی هر یک از جاذبهای فوق (صفر، 4 و 8 میلیگرم) در حذف کریستال ویولت اضافه شده به آب (صفر، 3، 6 و 9 پیپیام) در زمانهای 3 و 24 ساعت انکوباسیون، نیز ارزیابی شد. هر دو جاذب فوق (بهویژه بنتونیت سدیم) منجر به حذف کارآمد رنگ از آب شدند. افزودن رنگ تا سطح 6 پیپیام به محیط کشت، باعث کاهش معنیدار تولید تجمعی گاز در زمانهای 12 و 24 ساعت انکوباسیون، پتانسیل تولید گاز، میزان کل اسیدهای چرب فرار، نیتروژن آمونیاکی و نیز کلیه پارامترهای تخمیری برآورده شده از تولید گاز شامل تولید پروتئین میکروبی، قابلیت هضم ماده آلی، انرژی خالص شیردهی و انرژی قابل متابولیسم در مقایسه با تیمار شاهد شد (0001/0>P). مقدار pH محیط کشت تحت تأثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفت. با افزودن هر یک از جاذبها (بهویژه سطح 4 درصد)، کلیه پارامترهای تولید گاز و فراسنجههای برآورد شده از تولید گاز، کاهش معنیداری را نشان دادند (0001/0>P). نتایج کلی نشان داد کاربرد کریستال ویولت حتی در سطوح پایین، اثر منفی بر فعالیتهای تخمیری میکروارگانیسمهای محیط کشت دارد. اگرچه که هر دو جاذب منجر به حذف کارآمد رنگ از آب شدند، ولی نتوانستند از اثرات منفی آن بر محیط کشت بکاهند.
مطالعه حاضر برای بررسی اثر افزودن ساکارز به جیره با یا بدون دانه آفتابگردان آسیاب شده بر تخمیر شکمبه و متابولیتهای خونی و عملکرد گاوهای اوایل شیردهی انجام شد. هشت رأس گاو هلشتاین به صورت آزمایش فاکتوریل 2×2 در قالب طرح مربع لاتین 4×4 تکرار شده به جیرههای آزمایشی شامل 1) جیره با قند پایین (بدون ساکارز یا دانه آفتابگردان)، 2) جیره با قند پایین و 8 درصد دانه آفتابگردان، 3) جیره با قند بالا حاوی 4 درصد ماده خشک ساکارز و 4) جیره با قند بالا حاوی ساکارز با دانه آفتابگردان اختصاص داده شدند. ساکارز و دانه آفتابگردان جایگزین دانه ذرت شد. مصرف ماده خشک، تولید شیر و درصد پروتئین، لاکتوز و مواد جامد بدون چربی شیر تحت تأثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفت. افزودن ساکارز به جیره موجب افزایش غلظت چربی شیر و تولید شیر با 4 درصد چربی شد. هر چند که جیره های آزمایشی اثر معنی داری بر غلظت های نیتروژن آمونیاکی، کل اسیدهای چرب فرار، پروپیونات، بوتیرات، والرات و ایزووالرات نداشت، pH ، استات شکمبه و نسبت استات به پروپیونات با مصرف ساکارز افزایش معنی داری نشان داد. استفاده از 8 درصد دانه آفتابگردان در جیره افزایش غلظت تری گلیسرید و کلسترول پلاسما را در مقایسه با جیره های فاقد دانه روغنی بدنبال داشت. پژوهش حاضر نشان داد که جایگزینی دانه ذرت با ساکارز ممکن است غلظت چربی شیر و تولید شیر با 4 درصد چربی را افزایش داده و الگوی تخمیر شکمبه را در گاوهای شیری تغییر دهد.
این پژوهش به منظور بررسی ترکیب شیمیایی، خصوصیات تخمیری، تجزیه پذیری و تولید گاز سیلاژ تفاله مرکبات غنی شده با سطوح مختلف تفاله چغندر(SBP) در قالب طرح کاملا تصادفی انجام شد. تیمارهای آزمایشی: تیمار 1 ( تفاله مرکبات تازه)، تیمار 2، 3 و 4 بترتیب شامل (شاهد+ 6، 12 و 18 گرم SBP /کیلوگرم سیلاژ) بودند. نتایج نشان دادند که DM% و CP% سیلاژها با افزایش سطوح تفاله چغندر بطور معنی¬داری افزایش یافت. درصد NDF، ADF، EE% و خاکستر بین تیمارها تفاوت معنی¬داری نداشتند. ولی غلظت نیتروژن آمونیاکی و pH سیلاژها با افزایش SBP بطور معنی¬داری افزایش یافت. شاخصFlieg point نشان داد که همه سیلاژها از لحاظ کیفیت در دسته سیلاژ با کیفیت خوب قرار داشتند. داده های تجزیه پذیری نشان دادند که بخش (a) بطور معنی¬داری در گروه شاهد و تیمار حاوی 6 گرم SBP بالاتر بوده است ولی بخش(b) و (c) با افزایش SBP بطور معنی¬داری افزایش یافت. بین تیمارها از لحاظ پتانسیل تجزیه پذیری اختلاف معنی¬داری وجود نداشت. میزان تجزیه پذیری مؤثر سیلاژها با افزایش سطح SBP بطورمعنی¬داری افزایش یافت. میزان تولید گاز سیلاژها در زمان های مختلف انکوباسیون با افزایش سطح SBP بطورمعنی¬داری افزایش یافت. همچنین (b) و (c) نیز با افزایش SBP افزایش یافتند. بین تیمارها از لحاظ NEl و غلظت SCFA تفاوت معنی¬داری مشاهده نشد، اما میزان OMD وME توسط سطوح مختلف SBP بطور معنی¬داری افزایش نشان دادند. بنظر می¬رسد افزودن SBP به سیلاژ تفاله مرکبات می¬تواند موجب بهبود ارزش تغذیه¬ای این فرآورده فرعی شود.
این تحقیق به منظور بررسی جایگزینی سیلوی ذرت با سطوح متفاوت کاه گندم غنی شده با گاز آمونیاک برعملکرد، قابلیت هضم و فراسنجه های تخمیری شکمبه ای، فراسنجه های خونی فعالیت جویدن و ارزیابی اقتصادی استفاده از این دو علوفه در جیره تلیسه های هلشتاینانجام شد. 15 راس تلیسه با سن حدود 10-9 ماه در قالب طرح کاملا تصادفی با 3 تیمار و 5 تکرار به مدت 2 ماه با جیره های دارای (1) 36 درصد سیلاژ ذرت،(2) 18 درصد سیلاژ ذرت + 18 درصد کاه عمل آوری شده و (3) 36درصد کاه عمل آوری شده تغذیه شدند. پرسهای کاه با 4 درصد گاز آمونیاک به مدت 30 روز عمل آوری شدند. نتایج نشان داد که تفاوت بین میانگین ماده خشک مصرفی و افزایش وزن روزانه و ارتفاع جدوگاه در بین تیمارها معنی دار نیست. قابلیت هضم DM، CP،ADF و NDF در تیمار 1 به طور معنی داری نسبت به دو تیمار دیگر بیشترشد. pH شکمبه ای و نیتروژن آمونیاکی شکمبه ای در تیمار3 نسبت به دو تیمار دیگر به طور معنی داری بیشتر شدند. زمان های مصرف خوراک، نشخوار و کل جویدن در تیمار 3 بطور معنی داری بیشتر از دو تیمار دیگر بود. BUN در تیمار 3 نسبت به دو تیمار دیگر و نیز آلبومین خون در تیمار 2 نسبت به دو تیمار دیگر بطور معنی داری بیشتر شدند. غلظت گلوکز، کلسترول، TG،AST و ALT بین تیمارها تفاوت معنی داری نداشت. به طورکلی، برای هرکیلوگرم افزایش وزن، در تیمار 3 و تیمار 2 نسبت به تیمار 1 به ترتیب و 3935 ریال صرفه جویی صورت گرفت. نتایج نشان داد که کاه عمل آوری شده را می توان به طور کامل جایگزین سیلاژ ذرت در جیره تلیسه های هلشتاین کرد بدون اینکه اثر منفی بر عملکرد آنها داشته باشد.
در این آزمایش، اثرات جایگزینی یونجه با سطوح مختلف پوسته پسته بر مصرف خوراک، قابلیت هضم مواد مغذی، فرآسنجه های تخمیری شکمبه، متابولیتهای خون و ابقاء نیتروژن در گوسفندان نر بلوچی بررسی شد. بدین منظور 3 رأس گوسفند نر بلوچی مجهز به کانولای شکمبه ای و شیردانی در قالب یک طرح مربع لاتین 3 × 3 به طور تصادفی مورد استفاده قرار گرفتند. جیره های آزمایشی شامل: 1) 30% یونجه، 20% کاه و 50% کنسانتره (بر اساس ماده خشک) و در جیره های 2 و 3 به ترتیب به میزان 15 و 30% یونجه توسط پوسته پسته جایگزین شد. نتایج آزمایش نشان داد که ماده خشک مصرفی تحت تأثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفت. قابلیت هضم کل لوله گوارش برای ماده خشک، ماده آلی، ADF و NDF اختلاف معنی داری بین تیمارها نداشت، اما برای پروتئین خام به طور معنی دار کاهش یافت. غلظت نیتروژن آمونیاکی مایع شکمبه با افزایش تانن در جیره به طور معنی دار کاهش یافت. غلظت آنزیم های کبدی، کلسترول، HDL، LDL و VLDL تغییر معنی داری نداشت. نیتروژن مصرفی، نیتروژن دفعی از طریق ادرار و نیتروژن هضم شده به طور معنی دار کاهش، اما نیتروژن دفعی از طریق مدفوع به طور معنی داری افزایش یافت. بنابراین میتوان نتیجه گرفت که استفاده از پوسته پسته در سطح 30 درصد ماده خشک در جیره بره های بلوچی با تأمین سطح مناسبی از تانن می-تواند بدون تأثیر منفی بر مصرف خوراک و قابلیت هضم مواد مغذی، سبب بهبود عملکرد حیوان شده و با افزایش دفع نیتروژن از ادرار به مدفوع از لحاظ زیست محیطی بسیار سودمند باشد.
به منظور بررسی مقاومت انواع ریزکپسولهای روغن ماهی در شکمبه و میزان خروج روغن از این ریزکپسولها و تأثیر آنها بر تولید گاز و قابلیت هضم در شرایط شکمبه در مقایسه با تیمارهای حاوی روغن ماهی محافظت نشده سه آزمایش انجام شد. در آزمایش اول تأثیرpH شکمبه و شیردان بر میزان باز شدن دیوارۀ ریزکپسولها و خروج روغن در محیط آبی، در آزمایش دوم میزان تولید گاز و تأثیر روغن ماهی ریزکپسوله شده بر کینتیک تخمیری شکمبه و در آزمایش سوم تأثیر روغن ماهی ریزکپسوله شده بر تجزیه پذیری مواد در شکمبه با روش آزمایشگاهی (Batch culture) مطالعه شد. تیمارهای آزمایشی برای آزمایش اول شامل: 1) ریزکپسول ساده، 2) ریزکپسول اسید تانیکی و 3) ریزکپسول کلسیمی با زمان انکوباسیون 24 ساعت بود. در آزمایش تولید گاز دو نوع جیره پایه شامل جیره علوفهای (یونجه خشک) و جیره کامل (نسبت 40: 60 علوفه به کنسانتره) و هشت تیمار برای هر جیره شامل: 1) کنترل (فاقد افزودنی)، 2) روغن ماهی (4 درصد ماده خشک جیره پایه)، 3) پودر آب پنیر و روغن ماهی (به ترتیب 12 و 4 درصد ماده خشک جیره پایه)، 4) پودر آب پنیر و اسید تانیک (به ترتیب 12 و 2/1 درصد ماده خشک جیره پایه)، 5) پودر آب پنیر، روغن ماهی و اسید تانیک (به ترتیب 12، 4 و 2/1 درصد ماده خشک جیره پایه)، 6) ریزکپسول ساده (16 درصد جیره پایه)، 7) ریزکپسول اسید تانیکی (2/17 درصد جیره پایه) و 8) ریزکپسول کلسیمی (2/17 درصد جیره پایه) با 72 ساعت زمان انکوباسیون استفاده شد. در آزمایش سوم از یونجه خشک به عنوان جیره پایه با شش تیمار شامل: 1) کنترل (فاقد افزودنی)، 2) روغن ماهی، 3) پودر آب پنیر و روغن ماهی، 4) ریزکپسول ساده، 5) ریزکپسول اسید تانیکی، 6) ریزکپسول کلسیمی (نسبت تیمارها یکسان با آزمایش تولید گاز در نظر گرفته شد) در 24 ساعت زمان انکوباسیون استفاده شد. در آزمایش اول میزان خروج روغن ماهی از ریزکپسولهای ساده، اسید تانیکی و کلسیمی تحت شرایط pH شکمبه به ترتیب 74، 7 و 12درصد و در pH شیردان به ترتیب 74، 59 و 67 درصد از کل روغن ماهی کپسوله شده بود که برای ریزکپسول اسید تانیکی در شرایط pH شکمبه به صورت معنیداری (05/0P
. هدف از این تحقیق، بررسی تاثیر روش فرآوری دانه جو و نوع منبع چربی بر عملکرد گاوهای هلشتاین در اوایل دوره شیردهی بود. تعداد 8 راس گاو هلشتاین شیرده با میانگین وزن 71 ± 572 کیلوگرم و روزهای شیر دهی 10 ± 45 روز در قالب یک طرح مربع لاتین 4 × 4 با چهار جیره در چهار دوره 21 روزه تحت آزمایش قرار گرفت. جیره های آزمایشی حاصل ترکیب دو روش از فرآوری دانه جو (آسیاب کردن یا پلت کردن) و دو منبع چربی (پنبه دانه یا دانه کلزا) بود. مصرف نیتروژن تحت تاثیر روش فرآوری دانه جو قرار گرفت و در گاوهایی که با جو آسیاب شده تغذیه شده بودند بیشتر از گاوهایی بود که جو پلت شده مصرف کرده بودند (04/0=P). نیتروژن ابقا شده تحت تاثیر اعمال تیمارها قرار نگرفت ولی فرآوری دانه جو دفع نیتروژن مدفوع را تحت تاثیر قرار داد و در گاوهایی که جو آسیاب شده مصرف کردند بطور معنی داری بالاتر از گاوهایی بود که جو پلت شده مصرف کردند (001/0 = P). منبع چربی یا روش فرآوری دانه جو اثر معنی داری بر درصد چربی و پروتئین شیر نداشت؛ ولی مقدار مواد جامد بدون چربی تحت تاثیر منبع چربی و روش فرآوری دانه جو قرار گرفت و در گاوهایی که جو آسیاب شده و دانه کلزا مصرف کردند بالاتر بود (05/0>P). تولید شیر تحت تاثیر روش فرآوری دانه جو قرار گرفت و در گاوهایی که جو آسیاب شده مصرف کردند مقدار شیر 64/0 تا 9/1کیلوگرم در روز بیشتر از گاوهایی بود که جو پلت شده مصرف کردند (04/0 = P). فرآوری دانه جو مصرف خوراک را تحت تاثیر قرار داد (04/0 = P) و در گاوهایی که جو آسیاب شده مصرف کردند مقدار 15/1 تا 18/2کیلوگرم در روز بیشتر از گاوهایی بود که جو پلت شده مصرف کردند. منبع چربی یا روش فرآوری دانه جو اثر معنی داری بر قابلیت هضم مواد مغذی و متابولیتهای خونی نداشت. نتایج حاصل از این مطالعه نشان می دهد که فرآوری دانه جو و نوع منبع چربی می تواند عملکرد گاوهای شیرده را تحت تاثیر قرار دهد و فرآوری دانه جو در مقایسه با منبع چربی تاثیر بیشتری بر عملکرد گاوهای شیری داشت.