هدف : ارزیابی ارتباط میزان حدت ویروس بیماری بورس عفونی با شدت تعییرات آپوپتوتوزیس و سلولهای لنفوئیدی طحال. طرح: مطالعه تجربی. حیوانات: خروس های 21 روزه SPF لگهورن. روش: جوجه ها به 2 گروه مطالعه اول و دوم تقسیم شدند و با روش قطره چشمی – بینی تلقیح گریدند. در گروه اول 3 زیرگروه (30=n) TEST-VAC , (30=n) IBDV-TEST و (30=n)Control مورد مطالعه قرار گرفت. زیرگروه ها به ترتیب با ویروس خیلی حاد عامل بیماری بورس عفونی (سویه 499 –IR)‘ واکسن اینترمدیت 78 D و سرم نمکی تلقیح شدند. در گروه مطالعاتی دوم جوجه ها تحت تلقیح با سویه 499 –IR (10=n) قرار گرفتند. سه روز پس از تلقیح و با بروز علایم بالینی از هر دو گروه به ترتیب از بورس فابریسیوس و طحال نمونه برداری بعمل آمد. نمونه ها با رنگ آمیزی هماتوکسیلن – ائوزین و روش تانل مورد مطالعه قرار گرفتند. نتایج: مطالعات رنگ آمیزی و تانل حاکی از تغییرات آپوپتوزیس در سلول های لنفوسیستی بورس فابریسیوس و طحال در هر دو گروه در مقایسه با کنترل است. آزمون های غیر پارامتری اسمیرنوف کولموگروف و کروسکال والیس و آزمونهای پارامتری تحلیل واریانس آنوا و تعقیبی اختلاف معنی داری را در میانگین تعداد سلول های آپوپتیک زیر گروههای درمانی گروه اول در مقایسه با کنترل نشان می دهد 05).0>P). بعلاوه در گروه دوم آزمون ناپارامتری من – ویتنی اختلاف رتبه ای تعداد سلول ها را در مقایسه با کنترل نشان می دهد. 001).0>P). نتیجه گیری: در شرایط in vivo بین میزان حدت ویروس و شدت تغییرات آپوپتوزیس در بافت های بورس فابریسیوس و طحال ارتباط معنی داری وجود دارد.
هدف: تلاش برای تشخیص توده ای توموری در تخمدان یک قطعه مرغ. طرح : مطالعه موردی . حیوانات : یک قطعه مرغ از یک گله مادر گوشتی 60000 قطعه ای در سن 52 هفتگی از نژاد آرین . روش: ده قطعه مرغ از گله مذکور برای یافتن علت افت تولید کالبد گشایی گردید . در یکی از لاشه ها توده ای در محل تخمدان مشاهده شد که پس از ثبت مشخصات ظاهری و اندازه گیری ابعاد آن ، در فرمالین 10 درصد بافر خنثی پایدار و سپس نمونه های بافتی مناسب از آن برداشته شد . بعد از انجام مراحل آماده سازی بافتی و تهیه بلوکهای پارافینی ، مقاطعی به قطر 5 تهیه و به روش H&E رنگ آمیزی گردید . نتایج : در مشاهدات ماکروسکوپی توده ای تقریبا کروی به قطر حدود 5 سانتیمتر با سطحی نسبتا ناصاف در محل تخمدان چپ مشاهده گردید که از نظر قوام سفت و توپر و پس از برش دادن ، سطح مقطعی نسبتا یکنواخت ، لوبوله و به رنگ زرد مایل به سفید داشت و از سطح قدامی داخلی بر روی سروز روده باریک کاشته شده بود . مرغ مبتلا آثاری از تغییرات صفات ثانویه جنسی را نشان نمی داد . در مطالعه ریزبینی ، سلولهای توموری گرد تا چندوجهی دارای هسته های هیپرکروماتیک مرکزی با غشاء هسته کاملا مشخص و هستک های بزرگ و پررنگ مشاهده می شدند . سیتوپلاسم این سلولها کم ، ائوزینوفیلیک ، دانه دار و به طور ملایم واکوئله بود. دستجات سلولهای توموری ، به وسیله استرومای همبندی ظریفی ، ساختمانهای مدور لوله مانند یا رشته های کشیده طناب مانند ایجاد کرده بودند . سیمای ریزبینی تومور شبیه سمینوما بود. با وجود آمبولی سلولهای سرطانی درعروق خونی قسمت مرکزی تخمدان ، متاستاز به اندامهای دیگر رخ نداده بود.
هدف : تلاش برای تشخیص یک توده توموری جلدی در سگ طرح : گزارش موردی حیوانات: یک قلاده سگ نر 11 ساله از نژاد داشهوند. روش : در مهر ماه 1380 حیوان مذکور به دلیل رشد یک توده جلدی سفت در ناحیه پرینه چپ به بیمارستان دامهای کوچک دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران ارجاع گردید. پس از معاینه بالینی دام مبتلا، رادیوگرافی قفسه صدری و اولترا سونوگرافی محوطه بطنی و لگنی انجام شد. توده یاد شده به روش جراحی برداشته شد و بعد از پایدار شدن در محلول فرمالین ده درصد بافر، نمونههای بافتی مناسب از آن اخذ و پس از انجام مراحل آماده سازی بافت، مقاطعی با قطر 5 میکرون تهیه و به روش هماتوکسیلین و ائوزین (H&E) رنگ آمیزی گردید. نتایج از نظر ظاهری، تودهای سفت و توپر به ابعاد 1×2/2×6/2 سانتیمتر، بدون پایه با سطح زخمی و نکروزه و سطح مقطعی نسبتا ناصاف به رنگ قهوهای تیره مشخص گردید. در مطالعه ریزبینی، سلولهای توموری گرد تا چند وجهی با هشتههای گردو وزیکولر در مرکز سلولها، سیتوپلاسم فراوان ائوزینوفیلیک و حدود سلولی کاملا مشخص، بسیار شبیه به سلولهای کبدی مشاهده شدند. در بیشتر قسمتهای تومور، آرایش عدهای وجود نداشت و نواحی گستردهای از تجمع سلولهای توموری، با رشد نامنظم و بدون لوبولهای مشخص ایجاد گردیده بود. پلئومورفیسم شدید، اشکال میتوزی فراوان، کانونهای وسیع خونریزیو همچنین تهاجم دستجات سلولهای توموری به استرومای همبندی تومور جلب توجه میکرد در سونوگرافها و رادیوگرافهای تهیه شده آثاری از کانونهای متاستاز دیده نشد. نتیجهگیری : این توده بر اساس محل، مشخصات ظاهری و بویژه یافتههای هیستوپاتولوژیک آن به عنوان آدنوکارسینوم غدد پیرامون مقعدی با درجه تمایز نسبتا خوب تشخیص داده شد. هرچند در کشور ما، هیپرپلازی و آدنوم غدد پری آنال به کرات مشاهده شده است اما بر اساس اطلاع تا کنون گزارشی از آدنواکرسینوم این غدد منتشر نگردیده است.
هدف : در گوساله تجویز خوراکی ماده ال- تریپتوفان میتواند با اثر توکسیک باعث ایجاد ادم و آمفیزم حاد ریوی و مرگ گردد. تریپتوفان در شکمبه تبدیل به ایندول استیک اسید میشود و سپس توسط لاکتوباسیلوسها اسکاتول یا 3MI را بوجود میآورد. طرح : مطالعه مداخلهای. حیوانات: 6 راس گوساله نر و ماده هلشتاین. روش : به صورت تجربی به یک راس گوساله نر 6 ماهه مقدار 64/0 گرم به ازای هر کیلوگرم از کپسولهای ژلاتینی 250 میلیگرمی از ماده تریپتوفان به صورت خوراکی و به 3 راس گوساله مشابه میزان 100، 150 و 250 میلیگرم از ماده تری متیل ایندول تجویز گردید. دو راس گوساله نر و ماده نیز به عنوان شاهد انتخاب گردیدند. تجزیه وتحلیل آماری: آمار توصیفی. نتایج : پس از گذشت 4 روز ناگهان دیسترس حاد تنفسی حادث گردید که با تنگی نفس و ریزش کف از دهان و بینی و افزایش تعداد تنفس توام بود. پاتوفیزیولوژی بروز بیماری تنفسی ایجاد ادم در ریهها میباشد که سپس با آمفیزم همراه میشود. نتیجهگیری : علت بروز ادم آسیب به سلولهای آندوتلیال، پنوموسیتهای تیپ یک جدار آلوئولها و نیز سلولهای کلا را در جدار برونشیولها میباشد که باعث افزایش نفوذ پذیری جدار کیسههای هوایی میگردد. مکانیزم بیوشیمیایی ضایعات فوق به صورتی است که پس از ورود تری متیل ایندول به بافت ریه، تحت تاثیر سیستم MFO وابسته به سیتوکروم P-450 تبدیل به رادیکال آزاد متیلن ایمین میگردد که این ماده با اثر پراکسیداسیون غشای سلولهای آندوتلیال نفوذپذیری جدار عروق را افزایش داده و ادم ریوی را باعث میگردد. این رادیکال آزاد میتواند به صورت کووالانسی به ماکروگلبولهای بافتی متصل شده و پراکسیداسیون لیپیدها را به وجود آورد. در بررسیهای انجام شه توسط محققین مشخص شده که ترکیبات نوکلئوفیلیک قوی حاوی تیول از قبیل گلوتاتیون، L-cysteine (GSH) N-acetyl- L-cysteine مانع از اتصال کووالانسی متابولیت راکتیو تری متیل ایندول به پروتئینهای میکروزومی میشوند و نیز مشخص شده است که بعضی ترکیبات از قبیل فنوباریتال که باعث تقویت فعالیت سیتوکروم P-450 میشوند، باعث زدودن تری متیل ایندول از پلاسما میگردند. لذا ترکیبات ذکر شده میتوانند از اثرات تخریب کنندگی رادیکال آزاد بر بافت ریه جلوگیری نموده و از بروز خطرات بیماری و مرگ بکاهند.
یک بررسی پاتولویک در 10 گله طیور گوشتی و تخمی مبتلا به بیماری مارک از مرغداری های اطراف تهران انجام شد و ضایعات ماکروسکوپیک و هیستوپاتولوژیک ازگان های مختلف بدن 315 قطعه جوجه مبتلا مورد مطالعه و مقایسه قرار گرفت. از دو گله جوجه های گوشتی مورد مطالعه،یک گله(در سن 57روزگی)با ابتلاء میکروسکوپیک عصب سیاتیک(70%)پوست(40%)کبد(30%)وطحال و پیش معده (20%)مبتلا به بیماری مارک کلاسیک و گله دیگر در سن 42 روزگی با ابتلاء میکروسکوپیک کبد و پیش معده (80%)،طحال و کلیه(70%)،پوست(60%)،عصب سیاتیک(30%) و قلب(10%) مبتلا به بیماری مارک حاد تشخیص داده شد. از 8 گله جوجه های تخمی مورد مطالعه(در سن 159-100روزگی)با توجه به ضایعات ماکروسکوپیک و میکروسکوپیک همگی مبتلا به بیماری مارک حاد تشخیص داده شدند و بالاترین درصد فراوانی ابتلا از نظر ضایعات هیستوپاتولوژیک مربوط به کبد (7/82-7/81درصد)،طحال(3/76-7/74درصد)،پیش معده(9/83-3/70)بود.قلب(8/39-7/27درصد)،تخمدان(3/33-9/11درصد)،پوست(8/20-2/17درصد)،عضلات مخطط(4/20-4/31درصد)،کلیه(1/15-9/5درصد)،عصب سیاتیک(8/16-4/6درصد) و ریه(4/6درصد)در درجات بعدی ابتلاء قرار داشتند . بافت های ادرنال،مخچه،بیضه و بورس فابریسیوس نیز مورد مطالعه قرار گرفتند ولی از نظر آماری بررسی نگردیدند. ضایعات ماکروسکوپیک در ارگان های احشایی و پوست از حالت ندولر تا منتشر متغیر بود . در پوست ضایعات میکروسکوپیک عمدتا به صورت تغییرات دژنراتیو و نکروتیک،نفوذ سلول های نئوپلاستیک در درم و وجود گنجیدگی های داخل هسته ای در سلول های پوششی فولیکول های پرمشاهده گردید. در ارگان های احشایی ضایعات ریزبینی شامل نفوذ و تجمع اطراف عروقی تا منتشر سلول های لنفاوی نئوپلاستیک اعم از لنفوسیت های کوچک،لنفوبلاست ها،سلول های MD و تعدادی پلاسماسل و ماکروفاژ و گاهی هتروفیل ها بود. ضایعات میکروسکوپیک در عصب سیاتیک شامل ضایعات نوع A (دارای ضایعه ماکروسکوپیک)وBوC(فاقد ضایعه ماکروسکوپیک)ودر بورس فابریسیوس نیز اتروفی فولیکول های لنفاوی،تشکیل کیست های داخل فولیکولی ،تخلیه فولیکول های بورس از سلول های لنفاوی،نفوذ سلولهای پلئومورفیک در بافت بین فولیکولی مشاهده گردید که در یک مورد علاوه بر ابتلا به بیماری مارک،آلودگی شدید بورس فابریسیوس به کریپتوسپورید یا برای اولین بار در ایران تشخیص داده شد. گسترش های تماسی تهیه شده از طحال و تخمدان مبتلا نیز وجود سلول های لنفاوی پلئومورفیک نئوپلاستیک را تأیید نمود. به طور کلی نتایج حاصل از مطالعه فوق با نتایج ارائه شده توسط محققان سایر کشورها با اختلافات جزیی مطابقت داشته ولی میزان ابتلاء،اندامهای مختلف بدن به خصوص پیش معده و پوست در مطالعه حاضر به مراتب بیشتر میباشد. همچنین ابتلا پیش معده و پوست در فرم کلاسیک بیماری از نکات قابل توجه در مطالعه فوق به شمار می رود که تاکنون به ندرت گزارش شده است.
تأثیر سه شکل بخیه ( دو ردیف بالشی،دو ردیف اشمیدوبالشی،دو ردیف زنجیری بالشی) در برخوردی متقابل با سه نوع نخ بخیه (کاتگوت کرومیک،ابریشم،پلی استر) در فرایند التیامی شکاف رحم 9 رأس میش و برپایه انتخاب تصادفی مورد ارزیابی مقایسه ای قرار گرفت. دردیدی ماکروسکپیک التیام محل شکاف لاپاروتومی و هیستروتومی در کلیه میشها و در تحت پروتکل خاص خود خوب ارزیابی گردید. دردیدی میکروسکپیک حضور معنی دار لنفوسیت ها،ماکروفاژها،دیوسلولها و فیبروپلاست ها و در مواردی نوتروفیل ها در اطراف نخ بخیه کاتگوت کرومیک جملگی حکایت از واکنش شدید نسج نسبت به نخ مورد نظر دارد. بخیه در دو ردیف بشکل اشمید بالشی و زنجیری بالشی در مقایسه با دو ردیف بالشی نیز گواه بر استحکام بیشتر خط بخیه در مقابل تنش های وارده از طرف نسج در دوره التیام دارد . با توجه به نتایج حاصله بکار بردن نخهای غیرقابل جذب(پلی استر)وقابل جذب تدریجی (ابریشم)در دوختن شکاف هیستروتومی نه تنها منع کلنیکی،نداشته بلکه باتوجه به طیف وسیع نخهای بخیه موجود و بمنظور پرهیز از برخورد سلیقه ای که نهایتا ضررهای اقتصادی ای را در صور مختلف مطرح میسازد میتوان استفاده از آنها را توصیه نمود.