هدف : ایجاد ریفلاکس و زیکویورترال در سگ جهت ایجاد مدل تجربی بیماری. طرح : مطالعه تجربی. حیوان: شانزده قلاده سگ نژاد مخلوط ایرانی. روش : تعداد شانزده قلاده سگ پس از آمادهسازی از نظر سلامت و حضور ریفلاکس و زیکویورترال مادرزادی یا اکتسابی با سیستوگرافی به 4 گروه چهارتایی تقسیم شدند. ریفلاکس با روش جراحی باز و برش سقف حالب (5-3 میلیمتر) بدون بخیه لبههای شکاف، برش سقف حالب (5-3 میلیمتر) با سوند و بخیه لبههای شکاف با نخ ابریشم، برش سقف حالب (5-3 میلیمتر) به کمک سوند و بخیه با نخ نایلون و برش (7-5 میلیمتر) به کمک سوند و بخیه با نخ نایلون انجام شد. ده روز پس از انجام جراحی که با کمک سوند و بخیه با نخ نایلون انجام شد. ده روز پس از انجام جراحی که با شیوههای مختلف صورت گرفت سیستوگرافی مثبت انجام و حیوانات مورد مطالعه از نظر ابتلا یا عدم بیماری ریفلاکس ادراری بررسی شدند. موفقیت در ایجاد ریفلاکس با روشهای مختلف فوق بررسی و مقایسه توصیفی گردید. تجزیه و تحلیل آماری : امار توصیفی. نتایج : در ایجاد ریفلاکس ادراری با روش جراحی باز استفاده از سوند به عنوان راهنمای برش و بخیه لبههای مخاط حالب به دیواره مثانه اهمیت بسزایی داشت. علاوه بر آن افزایش طول برش و به کارگیری نخ نایلون نسبت به ابریشم در ایجاد ریفلاکس نقش قابل توجهی داشت. نتیجهگیری : با توجه به عواملی مانند طور برش، تعداد بخیه، جنس نخ و استفاده از سوند به عنوان راهنمای برش به نظر میرسد کاربرد سوند برای مشخص نمودن مجرای جالب به عنوان راهنمای برش و برش کافی (7-5 میلیمتر) درسقف حالب و همچنین بکاریگری نخ نایلون برای بخیه برشهای سقف حالب در ایجاد ریفلاکس ادراری حالب نقش زیادی دارد.
هدف : ارزیابی عضو هیات بالینی ایلئوسیستوپلاستی (افزایش حجم مثانه) در سگ طرح : مطالعه تجربی حیوانات : هفت قلاده سگ ماده با نژاد مخلوط 1 تا 2 ساله با وزن تقریبی 24-15 کیلوگرم. روش : ایلئوسیستوپلاستی متعارف (به شیوه به کار گرفته در جراحی پیوند مثانه در انسان) در این مطالعه بر روی سگ انجام پذیرفت و شاخصهای بالینی (درجه حرارت، تعداد ضربان قلب در دقیقه، تعداد تنفس در دقیقه اشتها، چگونگی دفع و کیفیت مدفوع، وضعیت هیدراتاسیون بدن، رنگ مخاطات، زمان پر شدن مجدد مویرگی، خصوصیات ظاهری ادرار، توانایی نگهداری ادرار، انسداد پیشابراه به دنبال ترشح مخاطی و انسداد روده) به مدت پنج هفته (در روزهای صفر، 7،14، 28و 35) ارزیابی گردید. تجزیه و تحلیل اماری : نتایج کمی به دست آمده با استفاده از آنالیز واریانس مکرر (داخل گروهی) برای مقایسه میانگینها در زمانهای مختلف و شاخصهای بالینی کیفی به صورت توصیفی مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج : سگها عمل جراحی پیوند مثانه را به خوبی تحمل کرده و به مدت 5 هفته بدون هیچ گونه مشکلات بعد از عمل زنده ماندند. در تعداد ضربان قلب در دقیقه و تعداد تنفس در دقیقه در طول این مدت اختلاف معنیداری دیده نشد و در حد طبیعی قرار داشتند. درجه حرارت در روز 28 به دلیل انجام ازمایشات تکمیلی افزایش معنیداری نسبت به سایر زمانها داشت (P
هدف : تعیین میزان باقیمانده نیتریتها در انواع فرآوردههای گوشتی عرضه شده در ایران به منظور ارزیابی رعایت استانداردهای مربوطه به حدود مجاز مواد افزودنی در کشور . طرح : مطالعه توصیفی – تحلیلی بر مبنای نمونهگیری اتفاقی. تعداد نمونه: دویست و پنجاه نمونه از انواع فرآوردههای گوشتی (انواع کالباس و سوسیس). روش: در این مطالعه تعداد 250 نمونه از انواع فرآوردههای گوشتی (کالباس و سوسیس) تولید شده توسط کارخانههای مختلف در سطح کشور به طور اتفاقی انتخاب و نمونههای مذکور از نظر شاخص میزان باقیمانده نیتریت با روش اسپکتروفتومتریک مورد بررسی قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل آماری : در مورد شاخص نیتریت، ابتدا میانگین حسابی و خطای معیار دادههای به دست آمده از هر کارخانه محاسبه شده و با استفاده از روش آنالیز واریانس یکطرفه به منظور یافته اختلاف احتمالی بین کارخانههای مختلف و محصولات مختلف دادهها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج : نتایج حاصله نشان داده که میزان باقیمانده نیتریت فرآوردههای مختلف (انواع سوسیس و کالباس) p.p.m108-1 بوده و بر اساس آنالیز واریانس یکطرفه اختلاف بین متوسط مقدار باقیمانده نیتریت مربوط به سوسیس گوشت قرمز از سایر محصولات بیشتر (P
هدف : تعیین فراوانی نسبی نمودها، میانگین خطای معیار و دامنه تغییرات مدت زمان و ارتفاع موج P در اسب ترکم در مقایسه با نژاد مشهور اسب در جهان (تاروبرد). طرح : مطالعه میدانی کنترل شده. دامها : یکص و بیست و سه راس اسب عادی ترکمن 70 درصد ماده و 30 درصد نر، 36 درصد زیر شش سال و 64 درصد بالای شش سال. روش : پس از قرار گرفتن اسبها در حالت حداکثر آرامش ممکن، الکتروکاریوگرافی با استفاده از یک دستگاه الکتروکاریوگراف باتری دار به طور همزمان در 12 اشتقاق استاندارد CV6LL, CV6LU.V10, aVEaVLaVR. III. II. IBA, CV6RL. CV6RU در حالت ایستاده انجام پذیرفت، سرعت مورد استفاده در تمام موارد 25 میلیمتر در ثانیه و ولتاژ امواج به میزان یک سانتیمتر به ازای هر میلیولت بود. تجزیه و تحلیل آماری ، آزمون t نتایج : برای نخستین بار، معیارهای موج P در 12 اشتقاق معیار الکتروکاردیوگرافی گونه اسب مشخص شد. همچنین، معلوم گردید که نمود غالب موج P در اشتقاقهای VR و V10 نسبت به اشتقاق قاعدهای راس یک حالت تصویر آیینهای را در صفحات هندسی متعامد نشان میدهد. نتیجهگیری : با توجه به اینکه معیارهای به دست آمده برای نخستین بار در زمینه الکتروکاردیوگرافی اسب با استفاده از 12 اشتقاق به دست آمدهاند و از طرف دیگر وجود شباهتهای قابل توجه در بین الکتروکاردیوگرافی اسب ترکم و تاروبرد، نتایج این مطالعه بستر مناسبی را برای پژوهشهای الکتروکاردیوگرافی بیشتر در گونه اسب فراهم آورده است. ضمن اینکه، کلینسینهای اسب معیار بالینی لازم را جهت بررسی همزمان 12 اشتقاق خصوصا در مورد اشتقاق معیار بالینی قاعدهای راسی در اختیار خواهند داشت.
هدف : بررسی احتمال باقی ماندن توان لوتئولیتیک داروی PGF2در دامهای تحت درمان با دگزامتازون . طرح : آزمون کلینیکی ( درمان گروه جایگزین ) دام : هفده رأس تلیسه هولشتاین در سن 15 تا 17 ماهگی و متوسط وزن 340 کیلوگرم . دارو: 1- دگزامتازون ( 15 میلیگرم ، کولوازون ، نوربروک ، انگستان ، داخل عضله )، 2- PGF2 (25 میلیگرم ، لوتالایز ، اپجان ، آمریکا ، داخل عضله ). روش: نخست تعداد دامهایی که با تزریق PGF2 در روز 9 فحلی نشان دادند برآورد گردید ( گروه آزمایش ). برای اطمینان از وقوع لوتئولیز از بررسی پروژسترون سرم قبل ( روز 8 ) و پس ( روز 13) از تزریق PGF2 و مشاهده فحلی در دامها و بررسی جسم زرد از طریق توش رکتال استفاده شد. تجزیه و تحلیل زرد در تمام 17 رأس دام گروه کنترل پس از تزریق PGF2 تحلیل رفت ولی در 6 رأس از 17 رأس گاو گروه آزمایش فعال باقی ماند ( 3/35 درصد ) ، تزریق دگزامتازون 24 ساعت قبل از تزریق مقادیر لوتئولیک PGF2 به طور معناداری از ایجاد لوتئولیز جلوگیری کرد ( 05/0 < P). نتیجه گیری : به نظر می رسد توان لوتئولتیک PGF2 که در مواردی مانند همزمانی فحلی یا درمان عفونتهای رحمی مورد نیاز است در دامهای تحت درمان با داروی ضد التهاب استروئیدی دگزامتازون مکن است مختل گردد.
هدف : جمعآوری اطلاعات علمی و کاربردی محققان داخل و خارج کشور در ارتباط با پیوندهای مثانه. طرح : مطالعه گذشته نگر. روش: برخی از ناهنجاریهای مثانه از دوران جنینی ایجاد میگردد و در بعضی افراد بیماریهایی از قبیل سرطان، تروما، عفونت، التهاب و صدمات ایجاد شده توسط پزشکان میتواند سرمنشا درگیریهای بافت مثانه باشد. زمانی که اکثر درمانهای مخافظه کارانه با شکست مواجهمیشوند. از روشهخای جراحی برای افزایش حجم مثانه در بازسازی ناکارآیی بافت مثانه کمک گرفته میشود. به طور تجربی در سال 1888 از روده برای افزایش حجم مثانه با الگوی مدل حیوانی استفاده گردید وسپس در سال 1898 استفاده از این بافت طبیعی (روده) به طب انسانی تعمیم یافت. علی رغم افزایش حجم مثانه با شیوههای مختلف جراحی و با استفاده از قطعات رودهایی – معدهایی، چندین جایگزین از بافتهای پیوندی آزاد برای مثانه از نوع اتولوگ، همولوگ و هترولوگ مورد محک آزمایش قرار گرفتند. بافتهای پیوندی آزاد شامل فاسیا، پوست، مثانه نگهداری شده در محیط غیر زنده چادرینه، صفاق و غشای آمنیوتیک میباشند مواد آلوپلاستیک همانند پلی اتیلن، تفلون، پلی ترفتالات اتیلن گلیکول و لاستیکهای سیلیکونی جهت انجام عمل جراحی وصله دوزی به عنوان چارچوبی برای بازسازی بافت مثانه استفاده میشود. گروهی از پروتزهای قابل هضم از قبیل اسفنجهای پلی وینیلی و ژلاتینی، پلی گلاکتین 910 و فیلم کلاژن نیز در افزایش دادن به حجم بافت مثانه مفید واقع شدهاند. به کار بردن ماتریکس بدون سلول به عنوان چارچوبی برای رشد عضله صاف و مخاط گاهی ارزنده در بازسازی بافت مثانه میباشد. همچنین مهندسی ایجاد بافت، شیوهای جدید برای این منظور است. نتیجهگیری : مطالعات تجربی نشان داد که ماتریکس بدون سلول و مهندسی ایجاد بافت، روشهایی عالی و کارآمد نسبت به پروتزهای آلوپلاستیک و قابل هضم، روش افزایش حجم مثانه با قطعات رودهایی – معدهایی و سایر شیوهها میباشد.
اهداف : 1- آیا سگهای نگهبان گله های گاوهای شیری آلوده به لپتوسپیرا هستند ؟ 2- میزان شیوع سرمی لپتوسپیرا 3- شناسایی سروواریته ( های آلوده ) آلوده کننده لپتوسپیرا 4- میزان پادتن تشکیل شده برعلیه سروواریته های آلوده کننده در بین سگهای نگهبان گاوداریهای شیری نژاد هلشتاین . طرح: مطالعه آینده نگر. حیوانات : بیست و چهار قلاده سگ نگهبان 18 گله گاو شیری اطراف مشهد . روش : آلودگی لپتوسپیرائی بر روی بیشت و چهار نمونه سرمی سگهای نگهبان 18 مرکز پرورش گاوهای شیری نژاد هلشتاین در اطراف مشهد مورد بررسی قرار گرفت . کلیه نمونه های سرمی با استفاده از آنتی ژن زنده 22 سروواریته لپتوسپیرایی تحت آزمایش ( MAT Microscopic agglutination test) قرار گرفتند . تجزیه و تحلیل آماری : اطلاعات به دست آمده با استفاده از آزمون مربع کای مورد ارزیابی آماری قرار گرفت . نتایج : تعداد 10 قلاده ( 6/41 درصد ) از سگهای نگهبان مورد بررسی دارای واکنش مثبت نسبت به آنتی ژنهای Leptospira interrogans پبودند . سروواریته های آلوده کننده شامل : ( 40 درصد ، 4 قلاده ) L.I.icterohaemorragiae و ( 60 درصد ،6 قلاده ) L.I.canicola hondutrech Iv بودند . حداقل تیتر آلودگی 1:200 و عیار نهایی آلودگی 1:80 بود. در این بررسی مشخص گردید که از 20 قلاده سگ نر ، ( 45 درصد ) 9 قلاده آلوده به لپتوسپیرا بوده در حالی که از 4 قلاده سگ ماده فقط یک قلاده ( 25 درصد ) دارای واکنش مثبت بر علیه لپتوسپیرا می باشد . نتیجه گیری : آلودگی سگهای گله های گاوهای شیر به سروواریته هی لپتوسپیرایی امکانپذیر بوده و لذا انتقال آلودگی به گاوها و کارکنان دامپروری محتمل است . سگهای نر بیشتر در معرض آلودگی قرار دارند . به منظور جلوگیری از بروز و انتشار بیماری بایستی سگهای صاحبدار بر علیه بیماری ایمن گردند . مطالعات بیشتری بایستی درمورد آلودگی سگها در سطح کشور انجام گیرد .
مطالعه حاضر بر روی تعداد 33 راس مادیان، 1 راس اخته و 12 راس نریان ) از سنین 6 ماهه الی 7 ساله و 10 راس تروبرد ( 7 راس مادیان، 2 راس اخته و 1 راس نریان ) از سنین 5 الی 18 ساله سالم بدون استفاده از مقید کننده شیمیایی یا فیزیکی صورت پذیرفته است. در این بررسی اسبها به 3 گروه اسبچه های بالغ ( بالای 2 سال ) اسبچه های نابالغ ( زیر دو سال ) و اسبها تروبرد بالغ تقسیم شده اند. اسبها در حالت ایستاده با به کارگیری یک ترانسدیوسر قطاعی مکانیکی 5/3 مگاهرتزی در دو طرف چپ و راست قفسه صدری در پشت برجستگی آرنج با تغییر در جهت و زاویه ترانسدیوسر مورد بررسی اکوکاردیوگرافی قرار گرفتند. در ابتدابررسی به روش 2-DF و سپس جهت اندازه گیری ابعاد قلبی به روش M-mode کوکاردیوگرافی صورت پذیرفت. اندازه گیریهای اکوکاردیوگرافی بر اساس سیستم LELE صورت پذیرفته و ابعاد بطن چپ و راست، دیواره بین دو بطن و دیواره آزاد بطنها در محدوده طنابهای لیفی در زیر دریچه دهلیزی بطنی چپ و بالای عضلات پاپیلری به گونه ای که محور تابش عمود بر دیواره بین بطنی باشد در انتهای سیستول و دیاستول محاسبه می شدند. شاخصهای اکوکاردیوگرافی دریچه آئورت، دریچه میترال و دهلیز چپ نیز در سیستول دیاستول مورد بررسی قرار گرفت. اندازه گیری ابعاد کاردیوگرافی به دس آمده از سمت چپ قفسه صدری در اسبچه های خزر و اسبهای تروبرد دارای وضوح کمتری نسبت به نماهای سمت راست قفسه صدری بودند. البته در مقام مقایسه بین نماهای سمت چپ در اسبچه های خزر و تروبرد، نماهای حاصل از اسبچه های خزر دارای وضوح بیشتری هستند. استفاده از ترانسدیوسر 5/3 مگاهرتزی با عمق نفوذی حداکثر 20 سانتیمتر امکان اندازه گیری تمامی ابعاد قلب را در اسبچه خزر از سمت قفسه صدری میسر می سازد لیکن اندازه گیری دیواره آزاد بطن چپ از سمت راست قفسه صدری در اسبهای تروبرد بزرگ با به کارگیری این ترانسدیوسر میسر نیست. اختلاف معنی داری بین ابعاد دهلیز چپ، بطن چپ، بطن راست و آئورت در سیستول و دیاستول بین نژاد تروبرد و اسبچه های خزر بالغ وجود دارد ( 05/0 > P ). اختلاف معنی داری بین ابعاد اکوکاردیوگرافیدر اسبچه خزر بالغ نر و ماده وجود ندارد. همبستگی بین قطر آئورت در دیاستول و قطر دهلیز چپ در سیستول و دیاستول در اسبچه های خزر وجود دارد. همبستگی بین ابعاد اکوکاردیوگرافی اسبچه های خزر بالغ و دور سینه و همچنین سن وجود ندارد. در این بررسی سه راس از اسبهای تروبرد و یک راس از اسبچه های خزر بالغ دارای کنتراست خود به خودی بودند.
اطلاعات مربوط به 147 راس گاو مبتلا به پارگیهای درجه سه رکتوواژینا، پنوموواژینا، اوروواژینا و فیستول رکتوواژینا که در اینجا کلا تحت عنوان جراحات رکتوواژینا نامیده شده اند در یک گاوداری شیری دارای 1420 راس گاو شیری بین سالهای 1372 تا 1375 مورد بررسی قرار گرفت و مشخصات هر عارضه و نتایج باروری پس از درمان مشخص شد. از این تعداد 97 مورد ( 66 درصد ) آن مربوط به زایش اول بودند و 81 مورد ( 1/55 درصد ) مبتلا به پنوموواژینا، 27 مورد ( 4/18 درصد ) مبتلا به پارگی درجه سه رکتوواژینا، 5 مورد ( 4/3 درصد ) مبتلا به فیستول رکتوواژینا، 22 مورد ( 15 درصد ) مبتلا به اوروواژینا و 12 مورد ( 2/8 درصد ) مبتلا به ترکیبی از دو یا سه عارضه بودند.تعداد 13 راس گاو در زایمان بعدی مجددا دچار همان عارضه شدند و 5 راس جراحاتی از انواع دیگر نشان دادند. این چهار عارضه همره با واژینیت، سرویسیت بوده و متعاقب آنها عوارضی مانند اندومتریت، متریت و گاهی چسبندگی تخمدان مشاهده شد که مسبب کاهش باروری هستند. از تعداد147 راس گاو جراحت دیده 87 مورد مربوط به زایش اول که فاقد جفت ماندگی بودند برای انجام مطالعه شدند. از این 87 مورد 73 مورد تحت عمل جراحی قرار گرفتند که 61 مورد آن ( 6/83 درصد ) آبستن شدند. از تعداد 14 مورد جراحی نشده نیز 11 مورد ( 6/78 درصد ) آبستن شدند. در گاوهای عمل شده ای که در جراحی آنان تاخیر شده بود درصد آبستنی کاهش یافت به طوری که در روزهای 1 تا 45، 46 تا 90، 91 تا 120 و بهد از 121 پس از زایش به ترتیب 5/85، 4/82، 75 و 7/73 درصد آبستنی مشاهده شد. این مطالعه نشان داد که جراحات رکتوواژینا بر روی باروری گاو تاثیر منفی می گذارند به طوری که در مقایسه گاوهای جراحت دیده و گاوهای جراحت ندیده، فاصله زایش تا اولین تلقیح، Days open و فاصله دو زایش در گاوهای جراحت دیده افزایش یافت ( 05/0 > P ) و تعداد تلقیح به ازای آبستنی و میزان حذف در این گاوها افزایش و میزان آبستنی کاهش یافت. در این مطالعه تجزیه و تحلیلها در زایش اول انجام شد. انجام جراحی بخصوص قبل از روز چهل و پنجم پس از زایش بهتر از انجام ندادن جراحی بود به طوری که در گاوهایی که قبل از روز چهل و پنجم پس از زایش جراحی شده بودند در مقایسه با گاوهایی که بعد از روز چهل و پنجم جراحی شده بودند، فاصله زایمان تا اولین تلقیح ( 7/99 در مقابل 8/142 روز ) و فاصله دو زایش ( 428 در مقابل 9/495 روز ) کمتر بود ( 05/0 > P ) و تعداد تلقیح به ازای آبستنی ( 06/3 در مقابل 27/3 تلقیح )، میزان آبستنی ( 7/32 در مقابل 6/30 درصد ) و درصد حذف ( 15 در مقابل 17 درصد ) بهتر بود. گاوهای جراحی شده قبل از روز چهل و پنجم پس از زایش در مقایسه با گاوهای جراحی نشده میزان آبستننی ( 7/32 در مقابل 6/30 درصد )، تعداد تلقیح به ازای آبستنی ( 06/3 در مقابل 27/3 تلقیح ) و میزان حذف ( 15 در مقابل 4/21 درصد ) بهتری داشتند. در مجموع گاوهای جراحی شده در مقایسه با گاوهای جراحی نشده Days open ( 6/228 در مقابل 5/164 روز )، فاصله زایش تا اولین تلقیح ( 1/131 در مقابل 4/93 روز ) و فصله دو زایش ( 8/476 در مقابل 9/407 روز ) بیشتری داشتند که علت آن احتمالا تاخیر در زمان جراحی بود ولی تعداد تلقیح به ازای آبستنی ( 20/3 در مقابل 27/3 تلقیح ) و میزان آبستنی ( 3/31 در مقابل 6/30 درصد ) و میزان حذف ( 4/16 در مقابل 4/21 درصد ) گروه جراحی شده بهتر بود. اختلافات تولید شیر 305 روز نیز در گروه جراحی شده و جراحی نشده و گروه نرمال معنی دار نبود. نتیجه اینکه به منظور پیشگیری از بروز زیانهای ناشی از جراحات رکتوواژینا در گله های شیری در مرحله اول، پیشگری از بروز این جراحات و در مرحله بعد انجام جراحی به موقع ( ترجیحا قبل از روز چهل و پنجم پس از زایش ) به عنوان راه حل اقتصادی پیشنهاد می شود، زیرا در صورت تاخیر در عمل جراحی یا عدم انجام عمل جراحی باروری دام به طور چشمیگیری کاهش می یابد.
هدف : مقایسه التیام زخم بین دو روش Keratomileusis نسبتا مشابه. طرح : مطالعه تجربی مقایسهای. حیوانات: 35 سر خرگوش سفید آزمایشگاهی و در مجموع 61 عدد چشم. روش : در این بررسی 61 عدد چشم به دو گروه تحت آزمایش LASEK (27 عدد چشم) و PRK (28 عدد چشم) و گروه شاهد سالم (6 عدد چشم) تقسیم گردیدند. در گروههای تحت آزمایش کلیه چشمها در روز صفر مورد عمل جراحی به دو روش فوقالذکر قرار گرفته و در روزهای 3، 6، 14، 21 و 30 پارامترهایی نظیر: میزان زخم، تهاجم عروقی، ادم و قابلیت عبور نور مورد معاینات دقیق اختصاصی قرار گرفتند، در ادامه به منظور بررسی ضایعات آسیب شناسی تعدادی قرنیه از هر یک از گروهها و در روزهای مقرر مورد نمونه برداری واقع و مطالعه بافتشناسی به روش معمول آزمایشگاهی پس از رنگ آمیزی (H&E) روی آنها صورت گرفت. در همین ارتباط در گروه شاهد پس از انجام معاینات اولیه صرفا اقدام به اخذ نمونه قرنیه گردید. تجزیه و تحلیل آماری: کلیه اطلاعات حاصل از معینات اختصاصی و بررسیهای آسیب شناسی با استفاده از آزمون آماری تجزیه واریانس یکطرفه به روش ناپارامتری (Kruskal-wallis test) مورد تحلیل آماری قرار گرفتند. نتایج : روز سوم پس از جراحی از نظر میزان قابلیت عبور نور بین گروههای تحت آزمایش تفاوت معنیدار وجود داشته است (P
در این مطالعه اثرات کیتین و کیتوزا ن بر میزان التیام و تجمع کلاژن در زخمهای باز اندامهای حرکتی اسب مورد ارزیابی حرکتی قرار گرفت . بدین منظور زخمهایی به ابعاد 5/2*5/2 سانتیمتر ( 25/6 سانتیمتر مربع ) در سطح پشتی – جانبی متاکارپ و متاتارس هر یک از اندامهای قدامی و خلفی هشت رأس اسب بالغ از نژاد دو خون ایجاد شد . اسبها بخ صورت تصادفی به دو گروه چهار رأسی تقسیم شدند. درهر گروه زخمهای یک طرف بدن با اسپری سوسپانسیون 1 درصد کیتین و در گروه دیگر با اسپری سوسپانسیون 1 درصد کیتوزان درمان شدند. در هر دو گروه زخمهای طرف دیگر بدن (زخمهای شاهد ) با اسپری نرمال سالین درمان گردیدند. نحوه تقسیم بندی زخمها بدین صورت بود که در هر حیوان زخمهای اندامهای قدامی راست و خلفی چپ در گروه شاهد قرار می گرفتند و در حیوان بعدی این ترتیب برعکس شد . سپس زخمها توسط بانداژ غیر چسبنده پانسمان شدند .ابتدا هر دو روز یکبار تا روز بیستم پس از ایجاد زخمها تصاویر اسلاید تهیه شد . تصاویر گرفته شده اسکن گردیده و اندازه کلی زخم ، اندازه بافت گرانوله و اندازه بافت پوششی تازه تشکیل شده با کمک نرم افزار رایانه ای اندازه گیری شد. از پوست سالم ( درهنگام ایجاد زخمها ) و اسکار زخم ( پس از التیام کامل ) نمونه های بافتی تهیه شده و میزان هیدروکسی پرولین آنها اندازه گیری گردید. نتایج به دست آمده با استفاده از آزمون آماری t student ‘s مورد بررسی قرار گرفت . از نظر التیام کلی زخم ، میزان جمع شدگی زخم و تشکیل بافت پوششی بین زخمهای درمان شده با کیتین یا کیتوزان و زخمهای شاهد اختلاف معنی داری مشاهده نشد ( 05/0 < P) . نتایج حاصل از اندازه گیری میزان هیدروکسی پرولین پوست سالم و بافت اسکار ، افزایش معنی دار میزان تجمع هیدروکسی پرولین در زخمهای درمان شده با کیتین یا کیتوزان را در مقایسه با زخمهای شاهد نشان داد.
بتاآمینوپروپیونیتریل فومارات ( f-BAPN) یک ماده شیمیایی با اثرات قوی ضدبافت اسکار می باشد . این ماده شیمیایی به واسطه ممانعت آنزیمی از ایجاد ارتباطات عرضی بین الیاف کلاژن بویژه HP ( HP Crosslinking) جلوگیری می کند. تاکنون تأثیر این ماده شیمیایی بر ساختار ملکولی وتر خم کننده عمقی بندهای انگشت دراسب گزارش نشده است . اما گزارشهای اندکی دال بر اثرات مثبت این ماده شیمیایی در التیام وترهای حاد و تحت حاد وجود دارد. در این مطالعه اثرات بتاآمینوپروپیونیتریل فومارات بر ساختار ملکولی وتر به به میزان 9/0 میلیگرم در هر میلی لیتر دارو در جراحات تجربی وترهای خم کننده اسب در مقایسه با اثرات التیامی سرم فیزیولوژی مورد ارزیابی قرار گرفته است. در این تحقیق تعداد 8 رأس اسب دو رگ به ظاهر سالم با میانگین سنی 7 سال و میانگین وزن 320 کیلوگرم مورد استفاده قرار گرفتند ، تحت بیهوشی عمومی و با روش Splitting به صورت زیگ زاک جراحات در طول 3 سانتیمتر وتر خم کننده عمقی یک اندام قدامی در هر اسب ایجاد ، سپس اسبها به صورت تصادفی به دو گروه 4 رأسی تقسیم شدند و به ترتیب f-BAPN 9/0 میلیگرم در هر میلی لیتر و NaCl 9/0 درصد را به صورت تزریق داخل وتری دریافت نمودند ، عمل تزریق داخل وتری به صورت یک روز در میان برای 5 نوبت متوالی تکرار شد . شصت روز پس از آخرین تزریق داخل وتری اسبها معدوم و به شکل متعارف نمونه های لازم جهت آنالیز بیوشیمیایی میزان DNA به دست آمده در بین دو گروه اختلاف معنی داری را نشان نداد( 05/0 < P) . اما مقدار PSGAGs و کلاژن در گروه دریافت کننده f-BAPN به طور معنی داری بیشتر از گروه شاهد بود ( 05/0 < P) . در این بین مقدار ارتباطات عرضی از نوع HP در حیوانات دریافت کننده f-BAPN نیز به طورمعنی داری کمتر از گروه شاهد بود . با توجه به یافته های حاصل از این مطالعه ، تزریق داخل وتری f-BAPN به میزان 9/0 میلیگرم در میلی لیتر قویا مانع ارتباطات عرضی از نوع HP در ابتدای روند التیام بین الیاف کلاژن شده و به طور معنی داری به التیام وترها کمک می کند .
در این مطالعه از 4 رأس اسب سالم که در قسمت جانبی متاکارپ و متاتارس هر 4 اندام حرکتی آنها زخمهایی به ابعاد 5 سانتیمتر در 10 سانتیمتر ایجاد شده بود استفاده شد. جهت تحریک زخمها به ایجاد بافت گرانوله اضافی از فشار آب معمولی و سپس اسپری بتادین 10 درصد هر روز استفاده شد. پس از 35 روز در تمامی زخمها بافت گرانوله در سطحی بالاتر از زخم قرار گرفت. شانزده زخم موجود به 4 گروه 4 تایی به شیوه مربع لاتین تقسیم شدند. چهار روش درمانی مورد استفاده شامل : گروه A کورتاژ، گروه B برداشت با اسکالپل،گروه C کورتاژ+بانداژ و گروه D برداشت با اسکالپل +بانداژ بود. در مدت 6 هفته زخمها در هر هفته دو دفعه و در مجموع 13 دفعه مورد بررسی ، شستشو و تهیه اسلاید و در صورت نیاز برداشت بافت گرانوله اضافی طبق برنامه قرار گرفتند. جهت تعیین سرعت التیام،میزان تشکیل بافت پوششی و میزان جمع شدگی ، اسلایدها در کامپیوتر اسکن شده و نواحی مورد نظر به روش دیجیتالی مورد اندازه گیری قرار گرفتند. تعداد دفعات مورد نیاز جهت برداشت بافت گرانوله در گروههای A و C بیشتر از دو گروه دیگر بود. سرعت التیام در گروه D نسبت به سه گروه دیگر و در گروه C نسبت به گروههای A و B نسبت به گروه A به طور معنی داری بیشتر بود. در هر 4 گروه درمانی ارتباط خطی معنی داری بین وسعت زخمها و زمان به دست آمد که این اختلاف بین شیبهای خطی از نظر آماری معنی دار بود. همچنین اختلاف معنی داری از نظر تشکیل بافت پوششی جدید بین گروه D نسبت به سه گروه دیگر و بین گروه C نسبت به گروههای A و B وجود داشت. ضمنا میزان تفاوت در جمع شدگی زخمها نیز در گروه D نسبت به سه گروه دیگر و در گروه C نسبت به گروههای A و B و در گروه B نسبت به گروه A معنی دار مشاهده گردید.
طی یک مطالعه کنترل شده از تعداد 152 اسب ترکمن در حال استراحت برای نخستین بار به طور مقایسه ای در 12 اشتقاق اسب شامل I،II،III،aVR،aVL،aVF،V10،CV6LU،CV6LL،CV6RL و BA الکتروکاردیوگرافی به عمل آمد.مجموعه QRS از مواردی بود که در این اشتقاقها از نظر نمودها،طول زمان،فراوانی نسبی موجهای Q,R وS و ارتفاع موجهای Q,R وS مورد بررسی قرار گرفت. محور الکتریکی مجموعه QRS نیز با استفاده از اشتقاقهای نیمه متعامد Iو aVF ، I و V10، V10 و aVF به ترتیب در سه صفحه هندسی جلویی (افقی)،عرضی و نیمساز چپ بدن اندازه گیری شد. در کل این مطالعه نشان داد که اسب ترکمن از نظر مجموعه QRS در بسیاری از جنبه ها مشابه با اسب مشهور سواری جهان یعنی تاروبرد است.
هیالورونات سدیم موجود در مایع مفصلی به عنوان فاکتوری که منجر به کاهش چسبندگی پس از التیام اوتار مطرح می باشد، در جوندگان و سگ گزارش و به ثبت رسیده است. اطلاعاتی در این زمینه در انسان در دسترس نمی باشد. در این مطالعه اثرات التیامی هیالورونات سدیم در جراحات اوتار خم کننده اسب در مقایسه با اثرات محلول متیل سلولز با ویسکوزیته مشابه بررسی شده است. تعداد 8 رأس اسب به ظاهر سالم با سنی بین 4 تا 9 سال و وزنی بین 320 تا 430 کیلوگرم مورد استفاده قرار گرفتند. در هر یک از اسبها و تحت بیهوشی عمومی در اندام حرکتی قدامی چپ و در قسمت میانی وتر خم کننده عمقی بندهای انگشت (DDFT) با استفاده از روش اسپلیتینگ (Splitting) به صورت زیگزاگ (zig-zag) جراحاتی ایجاد گردید. پس از گذشت 24 ساعت جراحت ایجاد شده به کمک سونوگرافی مورد تأیید قرار گرفته و اطلاعات لازم شامل درصد ضایعه،قطروتر،سطح مقطع عرضی وتر و میزان اکوژنیسیته در قسمت آزرده ثبت شد.حیوانات به صورت تصادفی به دو گروه چهار رأسی تقسیم شدند. در گروه اول هیالورونات سدیمmg/ml)10) در طول ضایعه یک روز در میان یکمرتبه و به مدت 5 نوبت متوالی تزریق گردید و در گروه دوم از ژل متیل سلولز و به همان شیوه گروه اول استفاده شد. سونوگرافی به صورت متوالی و در روزهای 7 ، 14 ، 21 ، 28 و 60 از اندام حرکتی انجام و مورد مطالعه قرار گرفت. پس از 14 هفته حیوانات معدوم شدند و از ناحیه اوتار به شکل متعارف نمونه برداری انجام شد. نتایج سونوگرافی روند التیامی سریعتر و بهتری را در گروه هیالورونات سدیم نشان داد (05/0p
به منظور ارایه سیمای طبیعی فعالیت آنزیمهای سرم خون اسبچه خزر مینیاتور و مقایسه آن با اسب عرب ایرانی،از 94 رأس اسبچه خزر و 18 رأس اسب عرب سالم خونگیری به عمل آمد. میزان فعالیت هشت آنزیم سرم خون شامل LDH, CK , GGT , ALP , ALT , AST آمیلاز و لیپاز مورد سنجش قرار گرفت. اسبها در چهار گروه سنی صفر تا 36 (گروه 1) ، 73 تا 108(گروه 3) و بزرگتر از 109 ماه به بالا (گروه 4) ، طبقه بندی شدند و مطالعات آماری بر روی نتایج حاصل با توجه به سن و جنس و نژاد انجام گردید. میزان طبیعی فعالیت آنزیمهای اندازه گیری شده براساس دامنه (حداقل و حداکثر) و میانگین به اضافه و منهای خطای معیار ارایه شده است . میزان فعالیت ALP , CK و LDH در اسبچه خزر بیشتر از اسبهای عرب ایرانی بود ولی مقدار آمیلاز سرم در اسب عرب بیشتر از اسبچه خزر بوده و دارای اختلاف آماری معنی دار است (05/0P
در طول مدت چهارده ماه بررسی مجموعا 50 رأس گاو مبتلا به اختلالات حفره بطنی و گوارشی مورد تشخیص بالینی ، هماتولوژی و اولتراسونوگرافی قرار گرفتند و درنهایت تأیید تشخیص به کمک عمل لاپاراتومی و متعاقبا رومنوتومی و مواردی کالبد گشایی و کشتارگاهی صورت پذیرفت . مجموعه اطلاعات کیفی و کمی حاصله در فرمهای مربوطه ثبت گردید و پس از به نظم درآوردن آنها مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند . از پنجاه رأس گاو مورد مطالعه 27 رأس مبتلا به TRp( Traumatic reticuloperitonitis) و 23 رأس به سایر اختلالات حفره بطنی و گوارشی مثل جابجایی شیردان به سمت چپ و راست ، فتق نگاری در خط میانی ، سوء هضم و پریتونیت بودند . معاینه اولتراسونوگرافی دامهای مبتلا به TRP شامل مشاهده ، موقعیت و حرکت نگاری در مدت سه دقیقه ، همچنین مشاهده محیط نگاری و در صورت امکان داخل آن ، بررسی ساختمانهای مجاور از جمله حجاب جاجز، ته کیسه پشتی قدامی شکمبه ، کیسه پایینی شکمبه ، طحال ، هزار لا ، شیردان و کبد بود. از 27 رأس گاو مبتلا به TRP در 25 رأس نگاری قابل مشاهده بود که در 18 رأس مجاور صفاق و در 9 رأس به علت وجود توده و تجمع ترشحات به سمت پشتی و راست جابجا شده بود . حرکت نگاری در 13 رأس از نظر کیفی و کمی طبیعی و در 11 رأس بدون حرکت و در سه رأس مشخص نشد. تعداد حرکات در مدت سه دقیقه از یک تا چهار انقباض متغیر بود و در 8 رأس گاو حرکت دو مرحله ای نگاری آهسته تر از طبیعی بود . محیط نگاری در 11 رأس طبیعی و در 14 رأس غیر طبیعی بود. تشکیل مواد فیبرینی ، تراوشات و آبسه ها سبب تغییرات محیط نگاری شده بود که در اولتراسونوگرافی مواد فیبرینی به شکل رسوب اکوژنیک ، گاه گاهی همراه با مایع هیپواکوژنیک و کپسول آبسه ها به شکل هاله اکوژنیک و محتویات آن هیپواکوژنیک در نمایشگر ظاهر می شدند که بیشتر تغییرات در سطح چپ و قسمت قدامی نگاری بود . داخل نگاری به علت وجود گاز با اولتراسونوگرافی بسختی معاینه می شودودر این بررسی تنها درسه مورد امکان پذیر بود. اولتراسونوگرافی تورم ضربه ای طحال از روی وجود مواد فیبرینی وافزایش قطرعروق خونی آن و تورم ضربه ای کبد بامشاهده آبسه و افزایش اندازه کیسه صفرا قابل تشخیص بود . دراین بررسی روشهای تشخیصی عبارت بود ازمعاینه بالینی ، هماتولوژی واولتراسونوگرافی واز بین این روشها اولتراسونگرافی دارای بیشترین ارزش شاخصهای اپیدمیولوژیک حساسیت (07/74درصد) ویژگی (9/73درصد)ارزش پیشگویی مثبت(9/76درصد) . ارزش پیشگویی منفی (83/70درصد) . درستی تست (74درصد) .منفی کاذب (92/25درصد) ومثبت کاذب (08/26درصد) بود.
در این بررسی بالغ بر هزار رأس گوسفند در منطقه قرنطینه کشتارگاه فارس مورد مشاهده قرار گرفت که از این میان 126 رأس دام واجد علائم بالینی تیلریوز بدخیم گوسفندی انتخاب شدند که پس ازدتهیه گسترش های خونی در 92 رأس از آنها پارازیتمی مشاهده گردید . لذا به عنوان گروه آلوده به انگل نامگذاری شدند . به علاوه 1 رأس گوسفند سالم به عنوان گروه شاهد انتخاب گردیدند . آزمایش پادتن درخشان با روش غیر مستقیم بر روی 145 نمونه سرمی از سرمهای آلوده به انگل و غیر آلوده به انگل جهت پادتن ضد تیلریا لستوکاردی ( تیلریاهیرسی ) انجام گرفت . نتایج نشان می دهد که از 102 نمونه سرمی مثبت 29/85 درصد در رؤیت میکروسکوپی واجد تیلریا لستوکاردی بوده در حالی که از 43 نمونه سرمی منفی ، 63/11 درصد آلودگی انگلی داشتند.
یک رأس مادیان از نژاد الدنبرگ برای بررسی و تشخیص علت ناباروری به بیمارستان شماره یک دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران ارجاع گردید . در معاینات بالینی و سونوگرافی تشخیص اولیه تومور تخمدان داده شد و نمونه سواب رحمی جهت کشت نیز اخذ گردید . درتفسیر یافته های بالینی با توجه به حجره حجره بودن توده تخمدانی ، بزرگی بیش از حد طبیعی تخمدان چپ و ناباروری مادیان ، تومور سلولهای گرانولوزا تشخیص داده شد . درمان جراحی و برداشت یک طرفی تخمدان چپ انجام گرفت و تومور سلولهای گرانولوزا از نظر هیستوپاتولوژی تأیید گردید . این اولین گزارش تومور سلولهای گرانولوزا در مادیان درایران است.