هدف از این گزارش ارائه یک مورد درمانگاهی روماتیسم مفصلی در سگ در ایران می باشد. یک قلاده سگ شیتزو‘ چهارساله‘ نر اخته شده به بیمارستان دام های کوچک مراجعه نمود و تشخیص بیماری بر اساس مطالعات بالینی‘ آزمایشگاهی‘ رادیوگرافی‘ سی تی اسکن و ام آر آی صورت پذیرفت. معاینه درمانگاهی‘ لنگش شدید و سفتی حرکات مفاصل به همراه آتروفی شدن عضلات ناحیه ران را نشان داد. در رادیوگرافی‘ ایجاد ضایعات شبیه کیست در سطح غضروفی استخوان درشت نی و کندیل های استخوان ران‘ جابه جایی قدامی استخوان درشت نی و قرینه نبودن فضای مفصلی مشاهده گردید.آزمایش خون لکوسیتوز را نشان داد. ارزیابی های سرولوژیکی‘ از نظر ردیابی فاکتورهای روماتوئیدی و آنتی بادی های ضد هسته در خون منفی بود. مایع سینوویالی اخذ شده از مفاصل زانو‘ کدر و دارای ویسکوزیته پایینی بود. در سی تی اسکن تشکیلات شبیه کیست در زیر سطح غضروفی استخوان درشت نی و کندیل های استخوان ران‘ تشکیلات استئوفیتی و تغییرات دژنراتیو مفصلی دیده شد. ام آرآی تغییرات بافت در اجزای مفصل(رباطات ضربدری قدامی و خلفی) را تایید نمود. با توجه به علایم بالینی و نتایج پاراکلینیکی حیوان به روماتیسم مفصلی مبتلا شده بود.
هدف : ارزیابی عضو هیات بالینی ایلئوسیستوپلاستی (افزایش حجم مثانه) در سگ طرح : مطالعه تجربی حیوانات : هفت قلاده سگ ماده با نژاد مخلوط 1 تا 2 ساله با وزن تقریبی 24-15 کیلوگرم. روش : ایلئوسیستوپلاستی متعارف (به شیوه به کار گرفته در جراحی پیوند مثانه در انسان) در این مطالعه بر روی سگ انجام پذیرفت و شاخصهای بالینی (درجه حرارت، تعداد ضربان قلب در دقیقه، تعداد تنفس در دقیقه اشتها، چگونگی دفع و کیفیت مدفوع، وضعیت هیدراتاسیون بدن، رنگ مخاطات، زمان پر شدن مجدد مویرگی، خصوصیات ظاهری ادرار، توانایی نگهداری ادرار، انسداد پیشابراه به دنبال ترشح مخاطی و انسداد روده) به مدت پنج هفته (در روزهای صفر، 7،14، 28و 35) ارزیابی گردید. تجزیه و تحلیل اماری : نتایج کمی به دست آمده با استفاده از آنالیز واریانس مکرر (داخل گروهی) برای مقایسه میانگینها در زمانهای مختلف و شاخصهای بالینی کیفی به صورت توصیفی مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج : سگها عمل جراحی پیوند مثانه را به خوبی تحمل کرده و به مدت 5 هفته بدون هیچ گونه مشکلات بعد از عمل زنده ماندند. در تعداد ضربان قلب در دقیقه و تعداد تنفس در دقیقه در طول این مدت اختلاف معنیداری دیده نشد و در حد طبیعی قرار داشتند. درجه حرارت در روز 28 به دلیل انجام ازمایشات تکمیلی افزایش معنیداری نسبت به سایر زمانها داشت (P
هدف : گزارش یک مورد تومور سلول سرتولی. حیوان : یک قلاده سگ تریر، 8 ساله، نر. روش : مطالعات بالینی، آزمایشگاهی، رادیوگرافی، اولتراسونوگرافی و برداشت جراحی تومور و آسیب شناسی. نتایج : معاینه درمانگاهی، توده مدور، سفت و توپری را در خلف ناحیه هیپوگاستریک راست مشخص نمود. رادیو گرافی توده ایی مدور رادیو اپک و اولتراسونوگرافی، تودهای اکوژنیک و گرد را نشان داد.و توده مذکور و بیضه آتروفی شده برداشت شدند. در مطالعه ریزبینی، توده توموری از دستجات سلولی دوکی شکل و کشیده، دارای سیتوپلاسم ائوزینوفیلیک و اکوئله با هستههای گرد تا بیضوی پلئومورفیک تشکیل یافته بود. سلولهای توموری به صورت خطوط نردبانی آرایش یافته بودند، به طوری که هسته سلولها و محور طولی آنها عمود بر غشاء پایه قرار داشتند. نتیجهگیری : بر اساس ناحیه تشریحی، مشخصات ظاهری و یافتههای هیستوپاتولوژی، تومور سلولهای سرتولی تشخیص داده شد.
هدف : تعیین زمان مناسب برای تخریب اپی تلیال قطعه ایلئومی با ترکیب آنزیمی کلاژناز و تریپسین با هدف افزایش حجم مثانه به شیوه ایلئوسیستوپلذاستی در محیط زنده. طرح : مطالعه تجربی توصیفی. حیوانات: پانزده قلاده سگ ماده بالغ از نژاد مخلوط ایرانی. روش : پانزده قلاده سگ ماده بالغ 2 تا 3 ساله مخلوط ایرانی، با وزن تقریبی 24-15 کیلوگرم پس از آماده سازی جراحی و انجام بیهوشی تحت عمل جراحی سلیوتومی متعارف قرار گرفتند. 20 سانتیمتر از قطعه ایلئومی با حفظ روده بند از روده کوچک جدا شد و قبل از شروع رمان آنزیمی 5 میلیمتر از طول قطعه ایلئومی برای مطالعه بافت طبیعی روده بداشته شد و به بخش آسیبشناسی ارسال گردید. درمان آنزیمی قطعه ایلئومی برای د-اپی تلیالیزه کردن بافت مخاط قطعه ایئومی با استفاده از ترکیب آنزیمی کلاژناز و تریپسین با غلظت 125/0 درصد در زمانهای 5، 10، 15، 20 و 25 دقیقه انجام شد. پس از هر فاصله زمانی 5 دقیقهای نمونههای بافتی 5 میلیمتری برداشته شد و به بخش آسیب شناسی ارسال گردید. نتایج : مطالعه 180 مقطع میکروسکوپی قطعه ایلئومی نشان داد که در گروه 5 دقیقهای نسبت به گروه بدون درمان آنزیمی تقریبا 20 درصد طول پرزهای الئوم به صورت کانونهایی د-اپی تلیالیزه شدند. در حالی که درمان آنزیمی به مدت 10 دقیقه 23 درصد طول پرزهای روده را به طور کانونی و پراکنده د-اپی تلیالیزه نمود. تقریبا 60 درصد طول پرزهای ایلئوم پس از 15 دقیقه به صورت کانونی اما با وسعت بیشتری نسبت به گروههای درمانی 5 و 10 دقیقهای و 75 درصد طول پرزها پس از 20 دقیقه اپی تلیوم را از دست دادهاند. د-اپی تلیالیزه شدن کامل پرزهای روده به طور منتشر و کمابیش سرتاسری در مدت زمان 25 دقیقه مشاهده گردید. نتیجهگیری : نتایج حاصل از مطالعه مقدماتی مقاطع بافتی بیان میدارد که درمان آنزیمی قطعه ایلئومی به مدت 25 دقیقه، تقریبا توانایی د-اپی تلیالیزه کردن کامل پرزهای رودهای را در سطح وسیع داشته و میتواند در عمل پیوند مثانه توصیه گردد.
هدف : جمعآوری اطلاعات علمی و کاربردی محققان داخل و خارج کشور در ارتباط با پیوندهای مثانه. طرح : مطالعه گذشته نگر. روش: برخی از ناهنجاریهای مثانه از دوران جنینی ایجاد میگردد و در بعضی افراد بیماریهایی از قبیل سرطان، تروما، عفونت، التهاب و صدمات ایجاد شده توسط پزشکان میتواند سرمنشا درگیریهای بافت مثانه باشد. زمانی که اکثر درمانهای مخافظه کارانه با شکست مواجهمیشوند. از روشهخای جراحی برای افزایش حجم مثانه در بازسازی ناکارآیی بافت مثانه کمک گرفته میشود. به طور تجربی در سال 1888 از روده برای افزایش حجم مثانه با الگوی مدل حیوانی استفاده گردید وسپس در سال 1898 استفاده از این بافت طبیعی (روده) به طب انسانی تعمیم یافت. علی رغم افزایش حجم مثانه با شیوههای مختلف جراحی و با استفاده از قطعات رودهایی – معدهایی، چندین جایگزین از بافتهای پیوندی آزاد برای مثانه از نوع اتولوگ، همولوگ و هترولوگ مورد محک آزمایش قرار گرفتند. بافتهای پیوندی آزاد شامل فاسیا، پوست، مثانه نگهداری شده در محیط غیر زنده چادرینه، صفاق و غشای آمنیوتیک میباشند مواد آلوپلاستیک همانند پلی اتیلن، تفلون، پلی ترفتالات اتیلن گلیکول و لاستیکهای سیلیکونی جهت انجام عمل جراحی وصله دوزی به عنوان چارچوبی برای بازسازی بافت مثانه استفاده میشود. گروهی از پروتزهای قابل هضم از قبیل اسفنجهای پلی وینیلی و ژلاتینی، پلی گلاکتین 910 و فیلم کلاژن نیز در افزایش دادن به حجم بافت مثانه مفید واقع شدهاند. به کار بردن ماتریکس بدون سلول به عنوان چارچوبی برای رشد عضله صاف و مخاط گاهی ارزنده در بازسازی بافت مثانه میباشد. همچنین مهندسی ایجاد بافت، شیوهای جدید برای این منظور است. نتیجهگیری : مطالعات تجربی نشان داد که ماتریکس بدون سلول و مهندسی ایجاد بافت، روشهایی عالی و کارآمد نسبت به پروتزهای آلوپلاستیک و قابل هضم، روش افزایش حجم مثانه با قطعات رودهایی – معدهایی و سایر شیوهها میباشد.
هدف : گزارش درمانگاهی استئوسارکوما در دو قلاده سگ 10 ماهه و 36 ماهه، ماده، دوبرمن. طرح : مطالعه موردی بالینی. حیوانات: دو قلاده سگ دوبرمن قهوهایی، ماده، 10 و 36 ماهه. روش : معاینه بالینی اولیه، اخذ نمونه خون، کشت و رادیوگرافی در مورد هر دو حیوان انجام پذیرفت. نتایج : عدم پاسخ به درمان آنتی بیوتیکی وسیع الطیف (سفازولین) به مدت 20 روز و عدم تغییرات عمده در کاهش میزان تورم در بالین و علایم رادیوگرافی، اخذ بیوپسی از توده به شیوه برشی الزامی گردید. در نهایت پس از بررسی هیستوپاتولوژیکی، تشخیص قطعی استئوسارکوما گذاشته شد. سپس قطع کامل اندام حرکتی خلفی چپ از مفصل راتی – لگنی در هر دو بیمار انجام پذیرفت. متعاقب جراحی در مانی شیمیایی بادآوری آلکیله کننده سپس پلاتین با دز 60 میلیگرم / متر مربلع به صورت تزریق آهسته داخل وریدی به فاصله سه هفته تجویز گردید. بیمار 10 ماهه پس از 193 روز و بیمار دیگر پس از 88 روز از زمان جراحی علی رغم قطع اندام حرکتی خلفی چپ و شیمی درمانی و همچنین بدون علایم متاستاز در رادیوگرافی قفسه صدری به دلیل دیسترس تنفسی و بیحال و ضعف عمومی بدون هیچ گونه علایم بالینی از بیماریهای داخلی تلف شدند. نتیجهگیری : با توجه به نتایج به دست آمده در گزارش درمانگاهی مذکور چنین به نظر میرسد که قطع اندام حرکتی خلفی از مفصل رانی – لگنی و شیمی درمانی نمیتواند مدت زمان زنده ماندن دو بیمار مبتلا به استئوسارکوما را افزایش دهد.
هدف : تلاش برای تشخیص یک توده توموری جلدی در سگ طرح : گزارش موردی حیوانات: یک قلاده سگ نر 11 ساله از نژاد داشهوند. روش : در مهر ماه 1380 حیوان مذکور به دلیل رشد یک توده جلدی سفت در ناحیه پرینه چپ به بیمارستان دامهای کوچک دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران ارجاع گردید. پس از معاینه بالینی دام مبتلا، رادیوگرافی قفسه صدری و اولترا سونوگرافی محوطه بطنی و لگنی انجام شد. توده یاد شده به روش جراحی برداشته شد و بعد از پایدار شدن در محلول فرمالین ده درصد بافر، نمونههای بافتی مناسب از آن اخذ و پس از انجام مراحل آماده سازی بافت، مقاطعی با قطر 5 میکرون تهیه و به روش هماتوکسیلین و ائوزین (H&E) رنگ آمیزی گردید. نتایج از نظر ظاهری، تودهای سفت و توپر به ابعاد 1×2/2×6/2 سانتیمتر، بدون پایه با سطح زخمی و نکروزه و سطح مقطعی نسبتا ناصاف به رنگ قهوهای تیره مشخص گردید. در مطالعه ریزبینی، سلولهای توموری گرد تا چند وجهی با هشتههای گردو وزیکولر در مرکز سلولها، سیتوپلاسم فراوان ائوزینوفیلیک و حدود سلولی کاملا مشخص، بسیار شبیه به سلولهای کبدی مشاهده شدند. در بیشتر قسمتهای تومور، آرایش عدهای وجود نداشت و نواحی گستردهای از تجمع سلولهای توموری، با رشد نامنظم و بدون لوبولهای مشخص ایجاد گردیده بود. پلئومورفیسم شدید، اشکال میتوزی فراوان، کانونهای وسیع خونریزیو همچنین تهاجم دستجات سلولهای توموری به استرومای همبندی تومور جلب توجه میکرد در سونوگرافها و رادیوگرافهای تهیه شده آثاری از کانونهای متاستاز دیده نشد. نتیجهگیری : این توده بر اساس محل، مشخصات ظاهری و بویژه یافتههای هیستوپاتولوژیک آن به عنوان آدنوکارسینوم غدد پیرامون مقعدی با درجه تمایز نسبتا خوب تشخیص داده شد. هرچند در کشور ما، هیپرپلازی و آدنوم غدد پری آنال به کرات مشاهده شده است اما بر اساس اطلاع تا کنون گزارشی از آدنواکرسینوم این غدد منتشر نگردیده است.