هدف پژوهش حاضر بررسی اثر تغییر عرض رکاب (Q Factor) بر کینماتیک مفصل زانو در صفحه فرونتال در دوچرخه سواران با زاویه کیوهای متفاوت بود. سه گروه 8 نفره از دوچرخه سواران جاده رو (1- زاویه کیو کوچک، 2- زاویه کیو نرمال و 3- زاویه کیو بزرگ)، در چهار عرض رکاب 16، 19، 22 و 25 سانتیمتر رکاب زدند. متغیرهای ماکزیم ابداکشن، ماکزیمم اداکشن، دامنه حرکتی و میانگین زاویه ابداکشن/اداکشن مفصل زانو با استفاده از سیستم آنالیز حرکت 8 دوربینه حین رکاب زدن محاسبه گردید. نتایج نشان داد در متغیرهای ماکزیمم، مینیمم و میانگین زاویه ابداکشن مفصل زانو بین گروه 1 و گروه 3 تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین اثر تغییر عرض رکاب بر متغیرهای ماکزیمم، مینیمم و میانگین ابداکشن مفصل زانو معنادار و با افزایش عرض رکاب، ابداکشن مفصل زانو نیز افزایش یافته بود. همچنین اثر تعاملی بین عامل درونگروهی و بینگروهی در تمامی متغیرها غیر معنادار بود. نتایج پژوهش حاضر نشان داد تفاوت در زاویه کیو افراد و همچنین افزایش عرض رکاب بر کینماتیک مفصل زانو در صفحه فرونتال اثرگذار است؛ بنابراین در انتخاب عرض رکاب مناسب برای دوچرخه سواران، تفاوت در زاویه کیو آنها باید در نظر گرفته شود.
مقدمه و اهداف درد قدامی کشاله ران یکی از آسیب های متداول در میان ورزشکاران است که موجب بهکارگیری مکانیسمهای جبرانی در جهت تعدیل آن شده و حرکات کمری-لگنی و ران را تحت تأثیر قرار میدهد که منجر به طولانی شدن روند درمان درد میشود. هدف از مطالعه حاضر مقایسه زمانبندی فعالیت الکترومایوگرافی عضلات منتخب کمری – لگنی حین مانور برش جانبی متقاطع در فوتبالیست سالم و مبتلا به درد قدامی کشاله ران بود. مواد و روش ها در مطالعه نیمه تجربی حاضر، بیست و هشت فوتبالیست (گروه سالم (14 نفر) و گروه مبتلا به درد کشاله ران (14 نفر)) لیگ دو کشوری شرکت کردند. فعالیت الکترومایوگرافی عضلات سرینی میانی، نزدیک کننده طویل ران، راست شکمی، مولتی فیدوس، عرضی شکمی/مایل داخلی به صورت دوطرفه به فاصله 60 میلی ثانیه از زمان برخورد پا با زمین، حین مانور برش جانبی متقاطع در هر دو گروه ثبت گردید. زمان شروع فعالیت نسبت به لحظه برخورد پا با زمین بین دو گروه محاسبه شد. یافته ها نتایج نشان داد که زمان آغاز فعالیت عضله سرینی میانی در پای تکیه گاه (033/0P=) و عضله مولتی فیدوس در پای مقابل تکیه گاه (023/0P=) گروه دارای درد قدامی کشاله ران در مقایسه با گروه کنترل به طور معناداری با تأخیر همراه است؛ اما در پای تکیهگاه عضلات راست شکمی در مقایسه با گروه کنترل به طور معناداری زودتر و قبل از تماس پاشنه پا با زمین فعال شدهاند (001/0P=). نتیجه گیری به نظر میرسد که عامل درد کشاله ران موجب تغییر در زمانبندی شروع فعالیت عضلانی میگردد. این تغییرات و مکانیسمهای جبرانی حاصل از آن میتواند فرد را در معرض خطر آسیبهای بالقوه اندام تحتانی قرار دهد، لذا توصیه میشود محققان با در نظر گرفتن نتایج تحقیق حاضر و استفاده از بازخوردهای لازم، راهکارهایی در جهت کاهش اثرات درد و تغییرات ناشی از آن را ارائه دهند.
مطالعة حاضر با هدف مقایسة نیمرخ عملکرد ایزوکینتیکی عضلات مفصل زانو و مچ پا در اسکیتبازان مرد سرعتی حرفهای و مبتدی انجام شد. 16 اسکیتباز سرعتی در گروه مبتدی و گروه حرفهای در این مطالعه شرکت کردند. اندازهگیری پارامترهای ایزوکینتیکی مفاصل مچ پا و زانو با استفاده از داینامومتر ایزوکینتیک بایودکس انجام شد. از آزمونهای آماری شاپیرو-ویلک و تی مستقل برای تجزیهوتحلیل آماری در سطح معناداری 05/0 a ≤ استفاده شد. نتایج آزمون تی مستقل تفاوت معناداری را در پارامترهای ایزوکینتیکی توان عضلات بازکنندههای زانو(036/0=P)و توان (001/0=P) و زمانکاهش شتاب (000/0=P)در حرکت اینورژن و اورژنمچ پا بین افراد مبتدی و حرفهای نشان داد. بهنظر میرسد تفاوت آشکار بین اسکیتبازان سرعت حرفهای و مبتدی در پارامترهای ایزوکینتیکی مرتبط با قابلیت عصبی-عضلانی مفصل مچ پا (توان و زمان کاهش عضلات اینورتور و اورتور) وجود داشته باشد. پیشنهاد میشود در تمرینهای این گروه از ورزشکاران به این پارامترها توجه شود.
مقدمه و اهداف دانش تغییرات استراتژیهای کنترل حرکتی در هنگام فرود، بینش خوبی برای پیشگیری از بروز آسیبهای زانو در افراد دارای کف پای صاف خواهد داد؛ لذا هدف تحقیق حاضر، مقایسه استراتژیهای کنترل حرکتی با استفاده از توان مفاصل اندام تحتانی در مراحل مختلف فرود تکپا در ورزشکاران دارای کف پای صاف و سالم بود. مواد و روشها در تحقیق حاضر، از میان ورزشکاران مرد فوتسالیست، 10 نفر دارای کف پای صاف و 10 نفر دارای کف پای نرمال بهصورت تصادفی ساده انتخاب شدند. اندازه توان مفاصل اندام تحتانی در سه صفحه حرکتی بر اساس دادههای کینماتیکی و کینتیکی بهدستآمده از دستگاه تحلیل حرکتی و صفحه نیرو ثبت گردید و تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار متلب و SPSS و با روش آماری تی مستقل انجام شد (p <0/05). یافتهها نتایج تحقیق حاضر نشان داد که تفاوت معناداری بین دو گروه در اندازه توان مفصل زانو (0/003=)p در صفحه ساجیتال در مرحله تماس اولیه، توان مفصل زانو در صفحه ساجیتال (0/0001=p) و ران (0/05=p) در صفحه هوریزنتال در مرحله اوج خم شدن زانو و توان مفصل ران (0/022=p) در صفحه ساجیتال در مرحله اوج نیروی عکسالعمل زمین دیده شد، اما تفاوت معناداری بین دو گروه در اندازه توان مفاصل در دیگر مراحل و صفحات در مفاصل دیده نشد. نتیجه گیری نتایج پژوهش حاضر نشان میدهد که در سه مرحله مورد بررسی در صفحه ساجیتال در زانو و ران اختلاف معنادار شد که نشان میدهد در افراد کف پای صاف، مفاصل پایینتر با عدم کارآیی خود ضربه را به مفاصل بالاتر انتقال میدهند که این خود میتواند عامل مهم ی جهت بروز آسیب در پا و اندام های بالاتر در این افراد شود. نتایج این تحقیق میتواند در برنامه ریزی موفقتر اقدامات توانبخشی و حرکتی افراد مبتلا به کف پای صاف مؤثر واقع شود.
مقدمه و اهداف هدف از مطالعه حاضر، بررسی تاثیر آسیب بیثباتی مزمن مچ پا بر عملکرد بیومکانیکی شروع راه رفتن بود. مواد و روش ها تعداد 26 آزمودنی در دو گروه برابر، نرمال و مبتلا به بیثباتی مزمن مچ پا در تحقیق حاضر مورد مطالعه قرار گرفتند. برای اندازه گیری پارامترهای بیومکانیکی از سیستم آنالیز حرکت (کوآلیزیس 8 دوربین) و تعداد دو صفحه نیروسنج (کیستلر 9286A) استفاده شد. مسافت، زمان و سرعت شروع راه رفتن، زمان نوسان، زمان حمایت دوطرفه، سرعت جداسازی اندام نوسان از سطح، دامنه حرکتی مفاصل هیپ، زانو و مچ پا به همراه جا به جایی مرکز جرم در صفحه داخلی-خارجی، قدامی-خلفی و عمودی پارامترهای مد نظر محقق در این پژوهش بود. یافته ها یافته ها نشان داد که آسیب بی ثباتی مزمن مچ پا میتواند باعث افزایش معنادار در دامنه حرکتی مفصل زانو (P=0/016) و کاهش معنادار در میزان جابهجایی مرکز جرم در جهت های عمودی (P=0/00) و داخلی-خارجی (P=0/00) گردد. نتیجه گیری با توجه به نتایج تحقیق حاضر که بیانگر عدم وقوع تغییرات معنادار در مفصل آسیبدیده و همچنین بسیاری از پارامترهای دیگر بود، با استناد به تغییرات معنادار که در مفاصل مجاور اندام آسیب دیده ثبت شد، به متخصصین توانبخشی پیشنهاد می گردد تا در طراحی پروتکل های تمرینی/درمانی بهصورت کلی (نه موضعی) عمل نمایند تا از این طریق از ایجاد تغییرات در کنترل حرکتی جلوگیری کرده و همچنین در بازیابی کنترل حرکتی مطلوب پس از آسیب، نقش موثرتری داشته باشند.
هدف: از آنجاییکه سفتی به عنوان یکی از خواص ساختارهای ویسکوالاستیک بدن، به لحاظ نظری میتواند برریسک بروز آسیب اثرگذار باشد، هدف از انجام این تحقیق، تعیین ارتباط سفتی اندام تحتانی با متغیرهای منتخب بیومکانیکی مرتبط با ریسک بروز آسیب در افراد جوان فعال سالم بود. روش بررسی: ۲۰ دانشجوی پسر فعال و سالم رشته تربیت بدنی و علوم ورزشی به طور داوطلبانه در این تحقیق نیمه آزمایشی شرکت کردند. آزمودنی ها Hopping عمودی به سه شیوه دوطرفه، یک طرفه روی پای برتر و یک طرفه روی پای غیر برتر و با سه استراتژی ترجیحی، کنترلی (فرکانس ۲/۲ هرتز) و بیشینه را برای تعیین متغیرهای سفتی اندام تحتانی و آزمون فرود تکپا از روی سکو را برای تعیین متغیرهای اوج مؤلفه عمودی نیروی عکسالعمل زمین، نرخ بارگذاری و انرژی جذب شده مکانیکی اجرا کردند. متغیرهای بیومکانیکی ذکر شده توسط دستگاه فورس پلیت و سیستم آنالیز حرکت سنجیده و محاسبه شدند. ارتباط سفتی اندام تحتانی با متغیرهای اوج مؤلفه عمودی نیروی عکسالعمل زمین، نرخ بارگذاری و انرژی جذب شده مکانیکی در اجرای فرود از طریق آزمون همبستگی پیرسون با سطح معناداری 0/05 تعیین شد. یافته ها: از بین متغیرهای سفتی اندام تحتانی حین اجرای Hopping با استراتژی های مختلف (استراتژی کنترلی، ترجیحی و بیشینه)، سفتی اندام تحتانی حین اجرای Hopping بیشینه یک طرفه با متغیر اوج مؤلفه عمودی نیروی عکسالعمل زمین (0/01=p) و نرخ بارگذاری (0/01=(p رابطه معنادار و مثبت، و سفتی اندام تحتانی حین اجرای Hopping کنترلی با متغیر انرژی جذب شده مکانیکی رابطه معنادار و منفی (0/02=p) نشان داد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های تحقیق، می توان بیان کرد سفتی بالای اندام تحتانی موجب افزایش ریسک بروز آسیب های استخوانی مانند Osteoarthritis مفصل زانو و Stress Fracture می شود، درحالی که سفتی پایین اندام تحتانی ریسک بروز آسیب های بافت نرم را افزایش می دهد. بنابراین به نظر می رسد سفتی بالا یا پایین اندام تحتانی به منظور کاهش ریسک بروز آسیب مزیت محسوب نمی شود و احتمالا مقداری بهینه برای آن وجود دارد.
مقدمه و اهداف سرمادرمانی یکی از تکنیکهای رایج در درمان آسیبهای حاد و مزمن ورزشکاران است. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر آنی سرمادرمانی بر فاکتورهای کینتیکی مرتبط با آسیب حین برش جانبی در مردان ورزشکار سالم بود. مواد و روش ها 14 ورزشکار مرد حرفهای سالم با میانگین سن 5/3±3/24 سال و وزن 2/19+±1/74 کیلوگرم در مطالعه حاضر شرکت کردند. متغیرهای کینتیکی شامل نیروی عکسالعمل زمین، میزان نرخ بارگذاری نیروها، جابهجایی مرکز فشار نسبت به مرکز جرم و اوج گشتاور آزاد توسط صفحه نیروسنج حین مانور برش جانبی اندازهگیری شد. مچ پای آزمودنیها از دو جانب داخلی و خارجی و با فاصله 30 سانتیمتری نسبت به قوزک ها به مدت 5 ثانیه تحت اعمال سرما با استفاده از اسپری سردکننده قرار گرفت و آزمون سه بار تکرار شد. از آزمون t زوجی برای بررسی تغییرات آماری در سطح معناداری 0/05 استفاده شد. یافته ها نتایج آزمون t زوجی نشان داد که اوج نیروی عکسالعمل در راستای داخلی-خارجی (0/042=P) و نرخ بارگذاری آن (0/046=P) پس از اعمال پروتکل سرما نسبت به پیش آزمون (قبل از مداخله) افزایش معناداری پیدا کرد. متغیر جابه جایی مرکز جرم نسبت به مرکز فشار در هر دو راستای داخلی-خارجی و قدامی-خلفی نیز (به ترتیب 0/01=P و 0/004=P) افزایش معناداری در مقایسه با پیش آزمون نشان دادند. نتیجه گیری با توجه به نتایج پژوهش حاضر به نظر میرسد که سرما موجب افزایش ریسک خطر آسیبهای ناشی از افزایش میزان نیرو و نرخ بارگذاری و کاهش میزان کنترل ثبات دینامیکی ورزشکاران حین حرکت برش جانبی شده و فرد را در معرض خطر آسیبهای بالقوهای قرار می دهد. توصیه میشود که با انجام تحقیقات با حجم نمونه بیشتر در این زمینه، محققان اطلاعات مفید و جامع تری در مورد استفاده از اسپری های سردکننده حین مداوای آسیب های مچ پا در فعالیت های برشی ارائه دهند.
مقدمه و اهداف عوارض مستقیم و غیرمستقیم نوروپاتی محیطی دیابتی میتواند به اختلال تعادل و افتادن منجر شود و احتمال بروز زخم پا را افزایش دهد. از طرفی دیگر، انجام تمرینات موثر در افزایش تعادل، احتمالاً بتواند باعث کاهش خطر افتادن در این بیماران شود؛ لذا هدف مطالعه حاضر، بررسی تأثیر تمرین ترکیبی بر تعادل و احتمال افتادن در زنان سالمند مبتلا به نوروپاتی دیابتی بود. مواد و روش ها در مطالعه حاضر، 23 بیمار زن مبتلا به نوروپاتی محیطی دیابتی به صورت تصادفی به دو گروه مداخله (11 نفر) و کنترل (10 نفر) تقسیم شدند. قبل و بعد از برنامه تمرینی، تعادل و احتمال افتادن آزمودنیها به ترتیب با ابزار تعادل برگ و مقیاس بینالمللی افتادن اندازهگیری شد. گروه تمرین به مدت 8 هفته، هفتهای 3 جلسه و 1 ساعت در هر جلسه به انجام تمرین ترکیبی پرداختند. گروه کنترل در این مدت به زندگی معمولی خود ادامه دادند. دادهها با استفاده از آزمونهای تی مستقل و وابسته در سطح معناداری 05/0>α تجزیه و تحلیل شد. یافته ها نتایج تحقیق حاضر نشان داد که در نمرات تعادل و احتمال افتادن گروه تجربی بعد از اجرای تمرین ترکیبی نسبت به قبل از آن، تفاوت معناداری ایجاد شد، در حالی که این نمرات در گروه کنترل تفاوت معناداری نداشت. نتیجه گیری انجام تمرین ترکیبی باعث بهبود تعادل و کاهش احتمال افتادن زنان سالمند مبتلا به نوروپاتی محیطی دیابتی میشود؛ بنابراین به منظور بهبود تعادل و کاهش احتمال افتادن این بیماران مداخله درمانی مفیدی است.
هدف مطالعة حاضر، مقایسة هماهنگی و تغییرپذیری مفاصل اندام فوقانی در پاروکشی کایاک مردان جوان نیمهحرفهای و نخبه بود. تعداد هشت مرد جوان کایاکران در دو گروه نخبه و نیمهحرفهای قرار گرفتند. با تقسیم چرخة پاروکشی به چهار مرحلة اصلی، میانگین و تغییرپذیری فاز نسبی پیوسته برای هر مرحله محاسبه شد. نتایج آزمون تی مستقل برای هماهنگی مفاصل بین دو گروه، تفاوت بیشتر در خمکردن شانه و آرنج سمت چپ مرحلة چهارم و خمکردن آرنج و دورکردن شانة سمت چپ مرحلة اول را نشان داد. با توجه به نتایج، در تمام مراحل سمت راست، گروه نخبه تغییرپذیری بیشتری نسبت به سمت چپ داشتند؛ درحالیکه در گروه نیمهحرفهای تغییرپذیری الگوی نامنظمی داشت. بهطورکلی، در مقایسة پاروکشی کایاک بین دو گروه نخبه و نیمهحرفهای، تفاوت معناداری در فاز نسبی پیوسته و تغییرپذیری آن مشاهده نشد.
زمینه و هدف: سفتی یکی از خواص مکانیکی ساختارهای بدن انسان است که نقش مهمی در بیومکانیک حرکات ورزشی داشته و میتواند بر ریسک بروز آسیب اثرگذار باشد. هدف از انجام این تحقیق، تعیین ارتباط سفتی مفاصل زانو و مچپا با ریسک بروز آسیب در اجرای فرود بود. روش بررسی: ۲۰ دانشجوی پسر فعال و سالم رشته تربیتبدنی و علوم ورزشی بهطور داوطلبانه در این تحقیق شرکت کردند. آزمودنیها هاپینگ عمودی به سه شیوه دوطرفه، یکطرفه روی پای برتر و یکطرفه روی پای غیربرتر و با سه استراتژی ترجیحی، کنترلی و بیشینه را برای تعیین متغیرهای سفتی مفاصل مچپا و زانو و آزمون فرود تکپا از روی سکو را برای تعیین متغیرهای منتخب بیومکانیکی مرتبط با ریسک بروز آسیب اجرا کردند. ارتباط سفتی مفاصل زانو و مچپا با متغیرهای منتخب بیومکانیکی در اجرای فرود از طریق آزمون همبستگی پیرسون با سطح معناداری ۰۵/۰ تعیین شد. یافتهها: از بین متغیرهای سفتی مفصل مچپا و سفتی مفصل زانو حین اجرای هاپینگ با استراتژیهای مختلف (استراتژی کنترلی، ترجیحی و بیشینه)، سفتی مچپا حین اجرای هاپینگ ترجیحی و بیشینه یکطرفه با متغیر اوج مؤلفه عمودی نیروی عکسالعمل زمین و نرخ بارگذاری رابطه معنادار و مثبت و سفتی مچپا حین اجرای هاپینگ کنترلی دوطرفه با متغیر انرژی جذب شده مکانیکی رابطه معنادار و منفی داشت (۰۵/۰p<). نتیجهگیری: با توجه به یافتههای تحقیق، میتوان بیان کرد که سفتی زیاد مفصل مچپا موجب افزایش ریسک بروز آسیبهای استخوانی مانند استئوآرتریت زانو و استرس فراکچر میشود، در حالیکه سفتی کم مفصل مچپا ریسک بروز آسیبهای بافت نرم را افزایش میدهد.
مقدمه و اهداف خستگی یکی از متغیرهای مهمی است که میتواند روی عملکرد در طول رقابت تأثیر بگذارد. هدف تحقیق حاضر بررسی اثر خستگی در زمانهای مختلف پروتکل شبیهسازیشده بر هماهنگی مفاصل اندام تحتانی بازیکنان فوتسال بود. مواد و روش ها روش این تحقیق نیمهتجربی با مدل تاثیرسنجی است که در آن ۱۲ نفر بازیکنان فوتسال نیمهحرفهای بدون ناهنجاری یا سابقه آسیبی شرکت کردند. اطلاعات کینماتیکی با سیستم مایوموشن (200 هرتز) و اطلاعات الکترومایوگرافی با سیستم مایوماسل (1000 هرتز) نوراکسون اندازهگیری شد. آزمودنیها تست دوی سرعت ده متر را سه بار قبل از پروتکل، حین پروتکل و پس از پروتکل مخصوص خستگی فوتسال (FIRP) انجام دادند و همزمان اطلاعات کینماتیکی و الکترومایوگرافی توسط سیستم ثبت شد. در مرحله پردازش فاز نسبی پیوسته (CRP) و سطح زیر نمودار (RMS) در چهار فاز با فاصله 25 درصدی طی چرخه دویدن مورد محاسبه قرار گرفت. از آزمون آنالیز واریانس با اندازهگیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی به منظور شناسایی تفاوت معنادار بین اثر خستگی در متغیرهای مختلف استفاده شد (P≤0.05). یافته ها نتایج تحقیق حاضر نشان داد در هماهنگی مفاصل ران و زانو در صفحه ساجیتال در فاز سوم دویدن (قبل و حین خستگی)، مفاصل زانو و مچ پا در صفحه ساجیتال در هر چهار فاز (قبل و حین خستگی؛ قبل و بعد خستگی) و مفاصل ران و مچ پا در صفحه ساجیتال در فاز دوم و چهارم (قبل و حین؛ قبل و بعد خستگی) تفاوت معناداری وجود دارد (P<0.05). همچنین یافتهها نشان داد بین فعالیت عضلات دوقلو در فاز سوم قبل و بعد از خستگی و عضلات دوسررانی در فاز سوم قبل و بعد از خستگی تفاوت معناداری وجود دارد (P<0.05). نتیجه گیری به طور کلی به نظر میرسد خستگی اختصاصی فوتسال تأثیر زیادی خصوصاً بر تعامل عضلات و مفاصل اندام تحتانی در صفحه ساجیتال داشته باشد، با این حال نقش و تأثیرپذیری مفصل و عضلات زانو خصوصاً همسترینگ پس از خستگی به مراتب بیشتر در دویدن سرعتی آشکار میشود، تأثیری که هم از جنبه نقش تعاملی با سایر مفاصل و هم از جنبه تولید نیرو میتواند مهم باشد. به مربیان و مسئولین مسئول آمادگی جسمانی ورزشکار تأکید میشود به منظور حذف اثرات خستگی تأکید بیشتری بر تمرین مخصوص افزایش استقامت و حفظ تنش عضلات اندام تحتانی خصوصاً همسترینگ و دوقلو نمایند.
زمینه و هدف: پرش عمودی در بسیاری از فعالیت های ورزشی دیده می شود و به عنوان یک مدل تحقیقی در بسیاری از مطالعات بیومکانیکی مورد استفاده قرار می گیرد. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر چهار هفته تمرین بر تغییرپذیری نیروهای عکس العمل در اجرای پرش عمودی در مردان جوان فعال بود. روش تحقیق: در این تحقیق نیمه تجربی 20 مرد جوان در دو گروه تمرین و کنترل شرکت کردند. داده های نیروی عکس العمل زمین قبل و بعد از برنامه تمرینی با استفاده از دستگاه صفحه نیرو سنج در اجرای پرش عمودی ثبت شد. با استفاده از روش نمودار اثر کلی، ضریب تغییرات 10 نمودار نیروی عکس العمل زمین قبل و بعد از تمرین برای هر آزمودنی محاسبه شد. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تفاوت معنی داری را بین میزان ضریب تغییرات نیروی عکس العمل زمین در راستای عمودی و داخلی- خارجی پیش آزمون و پس آزمون نشان نداد، در حالی که در راستای قدامی- خلفی میانگین ضریب تغییرات در پس آزمون بیشتر از پیش آزمون بود (0/03=p). نتیجه گیری: به نظر می رسد تغییرپذیری نمودار نیروی عکس العمل زمین از تمرین تاثیر می پذیرد. مطالعه تغییرپذیری در نمودار نیروی های عکس العمل زمین می تواند به عنوان شاخص عملکرد در پرش عمودی در نظر گرفته شود.
بررسی پایداری دینامیک مهارت ورزشی به شناسایی پیچیدگی رفتار سیستم حرکتی بهمنظور کاهش آسیب و بهبود عملکرد کمک میکند. دراینراستا، هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر تمرین بر پایداری دینامیک موضعی مفاصل ران و زانو در پرش عمودی بود. بدینمنظور 20 مرد جوان فعال در دو گروه کنترل(10 نفر) و تمرین (10 نفر) در این پژوهش شرکت کردند و دادههای کینماتیکی ران، زانو و نیروی عکسالعمل زمین در پیشآزمون و پسآزمون در اجرای پرش عمودی ثبت گردید. همچنین، گروه تجربی بهمدت چهار هفته (12 جلسۀ 40 دقیقهای) در برنامۀ تمرینی شرکت نمود و پایداری دینامیک موضعی زوایای ران و زانو با استفاده از روش غیرخطی بالاترین نمای لیاپانوف محاسبه گشت. نتایج نشان میدهد که بهدنبال افزایش میزان پرش عمودی، برنامۀ تمرینی باعث بهبود معنادار پایداری دینامیک موضعی مفصل زانو شده است.بهنظر میرسد که افزایش پرش عمودی بهدنبال تمرین منجر به پایداری بیشتر مفصل زانو درمقایسه با مفصل ران میشود.
مقدمه و اهداف پاسخهای عصبی-عضلانی با تاخیر از مهمترین نقایص حسی-حرکتی در افراد دارای بیثباتی عملکردی محسوب میشود که بیانگر بهرهگیری از استراتژیهای جبرانی است. با توجه به اینکه اکثر حرکات بدن در زنجیره کینتیکی بسته صورت میگیرد، وجود نقایص حسی-حرکتی دیستال بر عملکرد نواحی پروگزیمال اثرگذار است و موجب به کارگیری استراتژیهای جبرانی در نواحی پروگزیمال میشود، هدف از انجام تحقیق حاضر بررسی استراتژیهای جبرانی ناکارآمد در افراد دارای بیثباتی عملکردی مچ پا با استفاده از اغتشاش بیرونی حین راه رفتن میباشد. مواد و روش ها در تحقیق نیمهتجربی حاضر هفت آزمودنی مرد سالم (با میانگین سنی70/1±40/23 سال) و هفت آزمودنی دارای بیثباتی عملکردی مچ پا (با میانگین سنی 81/0±31/24 سال) به عنوان آزمودنی شرکت کردند. فعالیت الکتریکی عضلات نازکنی طویل، ساقی قدامی، سرینی میانی، و ارکتور اسپاین با استفاده از دستگاه الکترومایوگرافی در حین راه رفتن افراد روی دستگاه اغتشاش اینورژنی محقق ساخته اندازهگیری شد. زمان پاسخ به اغتشاش در سیگنال فعالیت الکتریکی هر یک از عضلات با استفاده از نرمافزار متلب استخراج و با استفاده از آزمون آماری تی مستقل در سطح معناداری p یافته ها گروه بیثباتی در مقایسه با گروه سالم زمان پاسخ به اغتشاش طولانی معناداری در عضلات نازکنی و ارکتور اسپاین نشان دادند (p