هدف این مطالعه، مروری بر تحقیقات انجامشده پیرامون تعامل سفتی سطح و سفتی اندام تحتانی بود. مطالعات نشان دادند بهدنبال افزایش سفتی سطح، سفتی اندام تحتانی کاهش مییابد و برعکس بهدنبال کاهش سفتی سطح، سفتی اندام تحتانی افزایش پیدا میکند. این تعاملات در سفتی با هدف حفظ دینامیک مرکز جرم و کاهش انرژی مصرفی طی حرکت صورت میگیرند. ازجمله سازوکارهای پیشنهادی برای تعامل سفتی اندام و سطح، تغییر در سفتی مفصلی، بهویژه مفصل مچ پاست. درخصوص عوامل عصبی مربوط به تغییر در سفتی اندام تحتانی بهدنبال تغییر در سفتی سطح عنوان شده که رفلکسهای کششی نقشی در تغییر سفتی اندام تحتانی ندارند. در حالحاضر، تعامل بین سفتی سطوح مختلف و سفتی اندام تحتانی شناسایی شده است، اما در مورد سازوکارهای دقیق مربوط به تعامل سفتی اندام تحتانی، سفتی سطح و سازوکارهای عصبیعضلانی مربوط به این فرایند اطلاعات زیادی به چشم نمیخورد.
رفتار و ویژگی الاستیک ساختارهای بدن انسان، نقشی بالقوه در چگونگی انتقال نیرو و غلبه بر اغتشاشات خارجی وارد بر بدن دارد و بهاینترتیب میتواند نقشی تعیینکننده در پیشگیری از بروز آسیبهای اسکلتی-عضلانی داشته باشد. هدف از پژوهش حاضر، سنجش ارتباط میان رفتار الاستیک بدن با عوامل خطرزای آسیبهای اسکلتی-عضلانی حین فرود تکپا بود. 30 مرد جوان سالم آزمونهای هاپینگ را برای تعیین رفتار الاستیک بدن و آزمون فرود تکپا را برای تعیین عوامل خطرزای آسیب، روی یک صفحة نیرو و در برابر دوربین سرعت-بالا انجام دادند. سفتی پا بهعنوان یکی از مهمترین متغیرهای تعیینکنندة رفتار الاستیک بدن و زمان رسیدن به پایداری، فلکشن و والگوس زانو بهعنوان عوامل خطرزای آسیب، محاسبه شدند و ارتباط آنها از طریق آزمون همبستگی پیرسون تعیین گشت. ضرایب همبستگی معنادار مثبت بین سفتی پا و زاویة فلکشن اولیه و نهایی زانو حین فرود مشاهده شد اما هیچ ارتباط معناداری بین سفتی پا با والگوس زانو وجود نداشت. روابط معنادار مثبت بین سفتی پا و زمان رسیدن به پایداری در راستای آنتریورپوستریور، دیگر یافتة این پژوهش بود. بر اساس یافتههای پژوهش حاضر، به نظر میرسد اگرچه سفتی پای بالا بهعنوان عاملی مهم برای موفقیت در برخی عملکردهای حرکتی نظیر دویدن شناخته میشود، اما میتواند اجرای صحیح تکنیک فرود را با اختلال مواجه سازد و رسیدن به شرایط پایدار در راستای آنتریورپوستریور را به تاخیر اندازد. اجرای تمرینات تخصصی به منظور اصلاح تکنیک فرود یا تعدیل سفتی پا و بهینهسازی رفتار الاستیک بدن، میتواند در پیشگیری از آسیبهای اسکلتی-عضلانی اندام تحتانی نظیر آسیب ACL موثر باشد.
ب با توجه به اینکه در دوره سالمندی، با بروز ناهنجاریهای اسکلتی-عضلانی و به تبع آن تغییرات در عملکرد بیومکانیکی همراه است؛ استفاده از برنامههای تمرینی مناسب با رویکرد پیشگیری و یا کاهش تبعات منفی ناشی از این تغییرات، در دستور کار متخصصان حوزه بازتوانی ورزشی و کاردرمانها قرار دارد. هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی تأثیر تمرین استقامتی در خشکی، آب و ترکیبی بر متغیرهای منتخب کینماتیکی راهرفتن غیرارادی مردان 75-60 سال بود. در این پژوهش نیمه تجربی، 60 مرد به صورت داوطلبانه شرکت نمودند و به صورت تصادفی در سه گروه 20 نفره، هشت هفته تمرین استقامتی در خشکی، در آب و ترکیبی قرار گرفتند. از آزمونهای آماری تی وابسته برای مقایسه پیش و پسآزمون و تجزیهوتحلیل کوواریانس برای مقایسه اثر سه نوع تمرین بر متغیرهای وابسته استفاده شد. یافتهها تاثیر انجام تمرین استقامتی در خشکی، آب و ترکیبی در افزایش معنادار میزان طولگام نرمالیزه، جابجایی مرکز جرم بدن در محورهای قدامی-خلفی و داخلی-خارجی، دامنه حرکتی مفاصل ران، زانو و دورسی فلکشن مچ پا راهرفتن غیرارادی را نشان داد (0/05>P)، با وجود اینکه به نظر میرسد استفاده از تمرینات استقامتی در خشکی، آب و ترکیبی میتواند اثر مثبت بر متغیرهای منتخب کینماتیکی سالمندان حین راهرفتن داشته باشد؛ تجزیه و تحلیل کوواریانس یک راهه نشان داد که تمرینات استقامتی ترکیبی و آب اثر متفاوتی بر متغیر جابجایی مرکز جرم بدن دارد و می توان انجام این تمرین را برای بهبود عملکرد راه رفتن و جابهجایی ایمن و مطمئن به سالمندان توصیه کرد. مطالعات آتی جهت بررسی هرچه دقیقتر تفاوتهای موجود بین انواع روشهای تمرینات استقامتی ضروری به نظر میرسد.
مقدمه و اهداف: با توجه به اثر منحصر به فرد شیوههای مختلف تمرینی بر پاسخهای ساختاری و عملکردی قلب و عروق، برنامههای بازتوانی قلبی بهعنوان یک برنامه درمانی و توانبخشی بعد از سکته قلبی و آنژیوپلاستی جهت کاهش میزان مرگومیر ناشی از بیماری قلبی عروقی کاربرد دارد. هدف پژوهش حاضر تأثیر دو شیوه تمرین هوازی و موازی بر متغیرهای منتخب بیومکانیک خون بر شریان فمورال دوطرفه در بیماران 40 تا 65 سال، پس از آنژیوپلاستی عروق کرونر است. مواد و روشها: در این پژوهش نیمهآزمایشگاهی و آیندهنگر با طرح پیش و پسآزمون، نود زن و مرد بیمار عروق کرونر قلب که آنژیوپلاستی شده، به صورت تصادفی در دسترس در سه گروه آزمایش (تمرین هوازی و موازی) و گروه کنترل تقسیم شدند. چهل دقیقه تمرین هوازی برگرفته از دستورالعمل ACSM جهت بازتوانی بیماران به مدت هشت هفته و سپس بیست دقیقه تمرین مقاومتی هفتهای دو جلسه در گروه تمرین موازی انجام شد. در بخش توصیف دادهها از میانگین و انحراف استاندارد، از آزمون کولموگروف اسمیرنف برای بررسی توزیع دادهها، از آزمون کروسکال والیس و آزمون تعقیبی یومن ویتنی در متغیرهای غیرنرمال و از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه، ولچ و آزمون تعقیبی توکی در متغیرهای نرمال در سطح معناداری 0/05 استفاده شد.یافتهها: نتایج تحقیق نشان داد که در متغیر فشار خون دیاستولی فمورال چپ متعاقب اعمال تمرین هوازی و موازی تفاوت معناداری وجود ندارد. در متغیرهای سرعت جریان خون در فاز دیاستول فمورال چپ و فشار خون در فاز سیستول فمورال چپ متعاقب اعمال تمرین هوازی و در متغیرهای سرعت جریان خون در فاز سیستول و دیاستول فمورال چپ و فشار خون در فاز سیستول فمورال چپ متعاقب تمرین موازی تفاوت معناداری مشاهده شد و با مقایسه تأثیر دو شیوه تمرین بر متغیرهای منتخب بیومکانیک خون تفاوتی بین دو شیوه تمرین در متغیرهای منتخب بیومکانیک خون مشاهده نشد.نتیجهگیری: استفاده از تأثیرات سودمند تمرین هوازی و موازی در راستای بهبود متغیرهای بیومکانیک خون با شدت و مدت زمان مناسب در بیماران 40 تا 65 سال، متعاقب آنژیوپلاستی عروق کرونر توصیه میشود.
چکیدهمقدمه و اهداف: با توجه به اینکه در دوره سالمندی، پتانسیل بروز ناهنجاریهای اسکلتی-عضلانی و به تبع آن تغییرات در عملکرد بیومکانیکی همراه است؛ استفاده از شیوه برنامههای تمرینی مناسب با رویکرد پیشگیری و یا کاهش تبعات منفی ناشی از این تغییرات، در دستور کار درمانگران و بازتوانی ورزشی، قرار دارد. هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی تأثیر تمرین استقامتی خشکی، آب و ترکیبی بر متغیرهای منتخب بیومکانیکی راه رفتن ارادی مردان 75-60 سال بود.مواد و روش ها :در این پژوهش 60 مرد 75-60 ساله به صورت داوطلبانه، به صورت تصادفی در سه گروه 20 نفره، تمرین استقامتی در خشکی، آب و ترکیبی، به عنوان آزمودنی در این پژوهش شرکت نمودند. از آزمونهای آماری تی وابسته برای بررسی اثر سه هریک از سه شیوه تمرین مورد استفاده در این پژوهش(پیش و پسآزمون) و تجزیهوتحلیل کوواریانس یکراهه برای مقایسه اثر سه نوع تمرین بر متغیرهای منتخب بیومکانیکی در راه رفتن ارادی، استفاده شد.یافته ها: یافته ها نشان داد انجام تمرین استقامتی در خشکی، آب و ترکیبی را باعث افزایش معنادار میزان طول گام نرمالیزه، جابجایی مرکز جرم بدن در محورهای قدامی- خلفی و عمودی، دامنه حرکتی مفاصل ران، زانو و دورسی فلکشن مچ پا و حداکثر نرمالیزه اول Fz (اوج نیروی عمودی عکس العمل زمین) حین شروع راه رفتن ارادی نشان داد (05/0>P). همچنین، انواع تمرین استقامتی خشکی، آب و ترکیبی اثر متفاوتی بر متغیر دامنه حرکتی پلانتارفلکشن مفصل مچ پا ایجاد نمودند (05/0>P) (بین تمرینات خشکی و ترکیبی با 007/0=P)؛ اما تفاوت معناداری در میزان اثرگذاری نوع تمرین استقامتی خشکی، آب و ترکیبی بر سایر متغیرهای کینماتیکی و کینتیکی حین راه رفتن ارادی مشاهده نشد (05/0
مقدمه و اهداف با توجه به اینکه عملکرد عضلات تحت تأثیر ویژگیهای فردی از جمله تیپ بدنی قرار میگیرد، هدف از انجام پژوهش حاضر مقایسه عملکرد عضلات منتخب لوکال و گلوبال ناحیه ثبات مرکزی و تغییرات مرکز فشار حین راه رفتن مردان جوان با تأکید بر تیپ بدنی بود. مواد و روشها 30 مرد جوان با میانگین و انحراف استاندارد سن، قد و وزن بهترتیب در سه گروه آندومورف با 2/5±26/1 سال، قد 4/6±185/5 سانتیمتر و وزن 8/6±99/1 کیلوگرم، مزومورف با 2/7±26/3 سال، قد 8/3±179/8 سانتیمتر و وزن 8/2±84/2 کیلوگرم و اکتومورف با 2/7±24/3 سال، قد 0/6±183/4 سانتیمتر و وزن 4/9±63/2 کیلوگرم بهعنوان آزمودنی در پژوهش حاضر شرکت کردند. عملکرد عضلات لوکال و گلوبال ناحیه ثبات مرکزی با استفاده از دستگاه الکترومایوگرافی مدل مایون سوئیس و اطلاعات مربوط به متغیر مرکز فشار با استفاده از دو صفحه نیرو، در حین راه رفتن ثبت شد. برای مقایسه عملکرد عضلات (شاخصهای RMS و مدتزمان فعالیت) و تغییرات مرکز فشار حین راه رفتن در سه تیپ بدنی، از روش آنالیز واریانس با آزمون تعقیبی توکی در سطح معناداری 05/0≤p استفاده شد. یافتهها نتایج تفاوت معناداری در RMS عضلات گلوبال مورب داخلی و خارجی شکم را نشان داد. درصد RMS برای تیپ بدنی آندومورف در تمام عضلات لوکال و گلوبال بیشتر از تیپ بدنی مزومورف و اکتومورف حین راه رفتن بود. ضمن اینکه در رابطه با مدتزمان فعالیت الکتریکی در عضلات لوکال چندسر و طویل پشتی و عضله گلوبال مورب داخلی در سه تیپ بدنی حین راه رفتن تفاوت معنادار مشاهده شد و همچنین مدتزمان فعالیت در سه عضله چندسر، طویل پشتی و مورب داخلی در افراد با تیپ بدنی آندومورف بیشتر بود. تغییرات مرکز فشار نیز برای تیپ بدنی آندومورف بیشتر بود، اما تفاوت معناداری بین تیپهای بدنی مشاهده نشد. نتیجه گیری با توجه به یافتههای پژوهش حاضر میتوان مدعی شد که تیپ بدنی بر الگوی عملکرد عضلات لوکال و گلوبال ناحیه ثبات مرکزی و تغییرات مرکز فشار حین راه رفتن تأثیر میگذارد.
زمینه و هدف امروزه دستیابی به بهترین اجرای مهارتهای ورزشی و به حداقل رساندن بروز آسیب با میزان قابلیت و تواناییهای فیزیکی رابطه مستقیم دارد. هدف این پژوهش مقایسه متغیرهای منتخب بیومکانیکی هنگام پرش ـ فرودهای متوالی بین کاراتهکاران حرفهای و نیمهحرفهای بود.مواد و روشها در این پژوهش از صفحه نیروسنج، اطلاعات مربوط به نیروی عکسالعمل زمین، تغییرات مرکز جرم به مرکز فشار و زمان رسیدن به پایداری هنگام پرش ـ فرود هجده دختر جوان کاراتهکار اردونشین تیم ملی (حرفهای ـ نُه نفر) و کاراتهکار منتخب استان مازندران (نیمهحرفهای ـ نُه نفر)، در هر دو پای چپ و راست به صورت جداگانه جمعآوری و تحلیل آماری شد.یافتهها یافتهها نشان داد میانگین و انحراف معیار متغیرهای بیومکانیکی مورد مطالعه در اندام چپ نسبت به اندام راست در هر دو گروه حرفهای و نیمهحرفهای بالاتر بود. در مقایسه نیروی عکسالعمل زمین مؤلفه داخلی ـ خارجی و تغییرات مرکز جرم به مرکز فشار پای راست و چپ کاراتهکاران غیرحرفهای و پای چپ گروه حرفهای و غیرحرفهای تفاوت معناداری مشاهده شد (05/P<0). بین نیروی عکسالعمل زمین در جهت قدامی ـ خلفی بین پای راست و چپ گروه حرفهای و پای راست و چپ گروه غیرحرفهای و پای راست و چپ دو گروه در تغییرات مرکز جرم به مرکز فشار بین پای راست و چپ گروه حرفهای و پای چپ این دو گروه تفاوت معنادار بود (05/P<0)، اما بین زمان رسیدن به پایداری آنها تفاوت معناداری دیده نشد (05/P<0).نتیجهگیری به نظر میرسد با توجه به نتایج، متغیرهای نیروی عکسالعمل زمین و تغییرات مرکز جرم به مرکز فشار و زمان رسیدن به پایداری میتواند به عنوان شاخصی برای ارزیابی سطح اجرای مهارت و تشخیص پتانسیل بروز آسیب کاراتهکاران حرفهای و نیمهحرفهای استفاده شود.
زمینه و هدف: خستگی یکی از عواملی است که میتواند الگوهای حرکات مختلف را تحت تأثیر قرار داده و ماهیت آن را از نظر بیومکانیکی تغییر دهد. با توجه به مستندات موجود مبنی بر اثر خستگی در کیفیت عملکرد و افزایش پتانسیل بروز آسیب، مطالعه حاضر با هدف مروری سیستماتیک بر پژوهشهای انجامشده در زمینه تأثیر خستگی بر متغیرهای بیومکانیکی و بروز آسیبدیدگی در حرکات منتخب افراد سالم انجام گرفته است.مواد و روشها: با جستوجوی مقالات مرتبط با موضوع تحقیق در بانکهای اطلاعاتی معتبر و بر اساس معیارهای از پیش تعیینشده درنهایت تعداد 50 مطالعه به عنوان مقالات نهایی برای مطالعه مروری حاضر انتخاب شدند.یافتهها: مقالات مختلف از روشهای متفاوتی برای اعمال خستگی استفاده کردهاند. در مطالعات انجامگرفته گزارش شده است که در حالت کلی خستگی میتواند بر حس عمقی، هماهنگی حرکت و زمان عکسالعمل و متعاقب آن کنترل حرکت، اثر منفی داشته باشد، کنترل تعادل را دچار اختلال کرده و افرد سالم را مستعد بروز آسیب کند. همچنین از خستگی به عنوان یکی از عوامل مهم افتادن و زمین خوردن نام برده میشود. در گزارشهای مستندشده، نشان داده شده است که خستگی موجب کاهش قدرت عضلانی و در نتیجه آن کاهش دقت حس عمقی و پاسخهای عصبیعضلانی میشود و این تغییرات میتواند خطر سقوط و زمین خوردن را بهخصوص در افراد مسن افزایش دهد. در مورد حرکات مختلف ورزشی، از خستگی به عنوان یکی از مهمترین عوامل اختلال و کاهش عملکرد اجرای ورزشی نام برده شده است که سبب تغییر در الگوی حرکت شده و افزایش احتمال آسیبدیدگیها بهخصوص آسیبهای اندام تحتانی همچون آسیب ACL در حرکاتی همچون پرش فرود را به همراه خواهد داشت.نتیجهگیری: با توجه به احتمال تأثیر سطح خستگی آزمودنیها بر الگوی انجام حرکات مختلف، در زمان جمعآوری دادهها، باید این پارامتر به عنوان یک عامل کنترلی در نظر گرفته شود. ضمن اینکه به دلیل افزایش احتمال بروز آسیب به دنبال خستگی در افراد سالم، توجه به این عامل حین انجام حرکات مختلف از جمله حرکات ورزشی امری ضروری است.
مقدمه و اهداف در حال حاضر اهمیت سطحی که انسان روی آن حرکت انجام میدهد، بهعنوان یک عامل بالقوه در فرکانس و شدت آسیبهای اندام تحتانی به اثبات رسیده است. هدف از انجام تحقیق حاضر تأثیر سفتی سطح بر ریسک وقوع آسیبهای ناشی از اعمال نیروی عکسالعمل زمین طی فرود دو پا بود. مواد و روش ها سفتی اندام تحتانی و نیروی عکسالعمل زمین 15 مرد جوان در فرود از سکو روی پنج سطح با سفتی 200 تا 500 کیلو نیوتن بر متر مورد اندازهگیری قرار گرفت. یافتهها نتایج آزمون آنالیز واریانس با اندازهگیری مکرر نشان داد بین سفتی اندام تحتانی و نیروی عکسالعمل عمودی زمین در سطوح مختلف، تفاوت معناداری وجود دارد. نتیجه گیری با توجه به یافتههای تحقیق حاضر، انسان برخلاف اجسام در هنگام برخورد با سطحی جدید خود را با آن منطبق میکند تا از این طریق بسته به حرکت مورد نظر دینامیک طبیعی مرکز جرم و بازده حرکت را حفظ کرده و همچنین نیروها را تعدیل کند. واژههای کلیدی سفتی سطح؛ سفتی اندام تحتانی؛ نیروی عکسالعمل عمودی زمین؛ فرود دو پا
مقدمه و اهداف با توجه به نقش فاشیا در قالب یک ماتریس ویسکوالاستیک که عضلات، استخوانها، اندامها و تارهای عصبی را پوشش میدهد و عملکرد حرکتی بدن انسان از جمله انعطافپذیری، قدرت، مقاومت در برابر فشار و آسیبها را تحت تأثیر قرار میدهد، هدف مطالعه مروری سیستماتیک حاضر، بررسی اثر تمرینات کششی، قدرتی، مقاومتی و استقامتی و ترکیبی از تمرینات مقاومتی-کششی بر عملکرد فاشیا بود. مواد و روشها در مطالعه حاضر، بعد از جستجوی مقالات در پایگاههای معتبر نظیر PubMed، Science Direct، Magiran، Noormags و SID با استفاده از کلمات میوفاشیا، فاشیا و بافت همبند، بررسی با بیش از 55 مقاله از سال 1984 تا 2018 میلادی انجام شد. یافتهها یافتهها بر مثبت بودن تاثیر تمرینات کششی، قدرتی، استقامتی و مقاومتی-کششی بر آمادگی و عملکرد فاشیا تأکید دارند. مرور بر مقالات نشاندهنده افزایش سفتی و خاصیت الاستیک فاشیا تحت تاثیر تمرینات کششی و استقامتی میباشد، درحالیکه تمرینات قدرتی و تمرینات ترکیبی مقاومتی-کششی افزایش سفتی فاشیا و کاهش هیسترزیس در فاشیا را نشان میدهد. نتیجه گیری با توجه به تأثیر مثبت تمرینات ورزشی بر عملکرد فاشیا پیشنهاد میشود که ورزشکاران همراه با تمرینات افزایش قدرت عضلات و استقامت قلبی-عروقی برای افزایش آمادگی فاشیا و پیشگیری از آسیبدیدگی آن به تمرینات آمادگی فاشیا نیز بپردازند. همچنین محققان در بررسی نقش متغیرها، در بهبود عملکرد و اجرای مهارتها و مقابله با آسیب های ورزشی، به تعیین شیوههای تاثیرپذیری فاشیاها به ویژه در شرایطی که موضوع تاثیر تمرین و یا اغتشاشات در عملکردها مورد نظر است، بپردازند.
مقدمه و اهداف حرکات اندام فوقانی و دست ها میتوانند الگوهای حرکتی راه رفتن را تغییر داده و یا در آن مداخله ایجاد کنند، اما معمولا در تجزیهوتحلیلهای راه رفتن این بخش نادیده گرفته میشود. هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر آتلگیری اندام فوقانی بر سرعت و آهنگ راه رفتن میباشد. مواد و روش ها از 30 نفر آزمودنی سالم (میانگین±انحراف معیار سن: 34/5±56/29 سال، BMI: 25/3±06/24 کیلوگرم بر متر مربع) خواسته شد ابتدا به صورت عادی و با سرعت معمول خود و سپس در همان سرعت با قرارگیری دست غالب و سپس دست غیرغالب در آتل، در مقابل سیستم آنالیز حرکت Vicon راه بروند. سپس با استفاده از نرم افزار متلب، داده ها استخراج و جهت تجزیه وتحلیل از آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد)، آزمون شاپیرو-ویک (بررسی نرمال بودن توزیع دادهها) و آزمون t همبسته برای مقایسه سرعت و آهنگ راه رفتن هر کدام از الگوها با وضعیت عادی استفاده گردید (05.0p≤). یافته ها نتایج آزمون t همبسته اختلاف معناداری را بین دو وضعیت نوسان طبیعی و قرارگیری دست غالب در آتل و نیز نوسان طبیعی و قرارگیری دست غیرغالب در آتل در میانگبن متغیر سرعت راه رفتن نشان داد، اما در زمینه آهنگ راه رفتن علیرغم کاهش میانگین، بین هیچکدام از وضعیت ها و الگوها در مقایسه با الگوی نوسان طبیعی تفاوت معناداری دیده نشد (05.0p≤). نتیجه گیری با توجه به نتایج پژوهش حاضر شاید بتوان عنوان کرد که بهتر است در موارد عدم ضروری در بیماران مختلف، جهت حفظ سرعت راه رفتن نرمال، از اسلینگ استفاده نشود، زیرا این افراد بهدلیل ایجاد افزایش سرعت در راه رفتن ممکن است دچار تغییر در الگوی راه رفتن، عدم تعادل و زمین خوردن شوند.
مقدمه و اهداف نوسان اندام فوقانی در حین راه رفتن به عنوان عاملی تعاملی بین دست ها، پاها و تنه به اثبات رسیده است و دارای تاثیرات مهمی بر الگوی طبیعی راه رفتن اندام تحتانی میباشد. هدف از تحقیق حاضر، بررسی تاثیر تغییرات الگوی حرکتی اندام فوقانی بر متغیرهای بیومکانیکی راه رفتن بوده است. مواد و روش ها مطالعه حاضر به وسیله بررسی پایگاه های Scopus، PubMed، Google Scholar، Ovid، Science Direct، ProQuest، Mesh، DOAJ، Medline، Clinical Key در بازه زمانی 1990 تا 2019، با استفاده از واژگان مرتبط با موضوع انجامشده و مقالات با توجه به معیارهای ورود و خروج انتخاب گردیدند. یافته ها یافته های تحقیق حاضر حاکی از این بود که تغییر الگوهای اندام فوقانی تاثیرات متفاوتی بر متغیرهای کینماتیکی، فضایی زمانی و کینتیکی راه رفتن دارد. نتیجه گیری متغیرهای مربوط به فرکانس و طول گام و سرعت در ارتباط با حیطه های کینماتیکی و فضایی زمانی و نیز متغیر گشتاور در حوزه کینتیک بیشترین تغییرات را در هنگام تغییر این الگوها نشان میدهد.
هدف: از آنجاییکه سفتی به عنوان یکی از خواص ساختارهای ویسکوالاستیک بدن، به لحاظ نظری میتواند برریسک بروز آسیب اثرگذار باشد، هدف از انجام این تحقیق، تعیین ارتباط سفتی اندام تحتانی با متغیرهای منتخب بیومکانیکی مرتبط با ریسک بروز آسیب در افراد جوان فعال سالم بود. روش بررسی: ۲۰ دانشجوی پسر فعال و سالم رشته تربیت بدنی و علوم ورزشی به طور داوطلبانه در این تحقیق نیمه آزمایشی شرکت کردند. آزمودنی ها Hopping عمودی به سه شیوه دوطرفه، یک طرفه روی پای برتر و یک طرفه روی پای غیر برتر و با سه استراتژی ترجیحی، کنترلی (فرکانس ۲/۲ هرتز) و بیشینه را برای تعیین متغیرهای سفتی اندام تحتانی و آزمون فرود تکپا از روی سکو را برای تعیین متغیرهای اوج مؤلفه عمودی نیروی عکسالعمل زمین، نرخ بارگذاری و انرژی جذب شده مکانیکی اجرا کردند. متغیرهای بیومکانیکی ذکر شده توسط دستگاه فورس پلیت و سیستم آنالیز حرکت سنجیده و محاسبه شدند. ارتباط سفتی اندام تحتانی با متغیرهای اوج مؤلفه عمودی نیروی عکسالعمل زمین، نرخ بارگذاری و انرژی جذب شده مکانیکی در اجرای فرود از طریق آزمون همبستگی پیرسون با سطح معناداری 0/05 تعیین شد. یافته ها: از بین متغیرهای سفتی اندام تحتانی حین اجرای Hopping با استراتژی های مختلف (استراتژی کنترلی، ترجیحی و بیشینه)، سفتی اندام تحتانی حین اجرای Hopping بیشینه یک طرفه با متغیر اوج مؤلفه عمودی نیروی عکسالعمل زمین (0/01=p) و نرخ بارگذاری (0/01=(p رابطه معنادار و مثبت، و سفتی اندام تحتانی حین اجرای Hopping کنترلی با متغیر انرژی جذب شده مکانیکی رابطه معنادار و منفی (0/02=p) نشان داد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های تحقیق، می توان بیان کرد سفتی بالای اندام تحتانی موجب افزایش ریسک بروز آسیب های استخوانی مانند Osteoarthritis مفصل زانو و Stress Fracture می شود، درحالی که سفتی پایین اندام تحتانی ریسک بروز آسیب های بافت نرم را افزایش می دهد. بنابراین به نظر می رسد سفتی بالا یا پایین اندام تحتانی به منظور کاهش ریسک بروز آسیب مزیت محسوب نمی شود و احتمالا مقداری بهینه برای آن وجود دارد.
مطالعة حاضر با هدف تعیین معادلات آلومتریک سفتی پا انجام شد که مهمترین پارامتر تعیینکنندة رفتار الاستیک بدن است. 30 مرد جوان سالم بهطور داوطلبانه در این پژوهش شرکت کردند و آزمون هاپینگ عمودی را روی صفحة نیرو و در برابر دوربین سرعت بالا انجام دادند. پس از محاسبۀ سفتی پا، ارتباط آن با ویژگیهای فردی آزمودنیها نظیر جرم، قد، شاخص تودة بدن و سن، از طریق آزمون همبستگی پیرسون تعیین شد. برای تشکیل معادلات آلومتریک، از تحلیل رگرسیونی استفاده شد. بین سفتی پای تعیینشده در هاپینگ کنترلی با جرم آزمودنیها روابط معنادار و مثبت مشاهده شد. معادلة مقیاسگذاری آلومتریک برای سفتی پای دوطرفه بهصورت 1/1M190Kbilateral=، برای سفتی پای برتر بهصورت 84/0M501Kdominant= و برای سفتی پای غیربرتر بهصورت 82/0M190Knondominant= بهدست آمد. این معادلات، مبنایی برای نرمالسازی صحیح رفتار الاستیک بدن بهوجود میآورند و برآورد سفتی پارا بر اساس جرم افراد امکانپذیر میکنند.
مقدمه و اهدافبا توجه به مستندات موجود مبنی بر اثر خستگی در کیفیت عملکرد و افزایش پتانسیل بروز آسیب، مطالعه حاضر با هدف مروری سیستماتیک بر پژوهش های انجام شده در زمینه تاثیر خستگی بر متغیرهای بیومکانیکی و بروز آسیب دیدگی در حرکات منتخب افراد سالم انجام گرفته است.مواد و روشهابا جستجوی مقالات مرتبط با موضوع تحقیق در بانکهای اطلاعاتی معتبر و بر اساس معیارهای از پیش تعیین شده در نهایت تعداد 50 مطالعه به عنوان مقالات نهایی برای مطالعه مروری حاضر انتخاب شدند.یافتههامقالات مختلف از روش های متفاوتی برای اعمال خستگی استفاده کرده اند. در مطالعات انجام گرفته گزارش شده است که در حالت کلی خستگی می تواند بر حس عمقی، هماهنگی حرکت و زمان عکس العمل و متعاقب آن کنترل حرکت اثر منفی داشته باشد، کنترل تعادل را دچار اختلال کرده و افرد سالم را مستعد بروز آسیب کند. همچنین از خستگی به عنوان یکی از عوامل مهم افتادن و زمین خوردن نام برده می شود. در گزارشهای مستند شده، نشان داده شده است که حستگی موجب کاهش قدرت عضلانی و در نتیجه آن کاهش دقت حس عمقی و پاسخ های عصبی- عضلانی می شود و این تغییرات می تواند خطر سقوط و زمین خوردن را به خصوص در افراد مسن افزایش دهد. در مورد حرکات مختلف ورزشی، از خستگی به عنوان یکی از مهم ترین عوامل اختلال و کاهش عملکرد اجرای ورزشی نام برده شده است که سبب تغییر در الگوی حرکت شده و افزایش احتمال آسیب دیدگی ها به خصوص آسیب های اندام تحتانی همچون آسیب ACL در حرکاتی همچون پرش- فرود را به همراه خواهد داشت.نتیجهگیریبا توجه به احتمال تاثیر سطح خستگی آزمودنی ها بر الگوی انجام حرکات مختلف، در زمان جمع آوری داده ها باید این پارامتر به عنوان یک عامل کنترلی در نظر گرفته شود ضمن اینکه به دلیل افزایش احتمال بروز آسیب به دنبال خستگی در افراد سالم، توجه به این عامل حین انجام حرکات مختلف از جمله حرکات ورزشی امری ضروری است.
مقدمهو هدف تعادل جزء نیازهای اساسی در انجام فعالیت های روزمره است که اجازه انجام فعالیتها را از حفظ یک وضعیت استاتیک تا فعالیتهای پیچیده دینامیک را میدهد و به عنوان یکی از شاخص های استقلال عملکردی بویزه در سالمندان محسوب می شود. در این میان علاوه بر تکنیکهای توانبخشی معمول،نوروفیدبک یکی از تکنیک های نوین در بهبود تعادل میباشد .هدف از مطالعه حاضر بررسی اطلاعات بدست آمده از مطالعات پیشین راجع به نقش نوروفیدبک در توانبخشی تعادلی با نگاهی جامع، بهروز و نقادانه می باشد. موادوروشها مقالات منتشر شده در فاصله ی سالهای 1995 تا 2019 میلادی با کلید وازه های "کنترل وضعیت"، "تعادل"، "نوروفیدبک"، "شناخت" و "توجه" در پایگاههای اطلاعاتیPubMed, Scopus, Web of Science, and Web of Knowledge. Google Scholar،مورد جستجو و بررسی قرار گرفت.از میان 60 مقاله یافت شده 22 مقاله با در نظر گرفتن معیار های ورود و خروج، وارد مطالعه اصلی شده و مورد بررسی کامل قرار گرفتند. یافتهها 22 مقاله بررسی شده براساس نوع پروتکل نوروفیدبک ، در دو گروه قرار گرفتند. گروه اول با پروتکل تعادلی نوروفیدبک باتقویت موج بتا و مهار موج تتا (شامل18 مقاله) و گروه دوم با پروتکل نوروفیدبک با تقویت موج حسی حرکتی (شامل4 مقاله) بودمطالعات تاثیر را بر روی تعادل ، عملکردهای دوگانه و دست، پارامترهای راه رفتن، عملکردهای حافظه کاری ضمنی و فرایندهای توجهی رامورد بررسی قرار داده بودند. نتیجه گیری بررسی مطالعات نشان داد نوروفیدبک بعنوان یک روش حداقل تاثیر گذار کوتاه مدت در بهبود تعادل، عملکردهای دوگانه ،توجه وتمرکزمی باشد و می تواند به عنوان یک مدالیته امن در کنار سایر روش های درمانی برای افزایش توانایی تعادلی و تمرکزی ، مورد استفاده قرار گیرد.
مقدمه و اهداف ازآنجا که انجام همزمان راه رفتن و تکالیف دیگر، از روزمرهترین فعالیتهای انسان به شمار میآید و با توجه به اینکه بخش عمدهای از زمین خوردنهای سالمندان حین فعالیت دوتکلیفی اتفاق میافتد؛ هدف از تحقیق حاضر "بررسی تأثیر سرعت راه رفتن و بار شناختی بر ثبات گامبرداری در سالمندان" بود. مواد و روش ها ده سالمند (5 مرد و 5 زن) سالم بدون سابقه زمین خوردن بهصورت داوطلبانه در تحقیق حاضر شرکت نمودند. از شرکتکنندگان خواسته شد که سه تکلیف راه رفتن روی تردمیل با سرعتهای ترجیحی، تند و کند را با/بدون اعمال بار شناختی انجام دهند. تکلیف شناختی با کم کردن 3 تایی از یک عدد سهرقمی تصادفی انجام شد. نسبت ثبات گامبرداری (GSR) برای هر یک از شرایط محاسبه گردید. از روش آماری واریانس مکرر دوطرفه برای بررسی اختلاف میانگینها در سطح معناداری 05/0 استفاده شد. یافته ها یافتههای تحقیق حاضر نشان داد که نمره عملکرد شناختی با افزایش سرعت کاهش مییابد. در سرعتهای تندتر از سرعت ترجیحی و بار شناختی مقدار GSR بیشتر است (01/0>p). نتیجه گیری نتایج نشان داد که سالمندان از طریق استراتژیهای مختلف راه رفتن بهویژه فاز کوتاهشونده، حمایت دوگانه بیشتری را حین راه رفتن ایجاد میکنند تا با افزایش ثبات گامبرداری کمتر سقوط کنند.
مقدمه و اهداف اختلال بالینی بیماری عروق کرونری قلب عمدتاً در نتیجه آترواسکلروز شریانهای کرونری ایجاد میشود. فرآیند آترواسکلروز نوعی پاسخ التهابی به آسیب اندوتلیال دیواره شریان است. فاکتورهای بیومکانیکی و آسیبهای همودینامیکی از عوامل اصلی آسیب بافت اندوتلیال میباشد. گسترش آترواسکلروز سبب خرابی و گاهاً از دست دادن مهلک عملکرد قلب خواهد شد. هدف از پژوهش حاضر، مروری سیستماتیک بر مطالعات انجامشده جهت بررسی اثر تمرینات توانبخشی ورزشی بر متغیرهای بیومکانیکی عروق کرونر بیماران آترواسکلروتیک بود. مواد و روش ها در تحقیق حاضر با جستجوی مقالات در پایگاههای اطلاعاتی معتبر شامل ScienceDirect، Elsevier، PubMed، Springer، SID و Magiran به دو زبان انگلیسی و فارسی با جستجوی کلمات توانبخشی ورزشی، بیومکانیک، آترواسکلروز و عروق کرونر در بازه زمانی 1998 تا 2018 میلادی انجام و بررسی نهایی بر روی 38 مقاله با ارتباط مستقیم انجام شد. یافته ها مروری بر نتایج یافتههای قبلی، مؤید آن است که در اثر بروز آترواسکروز شریان، ساختار دیواره عروق و ماهیت اجزای تشکیلدهنده آن تغییر یافته و سخت و ضخیم میگردد. ضمن اینکه با گسترش آترواسکروز شریان، جریان خون از حالت یکنواخت به جریان تلاطمی تغییر وضعیت میدهد. نیروهای مکانیکی وارده بر دیواره عروق شامل استرسهای برشی جریان خون بر لومن رگ و استرسهای پیرامونی ناشی از فشار خون با پیشرفت جراحات آترواسکلروز تغییر الگو داده و بر شدت بیماری خواهند افزود. مطالعات نشان داده که اثرات توانبخشی ورزشی بر بیماران آترواسکلروتیک شامل تغییرات مورفولوژیکی خواهد بود که منجر به بهبود جریان خون میگردد. افزایش سطوح استرس برشی ناشی از تمرین منجر به کاهش مقاومت عروق و افزایش پرفوژن بافتی، کاهش سختی عروق، افزایش ظرفیت اتساعپذیری عروق، افزایش قطر لومن شریان، جلوگیری از گسترش پلاک آترواسکلروتیک و بهبود آنژیوژنز و آرتریوژنز میشود. توانبخشی ورزشی موجب کاهش ناتوانی، کاهش نیاز به رویههای مداخلهای، بهبود ریسکفاکتورهای قلبی-عروقی، بهبود پیدایش عروق جدید میوکارد، کاهش مرگومیر و بهبود کیفیت زندگی میگردد. ضمناً تمرینات ورزشی ترکیبی (هوازی-مقاومتی) بر تمرینات هوازی یا تمرینات مقاومتی به تنهایی برتری دارد. نتیجه گیری به نظر میرسد تمرینات توانبخشی ورزشی ضمن جلوگیری از گسترش آترواسکلروز و محافظت در مقابل وقایع قلبی-عروقی عمده، موجب بهبود تمامی متغیرهای بیومکانیکی عروق کرونری قلب گردیده و بیماران در وضعیت نسبتاً پایدار به سر میبرند. ضمناً تمامی مطالعات بر این موضوع اتفاق نظر دارند که انجام تمرینات بایستی بهطور منظم و ترجیحاً در طول هفته با شدت بالای متوسط و بهصورت ترکیبی اجرا گردد.
مقدمه و اهداف با توجه به اینکه خستگی به عنوان پدیدهای شایع در طی فعالیت های ورزشی و تمرینی شناخته میشود و فرض بر این است که این پدیده در اغلب موارد باعث اختلال در عملکرد حرکتی افراد و ایجاد آسیبهای مختلف میشود، هدف پژوهش حاضر تعیین اثر خستگی موضعی و عمومی بر متغیرهای میوالکتریکی عضلات منتخب اندام تحتانی در مردان جوان سالم فعال در اجرای مهارت پرش-فرود تکپا از ارتفاع بود. مواد و روشها 20 آزمودنی مرد جوان سالم فعال در دسترس در تحقیق نیمه تجربی حاضر شرکت کردند. برای ایجاد خستگی موضعی از تست وینگیت و برای ایجاد خستگی عمومی ناشی از فعالیت تا حد واماندگی، از آزمون بروس استفاده شد. برای ثبت فعالیت الکتریکی عضلات منتخب اندام تحتانی (سرینی میانی، پهن خارجی، درشت نی قدامی، نازکینی طویل، دوقلوی داخلی و نعلی) از دستگاه الکترومایوگرافی و برای تحلیل آماری دادهها، از روش آنوا با اندازه های تکراری برای بررسی اثر دو نوع خستگی موضعی و عمومی بر متغیرهای وابسته در سطح معناداری 05/0≥P استفاده شد. یافته ها نتایج تفاوت معناداری بین اثر خستگی موضعی و عمومی بر میانگین فعالیت نرمالیزه شدۀ عضلۀ سرینی میانی (046/0=P) و میزان فرکانس میانۀ عضلۀ دوقلوی داخلی (019/0=P) را نشان داد، در حالی که بین میانگین و حداکثر فعالیت نرمالیزه شده و همچنین فرکانس میانۀ عضلات سرینی میانی، پهن خارجی، درشتنی قدامی، نازکینی طویل و نعلی تفاوت معناداری بین دو نوع خستگی موضعی و عمومی مشاهده نشد (05/0 نتیجه گیری با توجه به یافته های تحقیق حاضر، به نظر میرسد که میزان اثر نوع اعمال خستگی موضعی و عمومی بر عملکرد عضلات اندام تحتانی حین اجرای حرکت پرش-فرود تکپا یکسان است.