مقدمه هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان گروهی استرسزدایی مبتنی بر ذهنآگاهی و هیپنوتراپی شناختی- رفتاری بر کاهش استرس شغلی و اهمالکاری شغلی بود. روش کار این پژوهش از نوع کاربردی و روش آن از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون- پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری تمامی پرسنل پالایشگاه گاز شهید هاشمینژاد سرخس در سال 1400 به تعداد 553 نفر بودند. با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند و بر اساس معیارهای ورود و خروج 45 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند و به شیوه تصادفی در سه گروه (دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) جایگزین شدند (15 نفر گروه آزمایشی درمان استرسزدایی مبتنی بر ذهنآگاهی، 15 نفر گروه آزمایشی هیپنوتراپی شناختی- رفتاری و 15 نفر گروه کنترل). برنامه مداخلهای استرسزدایی مبتنی بر ذهنآگاهی و هیپنوتراپی شناختی- رفتاری (هر کدام) در هشت جلسه 90 دقیقهای به آزمودنیهای دو گروه آزمایشی (یک گروه ذهنآگاهی و گروه دیگر هیپنوتراپی) ارائه گردید. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه استرس شغلی اسیپو (1998) و پرسشنامه اهمالکاری شغلی صفارینیا و امیرخانی رازلیقی (1390) بود. جهت تجزیهوتحلیل دادهها در دو سطح آمار توصیفی و آمار استنباطی از آزمون آماری کوواریانس در نرمافزار SPSS استفاده شد. نتایج مقایسه میانگینها نشان داد که روش درمان گروهی استرسزدایی مبتنی بر ذهنآگاهی در کاهش استرس شغلی و اهمالکاری شغلی با گروه کنترل تفاوت معناداری داشت (01/0>P). در مقایسه میانگین نمرات گروه هیپنوتراپی شناختی- رفتاری با گروه کنترل نیز در کاهش استرس شغلی و اهمالکاری شغلی تفاوت معناداری مشاهده گردید (01/0>P). نتیجه گیری بطور کلی نتایج بیانگر آن بود که درمانهای استرسزدایی مبتنی بر ذهنآگاهی و هیپنوتراپی شناختی- رفتاری هر دو به طور معناداری استرس شغلی و اهمالکاری شغلی را در گروههای مداخله کاهش دادهاند. اما تفاوتی معنادار بین این دو درمان در کاهش استرس شغلی و اهمالکاری شغلی وجود نداشت ولی درمان گروهی استرسزدایی مبتنی بر ذهنآگاهی از اثربخشی بیشتری نسبت به هیپنوتراپی شناختی رفتاری برخوردار بود.
زمينه و هدف: با توجه به اهميت هيپرلاکتاتمی پس از جراحی، تاثير مايع درمانی در ميزان آن و چالش های متفاوت در مورد محلولهای کريستالوئيدی و کلوئيدی در مايع درمانی، در اين مطالعه بر آن شديم تا با مقايسه تغييرات سطح لاکتات سرمی بيماران تحت آپاندکتومی، اثربخشی سرم های هماکسل و رينگر را بر سطح لاکتات خون را بررسی نمائيم. مواد و روش ها: 168 بيمار که کانديد عمل جراحی آپاندکتومی بودند پس از اخذ رضايت آگاهانه بطور تصادفی در دو گروه استفاده کننده از سرم هماکسل و يا رينگر قرار داده شدند و از بيماران قبل و يک ساعت بعد از عمل 2 ميليليتر نمونه خون گرفته شد و ميزان لاکتات سرمی در آن مورد بررسی قرار گرفت. اطلاعات جمع آوري شده با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند. يافته ها: نتايج نشان داد که سرم رينگر به طور معنيداری (0/0001=P) سطح لاکتات سرمی بعد از عمل را کاهش داده ولي سرم هماکسل باعث افزايش سطح لاکتات بعد از عمل شدهاست (0/0001=P). نتيجه گيری: با توجه به نتايج مطالعه حاضر ميتوان گفت که استفاده از سرم رينگر برای مايع درمانی بيماران تحت آپاندکتومی برای کاهش سطح لاکتات پس از جراحی نسبت به سرم هماکسل ترجيح دارد.
مقدمه میکتومی آنورکتال و دیلاتاسیون آنال زیر بیهوشی می تواند روش مفیدی در درمان کودکان مبتلا بـه هیرشـپرونگ با سگمان بسیار کوتاه باشد. در این مطالعه به بررسی پیامدهای عمل جراحی میکتومی آنورکتال پرداخته شده است . روش کار این مطالعه توصیفی در بیمارستان دکتر شیخ مشهد از سـال 1388-1386 انجـام شـده اسـت . بـاریم انمـا و مـانومتری آنورکتال بر تمام بیماران انجام شد . بعد از انجام میکتومی آنورکتال بیمـاران در هفتـه دوم بعـد از عمـل و سـپس بـه طور ماهیانه به مدت شش ماه از نظر عوارض عمل و پاسخ به درمان پیگیری شدند . همچنین بیماران از نظر وجـود و یا عدم وجود گانگلیون سل در قطعـه عضـلانی برداشـته شـده بـه 3 گـروه تقسـیم شـدند و از نظرپاسـخ بـه درمـان بـا یکدیگر مقایسه شدند . تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از جـداول فراوانـی انجـام شـد و بـرا ی مقایسـه از آزمـون کای دو استفاده شد . نتایج خونریزی، عفونت محل عمل، سپسیس، آنتروکولیت، تنگی آنوس در هیچ یک از بیماران پس از جراحی مشـاهده نشد در . 4 بیمار بی اختیاری گاز و در 3 بیمار بی اختیاری مدفوع پس از عمل مشاهده شد که با دسـتور بیوفیـدبک در عرض تا 6 3 ماه بهبود یافت.40 بیمار /87 )5 ) % بعد از عمل بهبود کامل و 2 بیمار(4%( 17/ بهبود نسبی پیـدا کردنـد 4و بیمار(8% ( 33/ از این جراحی هیچ نتیجه ای نگرفتنـد . بـر مبنـای داده هـای آمـاری ارتبـاط معنـی داری بـین جـنس و عوارض پس از جراحی و پاسخ به درمان وجود ندارد. نتیجه گیری میکتومی آنورکتال می تواند روش موثر در درمان بیمارانی باشد که این مشخصات را دارند : عدم وجـود اخـتلالات آناتومیکی، یبوست مزمن علی رغم درمان طبی، عدم وجود منطقه تغییـر در بـاریم انمـا، شکسـت رفلکـس ریلکـس شدن آنورکتال با دیلاتاسیون رکتال در مانومتری