مقدمه و اهداف کودکان با اختلال یادگیری خاص متحمل نقص/محدودیت در ظرفیت حافظهی کاری میباشند. مداخلات موثرتر در این زمینه نیازمند برنامهی آموزشی مورد تایید متخصصان میباشد. هدف از مطالعه حاضر طراحی برنامهی آموزش حافظهی کاری برای کودکان با اختلال یادگیری خاص و بررسی روایی محتوای آن میباشد. مواد و روش ها در مطالعه حاضر مراحل کار شامل: 1) انتخاب مدل حافظهی کاری مناسب، 2) تهیه فعالیتهای مرتبط با حافظهی کاری از منابع مختلف، 3) طبقهبندی فعالیتها، 4) تایید فعالیتها توسط 13 نفر از متخصصان در زمینه اختلال یادگیری خاص، 5) بررسی روایی محتوایی برنامهی آموزشی حافظهی کاری و 6) درجهبندی فعالیتها میباشد. روایی محتوایی با استفاده از CVR اندازهگیری شد. یافته ها برنامهی آموزش حافظهی کاری بر اساس مدل بدلی طراحی شده است. به طور کلی این برنامه شامل 14 فعالیت مربوط به حافظهی کاری بینایی-فضایی و 13 فعالیت مربوط به حافظهی کاری کلامی-شنیداری میباشد. هر طبقه بر اساس درجهی سختی دارای 4 زیرمجموعه شامل "آسان تا سخت" (7 فعالیت)، "متوسط" (7 فعالیت)، "متوسط تا سخت" (7 فعالیت) و "سخت" (6 فعالیت) میباشد. تمامی فعالیتها دارای CVR قابل قبول میباشند. نتیجه گیری برنامه آموزش حافظهی کاری میتواند توسط کاردرمانگران برای کودکان با اختلال یادگیری خاص استفاده شود. تاثیر این برنامه باید بررسی شود.
هدف از مطالعۀ حاضر ارزیابی اثربخشی آموزش مهارت حل مسأله بر کاهش استرسهای والدینی و سبک فرزندپروری آنان است. روش پژوهش شبهتجربی با طرح پیشآزمون ـ پسآزمون تکگروهی است. جامعۀ آماری را والدین دانشآموزان مدارس غیرانتفاعی شهر تهران تشکیل میدادند که از بین آنها والدین 33دانشآموز به شیوۀ در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش دو پرسشنامۀ میزان استرسهای والدین (شکوهییکتا و پرند، 1386 ب) و روشهای فرزندپروری (شکوهییکتا و پرند، 1386) بودند. والدین در کارگاههای آموزشی تربیت کودک اندیشمند شرکت کردند. والدین در این کارگاهها در زمینۀ استفاده از روش حل مسأله برای تغییر فرایند شناختی خود در رویارویی با رفتارهای چالشبرانگیز کودکان و واکنش مناسب نسبت به رفتار کودکان خود آموزش دیدند. کارگاهها به مدت 10 جلسۀ دوساعته و یک روز در هفته برگزار میشدند. از والدین توسط پرسشنامهها قبل از شروع کارگاه، پیشآزمون و همچنین در پایان دورۀ آموزشی پسآزمون گرفته شد. نتایج تحلیل واریانس چندمتغیری (55/0=2η، 05/0P < ) نشان داد که آموزش در بهبود 3 مؤلفه تنبیه و توبیخ، توصیۀ بدون توضیح و حل مسأله تأثیر معناداری داشته است. لذا میتوان نتیجه گرفت که از آموزش حل مسأله به والدین بهعنوان شیوهای برای بهبود روشهای تربیتی آنان در تربیت کودکان میتوان استفاده کرد.
خانواده اولین و مهمترین نظام ارتباطی برای کودکان به شمار میرود و استفاده از شیوههای مناسب حلمسئله در این محیط میتواند تاثیر قابل توجهی بر رشد روانی و اجتماعی کودکان داشته باشد. این پژوهش، با هدف بررسی اثربخشی آموزش حل مسئله به والدین بر شیوههای تربیتی و تعاملی آنها با فرزندانشان انجام شده است. روش پژوهش نیمهآزمایشی با طرح پیش آزمون- پسآزمون تکگروهی است. گروه نمونه شامل 28 نفر از مادران دانشآموزان پیشدبستانی و دبستانی مدارس غیرانتفاعی شهر تهران بوده است که با روش نمونهگیری در دسترس، انتخاب شده بودند. مادران در کارگاههای آموزش تربیت فرزندان با روش حلمسئله شرکت کردند که هفتهای یک بار در 9 جلسه 2 ساعته برگزار شدند. قبل از شروع و بعد از اتمام هر کارگاه، والدین پرسشنامهروشهای تربیتی والدین و سیاهه رابطه والد- کودک را تکمیل کردند. یافتههای حاصل از تحلیل اندازهگیریهای مکرر نشان داد شرکت در کارگاه آموزش روش تربیتی مبتنی بر حلمسئله به افزایش میانگین روش تعامل بر اساس حلمساله و کاهش میانگین روش تنبیه و توبیخ در پرسشنامه روشهای تربیتی والدین منجر شده است. دادههای حاصل از سیاهه رابطه والد- کودک نیز نشانگر افزایش میانگین ایجاد محدودیت میباشد. آموزش مهارت حلمسئله به والدین میتواند باعث افزایش بهکارگیری سبک تربیتی مبتنی بر حلمسئله و کنترل کودکان بهوسیله والدین از راه ایجاد قانونمندی در خانواده شود.
از آنجایی که خشم در برخی از موارد نتیجه ناتوانی افراد در اتخاذ راه حل مناسب برای مشکلات روزمره خانوادگی است، آموزش مهارت های حل مسئله و به کارگیری آن در تربیت فرزندان می تواند از بروز رفتارهای پرخاشگرانه والدین پیشگیری کند. هدف مطالعه حاضر ارزیابی اثربخشی آموزش روش تربیتی مبتنی بر حل مسئله بر تغییر روش تربیتی والدین و کاهش خشم آنها نسبت به فرزندان است. در این مطالعه والدین 29 کودک به صورت داوطلبانه در کارگاههای آموزش والدین شرکت کردند. در این کارگاه ها والدین در زمینه استفاده از روش حل مسئله و تغییر روش تربیتی خود در مواجهه با رفتارهای چالش برانگیز کودکان و واکنش مناسب نسبت به آنها آموزش دیدند. کارگاه ها به مدت 9 جلسه دو ساعته و یک روز در هفته برگزار میشدند. ابزارهای پژوهش حاضر پرسشنامه ارزیابی روش تربیتی والدین و پرسشنامه ارزیابی میزان خشم والدین بوده است. نتایج نشان داد که آموزش روش حل مسئله به والدین در بهبود سبک تربیتی و کاهش رفتارهای خشم آلود آنها نسبت به فرزندان موثر بوده است.
تولد کودک با آسیب شنوایی، واقعهای تنشزا و غیرمنتظره است و خانواده را با استرس و مشکلات روانشناختی مواجه میکند. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف بهبود سلامت روانی مادران کودکان با آسیب شنوایی از طریق اجرای کارگاه مدیریت استرس صورت گرفته است. محتوای کارگاه در دو بخش دانشافزایی و مهارتآموزی تنظیم و در شش جلسه ارائه شد. روش پژوهش حاضر شبه تجربی و طرح آن پیش-آزمون ـ پسآزمون بدون گروه کنترل است. گروه نمونه پژوهش حاضر شامل 33 مادر دارای کودک با آسیب شنوایی در سنین پیش از دبستان بودند که به مرکز توانبخشی کودکان ناشنوای نیوشا مراجعه کرده و داوطلب شرکت در کارگاه آموزشی بودند. ابزارهای پژوهش فهرست نشانگان 90 (SCL-90) و پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ) بوده است. دادههای حاصل از اجرای آزمونها قبل و بعد از کارگاه با استفاده از آزمون t وابسته تجزیه و تحلیل شدند. یافتههای پژوهش بیانگر کاهش مشکلات روانشناختی مادران شرکتکننده در کارگاه است. با توجه به نقش مادران در توانبخشی کودکان با آسیب شنوایی، آموزش مادران در برنامههای درمانی کودکان حائز اهمیت است.
این پـژوهش با هدف کاهش خشم والدین، براساس آموزش مدیریت خشم انجام شد. بیست و یک والد (13 پدر با میانگین سنی 37 سال و هشت مادر با میانگیـن سنی 36 سال) در 7 جلسه کارگاه مدیریت خشم شرکت کردند. سیاهـه حالت ـ رگه خشم (اسپیلبرگر، 1999) و پرسشنامه ارزیابی خشم والدینی (شکـوهییکتا و زمانی، 1387) قبل و بعد از آموزش انجام شـد. نتایج اندازهگیریهای مکرر نشان دادند که آمـوزش مدیریت خشـم، شدت خشـم را در موقعـیتهای فراخوان خشم و رگه خشـم به گونـهای معـنادار کـاهش و مهـار خشم درونـی را افزایش داد، اما ابـراز خشم بیرونی و درونی و مهار خشم بیرونـی تغییر معناداری نداشت. نتایج براساس اثربخشی مداخلههای شناختی ـ رفتاری مورد بحث قرار گرفت.
خشم، هیجانی است که با پیامدهای مخرب همراه است و از قدیم مورد توجه اندیشمندان بوده است. در احادیث اسلامی، درباره آثار افراط در خشم، علائم جسمانی و رفتاری، زیانهای غضب، تأثیرهای بد خشم در روابط اجتماعی و راهکارهای عملی برای کنترل و فرونشاندن خشم، به تفصیل پرداخته شده است.هدف مقاله حاضر، بررسی تطبیقی و تبیین اصول و روشهای مدیریت خشم در روابط اجتماعی با تأکید بر دیدگاه اسلام و روانشناسی است. در این مقاله، با جمعآوری اطلاعات از متون اسلامی و منابع روانشناسی، به توصیف و تبیین خشم و تأثیر آن بر روابط میانفردی و بروز مشکلات روانشناختی پرداخته شدهایم. همچنین بررسی به نسبت جامعی از اصول، راهبردها و مؤلفههای کنترل خشم را بر اساس آموزههای دینی و روانشناسی نوین ارائه کردهایم.
آموزش جنسی یکی از موضوعهای مهم در حوزهی تربیت است و در چگونگی شکلگیری شخصیت انسان نقش مهمی داشته، بر افکار، عواطف و رفتارهای انسان تأثیرگذار است. با وجود اهمیت این موضوع، به ویژه در کشور ما، برنامههای آموزشی مدون و مناسبی در این زمینه وجود ندارد و اغلب نوجوانان آگاهیهای جنسی را از منابع نامناسب و با روشهای نادرست کسب کرده، اطلاعات کافی دربارهی این موضوع ندارند. در کشورهای غربی نیز با وجود آموزشهای جنسی متنوع به نظر میرسد که هنوز، بسیاری از نوجوانان فاقد آگاهیهای لازم در این زمینهاند. هدف مقالهی حاضر بررسی اهداف، اصول، محتوا، شیوهها و فواید آموزشهای مناسب جنسی در فرهنگ اسلام و تحقیقات روانشناختی است. در این مقاله، با بررسی متون اسلامی و پیشینهی مطالعات روانشناختی، اهمیت و ضرورت آموزشهای جنسی، روشها و منابع مناسب آن و پیشگیری از انحرافات جنسی بررسی و در پایان، به نتیجهگیری دربارهی آموزشهای جنسی پرداخته شده است.
Stress Management Training for Mothers of Children with Attention Deficit Hyperactivity Disorder: Effects on Mother-Child RelationshipA. Parand, M.A.* GH. Afrooz. Ph.D.*M. Mansour, Ph.D.*M. Shokouhi-Yecta, Ph.D.*M.A. Besharat, Ph.D.*K. Khoushabi, Ph.D.** Raising a young child with attention deficit hyperactivity disorder is known to be a challenging task for parents and is associated withrelatively high level of stress and distress. In most cases, parenting a child with attention deficit hyperactivity disorder creates difficulties for parents, disrupt parent-child relationships, and may bring additional stress onto family relationships. Therefore, the aim of the present study is to assess the effectiveness of a stress management program on mother-child relationship. This program was presented in the form of workshop method for10 sessions, two hours each. The present study utilized a quasi-experimental research method with pretest-posttest and comparison group. Participants were volunteers contacting Rofaideh Rehabilitation Center, Psychology and Counseling Center of Bank Melli Hospital, and a private psychiatric clinic. Mothers of children with attention deficit hyperactivity disorder who were willing to participate in the program were eligible .Participants included 50 mothers, 33 were assigned to experimental group and 17 for control group. All participants completed a demographic questionnaire. Participants in the experimental group were instructed in two subgroups of 17 and 16 each. Parent-Child Relationship Inventory (PCRI) was used to assess mother-child relationship. Data were analyzed through multivariate analysis of covariance. The analysis of data indicated that teaching stress management to mothers had positive effects on the mother-child relationship.Keywords: Stress, Parent-child Relationships, Stress management, Attention Deficit, ADHD, Mothers’ Training, parent Education Contact information: Afroz@Tehran university.com
مهارت حل مسئله یکی از مهارتهای شناختی است که انسان را در حل مسائل درونی و بیرونی خود یاری میدهد. آموزش این مهارت میتواند از بروز مسائل و مشکلات نوجوانان و بحرانی شدن تعارضهای خانوادگی پیشگیری کند. حل مسئله یکی از مهارتهای مهم زندگی است که بسیاری از والدین و فرزندان با آن آشنا نیستند. بر این اساس برخی از متخصصان به طراحی و اجرای کارگاههای آموزش حلمسئله برای والدین، کودکان و نوجوانان پرداختهاند. هدف از پژوهش حاضر ارزشیابی کارگاههایی با عنوان تربیت نوجوان اندیشمند بوده است که در آن مهارتهای حل مسئله به گروهی از مادران که فرزندان آنان در آستانة دوران نوجوانی قرار دارند، آموزش داده شده است. در کارگاه تربیت نوجوان اندیشمند مهارتهای درک احساسات و نظرات دیگران، درک انگیزهها، یافتن راهحلهای متعدد برای یک مسئله، در نظر گرفتن عواقب و نتایج امور و برنامهریزی متوالی با استفاده از طرح درسهایی آموزش داده شده است. گروه نمونه مطالعه حاضر شامل 96 نفر از مادران نوجوانانی هستند که در برخی مدارس غیرانتفاعی شهر تهران مشغول به تحصیل بودهاند. این مادران در پنج کارگاه آموزشی که هر کارگاه شامل 10 جلسه آموزشی دو ساعته است زیر نظر مجریان مجرب آموزش دیدهاند. این پژوهش از نوع شبه تجربی با طرح پیشآزمون ـ پسآزمون بدون گروه گواه است. دادههای این پژوهش با استفاده از اجرای پرسشنامه ارزیابی خانواده گردآوری شده است. با استفاده از این ابزار کارکرد خانواده در سه عامل ارتباط، پاسخدهی عاطفی و مشارکت عاطفی در قبل و بعد از اجرای کارگاه مقایسه شده است. یافتهها بیانگر تأثیر این کارگاهها بر بهبود عملکرد آزمودنیها در عامل مشارکت عاطفی است. در خاتمه، بحث و نتیجهگیری، کاربرد یافتههای تحقیق، محدودیتها و همچنین پیشنهادهایی برای پژوهشهای آینده ارائه شده است.