هدف پژوهش، این بود که تأثیر «خداپنداره» صحیح (مبتنی بر آیات و روایات) را در مقابله با افسردگی بررسی کند؛ روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی و نوع پژوهش کاربردی است؛ دادههای آن به صورت کتابخانهای از متون دینی و منابع معتبر روانشناسی جمعآوری شده است؛ نتایج نشان داد که «خداپنداره صحیح» در هرکدام از حیطه های «توکل»، «عدل الهی»، «قضا و قدر» و «رازقیت خداوند» آثار مثبتی را در پی دارد؛ در حیطه «توکل» موجب می شود که مشکلات را آسان تر ببیند، انگیزه و اراده قوی داشته باشد، احساس عزت، حرمت نفس و امیدواری کند، خداپنداره صحیح در زمینه «عدل الهی» موجب واقعنگری، فاجعه آمیز ندیدن امور ورضایت از خداوند میشود. در زمینه «قضا و قدر»، منجر به معنادهی صحیح به حوادث، احساس توانمندی و دوری از غم و اندوه میگردد؛ در حیطه «رزاقیت الهی» موجب دوری از حرص، رضایت از روزی مقدر، احساس بینیازی از دیگران می شود؛ لذا اصلاح خداپنداره می تواند افسردگی در این حیطه ها را کنترل و درمان نماید.
هدف پژوهش، بررسی دیدگاههای روانشناسی معاصر پیرامون «ملاکهای بهنجار و نابهنجار» و تبیین آن از دیدگاه اسلامی است. سؤالات پژوهش عبارت است از: 1. رویکردهای روانشناسی معاصر پیرامون این ملاکها، چگونه است؟ 2. از دیدگاه اسلامی چه ملاکهایی استنباط میشود؟ روش تحقیق، از نوع توصیفی _ تحلیلی است. دادههای گردآوریشده از متون مرتبط، توصیف و تحلیل مفهومی و نظری گردیده است. یافتههای پژوهش نشان داد که: 1. در روانشناسی معاصر اتفاق نظر دقیقی پیرامون ملاکهای بهنجار و نابهنجار مشاهده نمیشود؛ 2. ملاکهای عنوانشده از سوی پژوهشگران مختلف، کاستیهای متعدد دارد؛ 3. بعضی از این کاستیها عبارتند از: «عدم عمومیت نسبت به همه جوامع بشری»، «عدم ثبات آنها در دورههای مختلف زمانی و فرهنگی»؛ 4. از دیدگاه اسلامی ریشه بهنجاریها، طبیعت آدمی است و نابهنجاریها بر اثر عوامل عارضی است و 5. بعضی از ملاکهای نابهنجاری در دیدگاه اسلامی عبارتند از: «عدم پذیرش اکثریت جامعه بشری»، «تنافی با بدیهیات اخلاقی و آسیبزا بودن آنها».
هدف مقاله تبیین نگاه تربیتی به روابط عاطفی همسران در آموزههای دینی و روش پژوهش حاضر، توصیفی- تحلیلی میباشد. بر این اساس، برخی از آموزههای دینی در قلمرو توانمندیهای زوجین در زمینه روابط عاطفی آنان، توصیف محتوایی شده و آثار تربیتی روابط عاطفی موثر بین همسران بررسی گردیده است. نتیجه بررسیها گویای آن است که از جمله مهم ترین توانمندیهای عاطفی همسران در سطح شناختی و نگرشی، مثبت نگری و حسن ظن و داشتن نگرشی نعمتی به وجود همسر است و در سطح رفتاری و عملکردی، برخورد محبت آمیز با همسر و داشتن رابطه زناشوئی مناسب و لذت بخش میباشد. توانمندی های عاطفی ذکر شده در صورت شکوفا شدن میتوانند تأثیرات عمیقی بر روابط عاطفی همسران داشته و در نتیجه آثار تربیتی مثبتی از جمله خوش اخلاقی، قدرت کنترل خشم، پرهیز از مراء و جدال و تقویت رابطه با خدا و عشق به پروردگار را بر هر یک از آنها، بر جای بگذارد.
خشم، هیجانی است که با پیامدهای مخرب همراه است و از قدیم مورد توجه اندیشمندان بوده است. در احادیث اسلامی، درباره آثار افراط در خشم، علائم جسمانی و رفتاری، زیانهای غضب، تأثیرهای بد خشم در روابط اجتماعی و راهکارهای عملی برای کنترل و فرونشاندن خشم، به تفصیل پرداخته شده است.هدف مقاله حاضر، بررسی تطبیقی و تبیین اصول و روشهای مدیریت خشم در روابط اجتماعی با تأکید بر دیدگاه اسلام و روانشناسی است. در این مقاله، با جمعآوری اطلاعات از متون اسلامی و منابع روانشناسی، به توصیف و تبیین خشم و تأثیر آن بر روابط میانفردی و بروز مشکلات روانشناختی پرداخته شدهایم. همچنین بررسی به نسبت جامعی از اصول، راهبردها و مؤلفههای کنترل خشم را بر اساس آموزههای دینی و روانشناسی نوین ارائه کردهایم.
آموزش جنسی یکی از موضوعهای مهم در حوزهی تربیت است و در چگونگی شکلگیری شخصیت انسان نقش مهمی داشته، بر افکار، عواطف و رفتارهای انسان تأثیرگذار است. با وجود اهمیت این موضوع، به ویژه در کشور ما، برنامههای آموزشی مدون و مناسبی در این زمینه وجود ندارد و اغلب نوجوانان آگاهیهای جنسی را از منابع نامناسب و با روشهای نادرست کسب کرده، اطلاعات کافی دربارهی این موضوع ندارند. در کشورهای غربی نیز با وجود آموزشهای جنسی متنوع به نظر میرسد که هنوز، بسیاری از نوجوانان فاقد آگاهیهای لازم در این زمینهاند. هدف مقالهی حاضر بررسی اهداف، اصول، محتوا، شیوهها و فواید آموزشهای مناسب جنسی در فرهنگ اسلام و تحقیقات روانشناختی است. در این مقاله، با بررسی متون اسلامی و پیشینهی مطالعات روانشناختی، اهمیت و ضرورت آموزشهای جنسی، روشها و منابع مناسب آن و پیشگیری از انحرافات جنسی بررسی و در پایان، به نتیجهگیری دربارهی آموزشهای جنسی پرداخته شده است.
انسانشناسی برای علوم انسانی زیربناست و شکلگیری هر دانش مرتبطی با انسان نیازمند مطالعهی انسان و دستیابی به نگرش در این زمینه است. تفاوت نگرشها در شناخت انسان باعث میشود نظریههای علمی متفاوتی در حوزهی دانشهای انسانی به وجود آیند. تفاوت دیدگاههای انسانشناختی حتی در یک شاخهی علمی مانند روانشناسی باعث شده است اختلاف در نظریههای مربوط به شخصیت و یا بهداشت روان آدمی به وجود آید؛ حتی روانشناسان یک مکتب با یکدیگر تفاوت نظر دارند. کارل راجرز یکی از روانشناسان پدیدارشناختی است (شوستروم، 1354)؛ ولی دیدگاهش دربارهی انسان و شخصیت آدمی با دیدگاههای هممکتبهایش همچون ادموند هوسرل (1859ـ 1938) و آبراهام مزلو (1908ـ1970) متفاوت است. گرچه وجوه مشترک در برخی از نظریات وجود دارند؛ چهبسا تفاوتهای بسیار آنها پیامدهای علمی و عملی متفاوتی به دنبال خواهد داشت. دیدگاه دینی دربارهی انسان تفاوت بیشتری با دیدگاههای دیگر دارد. در این تحقیق، انسانشناسی کارل راجرز که وجوه مشترکی با دیدگاه اسلامی دارد و از میان تئوریهای علمی در حوزهی روانشناسی، اهمیت ویژهای دارد، بررسی شده است و به منظور ارزیابی میزان عمق و صحت این دیدگاه از بعد انسانشناختی، به بررسی تطبیقی آن با انسانشناسی دینی ـ اسلامی پرداخته شده است؛ بنا بر این، در این مقاله، دیدگاه راجرز دربارهی انسان تبیین و بررسی شده است. با توجه به تعداد وجوه مشترک این دیدگاه با دیدگاه اسلامی، وجوه تمایز نیز بررسی گشتهاند.
هدف پژوهش حاضر، بررسی مدل چندوجهی اسلامی دردرمان افسردگی ومقایسة آن با مدل درمانی شناختی بک است. دو مدل مذکور، از بهترین مدلهای مؤثر در درمان افسردگی شناخته شدهاند. این دو مدل برای دوازده نفر از مراجعان مرکز مشاوره که شرایط مساوی داشته و با مصاحبة تشخیصی براساس علائم DSM-IV افسرده شناخته شده بودند، به کارگرفته شد. چهار نفر با مدل بک و هشت نفر دیگر با مدل اسلامی درمان شدند. همة مراجعان مؤنث بودند. آزمودنیها (هردوگروه) در مرحلة پیش از درمان (خط پایه) و در طی جلسههای چهارم، هشتم و دوازدهم و پس از درمان و در مرحله پیگیری (سه ماه پس از اتمام درمان) مقیاس افسردگی بک را تکمیل کردند. مقایسة نمرات پیشآزمون و پسآزمون و مرحلة پیگیری نشان داد که هردو مدل مؤثر بودند، اما تفاوتهای عمدهای ازکاربردهای این دومدل مشاهده گردید. مقایسه نمرههای انفرادی وگروهی نشاندادکه مدل چندوجهی اسلامی درکاهش علائم افسردهخویی بیش ازشناختدرمانی بک مؤثر بوده است. همچنین این مدل، برخلاف مدل شناختی بک که تنها به فرآیندهای شناختی مراجعان میپردازد، به جنبههای شخصیتی ـ رفتاری و معنوی مراجعان نیز میپردازد. مدل اسلامی برخلاف مدل شناختی در درمان افرادی که گرایشات مذهبی دارند، بیشتر مؤثر واقع شد و در مورد افرادی که افسردگی معنایی یا وجودی دارند مفیدتر بود. در مدل چند وجهی اعتقادات مذهبی با مذهب مطابقت داده شده ولی در مدل شناختی، این افکار و اعتقادات کنار گذاشته میشود. این امور باعث تمایز چند وجهی در درمان افسردگی از روش بک گردیده است
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش تربیتی صلهرحم و تأثیر آن در سلامت روانی افراد است. روش پژوهش در این تحقیق بررسی پیشینههای موجود در متون اسلامی و روانشناسی با استفاده از استقصای کلمات و تحلیل آنها با استفاده از روش تحلیل محتوا بوده است. برای بررسی تحقیقات روانشناسی در این زمینه از روش بررسی تحلیلی پیشینههای موجود استفاده شده است. در این تحقیق مفهوم صلةرحم وآثار وپیامدهای آن در متون دینی ودرتحقیقات روانشناختی بررسی شده است. بررسی متون حدیث اسلامی نیز نشان میدهد نوع خاصی از این ارتباطات تحت عنوان صله رحم مورد تأیید خاصی قرار گرفته است و به نقش آن در سلامت روانی افراد پرداخته شده است. در احادیث اسلامی فواید بسیاری برای صله رحم ذکر شده است که از آن جمله یادگیری رفتارهای شایسته، رشد روحیة حمایت اجتماعی و تعاون، افزایش عواطف انسانی، کمک به سلامت روانی ارحام و ارتقای سطح امید به زندگی، و طولانی شدن عمر، زیاد شدن روزی، دفع شدن بلا و پاکیزه شدن اعمال و رشد معنوی است. تحقیقات روانشناسی علمی نشان داده است که ارتباط رضایتبخش و یادآوری دوستان و خویشاوندان علاوه بر فواید معنوی و روحانی، فواید روانی بسیاری دارد که از آن جمله میتوان دستیابی به منبع حمایت اجتماعی، یادگیری مهارتهای اجتماعی از طریق یادگیری مشاهدهای و پرداختن به ارتباطات مناسب، خود نظمدهی رفتارها در خلال ارتباط صحیح با دیگران را برشمرد. صلةرحم موجب بالا رفتن مقاومت افراد در مقابل فشارهای روانی گشته و باعث کاهش بیماریهای قلبی ـ عروقی و روانی میشود. این یافتهها با یافتههایی که در این پژوهش از مصاحبه با افراد به دست آمده، مطابقت دارد.
هدف از این پژوهش، بررسی متون حدیثی در زمینة عوامل مؤثر در انحرافات جنسی کودکان و نوجوانان و راههای پیشگیری از رفتارهای نابهنجار جنسی است. در این تحقیق با استفاده از روش هرمنوتیک و روش اجتهادی، متون آیات و احادیث معصومان(ع) در زمینة شیوههای تربیتی پیشگیری از رفتارهای جنسی نابهنجار در نوجوانان و جوانان، بررسی گردیده و به تفصیل و تحلیل محتوای آنان پرداخته شده است. در متون دینی به منظور پیشگیری از انحرافات جنسی و پرورش رفتارهای سالم جنسی در بین کودکان و نوجوانان، به والدین به عنوان نزدیکترین افراد به آنان، آموزشهایی داده شده است. در این آموزشها به دو دسته عوامل خانوادگی و محیطی (اجتماعی وفرهنگی) توجه ویژه شده است. درمورد دستة اول رفتارهای پوششی درخانواده، عفاف کلامی وجلوگیری ازبیان کلمات سخیف جنسی هنگام خشم وناراحتی نسبت به کودکان و نسبت به یکدیگر (بین پدر و مادر) و حجاب اتاق خواب و مراقبتهای ویژه در مورد کنجکاویهای کودکان و نوجوانان در مسائل جنسی، تنزیه محیط زندگی از تحریکات جنسی، پرهیز والدین از رفتارهای کلامی و غیرکلامی نابهنجار جنسی در مقابل کودکان، ازجمله آموزشها در این زمینه است. در مورد دستة دوم سالمسازی محیط مدرسه، سالم نگهداشتن ارتباطات همگنان بهدور ازشکستن هنجارها، مراقبتهای اجتماعی فرهنگی دربارة مطالعه ودیدن مجلات، ماهواره، اینترنت، پاکسازی جامعه از الگوهای ناسالم اجتماعی که میتواند آسیبهایی را درجهت رشد ناسالم جنسی دربین کودکان، نوجوانان وجوانان به بار آورد؛ ازجمله آموزشها در زمینة عوامل محیطی است.
فرزندپروری، به شیوة غالب بر تربیت فرزندان از سوی والدین اشاره دارد و بر چگونگی رشد و تکوین شخصیت کودکان تأثیر به سزایی دارد. در کشورهای غربی تحقیقات گستردهای در مورد سبکهای فرزندپروری و پیامدهای آن صورت گرفته است و بر آن اساس چهار سبک فرزندپروری مطرح شده است: فرزندپروری مقتدرانه، فرزندپروری مستبدانه، فرزندپروری سهلگیرانه و فرزندپروری مسامحهکارانه. این طبقهبندی بر پاسخدهی و تقاضاهای والدین مبتنی است. در متون و احادیث اسلامی نیز به شیوة تربیت فرزندان از دیدگاه معصومین(ع) اشاره شده است. از دیدگاه اسلامی مسئولیت اصلی فرزندپروری، به عهدة پدر و مادر است. آنها باید برای آموزش و تربیت فرزند، بهترین شیوهها را به کار گیرند. هریک از سبکهای فرزندپروری با بروز و نگهداری رفتارها و ویژگیهای خاصی در فرزندان رابطه نشان دادهاند؛ برای مثال عزتنفس بالا، پیشرفت تحصیلی و کفایتهای اجتماعی ازجمله متغیرهایی است که با فرزندپروری مقتدرانه رابطه دارد. همچنین مشکلات رفتاری، افسردگی و سایر مشکلات روانشناختی با فرزندپروری مسامحهکارانه مرتبطاند. با توجه به اینکه پژوهشهای مربوط به فرزندپروری غالباً در کشورهای غربی صورت گرفتهاند و با توجه به اهمیت فرزندپروری و تأثیرپذیری آن از مسائل فرهنگی، مطالعة حاضر با هدف بررسی تطبیقی سبکهای فرزندپروری در کشورهای غربی و از دیدگاه دانشمندان اسلامی صورت گرفته است. به این منظور سبکهای فرزندپروری و تأثیر آن بر رابطة والدین و فرزندان و بروز مشکلات رفتاری، شناختی و روانشناختی توصیف و تبیین شده است.
مطالعات موردی بر روی زنان ومردانی که در زندگی مشترک دچار تنش شدهاند، نشان داده استکه نگرشهای غیرواقعبینانه بهزندگی زناشویی، ضعفاخلاق، نبودن مهارتهای ارتباطی وکمبود آگاهی از مسائل جنسی در بروز و افزایش تنش در زندگی آنان مؤثر بوده است. همچنین تحقیقات نشان میدهد که آموزشهای صحیح و همهجانبه در باره هدف زندگی، نگرشها و باورها، مهارتهای اخلاقی و ارتباطی و آشنایی با مسائل جنسی، تأثیرات تربیتی روانی خوبی بر همسران داشته و در کاهش تنش و بهبود روابط آنها مؤثر بوده است. هدف این مقاله بررسی نتایج آموزشهای حدیثی در زمینههای یاد شده بر بیست همسر (دهزوج) مراجعهکننده به مرکز مشاوره مؤسسه مطالعاتی مشاوره اسلامی در قم است که آموزشهای فوق را دیدهاند. روش در این تحقیق آن بوده است که پس از مصاحبة تشخیصی وپیشآزمون هر یک از همسران در شش جلسه به صورت گروهی و یا انفرادی ( درصورت عدمحضور یکی ازهمسران) آموزش میدیدند و پس از پایان آموزش، از آنها پس آزمون گرفته میشد. اولین پسآزمون دوهفته پس ازپایان آموزش وپسآزمون دوم پنجماه پسازآن. سپس یافتههای پسآزمون نخست و پیشآزمون مقایسه میگردید. پسآزمون دوم نیز با پسآزمون اول مقایسه میشد. مقایسه یافتهها نشان داد که آموزشهایروانشناختی دربهبود روابط همسران و کاهش تنش بین آنها مؤثر افتاده است. همچنین این بررسی نشان داد که آموزش به یکی از دو همسر ، نیز، در کاهش تنش در زندگی آنان تأثیر داشته است. همچنین به دست آمد که آموزشها تأثیرات طولانی مدتی در کاهش تنش بین همسران داشته است.