با ورود معنویت به تحقیقات سازمان و مدیریت، بهبود قابل توجهی اتفاق افتاده است. برای مدتها معنویت از تحقیقات سازمان و مدیریت کنار گذاشته شده بود اما تحقیقات فزایندهای نشان داد که آن مرتبط و یکپارچه کننده بسیاری از نتایج در سطوح فردی، سازمانی و جامعه است. در تحقیقات صورت پذیرفته بیشتر به نقش رهبر معنوی و محیط کار معنوی پرداخته شده و نقش پیروان معنوی در معادله رهبری نادیده گرفته شده است. این مطالعه با رویکردی توسعهای و با بهرهگیری از نظرات خبرگان در صدد است ویژگیهای پیروان معنوی را شناسایی و اثرات آن بر اثربخشی رهبری را مورد بررسی قرار دهد. برای بررسی نقش مؤلفههای پیرو معنوی از روش شبکه های عصبی فازی استفاده شده است و یافتههای تحقیق نشان میدهد مؤلفههای تقوا، تفکر انتقادی، مشارکت فعال، خودآگاهی و انسان دوستی میتوانند نقش قابل توجهی در تبیین اثربخشی رهبری داشته باشند. همچنین نقش مؤلفههای بلوغ و عزت نفس پیروان در اثربخشی رهبری معنادار نمیباشد.
در دهة اخیر، با ورود معنویت به تحقیقات سازمان و مدیریت، رهبری معنوی نیز توجه زیادی را به خود جلب کرده است. در این مطالعه، با رویکردی توسعهای و با بهرهگیری از مبانی نظری و نظرهای خبرگان، مؤلفههای رهبر معنوی استخراج و به روش شبکههای عصبی فازی انطباقپذیر مدلسازی شد. سپس، آثار آنها بر اثربخشی رهبری بررسی شد. دادههای تجربی مؤلفههای رهبر معنوی و اثربخشی رهبری، که از تعدادی از دستگاههای دولتی جمعآوری و تحلیل شد، نشان میدهد ویژگیهای خودآگاهی، انساندوستی، تقوا، هوش معنوی و توانمندسازی کارکنان و همچنین، وجود سطوح پایینتری از ویژگیهای آرمانسازی، مدلسازی نقش و رفتار منصفانه میتواند اثربخشی رهبری را ارتقا دهد. مشارکتدهی شهروندان، تنها، در برخی وضعیتها سازوکار مناسبی برای ارتقای اثربخشی رهبری است.