هدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی مدل مفهومی موانع تعاملات بینالمللی اعضای هیأت علمی دانشگاه تبریز و بررسی وضعیت موجود آن انجام شد.روش پژوهش: رویکرد این پژوهش کمی از نوع توصیفی - همبستگی و بر حسب هدف از نوع کاربردی است. جامعه آماری این پژوهش 788 نفر، شامل تمام اعضای هیأت علمی دانشگاه جامع تبریز در سال 1398 بود که با استفاده از فرمول کوکران و روش نمونهگیری تصادفی تعداد 259 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند و از ابزار پرسشنامه بهره گرفته شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش تحلیل عاملی تأییدی مرحلة اول و دوم، آزمون تی تک نمونهای و آزمون فریدمن استفاده شده است.یافتهها: یافتههای این پژوهش نشان داد که هر چهار بعد مدل موانع فردی، سازمانی، ملی و فراملی موردتانید قرار گرفت و آزمون فریدمن و مقایسه میانگین رتبهای نشان داد که مهمترین موانع، از نظر اعضای هیأت علمی به ترتیب موانع فراملی با میانگین رتبهای (38/3)، موانع سازمانی با میانگین رتبهای (63/2)، موانع ملی با میانگین رتبهای (44/2) و موانع فردی با میانگین رتبهای (55/1) است.نتیجهگیری: با توجه به اینکه تعاملات بینالمللی اعضای هیأت علمی یکی از ابعاد بینالمللی شدن آموزش عالی است و باعث توسعه علمی آنان و حرکت بر لبه دانش میشود این پژوهش میتواند در راستای گسترش تعاملات بینالمللی اعضای هیأت علمی و بینالمللی شدن آموزش عالی مورد توجه سیاستگذاران مربوطه قرار گیرد.
پژوهش حاضر با هدف روابط ساختاری سلامتروان، سلامتسازمانی، انگیزة مشارکت و تعهد ورزشی در کارکنان طراحی و اجرا گردید. روش پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود. جامعةی آماری این تحقیق شامل کارکنان مراکز فنیوحرفهای کل کشور میباشد. ابزار گردآوری اطلاعات در پژوهش حاضر پرسشنامه و روش آماری مورد استفاده روش معادلات ساختاری بود. جهت تحلیل دادههای پژوهش حاضر از نرمافزار اس.پی.اس.اس و پی.ال.اس استفاده شد. نتایج پژوهش حاضر نشان داد. سلامتسازمانی و سلامتروان بر میزان تعهد ورزشی و انگیزة پیشرفت کارکنان تاثیرگذار میباشد. بهعبارتی تلاش جهت بهبود سلامتسازمانی و سلامتروان سبب تاثیرگذاری بر تعهد ورزشی و انگیزة پیشرفت کارکنان میگردد.
هدف: هدف از اجرای پژوهش حاضر، بررسی نقش انگیزش اعضای هیئت علمی در گرایش آنان به مطالعات میانرشتهای بود.روش پژوهش: پژوهش از حیث هدف و ماهیت، کاربردی و از نظر گردآوری دادهها توصیفی از نوع همبستگی بوده است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی اعضای هیئت علمی دانشگاههای ارومیه و صنعتی ارومیه در سال تحصیلی 94-93 به تعداد 585 نفر بود که با استفاده از جدول مورگان و روش نمونهگیری تصادفی طبقهای نسبتی، 212 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها از پرسشنامه استاندارد انگیزه درونی و بیرونی و پرسشنامه محققساخته مطالعات میانرشتهای استفاده شد. برای تعیین روایی پرسشنامه انگیزه درونی و بیرونی از روایی محتوایی و تحلیل عاملی تأییدی، برای تعیین روایی پرسشنامه مطالعات میانرشتهای از روایی محتوایی و تحلیل عاملی اکتشافی و برای محاسبه پایایی آنها از ضریب آلفای کرونباخ بهره گرفته شده است که مقدار آنها به ترتیب در پرسشنامههای مذکور 80/0 و 77/0 محاسبه شد. برای تجزیهوتحلیل اطلاعات از آمار توصیفی و استنباطی (همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه و تحلیل واریانس یکراهه) بهره گرفته شد.یافتهها: یافتهها نشان داد که بین انگیزه درونی و گرایش به مطالعات میانرشتهای رابطه معنیدار وجود دارد اما رابطه انگیزه بیرونی و گرایش به مطالعات میانرشتهای معنیدار نیست. رابطه بین مقررات مشخص شده و گرایش به مطالعات میانرشتهای معنیدار است اما رابطه بیانگیزگی و گرایش به مطالعات میانرشتهای از لحاظ آماری معنیدار نیست. بر اساس نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه فقط انگیزه درونی توانسته گرایش اعضای هیئت علمی به مطالعات میانرشتهای را پیشبینی کند.نتیجهگیری: بر اساس یافتهها در پژوهش حاضر پیشنهاد میشود از مشوقهایی برای تشویق و ترغیب اعضای هیئت علمی برای مشارکت در فعالیتهای میان رشتهای استفاده شود.
مقدمه: امروزه مسئولیتپذیری کارکنان مورد توجه سازمانها علمی – آموزشی قرار گرفته است. از این رو تحلیل ارتباط مسئولیتپذیری دبیران، با سایر مفاهیم سازمانی ضروری است. لذا هدف پژوهش حاضر بررسی اثر جامعهپذیری سازمانی و سرمایه اجتماعی بر مسئولیتپذیری با نقش میانجی تعهد سازمانی دبیران بود. روش: این پژوهش جزء تحقیقات توصیفی – همبستگی مبتنی بر مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعۀ آماری شامل کلیه دبیران متوسطه اول آموزش و پرورش ناحیه چهار تبریز به تعداد 550 نفر بود. حجم نمونه با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقهای و جدول مورگان 218 نفر انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامههای استاندارد جامعهپذیری سازمانی تائورمینا (1994)، سرمایه اجتماعی ناهاپیت و گوشال (1998)، مسئولیتپذیری کارول (1991) و تعهدسازمانی آلن و میر (1996) استفاده شد. یافتهها: نتایج نشان داد، رابطه مثبت و معنی داری بین متغیر جامعهپذیری سازمانی و سرمایه اجتماعی با مسئولیتپذیری به ترتیب (80/0, s = 18/0 (s = و رابطه مثبت و معنی داری بین متغیر جامعهپذیری سازمانی و سرمایه اجتماعی با تعهد سازمانی به ترتیب (85/0, s = 13/0 (s = وجود دارد. همچنین در مدل تجربی پژوهش حاضر، نقش میانجی تعهد سازمانی در رابطه بین متغیرها در مدل تائید شد. نتیجهگیری: با توجه به یافتهها، متغیرهای جامعهپذیری سازمانی، سرمایه اجتماعی و تعهد سازمانی برای مسئولیتپذیری کارکنان سازمانی باید مورد توجه قرار گیرد. زیرا در سایه مسئولیتپذیری بودن معلمان در تمام ابعاد زندگی شاهد تسهیل روند و دستیابی به اهداف سازمانی خواهند بود.
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش سرمایه اجتماعی در کارآفرینی سازمانی و اجتماعی کارکنان دانشگاه شیراز با تأکید بر نقش میانجی متغیر مدیریت دانش انجام شد. پژوهش حاضر از نظر هدف و ماهیت،کاربردی و از لحاظ گردآوری داده ها، توصیفی از نوع همبستگی مبتنی بر مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کارکنان دانشگاه شیراز به تعداد 558 نفر بود. حجم نمونه با توجه به جامعه آماری و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده و جدول مورگان 200 نفر در نظر گرفته شد. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد سرمایه اجتماعی، کارآفرینی سازمانی، کارآفرینی اجتماعی و مدیریت دانش استفاده شد. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه ها مورد تأیید محققان و متخصصان قرار گرفت. پایایی پرسشنامهها از طریق محاسبه ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 94/0، 71/ . ، 94/0 و 87/0 برآورد گردید. داده های بدست آمده با استفاده از روش همبستگی و مدل معادلات ساختاری با استفاده از نرمافزارهای،SPSS و Lisrel مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که سرمایه اجتماعی بر کارآفرینی سازمانی و کارآفرینی اجتماعی، سرمایه اجتماعی بر مدیریت دانش، مدیریت دانش بر کارآفرینی سازمانی و کارآفرینی اجتماعی، کارکنان دانشگاه شیراز تأثیر مستقیم، مثبت و معنیداری داشت. سرمایه اجتماعی با نقش میانجی مدیریت دانش بر کارآفرینی سازمانی و کارآفرینی اجتماعی کارکنان دانشگاه شیراز تأثیر داشت. همچنین بیشترین اثر کل مربوط به اثر سرمایه اجتماعی بر کارآفرینی سازمانی بود. سرمایه اجتماعی بر کارآفرینی سازمانی و اجتماعی کارکنان دانشگاه شیراز به طور مستقیم اثر مثبت داشته است. همچنین سرمایه اجتماعی میتواند بهواسطه مدیریت دانش بر کارآفرینی سازمانی و اجتماعی کارکنان تأثیر مثبت و معناداری بگذارد. بنابراین مدیریت دانش کارکنان میتواند اثر سرمایه اجتماعی بر کارآفرینی سازمانی و اجتماعی را تقویت نماید. لذا برای دستیابی به کارآفرینی سازمانی و اجتماعی، توجه به سرمایه اجتماعی و مدیریت دانش ضروری به نظر میرسد.
زمینه و هدف: سلامت سازمانی یک سازهی مهم مدیریت است و هر سازمانی وظیفه دارد برای بقای خود نیازمند مبارزه با فساد ارتقاء سلامت اداری است. از این رو این پژوهش به بررسی تاثیر خط مشی ارتقاء سلامت اداری بر سلامت سازمانی دانشگاه فنی و حرفهای، واحدهای آذربایجان شرقی می پردازد. روش پژوهش: پژوهش حاضر یک پژوهش توصیفی از نوع همبستگی که به روش پیمایشی اجرا شده است. جامعه آماری این پژوهش، 520 نفر اعضای هیئت علمی و کارکنان غیر هیئت علمی واحدهای دانشگاه فنی و حرفهای استان آذربایجان شرقی است که تعداد 221 نفر به روش نمونهگیری ساده به عنوان نمونه آماری انتخاب شده و با استفاده از دو پرسشنامه استاندارد سلامت سازمانی OHI مایلز دادههای و پرسش نامه خطمشی ارتقاء سلامت اداری اطلاعات مورد نیاز جمعآوری گردیده است برای تجزیه و تحلیل دادهها از مدل یابی معادلات ساختاری به روش PLS با استفاده از نرم افزار Smart-PLS استفاده شده است. یافته ها: با توجه به مقداره t رابطه مولفهها با متغیره مربوطه در سطح 99 درصد (000/0) معنیدار است. بررسی بارهای عاملی مدل نشان میدهد که بارعاملی مولفهها بر متغیرهای پژوهش بالاتر 7/0 و سطح قابل می باشد، با توجه به مقداره t خطمشی ارتقاء سلامت ادارای (مغیر مستقل) در سطح 99 درصد با سلامت سازمانی دانشگاه فنی و حرفهای (متغیر وابسته) رابطه دارد و با توجه به ضریب مسیر 844/0 بر سلامت سازمانی دانشگاه فنی و حرفهای تاثیر دارد و با توجه به R2 سلامت سازمانی، به میزان 713/0 ، 71 درصد از تغییرات سلامت سازمانی به وسیله خطمشی ارتقاء سلامت ادارای تبیین میشود. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان میدهد که با توجه میزان ضریب مسیر این رابطه، خطمشی ارتقاء سلامت ادارای بر سلامت سازمانی واحدهای استان آذربایجان شرقی دانشگاه فنی و حرفهای تاثیر مثبت دارد و این به معنی هست که هر تغییر مثبت در جهت ارتقاء خطمشی اداری در این دانشگاه منجر به بهبود سلامت سازمانی آن خواهد شد و مدیران و برنامهریزان برای ارتقاء سلامت سازمانی، میتوانند با برنامهریزی در جهت تدوین و اجرای خطمشی سلامت اداری، به نتایج رضایت بخشی در افزایش سلامت سازمانی دانشگاه دست پیدا کنند.
این پژوهش با هدف بررسی نقش میانجی جو سازمانی در رابطه میان اخلاق کار اسلامی با رفتارهای انحرافی در محل کار و کیفیت خدمات در میان کارکنان آموزشوپرورش انجام شده است. در این پژوهش برای جمعآوری دادهها، پرسشنامه ابزار کار بوده است و روش پژوهش، روش پژوهش توصیفی ـ همبستگی بود. همچنین، تمام کارکنان آموزش و پرورش مناطق 1 و 2 شهر ارومیه جامعه آماری موردنظر بود که به روش سرشماری، تمام کارکنان بهعنوان نمونه انتخاب شدند. برای بررسی روابط متغیرهای مورد بحث در این پژوهش، روش الگویابی معادلات ساختاری مورد توجه قرار گرفت و استفاده شد. یافتههای تحلیل پژوهش گویای این است که همبستگی معنیداری بین همه متغیرهای مورد مطالعه (بجز رابطۀ جو سازمانی و بروز رفتارهای انحرافی) وجود دارد. بنابراین، نتایج پژوهش حاکی از اهمیت نقش اخلاق کار اسلامی و لزوم بازشناسی این مفهوم بهعنوان سازه سازمانی در رابطه با دیگر متغیرهای سازمانی است.
هدف: دانشجویان و اساتید به عنوان مهمترین عناصر سیستم آموزشی، نقش محوری و تعیین کننده برای به کارگیری مؤثر و موفقیت آمیز فناوری یادگیری الکترونیکی در امر آموزش و یادگیری دارند و اطلاع از آمادگی و نگرش آن ها جهت پیاده سازی و اجرای موفقیت آمیز چنین روشی ضروری مینماید. لذا پژوهش حاضر در راستای جامهی عمل پوشاندن به چنین ضرورتی صورت گرفته و با هدف بررسی میزان آمادگی دانشجویان و نگرش اساتید دانشگاه شهید مدنی آذربایجان نسبت به نظام یادگیری الکترونیکی طراحی گردیده است. روش: پژوهش توصیفی- پیمایشی حاضر بر روی 218 نفر از دانشجویان و 198نفر از اساتید دانشگاه شهید مدنی آذربایجان در سال تحصیلی 94- 1393 که با روش نمونهگیری تصادفی طبقه ای نسبتی انتخاب شدند، انجام گرفت. میزان آمادگی دانشجویان و نگرش اساتید نسبت به یادگیری الکترونیکی با استفاده از پرسشنامه های استاندارد سنجیده شد. تحلیلهای آماری مورد استفاده در این پژوهش، آمار توصیفی و استنباطی (جدول فراوانی، نمودار ستونی، میانگین و انحراف استاندارد، از آزمونهای t تک نمونهای t مستقل و آزمون F) بود. یافته ها: یافتههای پژوهش نشان داد که دانشجویان دانشگاه شهید مدنی آذربایجان برای شرکت در یادگیری الکترونیکی از آمادگی در سطح متوسط برخوردار هستند. و همچنین نتایج نشانگر این است که اساتید این دانشگاه از نگرش موافقی نسبت به پیاده سازی نظام یادگیری الکترونیکی برخوردارند. تجزیه و تحلیل نتایج مشخص کرد که بین میزان آمادگی دانشجویان در دانشکدههای مختلف برای شرکت در یادگیری الکترونیکی، تفاوت معنیداری وجود دارد. اما در مورد بقیهی سؤالها تفاوت معنادار نبود
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش تعاملی باوجدان بودن و جو روانشناختی بر عملکرد شغلی و رفتار شهروندی سازمانی کارکنان به روش توصیفی- همبستگی انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش کلیه کارکنان ادارات آموزش و پرورشناحیه 1و2 شهرستان ارومیه به تعداد 448 نفر می باشد که از این تعداد نمونه ای به اندازه 197 نفر بر اساس جدول مورگان به روش نمونهگیری طبقهای انتخاب شدند. اطلاعات پژوهش با استفاده از چهار پرسشنامه باوجدان بودن کاستا و مککرا(1992)، جو روانشناختی کویزودیکوتیز (1991)، عملکرد شغلی پاترسون(1999) و رفتار شهروندی سازمانی پودساکوف و همکاران (1990) جمع آوری گردید.ضرایب پایایی پرسشنامه ها به ترتیب 75/0، 86/0، 84/0 و 81/0 ازطریق آلفای کرونباخ به دست آمد.برای تحلیل دادهها از همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چند گانه استفاده شده است. نتایج همبستگی پیرسون نشان داد که بین جو روانشناختی با عملکرد شغلی و رفتار شهروندی سازمانی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که میتوان از روی متغیر با وجدان بودن و جو روانشناختی عملکرد شغلی را پیش بینی کرد و نیز تعامل با وجدان بودن و جو روان شناختی تعاملی معنی دار و پیش بینی کننده عملکرد شغلی می باشد ولی تعامل با وجدان بودن و جو روانشناختی بر رفتار شهروندی سازمانی تعاملی معنی دار مشاهده نشد.
پژوهش حاضر به بررسی استقلال دانشگاه و نقش آن در پاسخگویی و تضمین کیفیت خدمات دانشگاه درسیستم آموزش عالی پرداخته است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه اعضای هیئت علمی دانشگاه ارومیه در سال تحصیلی 94-1393 میباشد. روش تحقیق توصیفی- پیمایشی است و 219 نفر از اعضای هیئت علمی دانشگاه ارومیه که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی طبقهای انتخاب شدند، به پرسشنامه تحقیق پاسخ دادند. برای جمع آوری اطلاعات مربوط به متغیر استقلال از پرسشنامه مدل اروپایی یونسکو توماس استرمن و همکاران، متغیر پاسخگویی از پرسشنامه مدل نیویورک کیکو یوکویاما و متغیر تضمین کیفیت از پرسشنامه مدل HEDPERF استفاده شد. جهت سنجش پایایی پرسشنامهها از آزمون آلفای کرونباخ استفاده شد. ضرایب پایایی هر یک از پرسشنامههای استقلال، پاسخگویی و تضمین کیفیت به ترتیب 88/0 و 90/0 و 92/0 به دست آمد. برای آزمون سؤال و فرضیه تحقیق از تحلیل T تک متغیره و رگرسیون چندگانه و تک گانه استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که دانشگاه از نظر استقلال دانشگاهی و پاسخگویی در وضعیت مطلوبی نمیباشد ولی از نظر تضمین کیفیت در حد متوسط میباشد و ارتباط معنیداری بین استقلال دانشگاهی با پاسخگوی و تضمین کیفیت مشاهده گردید و میتواند تا حدودی آن را پیش بینی کند (15/0 ، 17/0 R2=). همچنین ارتباط معنی-داری بین پاسخگویی دانشگاهی و تضمین کیفیت وجود دارد و میتواند به صورت مثبت و معنیدار آن راپیش بینی کند(21/0 R2=).
نگارندگان پژوهش حاضر کوشیدهاند تا رفتار شهروندی سازمانی را پیشبینی کنند و روابط حاکم بر آن را تعیین کنند و از طریق سرمایۀ روانشناختی، میزان پاسخگویی رفتار شهروندی را بسنجند. در این پژوهش به نقش تعدیلکنندۀ هویت سازمانی نیز توجه شده است. این تحقیق با روش توصیفی از نوع همبستگی انجام شده است. جامعۀ آماری این پژوهش شامل کلیۀ کارکنان آموزشوپرورش شهر ارومیه (255 نفر) است که طبق جدول مورگان 180 نفر از آنان بهصورت تصادفی بهعنوان نمونه آماری انتخاب شدند. دادهها از طریق پرسشنامههای استاندارد سرمایۀ روانشناختی لوتانز و همکاران، هویت سازمانی مائل و اشفرس، رفتار شهروندی پوداسکف و همکاران، پاسخگویی سازمانی هاچوارتر و همکاران جمعآوری شد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانۀ تعدیلکننده استفاده شد که برای رسیدن به این منظور، نرمافزار آماری SPSS به کار رفت. نتایج حاکیاز معنیداربودن روابط بین متغیرهای پژوهش بود. همچنین نقش تعاملی سرمایۀ روانشناختی و هویت سازمانی بر رفتار شهروندی سازمانی کارکنان آموزشوپرورش تأئید شد، به این صورت که برای کارکنان با سرمایه روانشناختی بالا، افزایش هویت سازمانی با افزایش رفتار شهروندی سازمانی همراه بود؛ درعینحال، اثر تعاملی سرمایۀ روانشناختی و هویت سازمانی بر روی پاسخگویی معنیدار نیست. این نتایج بر ضرورت افزایش هویتیابی کارکنان با سازمان، توسعۀ سرمایۀ روانشناختی آنان و بازشناسی نقش این متغیرها بر پیامدهای شغلی تأکید دارد.
این پژوهش با هدف تعیین رابطه طرحوارههای ناسازگار اولیه با کمالگرایی در دانشجویان اجرا شد. جامعه آماری دانشجویان دانشگاه آزاد شهر نقده بودند که از بین آنها 431 نفر از رشتههای مختلف (226 دختر و 205 پسر) به روش نمونهگیری تصادفی خوشهای انتخاب شدند. ابزارهای سنجش شامل فرم کوتاه پرسشنامه طرحوارههای ناسازگار اولیه (SF-YSQ) (یانگ، 2005) و پرسشنامه کمالگرایی (هیل و همکاران، 2004) بود. دادهها از طریق و الگوی معادلات ساختاری تحلیل شد. نتایج نشان داد که مولفههای کمالگرایی تمرکز بر اشتباهات، معیارهای بالا با دیگران، نیاز به تأیید، ادراک فشار و نشخوار فکری با طرحواره ناسازگار اولیه رابطه مثبت و نظم و سازماندهی و هدفمندی با طرحواره ناسازگار اولیه رابطه منفی دارد. از سویی، نتایج حاصل از الگوی معادلات ساختاری نشان داد که الگوی پیشنهادی از برازش خوبی برخوردار بوده و ابعاد کمالگرایی از طریق طرحوارههای ناسازگار اولیه پیشبینی و تبیین شده است (90/0=GEI، 066/0=RSMEA).
زمینه و هدف: بحث هویت سازمانی یکی از چالش برانگیزترین مباحث سازمانی است. به این دلیل توجه زیادی را در ادبیات رفتار سازمانی و پژوهش های مدیریتی به خود جلب کرده است. بدون هویت سازمانی، ارتباطات سازمانی اثربخش نمی تواند وجود داشته باشد، همچنین ارتباطات قابل ملاحظه ای نیز وجود نخواهد داشت و برنامه ریزی معنی داری و هیچ رهبری انجام نخواهد شد. هدف این تحقیق بررسی رابطه تعاملی بین هویت سازمانی و هویت تیمی با رضایت شغلی و رفتارهای فرانقش می باشد. روش: روش این تحقیق از نوع پیمایشی است و جامعه آماری تحقیق حاضر شامل کلیه کارکنان ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر استان آذربایجان غربی به تعداد 300 نفر بود که به علت محدود بودن با استفاده از سرشماری کل جامعه آماری جهت پژوهش در نظر گرفته شد. از 300 پرسشنامه که بین جامعه آماری توزیع شد، 198 پرسشنامه معتبر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تعدیل کننده با استفاده از نرم افزار آماری SPSS استفاده گردید و فرضیه های تحقیق عبارتند از فرضیه یک: بین هویت سازمانی و رضایت شغلی رابطه وجود دارد، فرضیه دو: بین هویت سازمانی و رفتارهای فرانقشی رابطه وجود دارد، فرضیه سه: بین هویت تیمی و رضایت شغلی رابطه وجود دارد، فرضیه چهار: بین هویت تیمی و رفتارهای فرانقشی رابطه وجود دارد، فرضیه پنج: هویت سازمانی و تیمی نقش تعاملی را در پیش بینی رضایت شغلی ایفا می کنند و فرضیه شش: هویت سازمانی و تیمی نقش تعاملی را در پیش بینی رفتارهای فرانقش ایفا می کنند. یافته ها و نتیجه گیری: نتایج تحقیق حاضر نشان داد که اثر تعاملی هویت سازمانی و هویت تیمی بر روی رضایت شغلی معنی دار است در عین حال اثر تعاملی هویت سازمانی و هویت تیمی بر روی رفتارهای فرانفش معنی دار نیست. بنابراین پیشنهاد می شود، مدیران ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر استان آذربایجان غربی عواملی را که هویت های سازمانی و تیمی را افزایش می دهند را شناسایی کنند تا از این طریق بتنوانند رضایت شغلی و رفتارهای فرا نقش کارکنان خود را افزایش دهند
هدف پژوهش حاضر تحلیل مدل معادلات ساختاری دیدگاه اعضای هیئت علمی درباره اجتماعی بود. سوالات پژوهشی عبارتند از: 1- اجتماعی اعضای هیئت علمی دانشگاه شامل چه ابعادی است؟ 2- میزان اجتماعی اعضای هیئت علمی دانشگاه ارومیه بر اساس ابعاد اجتماعی در چه حدی است؟ جامعه آماری، کلیه اعضای هیات علمی دانشگاه ارومیه بود که از بین آنها 250 نفر بهعنوان نمونه انتخاب شدند. برای تشخیص عاملهای سازه اجتماعی و برازش الگو از روش تحلیل عاملی تاییدی و مدل معادلات ساختاری استفاده شد. یافتهها نشاندهنده آن است که سازه اجتماعی شامل پنج بعد یعنی نوعدوستی، حقوق بشر، در قبال دانشگاه، محیطی، اخلاق حرفهای و در قبال همکاران است. مطابق نظرات اساتید بعد مسائل محیطی موثرترین بعد اجتماعی و بعد مسئولیت در قبال کارکنان هم دارای پایینترین بعد در میان ابعاد دیده شد. همچنین دیدگاه اعضای هیات علمی درباره مفهوم اجتماعی براساس جنس، رتبه علمی، سن و سابقه تدریس هیچ تفاوت معنیداری را نشان نداد.