ویژگیهای درون سازمان جزئی از منابع حیاتی در موفقیت آن محسوب میشود، بنابراین، توجه بیشازپیش به شناسایی این ویژگیها و نیز چگونگی تأثیر آنها بر خروجیهای سازمان در محیط بهسرعت در حال تغییر امروزی، ضروری به نظر میرسد. هدایتکردن دانش موجود در سازمان امری انسانی و تابعی از فرهنگ سازمانی است. مدیریت دانش جنبة کاربردی فرهنگ سازمانی است و چگونگی بنیاننهادن تغییر فرهنگی، نیازمند ابتکار در مدیریت دانش است. همچنین، بررسی و مطالعه در زمینة چابکی با تأکید بر دانشمحوری میتواند جهش بزرگی را در چابکسازی و عملکرد بالای سازمانها ایجاد کند. هدف این پژوهش طراحی مدلی برای بررسی تأثیر فرهنگ سازمانی، چابکی سازمانی و تسهیم دانش بر عملکرد استانداری چهارمحالوبختیاری است. این پژوهش با توجه به هدف، کاربردی و از نظر روش پژوهش توصیفی- همبستگی است. دادهها از نمونة 274 نفری از کارکنان استانداری چهارمحالوبختیاری جمعآوری، و رابطة بین سازههای مدل پژوهش با مدلسازی معادلات ساختاری آزمون شد. نتایج پژوهش نشان داد فرهنگ سازمانی بر تسهیم دانش تأثیرگذار است. همچنین، تسهیم دانش بر چابکی سازمانی تأثیر میگذارد و عواملی مانند چابکی سازمانی و تسهیم دانش بر عملکرد سازمانی تأثیرگذارند. بنابراین، توجه به فرهنگ سازمانی و عوامل مؤثر بر گسترش تسهیم دانش و چابکی سازمانی میتواند به افزایش عملکرد سازمان کمک کند.
امروزه نقش رهبران معنوی تحریک و برانگیختن کارکنان با بهکارگیری چشمانداز معنوی و ایجاد زمینههای فرهنگی بر اساس ارزشهای انسانی است تا کارکنانی توانمند، با بهرهوری بالا، متعهد و باانگیزه را پرورش دهند. هدف این پژوهش پاسخ به این سؤال است که آیا رهبری معنوی میتواند موجب افزایش عملکرد بنگاههای کوچک و متوسط در شهر اصفهان شود؟ این تحقیق با توجه به هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی- پیمایشی و مبتنی بر مدل معادلات ساختاری است. جامعة آماری این پژوهش کارکنان شرکتهای کوچک و متوسط شهر اصفهان است که نمونهای به روش تصادفی ساده شامل 321 نفر از بین آنها انتخاب شد. ابزار جمعآوری اطلاعات در این پژوهش پرسشنامه است. برای تجزیهوتحلیل دادهها، آزمون فرضیهها و بررسی برازش مدل پژوهش، مدلسازی معادلات ساختاری با نرمافزارهایSPSS و AMOS بهکار گرفته شد. یافتههای تحقیق نشان داد رهبری معنوی بر عملکرد سازمانی تأثیر مثبت و معنادار دارد. همچنین، نتایج نشان داد عضویت و معناداری به عنوان پیامدهای رهبری معنوی بر عملکرد تأثیرگذارند.
قدمه: جو سازمانی تاثير عمده ای بر رفتار کارکنان دارد و مراکز بهداشتی درمانی دارای جو سازمانی خاصی هستند که بهبود آن می تواند باعث ارتقاء رفتار شهروندی کارکنان گردد. هدف: اين پژوهش با هدف تعيين تاثير ادراک کارکنان از جو سازمانی بر بروز رفتار شهروندی سازمانی صورت گرفته است. روش کار: اين تحقيق از نوع همبستگی و مبتنی بر مدل معادلات ساختاری می باشد. متغيرهای اين پژوهش شامل جو سازمانی همکارانه، جو سازمانی نوآورانه و رفتار شهروندی است. جامعه آماری را پرستاران حوزه شهرستان نوشهر در سال 1391 تشکيل می دهند که 160 نفر از پرستاران به روش نمونه گيری در دسترس از بيمارستان دولتی و کلينيک های خصوصی نوشهر انتخاب گرديدند. اطلاعات با استفاده از پرسشنامه استاندارد 29 سوالی جو سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی بود. تجزيه و تحليل داده ها بر اساس آزمون معادلات ساختاری انجام شد. نتايج: با توجه به نتايج به دست آمده از آزمون معادلات ساختاری، جو همکارانه با تاثيرگذاری 75/0 نسبت به جو نوآورانه با تاثيرگذاري49/0 بر رفتار شهروندی تاثير بيشتری دارد. از نظر تاثير بر ابعاد رفتار شهروندی نيز، جو همکارانه بر همه ابعاد رفتار شهروندی نسبت به جو نوآورانه تاثير بيشتری دارد ولی از لحاظ ترتيب تاثيرگذاری بر ابعاد شهروندی سازمانی اين دو جو با يکديگر متفاوت هستند به طوريکه جو همکارانه با ضريب72/0 بيشترين تاثير را بر آداب اجتماعی و با ضريب 55/0کمترين تاثير را بر وجدان کاری دارد در حاليکه جو نوآورانه همانند جو همکارانه بيشترين تاثير را با ضريب54/0 بر آداب اجتماعی دارد ولی کمترين تاثير را با ضريب 32/0 بر جوانمردی دارد. نتيجه گيری: با استقرار جوکاری مثبت می توان رفتار شهروند سازمانی را از طريق جو سازمانی درک شده بهبود بخشيد. بنابراين بهبود جو سازمانی پيشنهاد می شود. به طوريکه افراد درگير در فعاليتهای همکارانه می توانند به همکاران در انجام بهتر تکاليف کمک کنند و آنها را به تلاش بيشتر برانگيزند و همين طور هنگامی که سازمان جوی نوآورانه ارائه می دهد کارکنان به راحتی می توانند دست به نوآوری زده، خود را شکوفا نموده و ارتقاء دهند.
هدف از این پژوهش بررسی تأثیر فرهنگ سازمانی بر تسهیم دانش کارکنان و ایجاد چابکی در مهار شرایط بحرانی سوانح آتی با رویکرد پدافند غیرعامل است. روش این تحقیق، توصیفی- پیمایشی مبتنی بر مدلسازی معادلات ساختاری است و ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه است. پایایی سؤالات پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ تعیین شد و روایی پرسشنامهها به وسیلهی خبرگان حوزهی مدیریت منابع انسانی، رفتار سازمانی و مدیریت دانش، مدیریت بحران و پدافند غیرعامل مورد تأیید قرار گرفت. همچنین بر اساس نتایج، مسیر ارتباط متغیرهای این پژوهش تأیید شد و نتایج پژوهش با استفاده از روش آماری معادلات ساختاری تحلیل شد. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که فرهنگ سازمان، پیشبینیکنندهی معناداری نسبت به تسهیم دانش کارکنان است. به عبارت دیگر فرهنگ سازمان بر تسهیم دانش اثرگذار است. از جهتی نتایج حاصل از مدلسازی معادلات ساختاری نشان میدهد که با شناسایی عوامل تأثیرگذار بر تسهیم دانش در شرایط بحرانی، میتوان با ایجاد بهبود در این عوامل در جهت تشویق کارکنان به رفتار تسهیم دانش در سوانح آتی با رویکرد پدافند غیرعامل گام برداشت. همچنین یافتههای پژوهش حاکی از آن است که فرهنگ سازمانی و تسهیم دانش تأثیر بسزایی در مهار شرایط بحرانی و ایجاد چابکی در مقابله با سوانح آتی دارند.
چکیده برند یک ابزار قدرتمند در تنظیم منابع جهت رسیدن به هدفهای سازمان و بهعنوان یک ابزار برای ایجاد چالشهای چندگانه شرکتها معرفی شده است. هدف این پژوهش بررسی تاثیر شخصیت برند بر وفاداری برند میباشد. که در آن سازههای تاثیر، اعتماد و ترجیح به عنوان متغیرهای میانجی مطالعه شده است. جامعه آماری پژوهش مصرف کنندگان محصولات ایران خودرو در شهر اصفهان میباشند که پرسشنامه میان214 نفر از آنان به صورت تصادفی طبقهای توزیع شد. در این پژوهش برای تحلیل فرضیهها و بررسی برازش مدل پژوهش از مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان میدهد که متغیرهای میانجی مورد تایید قرار میگیرد، به عبارت دیگر یافتههای این پژوهش، اهمیت نقش شخصیت برند بر تاثیر برند، ترجیح برند و اعتماد به برند را در پیش بینی وفاداری به برند را تایید می کند.
مدل پذیرش فناوری یکی از مدلهایی است که بطور گسترده و وسیع برای تشریح عوامل اثر گذار بر پذیرش سیستمهای اطلاعاتی و فناوری اطلاعات و ارتباطات توسط کاربران و مشتریان مورد استفاده قرار گرفته است. مدل پذیرش تکنولوژی بر دو باور بارز؛ یعنی بر سهولت استفاده و مفید بودن تاکید میورزد. هدف کلی این مطالعه بررسی عوامل موثر بر تمایل به خرید الکترونیکی بارویکرد بسط مدل پذیرش فناوری است. در این تحقیق به منظور توسعه مدل پذیرش فناوری از امنیت، سازگاری و باورهای هنجاری به عنوان ابعاد دیگری که تأثیری بسزایی در پذیرش خرید الکترونیکی دارند، استفاده شده است. روش این تحقیق، پیمایشی و ابزار گردآوری اطلاعات آن، پرسشنامههای مدل پذیرش فناوری تیلور و تد (1995)، سازگاری و باورهای هنجاری ویجایاساراثی (2004) و امنیت سلیسبوری (2001) است و جامعه آماری این مطالعه را دانشجویان دانشگاه اصفهان تشکیل دادهاند که 280 نفر از آنها به روش نمونه گیری تصادفی- طبقهای انتخاب شدند. نتایج تحقیق با استفاده از روش آماری معادلات ساختاری مورد بررسی قرار گرفته است. یافتههای تحقیق نشان میدهد که امنیت، سهولت استفاده، سازگاری و مفید بودن پیش بینی کنندههای معنی داری از نگرش به سمت تمایل به خرید الکترونیکی هستند و باورهای هنجاری بر تمایل نسبت به خریدهای الکترونیکی تاثیر مثبتی میگذارد. در نتیجه با شناختی که از عوامل تاثیر گذار بر تمایل به خرید الکترونیکی حاصل میشود، میتوان با ایجاد بهبود در این عوامل در جهت تشویق مشتریان به خرید الکترونیکی گام برداشت.
با توجه به اهمیت و موقعیت بانکداری اینترنتی و روند رو به رشد خدمات بانکی اینترنتی طی سالهای اخیر در کشور، اکنون موسسات مالی و اعتباری و بانکها به خوبی دریافته اند که حفظ موقعیت و توسعه اثربخش بدون بهره گیری استراتژیهای علمی و عملی در مدیریت اطلاعات و ارتباطات امکان پذیر نیست. امروزه بانکها به منظور باقی ماندن در عرصه رقابت نیازمند ارتقای کیفیت خدمات الکترونیکی بوده و دیدگاه خطی نسبت به این موضوع جامع و کامل نیست. بدین منظور، در تحقیق حاضر مدل تلفیقی کانو و وبکوال استفاده شده است که حذف فرضیه خطی را به همراه دارد. در اولین گام عوامل کیفیت خدمات اینترنتی بانک ملت بر اساس مدل وبکوال تعیین و عملکرد کنونی بانک در ارائه این خدمات از دید مشتریان و انتظارات آنها از کیفیت خدمات اینترنتی ذکر شده مورد ارزیابی قرار گرفته است. با توجه به فاصله بین انتظارات مشتریان و عملکرد کنونی بانک در ارائه این خدمات، خدمات به دو دسته ضعیف و قوی تقسیم شده است. در دومین گام از پژوهش با استفاده از مدل کانو، عوامل کیفیت خدمات بر اساس مدل کانو طبقه بندی شده تا مشخص شود کدام ویژگی کیفیت خدمات ایتنرنتی که توسط مدل وبکوال تعیین و مورد ارزیابی قرار گرفته، دارای اهمیت استراتژیک در ارتباط با رضایت مشتریان است .یافتههای تحقیق نشان میدهد که بانک مربوطه در بعضی از ویژگیهای کیفیت خدمات الکترونیک، مانند اطلاعات، سهولت درک شده، ابتکار، جاذبه هیجانی و ارتباطات مناسب، که جزو ویژگیهای الزامی و جذاب هستند، از نظر ارائه خدمات ضعیف بوده و مدیران باید استراتژیهای مناسبی را برای رفع شکاف کیفیت خدمات به کار گیرند.