مقدمه: هدف اصلی این مطالعه بررسی مقایسه ای ارزیابی دانش، عملکرد ونگرش مسئولین فنی و نظارت آنها بر کلینیک های دندانپزشکی مشهد بوده است. مواد و روش ها: در این پژوهش، ۸۴ درمانگاه مورد بررسی قرار گرفت. پرسشنامه در اختیار مسئولین فنی جهت تکمیل قرار داده شد. کیفیت استریلیزاسیون توسط اندیکاتور بیولوژیکی شیمیایی و نتیجه پرسشنامه بررسی شد. اندیکاتور بیولوژیکی و شیمیایی درون اتوکلاو قرار داده شدند. در پرسشنامه، روش اینکوبه، تعداد اتوکلاو، روش نظارت بر عملکرد دستگاه، نوع نشانگر، دما و فشار دستگاه، تعداد دفعات روشن بودن دستگاه در طول روز، آگاهی، نگرش و عملکرد مسئول فنی مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: از اتوکلاو کلاس B تنها در ۵۹ درصد کلینیک ها استفاده میشد. هفت درصد از کلینیک ها از تست بیولوژیک، ۲۶ درصد از تست شیمیایی و ۳۱ درصد از روش فیزیکی برای ارزیابی عملکرد اتوکلاو استفاده می کردند. آزمایش بیولوژیک در ۲۰ درصد کلینیک ها مثبت بود و شاخص های شیمیایی در ۹/۱۱ درصد تغییر رنگ کافی نشان ندادند. نمره دانش، نگرش و عملکرد مسئول فنی دندانپزشک به طور معنی داری بیشتر از مسئول فنی پزشک بود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج این مطالعه، توصیه می شود مسئولین فنی بخش دندانپزشکی کلینیک های عمومی نیز دندانپزشک باشند. کلینیک های عمومی باید توجه بیشتری به کیفیت استریلیزاسیون و کنترل عفونت داشته باشند. بهبود دانش مسئولین فنی منجر به عملکرد بهتر و در نتیجه افزایش کیفیت استریلیزاسیون و کنترل عفونت می شود.
مقدمه: هدف از این مطالعه، ارزیابی بروز آپنهی انسدادی خواب(OSA/obstructive sleep apnea) بعد از جراحی عقب بردن مندیبل به صورت تک فکبا استفاده از ترکیبی از پرسشنامههای Berlin، STOP-BANG و Epworth بود. مواد و روشها: این مطالعه بصورت کارآزمایی نیمه تجربی مداخلهای، قبل و بعد، انجام گرفت. بیماران مبتلا به دفورمیتی کلاس III کاندید درمان جراحی ارتوگناتیک وارد این مطالعه شدند. سن، جنس، BMI، قطر دور گردن و میزان جابجایی رو به عقب مندیبل در چک لیست مطالعه، ثبت گردید. بروز OSA یک هفته قبل، یک ماه و شش ماه پس از عمل، توسط پرسشنامهها زیر نظر متخصص ریه ثبت شد. سطح معناداری، 05/0 تعیین شد. یافتهها: در این تحقیق، 30 نفر (15 زن و 15 مرد) با میانگین سنی 76/4±77/25 سال مشارکت داشتند.نتایج عددی پرسشنامههادر بازه یک ماه بعد از جراحی عقب بردن مندیبل نسبت به قبل از آن افزایش داشت، ولی شش ماه بعد از جراحی کاهش یافتو به حالت نرمال بیمار نزدیکتر شد. میزان جابهجایی مندیبل به سمت عقببا بروز OSA در بیماران، یک ماه و شش ماه بعد از جراحی براساس هر سه پرسشنامه ارتباط مستقیم ولی با پرسشنامه STOP-BANG ارتباط مستقیم و معناداری داشت (به ترتیب 022/0p = و 003/0p =). نتیجهگیری: نتایج حاکی از عدم وجود موارد شدید OSA، شش ماه بعد از جراحی عقب بردن مندیبل بود. همچنین شانس بروز OSA در بیماران با اضافه وزن و کسانی که جابهجایی مندیبل به مقدار زیاد انجام داده بودند بیشتر بود.تغییرات نتایج عددی پرسشنامههای خواب و بروز OSA یک ماه و شش ماه بعد عمل نسبت به قبل از آن، در بیماران با عقب بردن مندیبل تا mm5، بصورت معناداری کمتر از موارد مساوی یا بیشتر از mm5جابهجایی بود.
مقدمه: محتوای سرمی ریزمغذی ها در طی مسیر التهاب و عفونت تغییر می کند. در این مطالعه ارزیابی سطح سرمی سلنیوم، منیزیوم، سدیم، روی و مس در بیماران دارای اختلال مفصل گیجگاهی فکی و مقایسه آن با افراد سالم انجام گرفت. مواد و روش ها: در این مطالعه مورد- شاهدی، از بین بیماران دارای اختلال مفصل گیجگاهی فکی مراجعه کننده به دانشکده دندانپزشکی مشهد، تعداد 60 نفر انتخاب شدند. همه افراد شرکت کننده توسط یک متخصص پروتز با تجربه بالا در زمینه اکلوژن معاینه شدند. 20 نفر دارای اختلال عضلانی، 20 نفر دارای اختلال مفصلی (دررفتگی دیسک قابل برگشت) و 20 نفر دارای اختلال التهابی (استئوآرتریت) بودند، همچنین 20 نفر از افراد سالم به عنوان گروه شاهد انتخاب شدند. در همه این افراد سطوح سرمی سلنیوم، منیزیوم، سدیم، روی و مس به کمک Flame atomic absorption spectrometry (FAAS) بررسی گردید. از آزمون کروسکال والیس، کای اسکوئر و دقیق فیشر جهت آنالیز آماری داده ها استفاده شد. (05/0˂P) یافته ها: میانگین سنی افراد شرکت کننده در مطالعه 31/9±7/31 سال بود. 25 نفر (6/31 درصد) مرد و 54 نفر (4/68 درصد) زن شرکت کردند. میانگین سطح سرمی عناصر روی، منیزیوم، سدیم، مس و سلنیوم در افراد دارای اختلال عضلانی به ترتیب 68/67، 94/1، 05/140، 74/122 و 08/112، در افراد دارای اختلال جابجایی دیسک به ترتیب 65، 94/1، 95/138، 94/116 و 79/110، در افراد دارای اختلال التهابی استئوآرتریت به ترتیب 65/65، 84/1، 50/136، 5/138 و 75/105 و در افراد گروه کنترل به ترتیب 4/62، 8/1، 4/135، 51/138 و 58/110 میکروگرم بر دسی لیتر بود. نتیجه گیری: میانگین سطح سرمی عنصر سدیم در گروه عضلانی نسبت به گروه های استئوآرتریت و کنترل و همچنین در گروه اختلال مفصلی (جابجایی دیسک قابل برگشت) نسبت به گروه کنترل به طور معنی داری بالاتر بود.
مقدمه: پریودنتیت بیماری التهابی بافتهای پشتیبان دندان می باشد که در نتیجه اثر میکروارگانیسمها ایجاد شده و منجر به آسیب پیشرونده و غیر قابل برگشت به لیگامان پریودنتال و استخوان آلوئولار می شود. مهمترین عامل در ایجاد این بیماری پلاک باکتریال می باشد اگرچه سایر عوامل مانند عوامل محیطی، ژنتیک و بیماریهای ایمنی هم باعث پریودنتیت می شوند. پراکسیداسیون چربی پیامد اصلی استرس اکسیداتیو است و که به دنبال آن سطح مالون دی آلدئید MDAافزایش می یابد. هدف از این مطالعه مقایسه میزان مالون دی آلدئید در بزاق بیماران مبتلا به پریودنتیت مزمن با افراد سالم بود. مواد و روشها: در این مطالعه، 30 بیمار مبتلا به پریودنتیت مزمن از بخش پریوی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد و 30 فرد سالم انتخاب شدند. به کمک Spitting method نمونه بزاق تحریک نشده افراد هر دو گروه جمع آوری شد. سطح MDA در نمونه های بزاق با استفاده از دستگاه اسپکتروفوتومتر با روش رنگ سنجی اندازه گیری گردید. داده ها با استفاده از آزمون t مستقل، من ویتنی و کای دو تجزیه و تحلیل شدند (05/0α=). یافتهها:میزان مالون دی آلدئید در بیماران مبتلا به پریودنتیت مزمن به طور معنی داری بیشتر از گروه کنترل سالم بود (001/0P
مقدمه: هدف از مطالعه حاضر، بررسی خطاهای تکنیکی هنگام درمان ریشه دندان توسط دانشجویان دندان پزشکی سال پنجم و ششم دانشکده دندان پزشکی مشهد بود. مواد و روشها: 400 پرونده از درمان ریشههای انجام شده توسط دانشجویان دندان پزشکی سال پنجم و ششم در سال تحصیلی 1391-1390 به طور تصادفی انتخاب و بررسی گردیدند. برای هر دندان، 4 رادیوگرافی شامل: اولیه، اندازه گیری، Master Cone (MC) و پرکردگی کانال توسط دو نفر از اساتید بخش درمان ریشه با بزرگنمایی دو برابر و نگاتوسکوپ بررسی شد. طول و تراکم پرگردگی، همچنین وقوع خطاهای تکنیکی شامل گسترش حفره دسترسی، لج، پرفوریشن آپیکال، زیپ آپیکالی، وسیله شکسته، استریپ پرفوریشن، و کانال پیدا نشده مورد مطالعه قرار گرفتند. سپس دادهها گردآوری شده و با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون Chi-Squre، کروسکال والیس، من ویتنی، و آزمون دقیق فیشر آنالیز شدند (05/0α=). یافته ها: 7/79 درصد دندانها دارای طول پرکردگی مناسب و 8/65 درصد واجد تراکم پرکردگی مناسب بودند. ارتباط معنیداری بین تراکم (001/0=P) پرکردگی با موقعیت دندان در قوس فکی دیده شد. به طوری که وجود حباب در دندانهای مولر بیشتر از دندانهای پرمولر و قدامی مشاهده گردید (5/43 درصد). بیشترین خطای مشاهده شده، لج (8/24 درصد) بود و پس از آن به ترتیب، پرفوریشن آپیکال (19 درصد)، زیپ آپیکالی (18 درصد)، گسترش بیش از حد حفره دسترسی (8/12 درصد)، وسیله شکسته (3/2 درصد)، کانال پیدا نشده (8/0 درصد) و استریپ پرفوریشن (5/0 درصد) قرار داشتند. پرفوریشن (041/0=P) و زیپ آپیکالی (019/0=P) به طور معنیداری در دانشجویان سال پنجم بیشتر از سال ششم بود وسایر خطاهای تکنیکی رابطه ای با سطح تحصیلی دانشجویان نداشتند. نتیجه گیری: خطاهای تکنیکی بیشتر در دندانهای مولر رخ دادند و لج بیشترین خطای رخ داده بود. همچنین تفاوت اندکی بین دانشجویان سال پنجم و ششم از لحاظ وقوع خطاهای تکنیکی درمان ریشه وجود داشت.
مقدمه: ضایعات همراه با تشکیل استخوان و یا غضروف دستهای از ضایعات استخوانی در فکین را تشکیل میدهند که شامل طیفی از ضایعات نئوپلاسمی خوشخیم و بدخیم و ضایعات غیرنئوپلاسمی میباشند. گروهی از این ضایعات تحت عنوان ضایعات فیبرواسئوس شناخته میشوند. هدف از این مطالعه بررسی ویژگیهای بالینی و هیستولوژیک ضایعات غیرادونتوژنیک همراه با تشکیل استخوان و یا غضروف در فکین در بیماران مراجعه کننده به بخش آسیبشناسی دانشکده دندان پزشکی مشهد طی 40 سال بود. مواد و روشها: در این مطالعه دفاتر ثبت گروه آسیبشناسی دانشکده دندان پزشکی مشهد از ابتدای تاسیس (1349) تا مهرماه سال 1389 مورد بررسی قرار گرفتند و مشخصات بیماران با ضایعات فکی غیرادونتوژنیک که همراه با تشکیل استخوان یا غضروف بودند، جمعآوری گردید. اطلاعات فردی بیماران شامل جنس، سن، به همراه جایگاه ضایعه و تشخیص بالینی و هیستولوژیک آنها ثبت، با جداول فراوانی توصیف و با آزمون کای دو مقایسه شد (05/0α=). یافتهها: از مجموع 9991 مورد بیوپسی، تعداد 133 مورد (33/1 درصد) با تشخیص ضایعات غیرادونتوژنیک همراه با تشکیل استخوان یا غضروف بود. از این تعداد، اسیفایینگ فیبروما با 37 مورد (28 درصد) و به دنبال آن استئوسارکوم با 19 مورد (14درصد) بیشترین موارد را به خود اختصاص داده است. میانگین سنی بیماران 3/17±2/32 سال بود که حداقل سن بیماران 9 و بالاترین آن 75 سال بود. در توزیع سنی بیماران در دهههای مختلف سنی بیشترین تعداد ضایعات در دهه دوم زندگی با 35 مورد گزارش شده بود. 79 نفر از زنان و 54 نفر از مردان درگیر این ضایعات بودند. نتیجهگیری: در این مطالعه ضایعات غیرادونتوژنیک همراه با تشکیل استخوان یا غضروف از شیوع بسیار کمی برخوردار بودند. در بین ضایعات مورد بررسی اسیفایینگ فیبروما و بدنبال آن استئوسارکوم بالاترین شیوع را داشتند. در این تحقیق زنان بیشتر از مردان مبتلا بودند و جایگاه ضایعات بیشتر در فک پایین و قسمت خلفی بود.
مقدمه:تعداد زیادی از ضایعاتپوستی مخاطی در حفره دهان نمای بالینی مشابهی دارند و لذا بررسی هیستوپاتولوژیدر تشخیص صحیح این ضایعات و افتراق آنها از یکدیگر تاثیر بسیار دارد.هدف از این مطالعه بررسی میزان انطباق تشخیصهای بالینی با هیستوپاتولوژی ضایعات پوستی-مخاطی در حفره دهان طی 30 سال در دانشکده دندانپزشکی مشهد بود. مواد و روشها: در این مطالعه گذشتهنگر، تعداد 334 پرونده بیماران مبتلا به ضایعات پوستی مخاطی که طی 30 سال (1358 تا 1388) به دانشکده دندانپزشکی دانشگاه مشهد مراجعه نموده بودند مورد بررسی قرار گرفت. اطلاعات پرونده بیماران، شامل سن، جنس، جایگاه، تشخیص بالینی اولیه و گزارش آسیبشناسی نهایی ثبت گردید. یافته ها: این مطالعه نشان داد که در 295 مورد (5/77%) از ضایعات پوستی مخاطی مورد بررسی، تطابق بین تشخیص بالینی و هیستوپاتولوژی وجود داشت. در پمفیگوئید و خال سفید اسفنجی در تمام موارد تطابق کامل بین تشخیص های کلینیکی و هیستوپاتولوژی وجود داشت. در مورد انواع لیکن پلان هم، در لیکن پلان نوع آتروفیک و پیگمانته بیشترین میزان تطابق دیده شد. نتیجه گیری: جهت رسیدن به یک تشخیص قطعی در ضایعات پوستی-مخاطی نیاز به بررسی نمای بالینی، رادیوگرافی و هیستوپاتولوژی ضایعه میباشد.