مقدمه: آملوبلاستوما از شایع ترین تومورهای ادونتوژنیک می باشد. از فاکتورهای موثر در بروز این بیماری، ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) است. مطالعه حاضر، با هدف بررسی حضور HPV در نمونه های تومور آملوبلاستومای فکین با استفاده از روش PCR انجام شد. مواد و روش ها: در این مطالعه، 77 بلوک پارافینی مربوط به آملوبلاستوما از آرشیو بخش پاتولوژی دانشکده دندانپزشکی مشهد و بیمارستان قائم مشهد جمع آوری و پس از دپارافینیزه کردن نمونه ها، DNA آنها با استفاده از Genomic DNA extraction mini YTA kitبراساس دستور کارخانه سازنده استخراج گردید. پس از انجام فرآیند PCR، حضور HPV در آنها مورد بررسی قرار گرفت. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSSنسخه 16، آزمون کای دو و رگرسیون لوجستیک مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: از مجموع 77 ضایعه مورد بررسی، 20 مورد فولیکولار، 4 مورد اکانتوماتوز، 3 مورد بازال سل، 8 مورد دسموبلاستیک، 17 مورد یونی سیستیک و 25 مورد پلکسی فرم بود. در مجموع 5 مورد (5/6 درصد) از آنها از نظر HPV مثبت بود. بدین صورت که در نوع فولیکولار یک مورد، در نوع یونی سیستیک دو مورد و در نوع پلکسی فرم نیز دو مورد از نظر HPV مثبت شده بود. نتیجهگیری: با توجه به فراوانی کم ویروس پاپیلومای انسانی در ضایعات مورد بررسی، نمی توان این گونه نتیجه گرفت که این ویروس در اتیولوژی و پاتوژنز این دسته از ضایعات نقش داشته باشد و جهت اظهار نظر دقیق تر به مطالعاتبا حجم نمونه بزرگ تر نیاز است.
مقدمه: آملوبلاستوما از شایع ترین تومورهای ادونتوژنیک می باشد. از فاکتورهای موثر در بروز این بیماری، ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) است. مطالعه حاضر، با هدف بررسی حضور HPV در نمونه های تومور آملوبلاستومای فکین با استفاده از روش PCR انجام شد. مواد و روش ها: در این مطالعه، 77 بلوک پارافینی مربوط به آملوبلاستوما از آرشیو بخش پاتولوژی دانشکده دندانپزشکی مشهد و بیمارستان قائم مشهد جمع آوری و پس از دپارافینیزه کردن نمونه ها، DNA آنها با استفاده از Genomic DNA extraction mini YTA kitبراساس دستور کارخانه سازنده استخراج گردید. پس از انجام فرآیند PCR، حضور HPV در آنها مورد بررسی قرار گرفت. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSSنسخه 16، آزمون کای دو و رگرسیون لوجستیک مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: از مجموع 77 ضایعه مورد بررسی، 20 مورد فولیکولار، 4 مورد اکانتوماتوز، 3 مورد بازال سل، 8 مورد دسموبلاستیک، 17 مورد یونی سیستیک و 25 مورد پلکسی فرم بود. در مجموع 5 مورد (5/6 درصد) از آنها از نظر HPV مثبت بود. بدین صورت که در نوع فولیکولار یک مورد، در نوع یونی سیستیک دو مورد و در نوع پلکسی فرم نیز دو مورد از نظر HPV مثبت شده بود. نتیجهگیری: با توجه به فراوانی کم ویروس پاپیلومای انسانی در ضایعات مورد بررسی، نمی توان این گونه نتیجه گرفت که این ویروس در اتیولوژی و پاتوژنز این دسته از ضایعات نقش داشته باشد و جهت اظهار نظر دقیق تر به مطالعاتبا حجم نمونه بزرگ تر نیاز است.
مقدمه: کیستهای تکاملی ادنتوژنیک، ضایعات شایع تخریب کننده استخوان در ناحیه سر و گردن بوده که پاتوژنز آنها دقیقا مشخص نیست. به نظر میرسد از میان سلولهای التهابی، ماستسلها نقش مهمی در پاتوژنز آنها ایفا میکنند. آنژیوژنزیس برای رشد، تکامل و گسترش ضایعات امری حیاتی به شمار میرود. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط ماستسلها و آنژیوژنزیس در ادنتوژنیک کراتوسیست و کیست دنتیژروس بود. مواد و روشها: در این مطالعه توصیفی–تحلیلی به روش مقطعی، 30 بلوک پارافینه از ضایعات ادنتوژنیک مذکور انتخاب شده و رنگآمیزی ایمنوهیستوشیمی جهت بررسی بروز پروتئینهای تریپتاز و CD34 انجام شد. آزمونهای آماری t-test for independent samplesو Fischer exact test جهت تجزیه و تحلیل دادهها استفاده شد. یافته ها: میانگین تراکم عروق خونی با استفاده از نشانگر CD34 در کیست دنتیژروس 53/0±07/2 و در ادنتوژنیک کراتوسیست 23/1±96/7 بود. میانگین تراکم ماستسلهای تریپتازمثبت در کیست دنتیژروس 35/2±93/3 و در ادنتوژنیک کراتوسیست 37/4±12/12 بود. میانگین تراکم عروق خونی با استفاده از نشانگر CD34 (004/0(P= و ماستسلها (001/0>P) به طور معنیداری در ادنتوژنیک کراتوسیست بیشتر از کیست دنتیژروس بود. نتیجه گیری:در این مطالعه، میانگین تراکم عروق خونی و میزان ماستسلها در ادنتوژنیک کراتوسیست بیشتر از کیست دنتیژروس بود، که میتواند نشاندهنده این باشد که آنژیوژنزیس و ماستسلها ممکن است یکی از مکانیسمهای احتمالی موثر در رفتار بیولوژیکی تهاجمی تر ادنتوژنیک کراتوسیست نسبت به کیست دنتیژروس باشد. همچنین همسو نبودن ارتباط بین میزان تراکم عروق خونی و ماستسلها شاید به دلیل ماهیت رشدی تکاملی این کیستها باشد.
مقدمه: ضایعات همراه با تشکیل استخوان و یا غضروف دستهای از ضایعات استخوانی در فکین را تشکیل میدهند که شامل طیفی از ضایعات نئوپلاسمی خوشخیم و بدخیم و ضایعات غیرنئوپلاسمی میباشند. گروهی از این ضایعات تحت عنوان ضایعات فیبرواسئوس شناخته میشوند. هدف از این مطالعه بررسی ویژگیهای بالینی و هیستولوژیک ضایعات غیرادونتوژنیک همراه با تشکیل استخوان و یا غضروف در فکین در بیماران مراجعه کننده به بخش آسیبشناسی دانشکده دندان پزشکی مشهد طی 40 سال بود. مواد و روشها: در این مطالعه دفاتر ثبت گروه آسیبشناسی دانشکده دندان پزشکی مشهد از ابتدای تاسیس (1349) تا مهرماه سال 1389 مورد بررسی قرار گرفتند و مشخصات بیماران با ضایعات فکی غیرادونتوژنیک که همراه با تشکیل استخوان یا غضروف بودند، جمعآوری گردید. اطلاعات فردی بیماران شامل جنس، سن، به همراه جایگاه ضایعه و تشخیص بالینی و هیستولوژیک آنها ثبت، با جداول فراوانی توصیف و با آزمون کای دو مقایسه شد (05/0α=). یافتهها: از مجموع 9991 مورد بیوپسی، تعداد 133 مورد (33/1 درصد) با تشخیص ضایعات غیرادونتوژنیک همراه با تشکیل استخوان یا غضروف بود. از این تعداد، اسیفایینگ فیبروما با 37 مورد (28 درصد) و به دنبال آن استئوسارکوم با 19 مورد (14درصد) بیشترین موارد را به خود اختصاص داده است. میانگین سنی بیماران 3/17±2/32 سال بود که حداقل سن بیماران 9 و بالاترین آن 75 سال بود. در توزیع سنی بیماران در دهههای مختلف سنی بیشترین تعداد ضایعات در دهه دوم زندگی با 35 مورد گزارش شده بود. 79 نفر از زنان و 54 نفر از مردان درگیر این ضایعات بودند. نتیجهگیری: در این مطالعه ضایعات غیرادونتوژنیک همراه با تشکیل استخوان یا غضروف از شیوع بسیار کمی برخوردار بودند. در بین ضایعات مورد بررسی اسیفایینگ فیبروما و بدنبال آن استئوسارکوم بالاترین شیوع را داشتند. در این تحقیق زنان بیشتر از مردان مبتلا بودند و جایگاه ضایعات بیشتر در فک پایین و قسمت خلفی بود.
مقدمه:تعداد زیادی از ضایعاتپوستی مخاطی در حفره دهان نمای بالینی مشابهی دارند و لذا بررسی هیستوپاتولوژیدر تشخیص صحیح این ضایعات و افتراق آنها از یکدیگر تاثیر بسیار دارد.هدف از این مطالعه بررسی میزان انطباق تشخیصهای بالینی با هیستوپاتولوژی ضایعات پوستی-مخاطی در حفره دهان طی 30 سال در دانشکده دندانپزشکی مشهد بود. مواد و روشها: در این مطالعه گذشتهنگر، تعداد 334 پرونده بیماران مبتلا به ضایعات پوستی مخاطی که طی 30 سال (1358 تا 1388) به دانشکده دندانپزشکی دانشگاه مشهد مراجعه نموده بودند مورد بررسی قرار گرفت. اطلاعات پرونده بیماران، شامل سن، جنس، جایگاه، تشخیص بالینی اولیه و گزارش آسیبشناسی نهایی ثبت گردید. یافته ها: این مطالعه نشان داد که در 295 مورد (5/77%) از ضایعات پوستی مخاطی مورد بررسی، تطابق بین تشخیص بالینی و هیستوپاتولوژی وجود داشت. در پمفیگوئید و خال سفید اسفنجی در تمام موارد تطابق کامل بین تشخیص های کلینیکی و هیستوپاتولوژی وجود داشت. در مورد انواع لیکن پلان هم، در لیکن پلان نوع آتروفیک و پیگمانته بیشترین میزان تطابق دیده شد. نتیجه گیری: جهت رسیدن به یک تشخیص قطعی در ضایعات پوستی-مخاطی نیاز به بررسی نمای بالینی، رادیوگرافی و هیستوپاتولوژی ضایعه میباشد.
مقدمه: عوارض ناشی از پروتزهای دندانی متحرک طیف وسیعی از ضایعات مخاط دهان را تشکیل میدهند که بخشی از مسئولیت پیشگیری و کاهش این عوارض بر عهده دندانپزشک و بخش دیگر متوجه خود بیمار است. هدف از این مطالعه، تعیین میزان شیوع ضایعه دنچر هیپرپلازی در دانشکده دندانپزشکی مشهد بود. مواد و روش ها:این مطالعه توصیفی-مقطعی، با مراجعه به بایگانی بخش پاتولوژی دانشکده دندانپزشکی مشهد، روی نمونههای ارسالی از سال 1357 تا 1387 انجام شد. سپس با استفاده از آمار توصیفی، میزان فراوانی و درصد فراوانی محاسبه، جداول و نمودارها با استفاده از نرمافزار SPSS ترسیم گردید و نتایج توسط آزمون دقیق فیشر مورد آنالیز آماری قرار گرفت. یافتهها:ضایعات ناشی از دنچر، 6/5% از کل نمونههای ارسالی را تشکیل میدادند. از 462 نمونه تحت مطالعه، 368 مورد زن و 94 مورد مرد بودند. در 8/97% افراد دارای اپولیس فیشوراتوم و بقیه مبتلا به هایپرپلازی پاپیلری التهابی بودند. در این مطالعه اپولیس فیشوراتوم بیشتر در زنان (7/79%) و در دهه پنجم و ششم (2/68%) مشاهده گردید. جایگاه این ضایعه بیشتر در فک پایین (9/69%) بود و در نواحی قدام (7/85%) بیشتر از سایر نواحی مشاهده می شد. بزرگ شدن ضایعه (6/4%) و درد وسوزش (9%)، دو علت اصلی مراجعه بیماران مبتلا به این ضایعات به دندانپزشک، در این مطالعه شناخته شد. نتیجه گیری:با توجه به نتایج این مطالعه، ضایعه اپولیس فیشوراتوم بیشترین فراوانی را به خود اختصاص داده بود در حالی که ضایعه هایپرپلازی پاپیلری تنها درصد بسیار ناچیزی در این مطالعه داشت. در مجموع ضایعه دنچر هیپرپلازی در میان زنان و در دهه سنی 4 و 5، دارای بیشترین شیوع بود. بیشترین میزان مراجعه به این مرکز (9/54%) در سالهای بین 1367 تا 1376 بود.
مقدمه: میکروارگانسیمها از جمله عوامل اصلی بیماریهای پریودنتال و پوسیدگی دندانی میباشند. در سالهای اخیر، استفاده از گیاهان داروئی به عنوان درمان کمکی در کنار حذف عوامل باکتریال به روش مکانیکی در نظر گرفته شده است. از این رو، هدف از انجام این مطالعه بررسی ضد باکتریال عصاره گیاه مورد بر روی باکتریهای شایع موجود در دهان بود. مواد و روشها: این مطالعه آزمایشگاهی بر روی 9 سوش باکتری انجام شد. هر سوش در محیطهای آگار خوندار و Mular Hintone کشت داده شد. دیسکهای کاغذی به قطر mm6 آغشته به عصاره گیاه مورد با 4 غلظت مختلف بر روی محیط کشت هر یک از باکتریها قرار داده شدند و بعد از 24 ساعت قطر هاله عدم رشد اندازه گیری شد. نتایج به دست آمده با استفاده از آزمونهای آماری ANOVA و Tukey HSD مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافتهها: نتایج این مطالعه نشان داد که قطر هاله عدم رشد برای باکتریهای استرپتوکوکوس سالیواریس و استافیلوکوکوس اپیدرمیس در غلظتهای مختلف عصاره گیاه مورد از نظر آماری تفاوت معنیداری نداشت. بزرگترین قطر هاله عدم رشد برای استرپتوکوکوس سانگوئیس، استرپتوکوکوس موتانس و دیفتروئید، در غلظت 5/2% و برای لاکتوباسیل در غلظت 1% و برای استافیلوکوکوس آرئوس در غلظتهای 1% و 5/2% و برای سودوموناس آئروژنوزا در غلظت 5/2% مشاهده گردید و کمترین قطر هاله عدم رشد مربوط بهلاکتوباسیل در غلظت 5% بود. بیشترین حساسیت به عصاره گیاه مورد در غلظت 5/2% و کمترین حساسیت در غلظتهای 5/0% و 5% مشاهده شد. نتیجه گیری: عصاره مورد با غلظتهای مختلف دارای اثرات متفاوت برروی باکتریهای تحت مطالعه بود. بیشترین اثربخشی عصاره گیاه مورد بر باکتریهای سودوموناس آئروژینوزا در غلظت 5/2% با قطر هاله عدم رشد حدود 16 میلیمتر و همچنین کمترین اثربخشی عصاره گیاه مورد در غلظت 5% بر لاکتوباسیل با قطر هاله عدم رشد حدود 6 میلیمتر بوده است.
مقدمه: ژنژویت یک بیماری چندعاملی است که سیستم ایمنی میزبان و فاکتورهای ژنتیکی، نقش مهمی را در پاتوژنز آن ایفا میکنند. در تحقیقات اخیر ارتباط بین استعداد و شدت ابتلا به بیماریهای پریودنتال و مارکرهای ژنتیکی بیان شده است. هدف از مطالعه حاضر بررسی پلی مورفیسم IL-10 در کودکان مبتلا به ژنژویت بود. مواد و روشها: در این مطالعه مورد-شاهدی، که مسایل اخلاقی آن مورد تصویب کمیته اخلاق دانشگاه همدان قرار گرفته است، 100 کودک 12-8 ساله که براساس شاخصهای پریودنتال در دو گروه 50 نفری سالم و مبتلا به ژنژیویت مورد آزمایش قرار گرفتند. پس از تهیه نمونه اپی تلیوم مخاط گونه به روش اسکراب از هر فرد و استخراج DNA به روش Millers salting out method، پلی مورفیسم ژن IL-10 در نواحی 1082- و 819-، توسط روش RFLPPCR- تعیین و ارتباط آن با بیماری پریودنتال مورد بررسی قرار گرفت. سپس دادهها توسط آزمون Chi-square مورد تحلیل آماری قرار گرفتند. یافتهها: یافتهها نشان داد که در جایگاه 1082-، فراوانی الل H در گروه بیمار 34% و درگروه سالم برابر با 24% بود (27/0P=) و فراوانی الل L در هر دو گروه 98% مشاهده شد (1P=). در جایگاه 819-، فراوانی الل C در گروه بیمار 36% و در گروه سالم 42% بود (54/0P=) و فراوانی الل T درگروه بیمار 94% و در گروه سالم 90% بود (71/0P=). همچنین فراوانی ژنوتیپها نیز در گروههای مورد مطالعه تفاوت آماری نداشت. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که بین پلی مورفیسم ژن IL-10 و ژنژویت در کودکان 12-8 سال ارتباطی وجود ندارد.
مقدمه: در سرتاسر جهان سرطان دهان یکی از شایعترین سرطان ها و یکی از ده عامل مرگ و میر در میان سرطان ها می باشد. اغلب سرطان های دهانی، دیرهنگام تشخیص داده میشوند. از آنجا که دندانپزشکان نقش مهمی در شناسایی زودهنگام سرطان های دهان ایفا میکنند، لذا باید آگاهی کافی در زمینه تشخیص زودهنگام بیماران داشته باشند. هدفازاینمطالعه، ارزیابی میزانآگاهی دندانپزشکانشهرمشهدازسرطاندهانبود. موادوروشها: اینمطالعه از نوع توصیفی و به روش مقطعیبرروی100 نفر ازدندانپزشکانعمومی دارای مطب در سطحشهر مشهد، درسال 1387 انجام شد. پرسش نامهای طراحی گردید که بخشی از سوالات آن در رابطه با اطلاعات دموگرافیک افراد مورد مطالعه و بخشی دیگر شامل 13 سؤال پیرامون سرطان دهان بود. با مراجعه حضوری به مطب دندانپزشکان پرسش نامهها در اختیار آنان قرار داده شد و از آنان خواسته شد طی زمان معین به پرسش ها پاسخ دهند و سپس پرسش نامه ها جمعآوری و تصحیح گردید. اطلاعات به دست آمده توسط نرم افزار SPSS و آزمون های t-test و ضریب همبستگی پیرسون و اسپیرمن آنالیز شدند. یافتهها: از 100 نفر دندانپزشک مورد مطالعه 65 نفر مرد و 35 نفر زن و میانگین سنی آنها، 49/7±84/41 بود (66/0=P). میانگیننمره آگاهی در جمعیت مورد مطالعه 74/1±42/6 از 13 بود. میانگینآگاهی در مردان 75/1±26/6 و در زنان 7/1±72/6 بود که از لحاظ آماری این اختلاف معنادار نبود (2/0=P). 91% افراد مورد مطالعه شایعترین سرطان دهان را می شناختند اما فقط 35% آنها شایعترین مکان های ایجاد سرطان در دهان را میشناختند. نتیجهگیری: بررسینتایجاینمطالعهنشاندادکهسطحآگاهیدندانپزشکانعمومیشهرمشهددرارتباطباسرطاندهانکافینمیباشد. لذا با توجه به اهمیت موضوع، اتخاذ راهکارهایی برای افزایش میزان آگاهی دندانپزشکان از سرطان دهان مورد نیاز است.