مقدمه: اختلال درد تناسلی- لگنی مرتبط با دخول از جمله کژکاری های جنسی است که عملکرد و رضایت جنسی زوجین را کاهش میدهد که نیازمند مداخلات روانشناختی است و برنامههای درمانی برای آنها طراحی شدهاست. هدف پژوهش حاضر تعیین امکانپذیری برنامۀ تدوینشدۀ درمان شناختیرفتاری مبتنی بر زوجین در کاهش درد و ترس، افزایش عملکرد و رضایت جنسی زنان مبتلا به واژینیسموس و همسران آنها بود.روش بررسی: مطالعه حاضر در مرحله اول به دنبال طراحی دلفی و مرحله دوم در متن یک طرح تکموردی انجام شد. به این ترتیب ، 7 متخصص قبل از شروع جلسات درمان، با خواندن خلاصه مبسوط پروتکل، پرسشنامۀ امکانسنجی را تکمیل کردند. علاوه بر این، درمانگر پروتکل را از نظر معیارهای امکانسنجی در پایان هر جلسه ارزیابی کرد و هر 6 نفر( 3 زوج) تحت درمان نیز دیدگاه خود را در مورد معیارهای امکانسنجی این پروتکل در پایان درمان ارائه دادند.یافتهها: متخصصان، امکانپذیری برنامه را از ابعاد وضعیت و ضروت مناسب ارزیابی کردند. متخصصان، امکان پذیری برنامه را در زمینههای پذیرش، کاربرد، انطباق و گسترش، زیاد و در زمینههای تقاضا، اجرا و یکپارچهسازی با امکانپذیری متوسط دانستند. در مرحلۀ دوم که طی اجرای برنامۀ تدوینشدۀ درمان شناختیرفتاری مبتنی بر زوجین انجام شد، درمانگر، امکانپذیری برنامه را در زمینههای پذیرش، تقاضا، کاربرد و انطباق، زیاد و در اجرا، متوسط ارزیابی کرد. بیماران، امکانپذیری برنامه را در مؤلفههای اجرا و کاربرد زیاد و در پذیرش، متوسط توصیف کردند. بحث و نتیجهگیری: برنامه مدون درمان شناختی–رفتاری مبتنی بر مشارکت زوجین براساس نظر متخصصان، بیماران و درمانگر امکانپذیری نسبتاً مناسبی نشان دادهاست. این یافته، امکان وارسیهای بیشتر کارآمدی و اثربخشی این پروتکل را در قالب کارآزماییهای بالینی فراهم میکند.
مقدمه: خودابرازگری کمالگرایانه به تمایل فرد برای پنهان کردن هرگونه ضعف و تلاش برای ارائه تصویری مطلوب از خود اشاره دارد. مقیاس خودابرازگری کمالگرایانه (PSPS) با سه زیرمقیاس «خودارتقابخشی کمالگرایانه»، « نمایشندادن نقص» و « افشا نکردن نقص»، ابعاد مختلف این مؤلفه را ارزیابی میکند. هدف مطالعه حاضر، بررسی ویژگیهای روانسنجی این ابزار بود.روش: این پژوهش یک مطالعه توصیفی از نوع اعتباریابی آزمون و در حیطه روانسنجی بود. نمونهای متشکل از 404 نفراز دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه شهید بهشتی (8/68% زن) از طریق روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. شرکتکنندگان علاوه بر مقیاس PSPS، پرسشنامههای ابعاد کمالگرایی، فرم کوتاه شفقت به خود، ترس از ارزیابی منفی، سطوح خودانتقادی، افسردگی، اضطراب، استرس و سیاهه هراس اجتماعی را تکمیل کردند. برای بررسی محاسبه پایایی بازآزمایی، 31 نفر از شرکتکنندگان، پس از سه هفته مجددا PSPS را تکمیل نمودند. دادهها براساس نرمافزار SPSS-27 و R تحلیل شدند.نتایج: نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که مدل سه عاملی نسخه فارسی مقیاسPSPS خودابرازگری کمالگرایانه بود. شاخص میانگین واریانس استخراج شده (AVE) و اعتبار مرکب (CR) نیز نشاندهنده روایی همگرای قابل قبول این ابزار بودند. ضرایب همبستگی PSPS با پرسشنامههای ابعاد کمالگرایی، ترس از ارزیابی منفی، هراس اجتماعی، سطوح خودانتقادی، DASS و فرم کوتاه مقیاس شفقت به خودحاکی از روایی واگرا و همزمان مناسب ابن مقیاس بود. ضریب آلفای کرونباخ برای زیرمقیاس خودارتقابخشی کمالگرایانه، نمایش ندادن نقص و افشا نکردن نقص و نمرة کل مقیاس، به ترتیب 84/0، 82/0، 75/0 و 90/0 به دست آمد. همچنین ضرایب پایایی بازآزمایی برای این سه زیرمقیاس و نمره کل به ترتیب 81/0، 84/0، 84/0 و 90/0 گزارش شد.بحث و نتیجهگیری: نسخه فارسی مقیاس خودابرازگری کمالگرایانه ابزاری پایا و معتبر برای سنجش کمالگرایی در سطح بین فردی در میان دانشجویان ایرانی است و میتواند برای اهداف پژوهشی نیز مورد استفاده قرار بگیرد.
مقدمه: شناسایی دقیق گستره مربوط به مشکلات جنسی در زنان و مردان متاهل با استفاده از ابزارهای سنجش دقیق، معتبر، مفید و کاربردی میتواند راهگشای ارزیابی دقیق و طرحریزی یک برنامه درمانی مؤثر و کارآمد باشد. مطالعه حاضر نیز با هدف بررسی ابعاد روانسنجی و سنجش میزان روایی و پایایی آن را در جامعة ایرانی پرسشنامه خودارزیابی مشکلات جنسی در جامعه ایرانی انجام گرفت.روش: این مطالعه در حیطه روانسنجی و از نوع توصیفی است. نمونه مورد مطالعه، 385 نفر از زنان و مردان متاهل استان قم به صورت در دسترس انتخاب شدند. از این بین به طور مساوی 50 درصد خانم و 50 درصد آقا میباشند و باتوجه به شیوع کرونا و نبود امکان تجمعات غیرضروری موجود، پرسشنامهها به نسخۀ آنلاین تبدیل شده و لینک آن از طریق سایت پرسلاین در اختیار افراد نمونه قرار گرفت. شرایط ورود و خروج مشخص فضایی برای پاسخگویی ایجادکرد. نسخة فارسی پرسشنامه خودارزیابی مشکلات جنسی پس از مراحل ترجمه - بازترجمه، تنظیم و همراه با پرسشنامههای رضایت جنسی (ISS) و پرسشنامه افسردگی، اضطراب و استرس اجرا گردید. برای بررسی روایی سازه از روش تحلیل عامل تأییدی استفاده شد. شاخص روایی محتوایی (CVI ) و نسبت روایی محتوایی (CVR) به منظور بررسی روایی محتوی بهکاربرده شدند. در این پژوهش روایی همگرا، از راه محاسبه همبستگی پیرسون بین نمرات این پرسشنامه با نمرات پرسشنامه رضایت جنسی و روایی واگرای آن نیز از راه محاسبه ضریب هبستگی پیرسون بین نمرههای این پرسشنامه با نمرات پرسشنامه افسردگی، اضطراب و استرس21 dass بررسی شد. همچنین جهت سنجش پایایی نیز از روش دونیمهسازی و محاسبه آلفای کرونباخ استفاده شد.در این مطالعه از نرمافزارهای spss نسخه 24 و لیزرل نسخه 8/8 برای تجزیه و تحلیل دادهها استفاده گردید.نتایج: تحلیل عامل تأییدی مدل 5 عامل پرسشنامه را مورد تأیید قرار داد و از شاخصهای برازش مناسبی برخوردار بود(08/0=RMSEA). در مطالعه حاضر شاخصهای مربوط به روایی محتوا همگی در سطح قابل قبولی قرارداشتند(بالای 80/0). روایی همگرا در دامنة بین 50/0 تا 79/0 و روایی واگرا بین 40/0- تا 62/0- قرار داشت(05/0>p). آلفای کرونباخ پرسشنامه 93/0 و ضریب همبستگی بین دو نیمة آزمون در شیوة پایایی دو نیمهسازی 77/0 بود(05/0>p). سطح معنیداری هم 05/0 درنظرگرفتهشد.بحث و نتیجه گیری: نتایج حاکی از تأیید روایی و پایایی پرسشنامه خودارزیابی مشکلات جنسی در مردان و زنان متاهل ایرانی بود. این پرسشنامه با توجه به پایایی و روایی مناسب آن میتواند در موقعیتهای پژوهشی و بالینی مورد استفاده قرار گیرد و زمینه پژوهشهای متعددی در قلمرو روانشناسی خانواده و شناسایی مشکلات جنسی را فراهم آورد.
هدف: پژوهش حاضر با هدف ارزیابی مدل ساختاری پیشبینی نظمجویی شناختی هیجان براساس خداپنداره−خودپنداره، سبکهای دلبستگی با میانجیگری نیرومندی من صورت گرفت. روش: روش این پژوهش همبستگی مبتنی بر روابط ساختاری (تحلیل مسیر) میباشد. شرکتکنندگان شامل 250 نفر از دانشجویان دانشگاه تهران و شاهد که به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده پرسشنامه خداپنداره−خودپنداره برای مداخلات معنوی جانبزرگی، پرسشنامه سبک دلبستگی کولینز و رید، پرسشنامه نظمجویی شناختی هیجان گارنفسکی و پرسشنامه نیرومندی من مارکستروم بود. دادههای حاصله با استفاده از نرمافزار SPSS-26 و لیزرل مورد تجزیه و تحیل قرار گرفت. نتائج: نتائج حاصل از مدل معادلات ساختاری نشان داد که مدل مفهومی اولیه مفروض اولیه برازش مطلوب را نداشت و مسیرهای خداپنداشت و دلبستگی اجتنابی معنادار نشد. بعد از حذف این مسیرها، مدل اصلاح شده برازش مطلوب پیدا کرد. مدل اصلاح شده به این شکل است که خودپنداره، خودپنداشت و سبک دلبستگی دوسوگرا با میانجیگری نیرومندی من توانستند نظمجویی انطباقی و غیرانطباقی شناختی هیجان را پیشبینی کنند. همچنین خداپنداره و سبک دلبستگی ایمن، توانستند بدون میانجیگری نیرومندی من نظمجویی غیرانطباقی را پیشبینی کنند. نتیجهگیری: براساس نتائج حاصله میتوان گفت که خداپنداره در مقابل خداپنداشت در افراد بیشتر باشد، نظمجویی شناختی هیجان غیرانطباقی در آنها افزایش میدهد. همچنین دلبستگی ایمن در افراد، نظمجویی غیرانطباقی شناختی هیجان را کاهش میدهد. همچنین خودپنداره، خودپنداشت و سبک دلبستگی دوسوگرا با میانجیگری نیرومندی من، راهبرد انطباقی و غیرانطباقی نظمجویی شناختی هیجان را پیشبینی میکند. بدینسان میتوان در روابط بینفردی، موضوعات تربیتی، خانوادگی، مذهبیِ، معنوی و درمانی به متغیرهای یاد شده توجه نمود.
روان درمانی یکی از مهمترین و جذاب ترین حوزه ها در علم روان شناسی است. بیشتر پژوهش ها بر معناداری آماری و بالینی یک درمان روانشناختی ومقایسه آن با دیگر درمانهایا گروه درمان نما تمرکز دارند. نکته مهم این است که یک درمان همواره سبب بهبودی نمیشود ،گاهی وضعیت درمانجو را وخیم تر میکندو گاهی درمانجو"بدون تاثیر " از آن برجا می ماند. این "وخامت زایی" و "بی تغییری"(شکست درمانی) در بررسی درمانهای روانشناختی مغفول مانده اند. تمرکز بر معناداری آماری که از طریق ارزیابی میانگین پیش –پس آزمون کمی پرسشنامه ای انجام میشود تغییرات درمانجو در موقعیت واقعی را در محاق می کشاند. هدف از این مقاله فراهم سازی بینش نظری و گام های عملی در واکاوی شکست درمان -"بی تغییری"- یا "وخامت زایی" است. یافتن ریشه های این شکست سبب بالندگی نظری در شناسایی یک اختلال روانشناختی و بسته درمانی مرتبط میشود. در این مقاله از رهاشدگی نظری و وانهادگی کاربردی دوری شده است.
رویکرد نقشهنگاری مداخله یک رویکرد منظم برای طراحی و تدوین مداخلات مبتنی بر نظریه در زمینهها و گسترههای مختلف است. این رویکرد در قالب شش گام به صورت منظم و دقیق مسیر تدوین مداخله را از تشخیص یک نیاز یا مشکل تا شناسایی و آزمایش راهحلهای بالقوه و ارزیابی اثربخشی آن مشخص میکند. فعالیتهای مشخص شده در هر گام مبنایی منطقی و مفهومی برای چگونگی تأثیر بر تغییر رفتار و شرایط را برای ارتقای سلامت، پیشگیری یا بهبود یک مسئله ارائه میدهند. بنابراین؛ پژوهشگران، سازندگان و مجریان یک مداخله میتوانند چگونگی موفقیت یا شکست یک مداخله را توضیح دهند و تبیین کنند. استفاده از رویکرد نقشهنگاری مداخله امکان موفقیت و رسیدن یک مداخله به هدف خود را افزایش میدهد. این رویکرد برای هر مداخلهای با هدف تغییر رفتار کاربرد دارد. هدف مطالعه حاضر بررسی دقیق این رویکرد و گامهای آن برای طراحی مداخلات روانشناختی است که در صورت استفاده صحیح از آن، میتوان مداخلات اثربخش را تدوین و اجرا کرد.
هدف: استفادۀ آسیبزای مادران از اینترنت با اخلال در تعامل مادر-کودک و مشکلات رفتاری کودک همراه است. این مطالعه با هدف بررسی مدل ساختاری استفادۀ آسیبزای مادران از اینترنت و مشکلات رفتاری کودکان با میانجیگری تعامل مادر-کودک انجام شد. روش: جامعۀ آماری این پژوهش تمام مادران شهر تهران در سال 1399 بود. نمونه ای از 322 مادر با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شد. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامۀ استاندارد استفاده آسیبزا از اینترنت کاپلان (2010)، پرسشنامۀ تواناییها و مشکلات رفتاری کودک گودمن (1997) و پرسشنامۀ تعامل والد-کودک پیانتا (1992) بود. دادههای گردآوری شده با استفاده از نرم افزارهای SPSS-26 و AMOS-24 مورد تحلیل قرار گرفتند. یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که استفادۀ آسیبزای مادران از اینترنت با تعامل مادر-کودک رابطۀ منفی و معنادار و با مشکلات رفتاری کودک رابطۀ مثبت و معنادار دارد. یافتههای برآمده از معادلات ساختاری نشان داد که شاخصهای نیکویی مدل در محدوده مطلوب قرار دارند و نقش میانجی متغیر تعامل مادر-کودک در رابطه بین استفاده آسیبزای مادران از اینترنت با مشکلات رفتاری کودک تایید شد. نتیجهگیری: براساس این نتایج، به والدین و رواندرمانگران پیشنهاد میشود که با مدیریت استفاده والدین از اینترنت در هنگام تعاملات مادر-کودک و تقویت این تعامل، مشکلات رفتاری در کودکان را بهبود بخشند. بدینسان میتوان در گسترۀ روابط خانوادگی، تربیتی و درمانی به متغیر های یاد شده، توجه نمود.
مقدمه: با توجه به نقش کمالگرایی در تحول و تداوم نشانههای اضطراب اجتماعی و تاثیر ذهنآگاهی بر مشکلات و اختلالات روانشناختی، هدف پژوهش حاضر، بررسی ارتباط بین کمالگرایی ونشانههای اضطراب اجتماعی با درنظرگرفتن نقش واسطهای ذهنآگاهی بود. روش: نمونهی مورد بررسی دربرگیرندهی 226 نفر از دانشجویان سه مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا بود که در دانشگاه شاهد تهران مشغول به تحصیل بودند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامهی اضطراب اجتماعی لیبوویتز، مقیاس کمالگرایی چندبعدی فراست، و پرسشنامه پنج عاملی ذهنآگاهی بودهاست. دادههای گردآوری شده با استفاده از روش تحلیل مسیر و نرم افزارهای اس. پی. اس. اس. - 25 و ماکروی پروسس مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج:یافتهها نشان داد که کمالگرایی علاوه بر اینکه با شیب رگرسیون 0.27 افزایش اضطراب اجتماعی را به صورت معنادار پیشبینی میکند، بلکه به صورت غیر مستقیم و با ضریب اثر 0.14 نیز از طریق کاهش ذهنآگاهی باعث افزایش اضطراب اجتماعی میشود که در سطح 0.02 معنادار است که عمدهی این اثر از طریق دو زیرمقیاس «توصیف» و «عدم واکنش» صورت گرفتهاست. بحث و نتیجهگیری: یافتههای پژوهش حاضر، ارتباط بین کمالگرایی و اضطراب اجتماعی و نقش متغیر ذهنآگاهی را در میانجیگری بین کمالگرایی و اضطراب اجتماعی آشکار ساخت. بدینسان میتوان در گسترهی ارتباطات درونفردی و بینفردی، مشکلات تربیتی، خانوادگی و نیز بالینی به متغیرهای نامبرده توجه نمود.
مقدمه: هدف پژوهش حاضر مطالعهی تأثیر رواندرمانی مثبتگرای توسعهیافته مبتنی بر خیرباوری بر شادکامی، بهزیستی روانشناختی و رضایت از زندگی افراد دارای افسردگی غیربالینی بود. روش: بر این اساس از طرح تک آزمودنی چند خط پایه با دوره پیگیری استفاده شد.ابتدا از بین افراد دارای علایم و نشانههای افسردگی که به یک مرکز مشاوره در تهران مراجعه کرده بودند، 3 نفر به شیوه نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. برای هر کدام از شرکتکنندگان به صورت تصادفی بین 3 تا 7 هفته جلسه خط پایه در نظر گرفته شد. ارزیابیها با استفاده از مقیاس شادکامی آکسفورد، بهزیستی روانشناختی ریف، مقیاس رضایت از زندگی دینر و جهتگیری شادکامی پترسون در مرحله خط پایه (3 تا 7 جلسه)، جلسات مداخله (8 جلسه) و چهار ماه بعد از پایان مداخله (پیگیری) انجام گرفت. مداخله به صورت انفرادی در 8 جلسه 45 دقیقهای انجام گرفت. نتایج: نتایج نشان داد که هر سه مراجع با شروع مداخله روند افزایشی و رو به بهبودی را در طراز نمرات شادکامی (37 درصد بهبودی)، بهزیستی روانشناختی (14 درصد بهبودی) و رضایت از زندگی (60 درصد بهبودی) نشان دادند. همچنین یافتهها بیانگر افزایش طراز نمرات هر سه مراجع در متغیّرهای فرایندی احساس لذّت (72 درصد بهبودی)، تقویت توانمندی (70 درصد بهبودی) و احساس معنا (128 درصد بهبودی) بود. بخش عمدهای از این نتایج در پایان دوره پیگیری چهار ماهه نیز حفظ شد. بحث و نتیجهگیری: بر این اساس، به نظر میرسد رواندرمانی مثبتگرای مبتنی بر خیرباوری یک مداخله کوتاه مدّت مؤثر برای افزایش شادکامی، بهزیستی روانشناختی و رضایت از زندگی در افراد افسرده غیربالینی است.
سابقهی ترومای پیچیده در کودکی میتواند به تأثیرات روانشناختی قابل توجهی در بزرگسالی منجر شود که یکی از مهمترین آنها ادراک-های ناسازگارانه از خود است. هدف مطالعهی حاضر، فراهم کردن درکی عمیق از چگونگی ادراک خود در مراجعان بزرگسال ایرانی است که سابقهای از ترومای پیچیده در کودکی داشتهاند. روش پژوهش، پدیدارشناسی تفسیری است که یک روش کیفی است. برای این منظور، 12 مراجع (8 زن و 4 مرد) با سابقهای از ترومای پیچیده (غفلت هیجانی و فیزیکی و سوءرفتار هیجانی، فیزیکی و جنسی) که به دو کلینیک روانشناسی در تهران مراجعه کرده بودند با استفاده از نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از روش مصاحبه عمیق استفاده شد. مصاحبهها ضبط و کلمه به کلمه پیاده شد و با استفاده از روش هفت مرحلهای کلایزی تحلیل شد. دو مؤلفهی اصلی به نامهای درک مرکزی از خود و راهبردهای مقابلهای استخراج شد. درک مرکزی از خود، شامل دو طبقهی اصلی شرم ناسازگارانه و ترس ناسازگارانه بود؛ و راهبردهای مقابلهای، شامل پنج طبقه اصلی اجتناب، برگرداندن خشم نسبت به خود و رفتارهای جبرانی بود. یافتهها مورد بحث و بررسی قرار گرفتهاست.
مقدمه: رضایت زناشویی یکی از عوامل مهم و تاثیرگذار در در زندگی مشترک میباشد که زوجین در ازدواج خود تجربه میکنند و عامل مهمی است که منجر به آرامش وسازگاری بین زوجین و همچنین دوام و استحکام خانواده میشود. هدف از پژوهش حاضر پیشبینی رضایت زناشویی بر اساس خودکارآمدی جنسی، رضایت جنسی، شادکامی و ناگویی هیجانی بود. روش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی و معادلات ساختاری میباشد. جامعه آماری پژوهش انجام شده کلیه زنان ومردان متاهل مراجعهکننده به کلینیکهای روانشناختی و مشاوره وارش و کلینیک راستین در منطقه 2 و 6 شهر تهران بودند. تعداد 352 نفر از طریق روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و از پرسشنامههای رضایت زناشویی انریچ (بهمنی و همکاران، 1385)؛ پرسشنامه خودکارآمدی جنسی (وزیری و همکاران، 1378)؛ پرسشنامه رضایت جنسی (آی. اس. اس.، 1981) ؛ پرسشنامه شادکامی آکسفورد (ا. اچ. آی.، 1989) و پرسشنامه ناگویی هیجانی تورنتو (تی. ای. اس. – 20، 1994) که اعتبار و پایایی مطلوبی بر خودارند، استفاده شد. نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که خودکارآمدی جنسی 0.12 و رضایت جنسی 0.35 و شادکامی 0.29 رضایت زناشویی را پیشبینی میکنند و متغییر ناگویی هیجانی 0.10 رضایت زناشویی را در جهت منفی پیشبینی میکند. در نتیجهگیری کلی چون مدل ساختاری که ارائه شده بود برازش مطلوبی را نشان نداد با تغییر مدل ساختاری که ناگویی هیجانی و رضایت جنسی به عنوان میانجی مطرح شد در نتیجه برازش مطلوبی بدست آمد. دو متغیر رضایت جنسی و ناگویی هیجانی قادر به پیشبینی رضایت زناشویی بوده و با میانجی قرار گرفتن این دو، متغیر شادکامی به طور مستقیم اثرش را بر روی رضایت زناشویی از دست داده و به طور غیر مستقیم از طریق افزایش رضایت جنسی و کاهش ناگویی هیجانی بر رضایت زناشویی تاثیرگذار است. همچنین خودکارآمدی جنسی از طریق تاثیر بر رضایت جنسی و ناگویی هیجانی منجر به افزایش رضایت زناشویی شده و البته تاثیر مستقیم آن بر رضایت زناشویی نیر وجود دارد. بحث و نتیجهگیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر میتوان از طریق آموزش به افراد جهت افزایش توانمندیهای جنسی، رضایت جنسی آنها را تامین کرده و رضایت زناشویی که پایه اساسی استحکام خانواده میباشد را نیز فراهم نموده و از این طریق شادکامی را در افراد افزایش داد.
مقدمه: هدف عمدهی تحقیق حاضر اعتباریابی و رواییسنجی شاخص نشانههای آغازگر میل جنسی (سی. اس. دی. اس.) روی نمونهای از زنان متأهل 18 تا 75 سال شهر قم بود. روش: 160 نفر از بین زنانی که در تابستان 94 به کلینیکهای تخصصی زنان و زایمان شهر قم مراجعه نمودند، به شیوهی نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و شاخص نشانههای آغازگر میل جنسی (سی. اس. دی. اس.) و پرسشنامههای ملاک (مقیاس عملکرد جنسی (اف. اس. اف. آی.)، مقیاس اضطراب و افسردگی (دی. اِی. اس. اس. – 21) و مقیاس سنجش صفات پنجگانه شخصیتی نئو) را تکمیل نمودند. نتایج: نتایج به دست آمده از روش ضرایب پایایی همسانی درونی این پرسشنامه رضایتبخش بودند، ازجمله آلفای کرونباخ (برای 40 ماده) که عبارت بود از 0.86. ضرایب روایی همگرا نشان داد پرسشنامه نشانههای آغازگر میل جنسی با اضطراب رابطه منفی و معنیدار، با ابعاد پرسشنامه عملکرد جنسی زنان رابطه مثبت و معنیدار و با ابعاد برونگرایی و گشودگی به تجربه پرسشنامه نئو همبستگی مثبت و معنیدار (P<0.05) وجود دارد. بحث و نتیجهگیری: شاخصهای روانسنجی به دست آمده در این تحقیق، گویای هماهنگی نتایج با تحقیقات پیشین است و با توجه به روایی همگرا و پایایی پرسشنامه نشانههای آغازگر میل جنسی، از آن میتوان در محیطهای پژوهشی و بالینی، در سنجش میزان نشانههای آغازگر میل جنسی افراد استفاده کرد.
مقدمه: کیفیت زندگی جنسی یک بعد مهم از کیفیت زندگی زنان است که کمتر مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است و شامل ارزیابی فرد از جنبههای مثبت و منفی روابط جنسی خود و پاسخ او به این ارزیابی تعریف شده است. هدف از این مطالعه، بررسی اعتبار و پایایی پرسشنامه کیفیت زندگی جنسی زنان است. روش: پژوهش حاضر شامل دو گروه بالینی و غیر بالینی میباشد که نمونه غیر بالینی شامل 343 نفر از کلیهی زنان متاهل ساکن شهر تهران، قم و ساری میباشد و نمونه بالینی این پژوهش را 49زن متاهل دچار مشکلات جنسی تشکیل دادهاند که از تاریخ خرداد تا شهریور ماه 94 برای درمان به کلینیک خانواده و سلامت دانشگاه شاهد مراجعه کردهاند. این افراد با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدهاند و از آنها خواسته شده تا پرسشنامه کیفیت زندگی جنسی زنان و مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس را تکمیل نمایند و نیز نمونه جداگانهای متشکل از 50 نفر زنان انتخاب شدند و از آنها خواسته شد پرسشنامه کیفیت زندگی جنسی را دو بار و به فاصله یک ماه تکمیل کنند. نتایج: یافتههای مربوط به تحلیل عاملی پرسشنامه موجب شناسایی دو عامل در نمونه غیر بالینی و سه عامل در نمونه بالینی شد. در بررسی اعتبار پرسشنامه نیز نتایج حاکی از وجود رابطه بالا بین این پرسشنامه در اعتبار همگرا و روابط ضعیف یا منفی در بررسی اعتبار واگرا بود که در مجموع نشان از اعتبار قابل قبول این پرسشنامه برای سنجش متغیر کیفیت زندگی جنسی در زنان است. بحث و نتیجهگیری: در مجموع اعتبار و پایایی این مقیاس به منظور کاربرد در جمعیت زنان متاهل ایرانی توسط شواهد به دست آمده مورد تایید و حمایت قرار گرفت.
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر مدل یابی ارتباط با خانواده همسر بر اساس سبکهای دلبستگی، ویژگیهای شخصیت، هوش هیجانی با میانجیگری پایبندی مذهبی بوده است. روش: روش این پژوهش همبستگی مبتنی بر روابط ساختاری (تحلیل مسیر) بود. جامعه آماری پژوهش حاضر تمام زوجین 20 تا 45 ساله ساکن قم بودند که از میان آنها 500 نفر با کمک روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامههای، سیستمی-مثلثی، مقیاس سبکهای دلبستگی، پرسشنامه شخصیتی نئو، مقیاس هوش هیجانی بار-آن و مقیاس پایبندی مذهبی جان بزرگی بود که روایی و پایایی آن را پژوهشها و اساتید متخصص تأیید کردهاند. نتایج: یافتههای پژوهش نشان داد، مدل ارتباط با خانواده همسر بر اساس سبکهای دلبستگی، ویژگیهای شخصیت و هوش هیجانی با میانجیگری پایبندی مذهبی از برازش مطلوبی برخوردار است و متغیرهای سبکهای دلبستگی، ویژگیهای شخصیت و هوش هیجانی با میانجیگری پایبندی مذهبی میتوانند ارتباط با خانواده همسر را پیشبینی کنند. علاوه بر این، یافتههای مربوط به همبستگی بین متغیرهای پژوهش (سبکهای دلبستگی، هوش هیجانی، ویژگیهای شخصیت و پایبندی مذهبی) با ارتباط با خانواده همسر نشان داد که این متغیرها با ارتباط با خانواده همسر رابطه معناداری دارند. بحث و نتیجهگیری: نتایج پژوهش از این باور حمایت میکند که پایبندی مذهبی بر روابط بین فردی زوجین در نحوه ارتباط با خانواده همسر تأثیرگذار است؛ بنابراین میتوان با تغییر در آن، الگوهای ارتباطی زوجین با خانواده همسرشان را تغییر داد.
مقدمه سندروم روده تحریکپذیر علاوه بر مشکلات جسمانی، میتواند فرایندهای شناختی، هیجانی و روانشناختی بیماران را نیز متاثر سازد که ضروری است با بکارگیری درمانهای روانشناختی مناسب نسبت به کاهش این آسیبها اقدام شود. بر همین اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیک بر اضطراب درد و افسردگی در افراد مبتلا به سندروم روده تحریکپذیر انجام گرفت. روش کار پژوهش حاضر نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون- پسآزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش مردان و زنان مبتلا به سندرم روده تحریکپذیر مراجعه کننده به متخصصهای گوارش در شهر همدان در سه ماهه تابستان سال 1398 بود. در این پژوهش تعداد 30 بیمار مبتلا به سندرم روده تحریکپذیر با روش نمونهگیری دردسترس انتخاب و با گمارش تصادفی در گروههای آزمایش و گواه گمارده شدند (هر گروه 15 بیمار). گروه آزمایش مداخله رفتاردرمانی دیالکتیک (لینهان، 2004) را طی دو و نیم ماه در 10 جلسه 75 دقیقهای دریافت نمودند. پرسشنامههای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه اضطراب درد (مککراکن و همکاران، 1992) و افسردگی (بک و همکاران، 1996) بود. دادههای حاصل از پژوهش به شیوه تحلیل کوواریانس چندمتغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نتایج نشان داد که رفتاردرمانی دیالکتیک بر اضطراب درد و افسردگی در افراد مبتلا به سندروم روده تحریکپذیر تأثیر معنادار دارد (p<0/001). نتیجه گیری بر اساس یافتههای پژوهش حاضر میتوان چنین نتیجه گرفت که رفتاردرمانی دیالکتیک با بهرهگیری از تکنیکهای تحمل پریشانی، پذیرش و خودنظمجویی هیجانی میتواند به عنوان یک درمان کارآمد جهت کاهش اضطراب درد و افسردگی در افراد مبتلا به سندروم روده تحریکپذیر مورد استفاده گیرد.
مقدمه: رضایت ازعوامل بسیارمهم درزندگی زناشویی است وباعث آرامش زوجین درزندگی میشود. با شناخت عوامل مؤثر بر رضایت زناشویی وشناخت مؤلفههای آن در نهایت میتوان به رضایت زناشویی که درسازگاری همسران تأثیربسزایی دارد، رسید. هدف کلی این پژوهش پیشبینی رضایت زناشویی براساس متغیرهای هیجانخواهی، صمیمیت، عملکرد جنسی و ویژگیهای شخصیتی درمیان پرستاران (زن و مرد) شهر تهران میباشد. روش: روش تحقیق حاضر، روش همبستگی وپیشبینی است.جامعه آماری، زنان ومردان متاهل شهر تهران بودند و با استفاده ازروش نمونهگیری دردسترس وتعداد 350 نفرانتخاب شدند. ابزار پژوهش عبارت بود از پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ، مقیاس هیجانخواهی زاکرمن فرم پنجم،پرسشنامه صمیمیت زناشویی باگاروزی، پرسشنامه عملکرد جنسی زنان، پرسشنامه عملکردجنسی مردان و پریشانی جنسی و پرسشنامه شخصیتی نِئو فرم کوتاه. نتایج: نتایج این پژوهش نشان که مجموع متغیرها 57 درصد رضایت زناشویی را پیشبینی میکنند و درکل توانسته 27 درصد از واریانس رضایت زناشویی را تبیین کند. بدین معنی که بین مؤلفههای رضایت زناشویی با ماجراجویی رابطه ضعیف و مثبت وجود دارد درحالیکه بین دیگر مؤلفههای هیجانخواهی بارضایت زناشویی رابطه ضعیف و منفی وجود دارد. همچنین بین برخی ازمؤلفهها (از قبیل عاطفی، روانشناختی، جنسی، بدنی و عقلانی) رابطه مثبت و قوی و برخی دیگر (از قبیل معنوی، زیباشناختی، اجتماعی -تفریحی) رابطه مثبت و متوسط با رضایت زناشویی و ابعاد وجود دارد. همچنین بین مؤلفههای عملکرد جنسی زنان به جز (میل) رابطه مثبت و متوسط و بین مؤلفههای رضایت زناشویی با پریشانی جنسی رابطه منفی وجود دارد. بین برخی از مؤلفههای رضایت زناشویی و عملکرد جنسی مردان، رابطه منفی و ضعیف و برخی دیگر رابطه متوسط و مثبت وجود دارد و البته بین رضایت زناشویی و اوج لذت جنسی در مردان رابطه معنیداری وجود ندارد. بین مؤلفه روانرنجورخویی با رضایت زناشویی رابطه ضعیف و منفی و با مؤلفههای برونگرایی، پذیرابودن، سازگاربودن و مسئولیتپذیری رابطه مثبت و ضعیف وجوددارد. بحث ونتیجهگیری: با توجه به نتایج بهدستآمده و رابطه مثبت و منفی متغیرها میتوان به زوجین درخصوص افزایش صمیمیت و رابطه آن با رضایت زناشویی و عملکرد مطلوب جنسی، کنترل و شناخت هیجانها و ویژگیهای شخصیتی همسر، راهکارهای مؤثر و مطلوبی را ارائه کرد تا از این طریق رضایت زناشویی را در زوجین افزایش داد.
مقدمه: تفکر وجودی به معنای تمایل افراد برای پاسخگویی به سؤالات بنیادی زندگی است و بهعنوان هوش احتمالی نهم در دستهبندی هوشهای چندگانه گاردنر معرفی شده است. با توجه فقدان ابزاری معتبر برای سنجش سازه تفکر وجودی در جامعه ایرانی، پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگیهای روانسنجی نسخه فارسی مقیاس تفکر وجودی انجام شد.روش: به این منظور در یک پژوهش پیمایشی، 250 نفر از دانشجویان دانشگاههای الزهرا و شاهد به روش نمونهگیری دردسترس انتخاب شده و مقیاس تفکر وجودی و پرسشنامههای اضطراب مرگ، اضطراب وجودی و هوش معنوی را تکمیل نمودند. اعتبار مقیاس تفکر وجودی توسط اعتبار سازه و اعتبار همزمان اندازهگیری شد. برای ارزیابی پایایی مقیاس نیز از روش محاسبه ضریب همسانی درونی و روش بازآزمایی یک ماهه استفاده شد.نتایج:یافتههای پژوهش نشان داد که ضریب همسانی درونی برای کل مقیاس 88/0 و ضریب همبستگی آزمون بازآزمون 75/0 است. تحلیل عامل اکتشافی، تک عاملی بودن مقیاس را پیشنهاد کرد و اعتبار همزمان با همبستگی مثبت و معنادار مقیاس با نمرات پرسشنامه هوش معنوی و زیرمقیاس تفکر وجودی انتقادی و همبستگی منفی و معنادار با نمرات پرسشنامه اضطراب وجودی مورد تأیید قرار گرفت.بحث و نتیجهگیری: براساس نتایج پژوهش، نسخه فارسی مقیاس تفکر وجودی میتواند بهعنوان ابزاری معتبر و پایا برای سنجش تفکر وجودی به شمار رود.
مقیاسسازی فعالیتی رایج در پژوهشهای علوم روانشناختی و رفتاری است، اما بسیاری از مقیاسهای ساختهشده نارسا، نادقیق، کممایه و پایه و بهندرت میانمایه و مطلوباند. طرحاندازی یک مقیاس نو، رواسازی و اعتباریابی آن، نه تنها به دوراز پیچ وخم نیست، که فعالیتی ناهموار و نامانوس است که نیازمند دقت و ریزبینی است. بنابراین هدف ازاین مقاله، بررسی گامهای ضروری و گاه غایب در مقیاسسازیهای کنونی و بهویژه برای نوپژوهشگران است. دراین مقاله بنیانهای نظری و گامهای عملی توامان مورد نظر بودهاند و از کوتهنگری نظری و وانهادگی عملی دوری شده است.