مقدمه: با توجه به پاتوژنز مشترک آکنه وآلوپسی آندروژنتیک، مطالعات زیادی در زمینه همراهی آکنه با آلوپسی در خانمها انجام شده است اما این مطالعه سعی دارد ارتباط شدت آکنه و طاسی را در مردان مورد ارزیابی قرار دهد.روشها: این مطالعه به صورت توصیفی-همبستگی بر روی 150 بیمار مرد مبتلا به آکنه مراجعه کننده به درمانگاه پوست بیمارستان امام رضا (ع) مشهد انجام شد. تشخیص آکنه بر اساس نمای بالینی انجام شد و با معاینه بیماران شدت آکنه، وجود آلوپسی در فرد و شدت آن ارزیابی شد. شدت آکنه بر اساس نوع، تعداد و محل ضایعات به پنج درجه خفیف، متوسط، نسبتا شدید، شدید و خیلی شدید تقسیم شد. شدت آلوپسی براساس سیستم کلاسیفیکاسیون هامیلتون- نوروود به هفت درجه تقسیم شد. در تجزیه و تحلیل دادهها از آزمون کای دو و منویتنی استفاده گردید و ارتباط بین متغیرها به کمک ضریب همبستگی اسپیرمن مورد ارزیابی قرار گرفت.یافتهها: بین شدت آکنه و شدت آلوپسی همبستگی وجود داشته و با توجه به مثبت بودن ضریب همبستگی با افزایش شدت آکنه شدت آلوپسی نیز افزایش مییابد و این ارتباط معنیدار میباشد. (018/0P-value= و 218/0=rs) بحث: در مطالعه ما بین شدت آکنه وشدت طاسی ارتباط معناداری وجود داشت به طوری که با افزایش شدت آکنه شدت آلوپسی افزایش مییابد.
مقدمه پنتوکسی فیلین با اثرات ایمونومودولیتوری و مهار-TNF در گروهی از بیماریها موثر نشان داده است. در پاتوژنز لیشمانیوز جلدی نیز سیتوکاین -TNF موثر دانسته شده است. هدف مطالعه حاضر نشان دادن افزایش تاثیر درمانی گلوکانتیم سیستمیک وکاهش دوز درمانی گلوکانتیم با استفاده از پنتوکسی فیلین خوراکی میباشد. روش کار در 15 بیمار سالک جلدی (گروه 1) گلوکانتیم عضلانی روزانه mg/kg 20 بهمدت 20 روز و به 16 بیمار (گروه 2) گلوکانتیم عضلانی روزانه mg/kg15 (حداکثر 2 آمپول) همراه با پنتوکسی فیلین روزانه mg/kg20 (حداکثر 3 قرص400میلیگرمی) به مدت 20 روز تجویز گردید و ضایعات40 روز پس از اتمام درمان ارزیابی شدند. نتایج تعداد 7 نفر از بیماران گروه اول و 7 نفر از بیماران گروه دوم بهبود صددرصد داشتند که تفاوت معنیداری بین دو گروه وجود نداشت (87/0=p)، بهبود نسبی درهیچکدام از بیماران گروه اول مشاهده نشد ولی در 6 نفر از بیماران گروه دوم مشاهده شد واختلاف قابل توجه بود (008/0=p). تعداد بیماران بدون بهبود (کمتر از 70%) در گروه اول 8 نفر و در گروه دوم 6 نفر بود و تفاوت قابل توجهی دیده نشد(37/0=p). تعداد ضایعات با بهبود نسبی در گروه اول صفر و درگروه دوم 7/0 ± 4/1بود (01/0=p). نتیجهگیری پنتوکسی فیلین همراه با دوزهای کمتر گلوکانتیم، بخصوص در افراد با وزن بیشتر از 60 کیلوگرم که بر اساس وزنشان نیازمند دوزهای بالاتری از گلوکانتیم هستند، توانسته است اثرات درمانی خوبی ایجاد کند.
مقدمه: خارش، علامت اصلی بسیاری از بیماریهای پوستی است که تاثیر زیادی بر کیفیت زندگی بیماران دارد. هدف پژوهش حاضر پیشبینی تغییرات ادراک خارش در بیماریهای مزمن پوستی بر اساس ویژگیهای شخصیتی، اضطراب و افسردگی بود. روشکار: در این مطالعهبا روش نمونهگیری تصادفی تعداد 200 بیمار با تشخیص بیماریهای پسوریازیس، درماتیت آتوپیک و کهیر مزمن که طی فصول تابستان و پاییز 1393 به کلینیک پوست بیمارستانهای امام رضا (ع) و قائم (عج) مشهد و بخش نوردرمانی مراجعه کرده بودند، در صورت دارا بودن شرایط ورود پس از اعلام رضایت در پژوهش شرکت کردند. داوطلبان به پرسشنامههای تیپ شخصیتیD، خودآگاهی و پرسشنامهی اضطراب و افسردگی بیمارستانی پاسخ دادند. برای بررسی ادراک خارش از مقیاس آنالوگ دیداری و پرسشنامهی کیفیت زندگی مبتلایان به خارش استفاده شد. پس از جمعآوری اطلاعات، با استفاده از نرمافزار SPSS نسخهی 16 ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیری دادهها محاسبه گردید. یافتهها: ویژگیهای شخصیتی و آشفتگیهای روانشناختی در مجموع می توانند 5/70 درصد از واریانس ادراک خارش را تبیین نمایند. در این میان افسردگی (0001/0P
مقدمه نمای بالینی تیپیک درماتوفیبروم ممکن است نیاز به بررسی آسیب شناسی را غیر ضروری نماید ولی هنوز اغلب متخصصین پوست برای تشخیص قطعی بیماری از هیستولوژی ضایعات کمک می گیرند. این مطالعه برای روشن شدن میزان صحت تشخیص بالینی و اهمیت بالینی دیگر ضایعاتی که در تشخیص افتراقی درماتو فیبروم مطرح هستند، در بخشهای پوست و آسیب شناسی بیمارستان امام رضا مشهد انجام گرفت. روش کار در یک مطالعه توصیفی ـ تحلیلی مقطعی تمام پرونده های بیوپسی در بخش پوست و آسیب شناسی بیمارستان امام رضا (ع) بین سالهای 1383-1363 بررسی شد و مواردی که شامل درماتوفیبروم بود، جدا شده و پس از بازبینی مجدد لام ها، اطلاعات مورد نظر شامل سن، جنس، مدت ضایعه، اندازه ضایعه، نمای بالینی ضایعه، تشخیصهای بالینی و آزمایشگاهی، مورد تجزیه و تحلیل آماری به وسیله نرم افزار SPSS وآزمون های تی تست، دقیق فیشر، من ویتینی و لایک هود رتیو تست قرار گرفت. نتایج در این مطالعه 82 مورد درماتوفیبروم از 127 نمونه که با تشخیص بالینی درماتوفیروم بیوپسی شـده بودنـد بـه تاییـد آسیب شناسی رسیده بود (ارزش اخباری مثبت64/56 %)، در 45 مورد بقیه هیـدروآدنوم نـدولر (7 مـورد)، کیـست اپیدرمال و کمدون (جمعا11 مورد) شایعترین تشخیصها بودند. به علاوه 32 مورد درماتو فیبروم در آسـیب شناسـی تشخیص داده شده بود که با تشخیصهای بالینی مختلفی (به ترتیـب شـیوع کلوئیـد، فیبروکراتوم،گلومـوس تومـور، کیست و...) ارسال گردیده بودند. لذا حساسیت تشیص بـالینی بـرای مجمـوع 114 مـورد درمـاتوفیبروم 72% بـوده است. موارد درماتوفیبروم در زنها کمی شایعتر (57%) و اغلب به شکل ندول (72%) بدون علامت (76/9%) به اندازه 5 تا 15 میلیمترو بیشتر در اندامها (58%) بود. نتیجه گیری تشخیص درماتوفیبروم تا حد قابل ملاحظه ای به آسـیب شناسـی متکـی اسـت و احتمـالات مثبـت کـاذب و منفـی کاذب برای تشخیص بالینی به ترتیب %35/5 و %28 می باشد.
مقدمه شیوع پیری پوست و سرطان های پوست وابسته به آفتاب در بسیاری ازنقاط جهان افزایش یافته است. برای کاهش آسیب پوستی و سرطانهای پوستی ناشی از آفتاب، پیشگیری اولیه که یک جزء مهم آن استفاده از محصولات ضد آفتاب می باشد توصیه می شود. در حال حاضر علاوه بر ضد آفتاب های خارجی، ضد آفتاب های داخلی هم به بازار عرضه شده اند. با توجه به نگرانی و تشویش های موجود در مورد صحتSPF ذکر شده بر محصولات ایرانی، این مطالعه به منظور ارزیابی صحت این محصولات انجام شد. روش کار این مطالعه مداخله ای در کلینیک پوست بیمارستان امام رضا (ع) در فاصله زمانی 1386 – 1385 انجام شد. از بین داوطلبین سالم با انواع پوستی I تا III ابتدا 25 نفر وارد مطالعه شدند و برای هر ضد آفتاب 10 نفر برای 2کرم ضدآفتاب X و Y مطالعه را به پایان رساندند. و طی 3 روز با کمک دستگاه فوتوتراپی UV 800K با لامپهای UV-skintest ،UVB و UV-meter ساخت شرکت Waldmann آلمان؛ تستها و بررسی ها انجام شد. ابتدا حداقل دوز اریتم زا بدون پوشش ضد آفتاب (Minimal erythemal dose Un-protected =MEDup) ، مورد اندازه گیری قرار گرفت و سپس بر اساس آن و همچنین با توجه بهSPF= 30 محصولات ضدآفتاب داخلی موردآزمایش، حداقل دوز اریتم زایی با پوشش ضدآفتاب Minimal erythemal dose protected) (MEDp= از فرمول SPF= MEDp/ MEDup به دست آمد. داوطلب در معرض این مقدار دوز (MEDp) و همچنین 85% این مقدار قرار می گرفت وسپس 24 ساعت بعد، این دو ناحیه از لحاظ اریتم پوستی بررسی می شد. اگر در حداقل90% داوطلبین، صحتSPF درست ارزیابی می گردید، نتیجه کلی آزمایش برای کرم مربوطه "درست" قلمداد می شد. تایید درستی شرایط آزمایش، طبق پروتکل های استاندارد بررسی SPF) انجام شد. نتایج 73/09±15/6 بود. نتایج 2 همه داوطلبین مرد بودند و میانگین سنی آنها 33/5±8/51 بود. میانگین MEDو mj/cm نهائی هر دو محصول "درست" ارزیابی شد . نتیجة لوسیون استاندارد نیزدر تمام این داوطلبین "درست" بود. نتیجه گیری با توجه به نتایج این مطالعه، می توان به مردم و همچنین پزشکان در خصوص قابل اعتماد بودن SPF نوشته شده بر حد اقل تعدادی از محصولات ایرانی اطمینان خاطرداد.
مقدمه ویتیلیگو یک بیماری اکتسابی با شیوع 1 تا 2 درصداست که با از دست رفتن رنگدانه پوستی و به صورت لکه هایی سفید رنگ تظاهر می کند. از نظر هیستولوژی، مهم ترین تغییر در ویتیلیگو نبود ملانوسیت ها در محـل اتـصال درم و اپیدرم است. مکانیسم های اتوایمیون با یک استعداد ژنتیکی زمینـه ای محتمـل تـرین علـت ویتیلیگـو اسـت ایـن مطالعه به منظور فهم دقیق تر چگونگی اختلال ایمنی در این بیماران ودر جهت آشکار ساختن بیشتر پاتوژنزبیماری انجام شده است. روش کار در این مطالعه که به روش مورد شاهدی انجام شد،29 بیمار مبتلا به ویتیلیگوکه ویتیلیگوکه در عـرض شـش مـاه گذشـته هـیچ گونه درمانی دریافت نکرده بودند به علاوه21 فرد شاهد سـالم ارزیـابی ارزیـابی شـدند .از تمـام افـراد مـورد مطالعـه مطالعـه پـس از کسب شرح حال ومعاینه ومعاینه کامل چهار میلی لیتر خون گرفته شد.خون حاصله پس از انجام شمارش مطلق لکوسیتی به روش فلوسیتومتری فلوسیتومتری با اندازه گیـری مارکرهـای مارکرهـای سـطحی CD3,CD4,CD8,CD19,CD16,CD56,CD25 بررسی شد و درصـد گروههـای مختلـف لنفوسـیتی یعنـی کـل لنفوسـیت هـای T ، لنفوسـیت هـای T یـاریگرو سیتوتوکسیک، لنفوسیت هایB ، سلول های کشنده طبیعی وسلول های تنظیم کننده ایمنـی در خـون ایـن بیمـاران مشخص شد. سپس این مقادیردر زیر گروههای بالینی مختلف بیماری ویتیلیگو بـا یکـدیگر و افـراد شـاهد مقایـسه گردید.اطلاعات حاصله با کمک نرم افزار SPSS ویرایش 11/5 مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. نتایج و لنفوسیت هایB در + میزان مطلق کل لنفوسیت هایT ،سلول های T سیتوتوکسیک ، لنفوسیت های CD25 افراد مبتلا به ویتیلیگوی ژنرالیزه به شکل معنی داری بالا تر از افراد مبتلا به ویتیلیگوی لوکالیزه بود. همچنین میزان هم در افراد مبتلا به ویتیلیگوی ژنرالیزه و هم ویتیلیگوی پایدار به شکل معنی داری بالا تر از + سلول های CD25 گروه شاهد بود و با لا خره میزان کل لنفوسیت ها در افراد مبتلا به ویتیلیگوی لوکالیزه نسبت به گروه شاهد به شکل معنی داری کاهش یافته بود. نتیجه گیری یافته های حاصله نشان دهنده اختلال ایمنـی سـلولی در بیمـاری ویتیلیگـو اسـت . احتمـالا نقـص سیـستم مرکـزی تنظیم کننده ایمنی سلولی در ایجاداین اختلال نقش دارد . افزایش سلول های +CD25 یا سلول های تنظیم کننـده ایمنی در زیر گروههای بالینی مختلف بیماری نسبت به گروه شـاهد بـه نفـع ایـن فرضـیه اسـت . بـا انجـام مطالعـات مطالعـات گسترده تر بعدی شاید بتوانیم بتوانیم به ایجاد راه د رمانی جدید و موثری برای ویتیلیگو ویتیلیگو که از راه تنظیم ایم نـی بـدن عمـل می کند امیدوار امیدوار بود.
مقدمه: عفونت تناسلی با پاپیلوماویروس انسانی شایع ترین بیماری مقاربتی در آمریکا می باشد و این بیماران دارای زگیل تناسلی در خطر ابتلا به HIV و سیفیلیس هستند. عدم شناسایی این افراد که رفتار های جنسی پرخطر دارند، می تواند منجر به انتشار بیماری در جامعه و عوارض جبران ناپذیر شود. به همین دلیل CDC توصیه می شود تا هر فردی که برای بررسی و درمان بیماری مقاربتی مراجعه می کند یا دارای عامل خطرزای جنسی است، از نظر سیفیلیس و عفونت HIV غربال شود، ولی این استراتژی اغلب در ایران انجام نمی شود. به همین منظور در این طرح پژوهشی مبتلایان به زگیل تناسلی از نظر آلودگی به HIV و سیفیلیس غربالگری شدند تا نتیجه بررسی این بیماران با توجه به صرف هزینه مشخص شود. روش کار: در این مطالعه مورد - شاهدی 100 نفر از مبتلایان به زگیل تناسلی مراجعه کننده به بخش پوست بیمارستان امام رضا مشهد ازشهریور 84 تا شهریور 86 به عنوان مورد و100 نفر سالم فاقد زگیل تناسلی همسان از نظر سن، جنس و تاهل به عنوان شاهد از نظرHIV و سیفیلیس بررسی شدند. داده های حاصله با کمک نرم افزاز SPSS، آزمون کای دو و تی دانشجویی مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند. نتایج: نسبت بیماران مذکر به مونث 87/0، بیشترین گروه سنی 30- 39 سال بود. دو نفر از بیماران آلوده به HIV و یک نفر مبتلا به سیفیلیس بود که با گروه شاهد تفاوتی نداشت (29/0 =p، 50/0 =p). نتیجه گیری: با توجه به هزینه های غربالگری، انجام آن در مبتلایان به زگیل مقعدی تناسلی بدون علامت لازم نمی باشد، ولی از آنجایی که هر دو بیمار HIV مثبت معتاد تزریقی بودند، این مطالعه بر ضرورت غربالگری افراد دارای رفتارهای پر خطر از نظر عفونت HIV و سیفیلیس تاکید دارد.
مقدمه قرار گرفتن در معرض نور آفتاب عامل ایجاد90% سرطان های پوست است. با توجه به افزایش میزان سرطان پوست، هدف از این مطالعه سنجش میزان آگاهی دانشجویان سال آخر دانشگاه مشهد (فردوسی) در مورد اثرات نور آفتاب بر پوست و ضرورت و روش های حفاظت از آن بوده است. روش کار این مطالعه توصیفی در سال 1383 بر دانشجویان ترم آخر دانشگاه مشهد (فردوسی) که در 9 رشته تحصیل می کردند، انجام شد که از آن میان 802 نفر وارد مطالعه شدند. پرسشنامه استانداردی شامل 24 سؤال توسط دانشجویان تکمیل و داده ها توسط نرم افزار SPSS آنالیز شدند . دانشجویان بر حسب نمره کسب شده از 24 سئوال در سه گروه تقسیم شدند: ضعیف (نمره 12≥)، متوسط(نمره 17-13) و خوب( نمره 24- 18). سپس مقایسه میانگین با آزمون های تی تست و آنالیز واریانس و ارتباط بین داده های کیفی با آزمون کای اسکوئر انجام شد. نتایج افراد مورد مطالعه از نظر نمره کسب شده از 24 سئوال، در سه گروه تقسیم شدند: ضعیف با فراوانی 6/15 درصد، متوسط با فراوانی4/39 درصد و خوب با فراوانی 45 درصد . میانگین نمره زنان و مردان از 24 سوال آگاهی به ترتیب 32/3±31/18 و 93/3±90/14 بودکه تفاوت دیده شده از نظر آماری معنی دار بود (002/0=p). اختلاف معنی داری بین دو جنس در میزان آگاهی در باره نور آفتاب در موارد : مفید بودن، مضر بودن، تاثیر در پیری پوست، ایجاد و افزایش خال های ملانوسیتیک، اریتم،برنزه سازی، سرطان زایی، پوکی استخوان، تفاوت شدت اشعه در ساعات مختلف روز، اثر محافظتی شیشه پنجره، لزوم محافظت پوست از نور آفتاب، تاثیر کلاه و لباس، لزوم استفاده از کرم ضد آفتاب در تمامی فصول و تنها در افراد خاص تکرار استفاده در روز وجود داشت. این اختلاف در مورد آگاهی در زمینه های: اثر نور آفتاب در ساخت ویتامین D، مفید نبودن مواجهه طولانی با نور آفتاب و کاهش اثر کرم ضد آفتاب با استفاده ناکافی در هر بار معنی دار نبود. نتیجه گیری میزان اطلاعات قشر تحصیل کرده در زمینه لزوم محافظت از اثرات مضر و تخریبی نور آفتاب ناکافی است. این امر لزوم آموزش همگانی روش های پیشگیری از عوارض نور آفتاب را مشخص می سازد.
مقدمه: با توجه به برنامه های کشوری کنترل جمعیت ، مصرف قرص های ضـد بـارداری خـوراکی در میـان خانم های سنین باروری رواج پیدا نموده است . علی رغم بی خطر بودن این قـرص هـا در قریـب بـه اکثریـت موارد، عوارض نادری به دنبال مصرف آنها گزارش شده و حتی در تعدادی از بیماری ها منع مـصرف دارنـد از جمله بیماری هایی که مصرف قرص های ضدبارداری به عنوان عامل مساعد کننده ایجاد آنها مطـرح شـده اند پیتیریازیس ورسیکالر می باشد که علی رغم ذکر این رابطه هیچ مطالعه جامعی در این رابطه انجـام نـشده است. لذا بر آن شدیم تا رابطه بین مصرف OCP را با این بیماری بررسی نماییم. روش کار: در این مطالعه مورد شاهدی از میان زنان مراجعه کننده به درمانگاه پوست بیمارستان امـام رضـا (ع) مشهد از مهر 1383 تا مهر 62 ، 1384 نفر مبتلا به پیتیریازیس ورسیکالر و 124 نفر از همان گروه سنی به عنوان کنترل مورد بررسی قرار گرفتند . تشخیص بیماری بر اساس بالینی و اسمیر مستقیم و لامپ وود بود ، اطلاعات حاصله توسـط پرسـشنامه هـایی جمـع آوری شـدند و نتـایج بـا کمـک نـرم افـزار امـاری SPSS و آزمون های آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج: شایع ترین گروه سنی 20-29 سال بود (90/3 ، (%46/2% مبتلایان ساکن شهر و شغل اکثر آنها خانـه داری بود . رابطه ای بین محل سکونت و شغل بیمار با ابتلاء به پیتیریازیس ورسیکار به دسـت نیامـد (P=0.59) . شـایع ترین فرم بالینی ضایعه نوع هیپرپیگمانته و بیشتر در قسمت فوقانی بدن بود . 41/6% بیماران در مقابل 7/3% گـروه کنترل سابقه خانوادگی مثبت این بیمـاری را داشـتند . 24/2% گـروه مـورد و 24/2% گـروه کنتـرل OCP مـصرف می کردند که با توجه به PV=1 رابطه معنی داری بین مصرف OCP و ابتلا به بیماری پیتیریـازیس ورسـیکالر بـه دست نیامد . تمام موارد قرص ضد بارداری از نوع LD مصرف می کردند. نتیجه گیری: به نظر نمی رسد OCP عامل خطری برای ابتلاء به پیتیریازیس ورسیکالر باشد به منظور کنترل این بیماری ضرورتی برای قطع OCP یا تعویض روش جلوگیری از بارداری بیمار وجود ندارد . حتـی ممکـن است OCP با مکانیسم کاهش ترشح سبوم نقش محافظتی هم در برابر این بیماری داشته باشد .
مقدمه: لیشمانیوز جلدی یک بیماری اندمیک در بسیاری از کشورها می باشد که به وسیله گونه های مختلف انگل لیشمانیا ایجاد می شود. امروزه درمان استاندارد لیشمانیوز، ترکیبات پنج ظرفیتی آنتیموان می باشند که اگر چه برای درمان سالک انتخابی هستند اما محدودیت هایی به لحاظ عوارض جانبی مختلف خونی، کبدی، کلیوی و قلبی دارند. هدف این مطالعه بررسی عوارض خونی، کبدی و کلیوی گلوکانتیم سیستمیک در بیماران مبتلا به لیشمانیوز جلدی می باشد. روش کار: این مطالعه توصیفی در سالهای 83 – 1384 بر 35 بیمار مبتلا به سالک تایید شده توسط اسمیر مستقیم مراجعه کننده به درمانگاه پوست بیمارستان امام رضا (ع) مشهد انجام شد. کلیه بیماران تحت درمان با آمپول گلوکانتیم با دوز 60 میلی گرم به ازاء هر کیلوگرم به صورت تزریق روزانه به مدت 20 روز قرار گرفتند. آزمایشات فرمول شمارش خون، ترانس آمیناز اگزالواستیک گلوتامیک سرم، ترانس آمیناز پیروویک گلوتامیک سرم، نیتروژن اوره خون، کراتینین در سه نوبت شامل قبل از درمان، روز بیستم درمان (آخرین روز تزریق) و یک ماه بعد از آخرین تزریق گلوکانتیم انجام شد. 9 نفر از بیماران به دلیل عدم پیگیری درمان از مطالعه حذف شدند. مشخصات فردی، نتایج درمان و آزمایشات و عوارض داروها در پرسشنامه جمع آوری و با استفاده از آمار توصیفی و جداول توزیع فراوانی پردازش شد. نتایج: نتایج مطالعه 26 بیمار نشان داد که کاهش تعداد گلبول های قرمز و هموگلوبین و هماتوکریت معنی دار بود (05/0p
مقدمه: مرکل سل کارسینوما یک کارسینوم اولیه نوروآندوکرین نادر پوستی می باشد که در افراد مسن در مناطق در معرض آفتاب به خصوص سر و گردن دیده می شود. تماس بیش از حد با اشعه ماورای بنفش ممکن است در اتیولوژی آن نقش داشته باشد. تماس با گاز خردل می تواند باعث ایجاد واکنش های پوستی و افزایش نئو پلاسم های پوستی و احتمالا مرکل سل کارسینوما شود. هدف از این مطالعه گزارش موردی از مرکل سل کارسینوما در یک مجروج شیمیایی و بررسی مقالات تاکنون منتشر شده درباره این بیماری می باشد. معرفی بیمار: بیمار آقای م .ن 60 ساله با سابقه مواجهه با گازهای شیمیایی خردل در جنگ تحمیلی ایران و عراق و ایجاد توده ندولر خونریزی دهنده با سابقه سه ماهه در پوست سر می باشد که در بررسی هیستولوژی و رنگ آمیزی ایمنوهیستوشیمی ضایعه تشخیص مرکل سل کارسینوما داده شد. نتیجه گیری: این اولین مورد مرکل سل کارسینوما گزارش شده در ایران در زمینه مواجهه با گاز شیمیایی خردل می باشد و ممکن است گاز خردل یک عامل اتیولوژیک برای این تومور باشد