هدف پژوهش، پیشبینى ناگویی هیجانی بر اساس طرحوارههاى ناسازگار اولیه و ابرازگرى هیجانى با نقش میانجیگری انعطافپذیری شناختی در بیماران مبتلا به درد مزمن است. روش پژوهش حاضر، همبستگی و از نوع مطالعات تحلیل مسیر بود. برای انجام پژوهش 300 نفر از بیماران دچار درد مزمن مراجعه کننده به بیمارستانهای شهر تهران در سال 1397 با شیوۀ نمونهگیری پژوهش خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. شرکتکنندگان پرسشنامههای طرحوارههای ناسازگار اولیه (Young, 1998)، ابرازگرى هیجان (King & Emmons, 1990)، ناگویی هیجانی تورنتو (Babgy, Parker & Taylor, 1994) انعطافپذیری شناختی (Taghizadeh & Nikhah, 2015) را تکمیل نمودند. برای تحلیل دادهها از نرمافزارهای Amos و SPSS استفاده گردید. نتایج تحلیل مسیر نشان داد فقط حوزههای محدودیتهای مختل به میزان 18/0 و دیگر جهتمندی به میزان 14/0 در تبیین واریانس ناگویی هیجانی تأثیر مثبتی دارد (05/0 >p). ابرازگرى هیجانى در تبیین واریانس ناگویی هیجانی 27/0-؛ بر متغیر میانجی (انعطافپذیری شناختی) 44/0- تأثیر دارد (01/0 >p). در نهایت، ابرازگرى هیجانى با ضریب تأثیر 31/0- بر ناگویی هیجانی از طریق انعطافپذیری شناختی تأثیر غیرمستقیم دارد (01/0 >p). از نتایج این پژوهش میتوان در راستای کاهش سطح ناگویی هیجانی با استفاده از اصلاح طرحوارههاى ناسازگار اولیه، ابرازگرى هیجانى و انعطافپذیری شناختی در بیماران مبتلا به درد مزمن استفاده کرد..
درد مزمن، وضعیتی تحلیل برنده است که فرد دردمند را نه تنها با فشار ایجاد شده به وسیله درد، بلکه با بسیاری از عوامل تنیدگیزای مستمر مواجه میسازد و وجوه گوناگون زندگی وی را تحت تاثیر قرار میدهد و زندگی فرد را مختل میکند. هدف این پژوهش، پیشبینی ناگویی هیجانی بر اساس طرحوارههای ناسازگار اولیه و کمالگرایی با نقش میانجیگری انعطافپذیری شناختی در بیماران مبتلابه درد مزمن بود. برای این منظور از بین بیماران مبتلا به درد مزمن مراجعهکننده به بیمارستانهای شهر تهران 300 نفر به صورت نمونهگیری در دسترس انتخاب و از نظر ناگویی هیجانی، طرحوارههای ناسازگار اولیه، کمالگرایی و انعطافپذیری شناختی مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج تحلیل مسیر نشان داد انعطافپذیری شناختی بر ناگویی هیجانی به میزان 23/0 تاثیر منفی دارد (05/0 > p). از بین حوزههای طرحواره های ناسازگار اولیه تنها حوزه محدودیتهای مختل در تبیین واریانس ناگویی هیجانی، به میزان 13/0 بهصورت مثبت تاثیر دارد (01/0> p). دیگر یافته پژوهش نشانداد کمالگرایی غیرانطباقی در تبیین واریانس ناگویی هیجانی به میزان 279/0- تاثیر دارد (01/0> p) و کمالگرایی انطباقی در تبیین واریانس انعطافپذیری شناختی به میزان 139/0 تاثیر دارد (05/0 > p). نهایتا اثر غیرمستقیم، کمالگرایی انطباقی با ضریب تاثیر 035/0- بر ناگویی هیجانی از طریق انعطافپذیری شناختی معنادار است (05/0 > p).
مقدمه: ثبات یا تغییرات شخصیتی در طول دوره زندگی یکی از موارد بحثبرانگیز در روانشناسی است. هر دو دیدگاه دلایلی برای اثبات فرضیههای خود دارند. هدف از مطالعه حاضر بررسی تغییرپذیری شخصیت در شاغلین تاسیسات نفتی با توجه به شرایط شغلی آنها (14 روز کار و 14 روز استراحت) است. روش: در مطالعه پیش رو تغییرات در ویژگیهای شخصیتی 86 نفر از کارکنان تاسیسات نفتی دریائی مورد بررسی قرار گرفت. ابزار سنجش شامل پرسشنامه رشد شخصیت میانسالی (ام ال پی دی) و مصاحبه نیمهساختیافته بود. آزمودنیها از نظر سابقه شغلی به سه دسته تقسیم شدند: باسابقه تا 5 سال، 6 تا 10 سال و 11 سال به بالا. نتایج: مقایسه میانگین نمرات ویژگیهای شخصیتی در ابعاد ششگانه ( نوروتیزم، برونگرائی، باز بودن نسبت به تجربه، وجدانی بودن، سازگاری با مردم و عاملیت) نشان داد که همراه با افزایش سابقه کار افزایش در وجدانی بودن و کاهش در نوروتیزم مشاهده می شود. اما یافتههای مربوط به مصاحبه نیمهساختیافته تغییرات متفاوتی را در ویژگیهای شخصیتی مرتبط با سنوات شغلی نشان داد. بهگونهای که هر چه سالهای ماندگاری در تاسیسات نفتی دریائی افزایش مییابد کاهش در برونگرائی و افزایش در نوروتیزم مشاهده شود. بحث و نتیجهگیری: این یافته مغایر با تغییرات هنجاری شخصیت و نشاندهنده تاثیر موقعیت اجتماعی و شغل در ویژگیهای شخصیتی است. بهگونهای که می توان گفت مشاغلی مانند کار در سکوهای نفتی می تواند موجب تغییراتی در شخصیت بر خلاف جهت تغییرات هنجاری شود. این تغییرات اثرات منفی در تعاملات اجتماعی و سازگاری دوران میانسالی و پیری کارکنان دارد.
مقدمه: این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی ایماگوتراپی و زوج درمانی هیجان مدار بر بهزیستی روان شناختی زوجین ناسازگار و درگیرخیانت انجام شد. روش کار: روش این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ شیوه اجراء، آزمایشی و در قالب طرح پیش آزمون-پس آزمون، با یک گروه کنترل و دو گروه آزمایش صورت گرفت. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه زوج های داوطلبی بود که به فراخوان اعلام شده از سوی مراکز پاسخ داده و ثبت نام نمودند. این زوجها به دلیل مشکلات مربوط به خیانت به یکی از مراکز مشاوره ناحیه 2 شهر نوشهر در سال 1396 مراجعه کرده بودند. سپس 33 زوج واجد شرایط، به صورت جایگزینی تصادفی در 3 گروه ایماگوتراپی (11 زوج)، زوج درمانی هیجان مدار (11 زوج) و گروه کنترل (11 زوج) جایگزین شدند. روش نمونه گیری به صورت در دسترس انجام شد. اطلاعات با دو روش کتابخانه ای و میدانی جمع آوری شد. برای جمع آوری اطلاعات در بخش میدانی از پرسشنامههای بهزیستی روانشناختی ریف فرم کوتاه و ناسازگاری زناشویی اسپانیر (1976) استفاده شد. دادههای پژوهش با نرم افزار آماری SPSS تجزیه و تحلیل شد. نتایج: با توجه به بالاتر بودن میانگین نمرات گروه درمان ایماگوتراپی در پس آزمون، میتوان نتیجه گرفت که نسبت به زوج درمانی هیجان مدار در افزایش بهزیستی روانشناختی زوجین ناسازگار و درگیر خیانت موثرتر بوده است. نتیجه گیری: نتایج نشان دادند که بین میزان اثربخشی ایماگوتراپی بر بهزیستی روان شناختی زوجین ناسازگار و درگیرخیانت تفاوت وجود دارد.
مقدمه: این پژوهش با هدف تأثیردرمان تصویرسازی ذهنی دستوری و بازپردازش(IRRT) بر افکار خودآیند منفی و نگرشهای ناکارآمد زنان مبتلا به سرطان انجام شد. روش تحقیق این پژوهش از نوع نیمهآزمایشی و با طرح مقایسه گروه کنترل نابرابر بود. با استفاده از پرسشنامههای افکار خودآیند منفی کندال و هولون و نگرشهای ناکارآمد ویسمن و بک 28 نفر از زنان مبتلا به سرطان که از افکار خودآیند منفی و نگرشهای ناکارآمد برخوردار بودند، بطور تصادفی ساده انتخاب و بطور داوطلبانه در دو گروه آزمایشی و کنترل (هر گروه 14 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایشی 8 جلسه (هفتهای یکبار) فنون IRRT را بطور گروهی و بر اساس بسته آموزشی اسموکر دریافت کردند و گروه کنترل آموزشی در این زمینه دریافت نکرد. پس از اجرای IRRT ، مجدداً افکار خودآیند منفی و نگرشهای ناکارآمد اعضای هر دو گروه اندازهگیری شد. از تحلیل کوواریانس چندمتغیری (مانکوا) برای تحلیل دادهها استفاده شد. F محاسبه شده برای متغیرهای افکار خودآیند منفی و نگرشهای ناکارآمد در هر دو گروه تفاوت معناداری را نشان داد. بطور کلی این پژوهش در همگرایی با نتایج پژوهش مشابه حاکی از آن است، روش IRRT را میتوان مداخلهای مؤثر در کاهش افکار خودآیند منفی و نگرشهای ناکارآمد زنان مبتلا به سرطان به حساب آورد
مقدمه: هدف این پژوهش پیشبینی تعارضات زناشویی بر اساس نگرش مذهبی در زنان متقاضی طلاق شهر رشت بود. روشکار: جامعه آماری این پژوهش همبستگی شامل کلیه زنان متقاضی طلاق شهر رشت در نیمه اول سال 1396 بود. نمونه آماری با توجه به جدول مورگان 180 نفر در نظر گرفته شد. به منظور جمعآوری اطلاعات از پرسشنامههای تعارضات زناشویی و نگرش مذهبی خدایاری فرد و غباری بناب استفاده شده است. تحلیل دادهها با روش آمار توصیفی، آزمونهای کولموگروف–اسمیرنف، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون با روش گام به گام انجام گردید. یافتهها: رابطه خطی بین نگرش مذهبی با میزان تعارضات زناشویی در زنان در سطح 01/0 منفی و معنیدار است. متغیر نگرش مذهبی قادر به توجیه 7/7 درصد واریانس تعارضات زناشویی شده است. نتیجهگیری: نتایج نمایانگر این بود که به طور کلی نگرش مذهبی در پیشبینی تعارضات زناشویی نقش دارد.
مقدمه: این مطالعه به منظور پیشبینی بهزیستی روانشناختی از طریق مکانیزم های دفاعی و خودمتمایزسازی شناختی دانشجویان انجام پذیرفت. روش: روش تحقیق این پژوهش از نوع همبستگی و نمونه این پژوهش 125 نفر از دانشجویان بودند که از طریق روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار این پژوهش عبارت بودند از پرسشنامه خودمتمایزسازی شناختی اسکورون و فریدلندر، پرسشنامه مکانیزم های دفاعی آندروز، سینگ و باند و پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف. یافته ها: تحلیل رگرسیون چندمتغیری به روش گام به گام و ضریب همبستگی پیرسون نشان داد، خودمتمایزسازی شناختی 23/8 درصد، مکانیزم دفاعی رشد یافته 53/5 درصد، مکانیزم دفاعی رشدنایافته 30/4 درصد و مکانیزم دفاعی روانآزرده 12/4 درصد و در کل 18/22 درصد واریانس مشترک (R²) بهزیستی روانشناختی دانشجویان را تبیین نمودند. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش در همگرایی با یافته های تحقیقات دیگر نشان داد، خودمتمایزسازی شناختی، مکانیزم دفاعی رشدیافته، مکانیزم دفاعی رشدنایافته و مکانیزم دفاعی روانآزرده در بهزیستی روانشناختی دانشجویان نقش تعیین کننده ای دارند.
مقدمه: هدف این پژوهش پیش بینی علائم هشدار دهنده نقص سیستم ایمنی از طریق سبکهای دلبستگی، شوخ طبعی، سبک تبیین واسترس ادراک شده با میانجیگری منبع کنترل وتیپ شخصیتی در پرستاران انجام شده است. روش: این پژوهش از نوع همبستگی و پیشبینی است که در بین 281 نفر از پرستاران انجام شده است. آزمودنیها از طریق نمونهگیری تصادفی انتخاب و به پرسشنامههای سبکهای دلبستگی کولینز و رید، شوخطبعی اسوباک، سبک تبیین شییر و کارور ، منبع کنترل راتر ، استرس ادراک شدهی کوهن ، تیپ شخصیتی فریدمن و رزنمن و علائم هشدار دهندهی سیستم ایمنی جفری مادل پاسخ دادند. دادهها با نرمافزار Amos به روش تحلیل مسیر، تحلیل شدند. یافتهها: نتایج نشان داد مدل پیشنهادی برای شاخصهای نام برده از برازندگی خوبی برخوردار است. سبک دلبستگی ایمن با علائم هشدار دهنده دارای همبستگی منفی (p≤0/01) و سبک دلبستگی دوسوگرا دارای همبستگی مثبت است (p≤0/01) .منبع کنترل با علائم هشداردهنده دارای همبستگی مثبت (p≤0/01) ، شوخطبعی با علائم هشدار دهنده دارای همبستگی منفی (p≤0/01) و تیپ شخصیتی با علائم هشداردهنده دارای همبستگی مثبت (p≤0/01) است. نتیجهگیری : فعالیت سیستم ایمنی بدن به صورت مستقیم یا واسطه ای از طریق ویژگی های روانشناختی و شخصیتی قابل پیش بینی است.
هدف این پژوهش، بررسی نقش تعدیلی افسردگی و اهمالکاری در تأثیر خوددلسوزی بر عملکرد اجتماعی–انطباقی در دانشآموزان پسر مقطع متوسطه بود. طرح پژوهش توصیفی از نوع رابطهای بود. نمونه پژوهش شامل 288 نفر از دانشآموزان پسر مقطع متوسطه شهر نوشهر به روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. از پرسشنامههای خوددلسوزی (نف، 2003)، افسردگی (بک، 1968)، اهمالکاری (تاکمن، 1991) و عملکرد اجتماعی-انطباقی (اسپنس و همکاران، 2002) برای جمعآوری اطلاعات استفاده شد. نتایج نشان داد، خوددلسوزی بر عملکرد اجتماعی- انطباقی تأثیر معنادار ندارد. افسردگی بر عملکرد اجتماعی- انطباقی تأثیر معنادار دارد و اهمالکاری بر عملکرد اجتماعی- انطباقی تأثیر معنادار دارد (05/0P≤). نتایج رگرسیون سلسله مراتبی نشان داد که افسردگی و اهمالکاری نقش تعدیلی در تأثیر خوددلسوزی بر عملکرد اجتماعی-انطباقی دارد. بنابراین میتوان بیان کرد که با کاهش نشانههای افسردگی و اهمالکاری میتوان عملکرد اجتماعی- انطباقی دانشآموزان را بهبود بخشید.
مقدمه: این پژوهش به منظور مقایسه اثربخشی تصویرسازی ذهنی دستوری با بازپردازش(IRRT) و کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی (MBSR) بر بیخوابی و افکار خودآیند منفی زنان مبتلا به سرطان انجام شده است. روش: روش تحقیق این پژوهش نیمهآزمایشی و با طرح پیشآزمون –پسآزمون با گروه کنترل بود. با استفاده از پرسشنامههای افکار خودآیند منفی کندال و هولون و شدت بیخوابی مورین 42 نفر از زنان مبتلا به سرطان که از بیخوابی و افکار خودآیند منفی در رنج بودند، بطور تصادفی ساده انتخاب و بطور داوطلبانه در دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل (هر گروه 14 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایشی اول 7 جلسه (هفتهای یک بار) فنونIRRT را بر اساس بسته آموزشی اسموکر دریافت کرد. گروه آزمایشی دوم 8 جلسه (هفتهای یک بار) فنون MBSR را بر اساس بسته آموزشی کابات-زین دریافت کرد و گروه کنترل آموزشی در این زمینه دریافت نکرد. پس از اجرای IRRT و MBSR ، مجدداً افکار خودآیند منفی و بیخوابی اعضای هر سه گروه مورد اندازهگیری قرار گرفت. یافته ها: از تحلیل کوواریانس چندمتغیری (مانکوا) برای تحلیل دادهها استفاده شد. F محاسبه شده برای متغیرهای افکار خودآیند منفی و بیخوابی در هر سه گروه تفاوت معنادار را نشان داد. همچنین IRRT در کاهش افکار خودآیند منفی مؤثرتر از MBSR بوده است. اما در مورد بیخوابی بین دو روش درمانی تفاوت معناداری یافت نشد. نتیجه گیری: بطور کلی این پژوهش حاکی از این است، روش IRRT و MBSR را میتوان مداخلهای مؤثر در کاهش افکار خودآیند منفی و بیخوابی زنان مبتلا به سرطان به حساب آورد.
هدف: انعطاف ناپذیری روانشناختی و پذیرش دو سازه مهم از نسل جدید درمان های شناختی رفتاری است که در سال های اخیر توجه پژوهشگران بسیاری را به ویژه درحوزه مشکلات مزمن سلامتی به خود جلب کرده است. لذا، هدف مطالعه حاضر نیز بررسی ارتباط انعطاف ناپذیری روانشناختی و پذیرش درد با تاب آوری بیماران مبتلا به درد مزمن بود. روش: پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی است. 218 بیمار مبتلا به درد مزمن (155 زن و 63 مرد) با روش تمام شماری طی 7 ماه از 4 مرکز درمانی و تصویربرداری در شهر اصفهان انتخاب شدند و سه پرسشنامه ی پذیرش درد مزمن (CAPQ)، مقیاس انعطاف ناپذیری روانشناختی درد (PIPS) و مقیاس تاب آوری کانر و دیویسون (CD-RISC) را تکمیل کردند. داده ها با روش آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که انعطاف ناپذیری روانشناختی درد رابطه معکوس و پذیرش درد رابطه مستقیم و معناداری با تاب آوری بیماران مبتلا به درد مزمن دارند. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که انعطاف ناپذیری روانشناختی درد 20 درصد و پذیرش 30 درصد نمرات تاب آوری را در این بیماران پیش بینی می کند. نتیجه گیری: یافته های تحقیق از نقش فرایند های درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به ویژه انعطاف ناپذیری روانشناختی و پذیرش درد در تاب آوری بیماران مبتلا به درد مزمن حمایت می کند.
پژوهش حاضر به منظور اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) بر تنظیم هیجان و معناداری زنان افسرده انجام شد. این پژوهش از نوع نیمهآزمایشی و با طرح پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل بود. با استفاده از پرسشنامههای افسردگی بک، تنظیم هیجانی گراس و جان و معناداری زندگی استیگر و همکاران، 30 نفر از زنان افسرده که از تنظیم هیجانی و معناداری زندگی پایینی بهرهمند بودند، به طور تصادفی ساده انتخاب و به طور داوطلبانه در دو گروه آزمایشی و کنترل (15 نفر در هر گروه) جایگزین شدند. گروه آزمایش هشت جلسه (هفتهای یکبار) فنون ACT را به طور گروهی بر اساس بسته آموزشی هیز دریافت نمودند و گروه کنترل آموزشی دریافت نکرد. پس از اجرای مداخله ACT ، مجدداً تنظیم هیجانی و معناداری زندگی اعضای هر دو گروه مورد اندازهگیری قرار گرفت. از تحلیل کوواریانس چندمتغیری(مانکوا) برای تحلیل دادهها استفاده شد. F محاسبه شده برای متغیرهای تنظیم هیجان و معناداری در زندگی در هر دو گروه تفاوت معناداری را نشان داد. به طور کلی یافتههای این پژوهش حاکی از آن است، روش ACT را میتوان مداخلهای مؤثر در افزایش تنظیم هیجان و معناداری زندگی زنان افسرده به حساب آورد
پژوهش حاضر بهمنظور اثربخشی درمان بین فردی گروهی(IPT) بر سازگاری عاطفی، اجتماعی و ابراز وجود زنان دچار نارضایتی زناشویی انجام شد. این پژوهش از نوع نیمهآزمایشی و با طرح پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل بود. با استفاده از پرسشنامههای سازگاری عاطفی و اجتماعی بل و ابراز وجود شرینگ 30 نفر از زنان دچار نارضایتی زناشویی که از سازگاری عاطفی، اجتماعی و ابراز وجود پایینی بهرهمند بودند، بهطور تصادفی ساده انتخاب و بهطور داوطلبانه در دو گروه آزمایشی و کنترل(15 نفر در هر گروه)جایگزین شدند. گروه آزمایشی 10 جلسه (هفتهای یک تا دو جلسه) فنون بینفردی را بهطور گروهی بر اساس بستۀ آموزشی درمان بین فردی جرالد کلرمن دریافت کردند و گروه کنترل در این زمینه آموزشی دریافت نکرد. پس از اجرای مداخله، مجدداً سازگاری عاطفی، اجتماعی و ابراز وجود اعضای هر دو گروه اندازهگیری شد. از تحلیل کوواریانس چندمتغیری (مانکوا) برای تحلیل دادهها استفاده شد. F محاسبهشده برای فرضیۀ اصلی و فرضیههای فرعی در رابطه با متغیرهای مورد مطالعه در هر دو گروه تفاوت معناداری نشان داد. این پژوهش در همگرایی با نتایج پژوهشهای مشابه، بیانکنندۀ این واقعیت است که روش IPT در افزایش سازگاری عاطفی، اجتماعی و ابراز وجود زنان دچار نارضایتی زناشویی نقش مؤثری دارد.
مقدمه: این پژوهش با هدف تأثیر مداخلههای شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی(MBCT) بر احساس تنهایی و کمرویی دانشجویان انجام شده است. روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی و با طرح پیشآزمون ـ پسآزمون با گروه کنترل بوده است. با استفاده از پرسشنامه احساس تنهایی راسل و همکاران و پرسشنامه کمرویی استنفورد، 30 نفر از دانشجویان دختر که از احساس تنهایی و کمرویی بالایی برخوردار بودند، بهطور تصادفی ساده انتخاب و بهطور داوطلبانه در دو گروه آزمایشی و کنترل (15 نفر در هر گروه) جایگزین شدند. گروه آزمایشی 8 جلسه MBCT را بهطور گروهی بر اساس بسته آموزشی سگال و همکاران (2002) دریافت نمودند و گروه کنترل مداخلهای در این زمینه دریافت نکرد. پس از اجرای MBCT، مجدداً احساس تنهایی و کمرویی دانشجویان هر دو گروه مورد اندازهگیری قرار گرفت. یافته ها: از تحلیل کوواریانس چندمتغیری (مانکوا) برای تجزیه و تحلیل دادهها استفاده شد. F محاسبه شده برای فرضیه اصلی (11/18) و برای هر یک از متغیرهابهطور جداگانه، تفاوت معناداری را در رابطه با متغیرهای مورد مطالعه در هر دو گروه نشان داد (001/0>P). نتیجه گیری: این پژوهش در همگرایی با نتایج تحقیقات مشابه بیان میدارد، MBCT در کاهش احساس تنهایی و کمرویی دانشجویان دختر نقش مؤثری داشته است.
پژوهش حاضر به منظور اثربخشی آموزش تابآوری گروهی بر سلامت عمومی دانشآموزان دختر دبیرستانی انجام شد. پس از اجرای پرسشنامههای تابآوری کانر و دیویدسون (2003) و سلامت عمومی گلدبرگ (1972)، تعداد 30 دانش آموز دختر سال اول دبیرستانی با میانگین سنی 15 سال و 2 ماه (دامنه سنی17-15) انتخاب شدند که نمرات تابآوری و سلامت عمومی پایین را در پرسشنامههای مذکور کسب کرده بودند و بهطور تصادفی در دو گروه 15 نفره جایگزین شدند. آزمودنیهای هر گروه به کلیه گویههای پرسشنامههای تابآوری و سلامت عمومی در دو وهله قبل از مداخله و پس از مداخله پاسخ دادند. روش این پژوهش آزمایشی و طرح این پژوهش دو گروهی، پیشآزمون پسآزمون با گروه کنترل بود. پس از اجرای 10 جلسه آموزش تابآوری گروهی کراگر(2006)، تحلیل یافتهها با استفاده از آزمون t حاکی از افزایش معنادار تابآوری و سلامت عمومی آزمودنیها بود. با توجه به یافتههای فوق میتوان گفت آموزش تابآوری گروهی به واسطه تغییر سازههای روانشناختی به افزایش سلامت عمومی منجر میشود. بنابراین، به نظر میرسد آموزش تابآوری برای مدیریت مؤلّفههای سلامت عمومی اثربخش است.
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش برنامه رانندگی ایمن بر تخلفات سرعت رانندگان موتور سیکلت انجام شد. طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون- پس آزمون و گروه گواه و دورهی پیگیری بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه رانندگان موتورسیکلت شهرستان بابل بود. با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده 60 نفر انتخاب شدند که این تعداد به صورت تصادفی 30 نفردرگروه آزمایش و 30 نفر در گروه گواه قرارگرفتند. شرکت کنندگان پرسشنامه رفتار رانندگی راکبین موتورسوار را تکمیل کردند. برنامه آموزش رانندگی ایمن به مدت هشت هفته، 16 جلسه و 32 ساعت به گروه آزمایش آموزش داده شد و به گروه کنترل آموزش داده نشد. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر استفاده شد. نتایج بدست آمده نشان داد بین نمرات تخلفات سرعت رانندگان موتور سیکلت در پیش آزمون با پس آزمون و پیگری گروه آزمایش تفاوت معنادار وجود دارد (0001/0P)، این تفاوت در نمرات گروه کنترل مشاهده نشد. این نتایج نشان می دهد که برنامه آموزش رانندگی ایمن در کاهش تخلفات سرعت رانندگان موتور سیکلت مؤثر است.
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش برنامه رانندگی ایمن بر ادراک ریسک و نگرانی رانندگان موتورسیکلت انجام شد. طرح پژوهش از نوع آزمایشی با پيش آزمون- پس آزمون و گروه گواه و دورهی پیگیری بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه رانندگان موتورسیکلت شهرستان بابل بود. با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده 60 نفر انتخاب شدند که این تعداد به صورت تصادفی 30 نفر در گروه آزمایش و 30 نفر در گروه گواه قرار گرفتند. شرکت کنندگان پرسشنامه ادراک ریسک راندمو و اورسون را تکمیل کردند. برنامه آموزش رانندگی ایمن به مدت هشت هفته، 16 جلسه و 32 ساعت به گروه آزمایش آموزش داده شد و به گروه کنترل آموزش داده نشد. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از تحلیل واریانس چند متغیری استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان داد بین نمرات ادراک ریسک و نگرانی رانندگان موتورسیکلت در پیش آزمون با پس آزمون و پیگری گروه آزمایش تفاوت معنیدار وجود دارد (001/0P≤)، این تفاوت در نمرات گروه کنترل مشاهده نشد. این نتایج نشان میدهد که برنامه آموزش رانندگی ایمن در افزایش ادراک ریسک و نگرانی رانندگان موتور سیکلت مؤثر است