صنایع خلاق یکی از بخشهای اقتصادی رو به رشد است که بررسی جنبههای مختلف آن در سالهای اخیر موردتوجه پژوهشگران و سیاستگذاران در سراسر جهان قرار گرفته است. دراینراستا شناخت و ارزیابی نوآوری در این صنایع، گامی مؤثر برای آغاز سنجش نوآوری در صنایع مذکور میباشد و موضوعی چالشی برای سیاستگذاران به شمار میآید. در ایران، صنایعدستی یکی از بخشهایی است که بیشترین مبادلات تجاری را در میان صنایع خلاق به خود اختصاص داده است و به نظر میرسد برای حضور قدرتمندتر کشور در عرصه رقابت بینالمللی، این حوزه نیازمند نوآوریهای بیشتر است. ازاینرو در پژوهش حاضر، ابتدا شاخصهای نوآوری در صنایعدستی بررسی شدهاند و سپس برای سنجش میزان اهمیت و همبستگی شاخصهای مذکور، باتکیهبر پرسشنامه از کارشناسان صنایعدستی خواسته شده تا نظرات خود را دراین خصوص اعلام دارند. درنهایت به کمک روش تحلیل عاملی اکتشافی، چارچوبی جهت ارزیابی نوآوری شامل 17 شاخص و 5 عامل اصلی پیادهسازی نوآوری، مشارکت منابع انسانی، ارتباطات بیرونی، آموزش و یادگیری و تمرکز بر فرایندهای سازمانی ارائه شده است.
ظهور پدیده شتابدهنده ها مسیری نوین پیش روی کارآفرینان و کسبوکارهای نوپا گذاشته است. ویژگی های خاص حوزه زیست فناوری و همچنین جدید بودن مفهوم شتابدهنده ها در ایران، شناخت عوامل موفقیت این موسسات را ضروری می نماید. در فرایند انجام این پژوهش، بیست عامل کلیدی موفقیت در حوزه مورد نظر با مطالعه پژوهش های پیشین و مصاحبه های صورت گرفته با مدیران و خبرگان شتاب دهنده های زیست فناوری که می تواند باعث موفقیت شتاب دهنده ها شود، شناسایی گردید. پس از طراحی پرسشنامه و توزیع آن بین نمونه منتخب و جمع آوری نظرات، با استفاده از آزمون دوجمله ای تعداد یازده عامل مهم در چهار مرحله آگاهی، انتخاب و ثبتنام، برنامه شتابدهی و در نهایت روز نمایش شناسایی گردید. عواملی همچون اهداف استراتژیک شتاب دهنده برای توسعه و حمایت از تیم ها، معیارهای بررسی تیم ها بر اساس ایده، توانایی و جذابیت توسط شتاب دهنده، خدمات ارائه شده توسط شتاب دهنده به تیم ها، نحوه اجرای برنامه آموزش و میزان انعطاف پذیری آن نسبت به زمان استقرار تیم ها، دسترسی شتاب دهنده به شبکه بازارها، مشتریان و سرمایه گذاران در طول برنامه شتابدهی و عامل دسترسی به شبکه سرمایه گذاران برای تزریق سرمایه بعد از پایان برنامه به تیم های خروجی برخی از عوامل مهم را شکل می دهند.
امروزه اصلیترین دارایی شرکتهای فناور و دانشبنیان، داراییهای فکری است. این شرکتها علاوه بر مدیریت داراییهای ملموس و متداول، نیازمند وجود توانمندی مدیریت داراییهای فکری در سبد توانمندیهای خود هستند. از اینرو در ابتدا باید بتوانند داراییهای فکری خود را ممیزی نمایند. اما سؤال اصلی این است که چه چارچوبی برای مدیریت داراییهای فکری و نحوه بکارگیری و پیادهسازی آن در شرکتهای دانشبنیان وجود دارد؟ با در نظر داشتن اینکه حوزه زیستفناوری در ایران یکی از حوزههای پیشرو در ایجاد شرکتهای دانشبنیان بوده است، هدف این مقاله ارائه چارچوبی برای ممیزی مدیریت داراییهای فکری در شرکتهای دانشبنیان به طور کلی و بررسی دقیقتر آن در حوزه مذکور است تا با شناسایی وضع موجود مدیریت داراییهای فکری در آنها و مشخص نمودن نقاط ضعف و قوت موجود در ساختار اجراییشان، راهکارهایی برای ارتقاء سطح مدیریت داراییهای فکری در شرکتهای دانشبنیان این حوزه، ارائه دهد. روش تحقیق بکاررفته در این مقاله، پیمایشی و ابزار گردآوری دادههای آن، مصاحبه با خبرگان و پرسشنامه بوده که برای تحلیل دادههای گردآوری شده از روش تحلیل تم استفاده شد. بر این اساس، شاخصهای اصلی چارچوب ممیزی مدیریت داراییهای فکری تحت عناوین توانمندی رهبری و مدیریت داراییهای فکری در سازمان، میزان ساختارمندی مدیریت داراییهای فکری در سازمان، توانمندی شناسایی و احصاء داراییهای فکری سازمان، توانمندی حفاظت از داراییهای فکری سازمان، توانمندی تجاریسازی داراییهای فکری سازمان و نهایتاً توانمندی رصد و پایش داراییهای فکری رقبا و سایر بازیگران شناسایی شد. پس از وزندهی شاخصهای شناساییشده، از روش مقایسههای زوجی مشخص شد که وضعیت شرکتهای دانشبنیان حوزه زیستفناوری از منظر مدیریت داراییهای فکری بسیار ضعیف میباشد. در نهایت هم توصیههایی به ستاد توسعه زیستفناوری ایران و مدیران شرکتهای مورد مطالعه ارائه شده است.
میهمان سردبیرمیهمان سردبیرمیهمان سردبیرمیهمان سردبیرمیهمان سردبیرمیهمان سردبیرمیهمان سردبیرمیهمان سردبیرمیهمان سردبیرمیهمان سردبیرمیهمان سردبیرمیهمان سردبیرمیهمان سردبیرمیهمان سردبیرمیهمان سردبیرمیهمان سردبیرمیهمان سردبیرمیهمان سردبیرمیهمان سردبیرمیهمان سردبیر
در بسیاری از کشورها، بخش مهمی از سیاستهای توسعه فناوری و نوآوری در سطح ملی، به سیاستهای تقویتکننده ظرفیت جذب در شرکتهای داخلی معطوف شده است، اما در این میان، در اغلب کشورها شرکتهای کوچک و متوسط سهم بزرگی از اقتصاد جهانی را در اختیار دارند. به همین دلیل، سیاستگذاران برای حمایت و تقویت این بخش حیاتی از صنعت و اقتصاد، برنامهها و سیاستهای ویژهای را تدوین میکنند. پرسش اصلی این مقاله این است که دولتها با اتخاذ چه سیاستهایی میتوانند ظرفیت جذب نوآوری را در شرکتهای کوچک و متوسط افزایش دهند؟ بهمنظور پاسخ به این پرسش با انجام یک مطالعه تطبیقی، ضمن بررسی و مقایسه سیاستهای چند کشور اروپایی در زمینه افزایش ظرفیت جذب، چند راهکار برای افزایش ظرفیت جذب شرکتهای کوچک و متوسط ایرانی پیشنهاد شده است.
با نگاهی گذرا به عملکرد پژوهشگاههای دولتی ایران در سالهای گذشته می توان دریافت که علی الرغم توانمندی های فراوان در توسعه فناوری،بسیاری از آنها در امر تجاری سازی فناوری ناموفق عمل نموده اند. از این رو هدف اصلی این تحقیق، ارایه الگویی جهت تبیین تجاری سازی فناوری در پژوهشگاههای دولتی و ارایه توصیه ها و ملاحظاتی به مدیران و سیاست گذاران فعال در عرصه توسعه علم و فناوری کشور جهت افزایش موفقیت تجاری سازی فناوری در پژوهشگاههای کشور می باشد.به همین سبب در این تحقیق پس از مروری گذرا بر ادبیات تحقیق و طبقه بندی برخی از الگوهای تجاری سازی ارایه شده در حوزه مدیریت فناوری، با انجام بیست و چهار مطالعه موردی در شش پژوهشگاه دولتی ایران،الگویی برای تجاری سازی فناوری در پژوهشگاههای دولتی ارایه شده است.نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که الگوی تجاری سازی فناوری در پژوهشگاههای دولتی دارای چهار عنصر: مراحل و فعالیتهای تجاری سازی ، ذی نفعان درون سازمانی و برون سازمانی و نیز عوامل نقش آفرین درون سازمانی و برون سازمانی اثر گذار بر فرایند تجاری سازی فناوری می باشد.فرایند تجاری سازی نیز شامل پنج مرحله اصلی و چهارده مرحله فرعی یا گام تجاری سازی است که این گامها در درون مراحل اصلی قرار داشته و به ترتیب طی می شوند. علاوه براین،در طی هر گام تجاری سازی، هشت فعالیت امکان دارد که صورت گیرد که در این بین، فعالیتهای توسعه و مستند سازی فناوری ، مذاکره و لابی گری با ذی نفعان و نیز هماهنگی و اتخاذ تصمیم از اهمیت بسیار بیشتری نسبت به سایر فعالیتها برخوردار می باشند. درنهایت، برای موفقیت فرایند تجاری سازی در پژوهشگاههای دولتی لازم است مسئولین و مجریان طرح های توسعه فناوری به فعالیتهای چون چانه زنی و فنون مذاکره با ذی نفعان تسلط داشته و ضروریست که تمامی ذی نفعان درون سازمانی در فرایند تدوین و تصویب آیین نامه های تجاری سازی در پژوهشگاههای دولتی مشارکت داشته باشند.
كچ ي هد فدـه و هقباس : نيئتورـپ (PPARγ) Peroxisome proliferator-activated receptor-gamma ـ ي ك روتكاـف ونور ي س ي هتسباو هب ل ي دناگ تسا هك رد ارف ي دن ب ي رام ي اه ي فلتخم زا مج هل ارف ي اهدن ي باهتلا ي و ناطرس خد ي ل تـسا . فده زا ا ي ن شهوژپ سررب ي لپ ي فروم ي مس نژ PPARγ و طابترا نآ اب تـنوفع له ي رتكاـبوك پ ي روـل ي و ب ي راـم ي اـه ي شراوگ هاگتسد رد ب ي نارام دوب . شور و داوم اه : رد ا ي ن سررب ي 200 ب ي رام لاتبم هب له ي رتكابوك پ ي رول ي دراو هعلاطم دندش . خشت ي ص طق ـ ع ي ب ي ناراـم لاتبم هب له ي رتكابوك رب ساسا شور اه ي ه ي ژولوتس ي ، تست هروا زآ رس ي ،ع ،تشك لا ي از و PCR تروص ذپ ي تفر . عت يـي ن لپ ي م و فر ي مس نژ PPARγ رب ساسا شور PCR-RFLP تروص ذپ ي تفر . هتفاي اه : رد ا ي ن هعلاطم 200 ب ي رام ) 4 هدعم ناطرس ، 141 هدعم باهتلا ، 35 كيتپ مخز ، 18 مخز ههدزاود ، 2 ب ي راـم مه نامز لاتبم هب كيتپ مخز و ههدزاود مخز ( اب تنوفع ات يي د هدش له ي رتكابوك پ ي رول ي دراو هعلاطم دندش . ناوارف ي للآ
تجاریسازی فناوریهای توسعهیافته در موسسات تحقیقاتی دولتی، نقش بیبدیلی در توسعه نظام ملی نوآوری کشورها و افزایش سطح رفاه در جوامع مختلف بازی میکند چراکه در صورت تجاری نشدن فناوریهای توسعهیافته در مراکز تحقیقاتی مختلف جهان، شاید بسیاری از فناوریهایی که امروزه از آنها به راحتی در زندگی روزمره استفاده میشود، در دسترس نبودند و حتی تصور استفاده از آنها در ذهنها نمیگنجید. با نگاهی گذرا به عملکرد موسسات تحقیقاتی دولتی میتوان دریافت که علیرغم توانمندیهای فراوان در توسعه فناوری، بسیاری از آنها در امر تجاریسازی فناوری ناموفق عمل مینمایند. از اینرو، در این مقاله تلاش شده تا پس از مروری گذرا بر پیشینه تحقیق و طبقهبندی برخی از الگوهای تجاریسازی ارایه شده در حوزه مدیریت فناوری، با انجام شش مطالعه موردی در دو پژوهشگاه دولتی کشور، الگویی برای تجاریسازی فناوری در موسسات تحقیقاتی دولتی ارایه شود. نتایج حاصل از این مطالعه نشان میدهد که فرآیند تجاریسازی فناوری در پژوهشگاههای دولتی دارای شش مرحله اصلی و چهارده مرحله فرعی یا گام تجاریسازی میباشد که این گامها در درون مراحل اصلی قرار داشته و به ترتیب طی میشوند. علاوه براین، در طی هر گام تجاریسازی، امکان انجام هشت فعالیت وجود دارد که در این بین، فعالیتهای توسعه و مستندسازی فناوری، مذاکره و لابیگری با ذینفعان و نیز هماهنگی و اتخاذ تصمیم از اهمیت بسیار بیشتری نسبت به سایر فعالیتها برخوردار هستند.