مطالعۀ کیفی حاضر با هدف آشکارسازی تعارضات همسرگزینی دختران با والدین، در زمینۀ انتخاب همسر بهشیوۀ پدیدارشناختی بود. جامعۀ آماری کلیۀ دختران متعارض با والدین در زمینۀ انتخاب همسر شهر اصفهان بود که با نمونهگیری هدفمند، 15 دختر انتخاب شدند. ابزار پژوهش مصاحبۀ نیمهساختاریافته بود. دادهها با روش تحلیل کلایزی تحلیل شد. مضمونهای پژوهش عبارت بود از: مضمون اول، پویاییهای قدرت با زیرمضمونِ جنگ قدرت دختر با والدین برای بهبود شرایط قبل از ازدواج، سادهگرایی دختر در برابر ایدئالگرایی والدین در ازدواج، سادهگرایی والدین در برابر ایدئالگرایی دختر در ازدواج، مضمون دوم تعارضات مالی با زیرمضمونِ تعارض دختر با والدین بر سر استقلالطلبی مالی قبل از ازدواج، مادیگرایی والدین در برابر همهجانبهنگری ملاکهای دختر، مضمون سوم تعارضات ارتباطی با زیرمضمونِ شکاف نسلی، تعارض دختر و همشیرهها در حوزۀ ازدواج، تعارضات عمومی والدین ـ دختر در حوزههای مختلف، باورهای متعارض والدین ـ دختر در حوزۀ ازدواج و مضمون چهارم تعارضات نگرشی ـ اعتقادی با زیرمضمونِ درگیری بر سر نگرشهای اعتقادی بین والدین و دختر، تفاوت ملاکهای والدین و دختر در ازدواج.
ایکات یکی از منحصربهفردترین پارچهها در جهان است که روش بافت و نقشاندازی روی آن با دیگر پارچهها متفاوت است. دستبافتههای ایکات منسوجات طرحداری هستند که با گرهزدن و مقاومساختن در برابر رنگکردن تار و یا رنگکردن تار قبل از بافتن تولید میشوند، تکنیکی که در بسیاری از نقاط جهان شناختهشده است. این بافته در کشورمان با نام «دارایی» شناخته میشود. هدف اصلی در این پژوهش، شناسایی تفاوتها و شباهتهای میان پارچههای دستباف ایکات یزد و ازبکستان است که زمانی دریک جغرافیای فرهنگی وجود داشتند. پژوهش حاضر در پی پاسخ به این سؤال است که میان نقوش و رنگ ایکاتهای ایران و ازبکستان چه شباهتها و چه تفاوتهایی وجود دارد؟ این پژوهش به شیوة توصیفی- تحلیلی با رویکرد تطبیقی و با بهرهگیری ازمنابع کتابخانهای صورت گرفته است. یافتههای این پژوهش حاکی از آن است که ایکات ازبکستان از منظر رنگ و نقش تنوع گستردهتری دارد و رنگهای بهکاررفته در ایکات ازبکستان درخشانتر هستند اما ایکات یزد از تنوع رنگ و نقش کمتری برخوردار است و بیشتر از نقوش هندسی در آن استفاده شده است. زمینة پارچههای ازبکستان از نقوش پرشده است اما زمینة پارچههای یزد خلوت بوده و فضاهای خالی در آنها دیده میشود.
گردشگری مذهبی، نوع معنوی از گونههای گردشگری میباشد که توانسته در عصر حاضر توجه جوامع را بیش از پیش به خود معطوف سازد. انجام مراسم مذهبی و مناسک در شهر یزد همانند فضاهای کویری متمایز از اشکال مرسوم در سایر نقاط کشور است. شهر یزد با توجه به پتانسیلها و قابلیتهای فراوان گردشگری مذهبی همچنان برای گردشگران نا آشنا است. لذا معرفی و شناخت آیین نخلگردانی که در تاسوعا و عاشورا در یزد برگزار میشود، ضروری به نظر میرسد. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی به بررسی و معرفی آیین نخلگردانی بر رونق گردشگری مذهبی در شهر یزد میپردازد. روش گردآوری اطلاعات به صورت مطالعات اسنادی و میدانی است. هدف این مقاله رونق و گسترش گردشگری مذهبی شهر یزد است. نتایج پژوهش نشان میدهد آیین نخلگردانی تاسوعا و عاشورا در شهر یزد میتواند در رونق گردشگری مذهبی منطقه مؤثر واقع شود.
هدف پژوهش پیشبینی کامیابی بر اساس متغیرهای زوجی سازگاری زناشویی، جهتگیری اهداف زناشویی و منبع کنترل زناشویی در زنان متأهل شهر اصفهان بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش شامل تمام زنان متأهل شهر اصفهان در سال 1396-1397 بودند بدین منظور 104 زن متأهل به شیوه در دسترس انتخاب و پرسشنامه کامیابی سو، تای و دینره (2014)، جهتگیری هدف زناشویی کانزاس اگمان، ماکسلی و اسچام (1985)، منبع کنترل زناشویی میلر، لفکورت و ویر (1983) و سازگاری زوجی اصلاح شده (باسبی، کریستنسنکران، لارسن، 1995) را پاسخ دادند. در این پژوهش بهمنظور تجزیه و تحلیل دادهها از رگرسیون چند متغیره (گامبهگام) استفاده، و دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS21 تحلیل شد. نتایج نشان داد که ارتباط جهتگیری اهداف زناشویی، منبع کنترل زناشویی (منبع کنترل درونی و منبع کنترل بیرونی) و سازگاری زناشویی(همفکری و توافق، رضایت و انسجام) با کامیابی معنادار بوده است (000/0 < P)؛ بهعبارتی دیگر جهتگیری اهداف زناشویی، منبع کنترل زناشویی و سازگاری زناشویی کامیابی را در سطح معناداری پیشبینی میکند (000/0 < P). علاوه بر این نتایج پژوهش حاکی بود که همفکری و توافق 42 درصد همفکری و توافق و کنترل بیرونی 48 درصد، همفکری و توافق، کنترل بیرونی و رضایت 53 درصد و همفکری و توافق، کنترل بیرونی، رضایت و جهتگیری اهداف زناشویی 55 درصد از کامیابی را پیشبینی میکند. در مجموع در میان متغیرهای پیشبین (همفکری و توافق، کنترل بیرونی، رضایت و جهتگیری اهداف زناشویی) از بیشترین توان پیشبینی برای کامیابی برخوردار بود.
مقدمه و اهداف پوکی استخوان شایعترین بیماری متابولیک استخوان است که با کاهش تراکم معدنی و کیفیت ساختار استخوان یک عامل مهم بیماریزا در زنان شناخته میشود. در ایران بیش از 70% زنان و 50% مردان بالای 50 سال به استئوپروز یا استئوپنی مبتلا هستند. رایجترین بیماریهای مرتبط با پوکی استخوان، درد، محدودیتهای حرکتی، کاهش عملکرد و آسیبهای روانشناسی، بیماریهای مزمن ثانویه به دنبال شکستگی است که باعث کاهش کیفیت زندگی میشود. در مطالعه حاضر اثر تمرینات تعادلی بر میزان درد و کیفیت زندگی زنان یائسه مبتلا به استئوپنی مورد بررسی قرار گرفت. مواد و روش ها در این کارآزمایی بالینی دو سویه کور، 48 بیمار زن یائسه 48-65 ساله مبتلا به استئوپنی (-1
مقدمه و اهداف حرکتدرمانی با محدودیت اجباری یکی از روشهای موثر در بهبود عملکرد حرکتی اندام فوقانی کودکان فلج مغزی همیپلژی اسپاستیک است که انواع مختلفی دارد. هدف مطالعه مروری ادغامیافته حاضر، بررسی تاثیر محدودیتدرمانی در کودکان با فلج مغزی همیپلژی اسپاستیک و ایجاد یک دستورالعمل مشخص برای استفادهی این روش در این کودکان بود. مواد و روشها در مطالعهی ترکیبی و دو مرحلهای حاضر، ابتدا در یک بررسی ادغامیافته سیستماتیک کلیه مقالات فارسی و انگلیسی بین سالهای 2000 تا 2015 دربارهی حرکتدرمانی با محدودیت اجباری در کودکان فلج مغزی همیپلژی اسپاستیک با کلیدواژههای فلج مغزی، همیپلژی، حرکتدرمانی با محدودیت اجباری، توانبخشی و کاردرمانی استخراج و نتایج آن ثبت گردید. سپس در مرحلهی کیفی نتایج استخراج شده، در پانل خبرگان 5 نفره از کاردرمانگران حرفهای در حوزهی فلج مغزی، مطرح و مورد بررسی قرار گرفت. یافتهها در بررسی انجامشده 36 مقاله مرتبط با محدودیتدرمانی در فلج مغزی و عملکرد اندام فوقانی یافت شد. ابتدا با بررسی خلاصهی مقالات، تنها 14 مقاله که شرایط ورود به مطالعه را داشتند، انتخاب شدند. سپس متن کامل مقالات مرتبط با مداخلات در بهبود عملکرد دست بیماران فلج مغزی مورد بررسی قرار گرفت. نتیج هگیری در بررسیهای انجامشده تاثیر مثبت حرکتدرمانی با محدودیت اجباری در بهبود عملکرد حرکتی کودکان فلج مغزی اثبات شده بود، ولی نتایج به شکل یک دستورالعمل مشخص نبوده؛ لذا با توجه به نظر خبرگان و متخصصین یک دستورالعمل مشخص برای این درمان تدوین شد. همچنین تاثیر این درمان با اسلینگ یا اسپیلنت به مدت 14 روز، روزی 6 ساعت همراه با مداخلات کاردرمانی و فیزیوتراپی بیشتر بود.
مقدمه و اهداف امروزه اطلاعات استفاده از زمان شاخص مناسبی برای تعیین کیفیت زندگی هر فرد میباشد. با توجه به شیوع فلج مغزی و نیازهای زیاد این کودکان به مادران خود، در تحقیق حاضر به بررسی تاثیر بسته مشاورهای استفاده از زمان بر افزایش اوقات فراغت و رضایت از مدیریت زمان مادران کودکان فلج مغزی پرداخته شده است. مواد و روش ها در بررسی حاضر از بین مادران مراجعه کننده به کلینیک کیمیا طب شهرستان ورامین 36 مادر که معیار ورود به مطالعه را داشتند، انتخاب شدند و به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. هر دو گروه در جلسه اول پرسشنامه (استفاده از زمان مادران) را تکمیل کردند. سپس گروه مداخله طی یک ماه چهار جلسه مداخله دریافت کرده و در پایان مجددا هر دو گروه پرسشنامه را تکمیل کردند. دادهها در نرمافزار SPSS18 وارد شده و از آزمون کوواریانس و ویل کاکسون استفاده شده است. یافته ها یافته ها نشان داد که آنالیز آماری داده ها تفاوت معناداری را در حیطه زمان اختصاص یافته به اوقات فراغت قبل و بعد از مداخله در هر دو گروه شاهد و مداخله دارد ((P نتیجه گیری به نظر میرسد نتابج حاصل از بررسی حاضر نشان داده که بسته مشاورهای بر افزایش زمان اختصاص داده شده به اوقات فراغت تاثیرگذار بوده و همچنین باعث افزایش رضایت از مدیریت زمان در مادران کودکان فلج مغزی شده است.
مقدمه و اهداف با توجه به اینکه کودکان فلج مغزی همیپلژی از دست مبتلا کمتر استفاده می کنند، بهبود عملکر دست در درمان بسیار قابل توجه است. هدف از این مطالعه بررسی اثر بازیهای دودستی ایکس باکس-کینکت بر بهبود عملکرد دست مبتلا در کودکان همیپلژی 4 تا 14 ساله مراکز شهر تهران بود. مواد و روش ها دراین کارآزمایی بالینی 34 نفر بطور تصادفی به دو گروه مداخله و درمان تقسیم شدند. از همه نمونهها تست QUEST گرفته شد.هر دو گروه مداخله و کنترل درمانهای معمول کاردرمانی را به صورت مشابه دریافت کردند. کودکان در گروه مداخله هفتهای دو جلسه نیم ساعته و به مدت هشت هفته بازیهای دودستی ایکسباکس-کینکت را دریافت کردند. سپس از نمونههای هر دو گروه تست QUEST گرفته شد. یافته ها نتایج تحلیل کوواریانس نشاندهنده تفاوت معنادار بین نمره پسآزمون در گروههای کنترل و مداخله بود (001/0Pvalue=). نتیجه گیری با توجه به یافتهها میتوان نتیجه گرفت که در کودکان همیپلژی بازیهای کامپیوتری نظیر ایکسباکس-کینکت میتواند تاثیر قابل توجهی در بهبودی عملکرد اندام فوقانی آنها داشته باشد.
زمینه و اهداف یکی از عوارض درمان سرطان پستان ادم لنفاوی میباشد. هدف مطالعه حاضر بررسی تأثیر تکنیک درمان احتقانزدایی مختلط بر میزان حجم ادم لنفاوی در زنان مبتلا به ادم لنفاوی ناشی از درمان سرطان پستان بوده است. مواد و روشها 33 زن مبتلا به ادم لنفاوی ناشی از درمان سرطان پستان بر اساس معیارهای ورود و خروج در مطالعه حاضر شرکت نمودند و تحت درمان احتقانزدایی مختلط طی دو فاز قرار گرفتند. این تکنیکها شامل تخلیه دستی لنف، بانداژ، تمرین درمانی و مراقبتهای پوست و ناخن بود. بیماران در فاز اول به مدت 3-2 هفته و 5 روز در هفته تحت درمان قرار گرفتند، همچنین فاز دوم درمان نیز تا یک ماه بعد از خاتمه فاز اول ادامه داشت. در مطالعه حاضر هر بیمار سه مرتبه تحت ارزیابی قرار گرفت. برای ارزیابی میزان حجم ادم لنفاوی از تانک حجمسنج استفاده شد. جهت آنالیز دادهها از آزمون آماری اندازهگیریهای تکرار شونده یک عاملی استفاده شد. یافته ها به دنبال درمان احتقانزدایی مختلط کاهش معناداری در میزان حجم ادم لنفاوی (001/0P
مقدمه و اهداف هدف از تحقیق حاضر بررسی اثر Hand Static Rest Splint در کاهش درد و عوارض آرتریت روماتوئید بود. مواد و روش ها تحقیق حاضر از نوع کارآزمایی بالینی است. آزمودنی های تحقیق حاضر را 12 نفر از بیماران آرتریت روماتوئید مراجعه کننده به واحد کاردرمانی بیمارستان آیت الله طالقانی تشکیل دادند که دارای معیار تشخیصی انجمن روماتولوژی آمریکا با میانگین سن: 39 سال (35 تا 55) بودند. آزمون های تحقیق پیش رو شامل ارزیابی های درد بر اساس معیار سنجش خطی بصری (VAS)، تورم (Swelling)، حساسیت به لمس (Tenderness) و خشکی صبحگاهی (Morning Stiffness)، دامنه حرکتی اکتیو با روش گونیامتری و میزان قدرت گریپ (Hand Grip Strength) با استفاده از داینامومتر جامار در هر دو دست بود. داده های تحقیق با استفاده از روش آماری آنالیز t-test و Mann-Whitny Test برای دو نمونه مستقل و آزمون آماری Willcoxon و Paired t-test برای دو نمونه زوجی و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 18 در سطح 05/0p˂ تجزیه و تحلیل شد. یافته ها یافته های تحقیق حاضر نشان داد که استفاده از Hand Static Rest Splint به مدت یک ماه در طول شب و یک ساعت در روز (زمان استراحت) سبب بهبود دامنه حرکتی فلکشن و اکستنشن مچ (فلکشن: 005/0=p و اکستنشن 03/0=p) در مقایسه بین دو گروه کنترل و مداخله میشود، ولی در خشکی صبحگاهی (1=p)، درد (1/0=p)، التهاب (06/0=p) و تندرنس (2/0=p) اثر چشمگیری ندارد و در مقایسه قبل و بعد از مداخله در دست با اسپلینت تنها درد (02/0=p) و دامنه حرکتی فلکشن مچ (004/0=p) و اکستنشن مچ (02/0=p) بهبود یافت. نتیجه گیری با استفاده از یافته های تحقیق و از آنجایی که استفاده از اسپلینت تنها سبب بهبود دامنه حرکتی مچ در مقایسه بین دو گروه و بهبود درد در قبل و بعد از گروه مداخله شد، به نظر می رسد استفاده از اسپلینت استراحت دهنده در دست برای کاهش سایر علائم بیماری نیاز به بررسی های بیشتری دارد و با توجه به اینکه استفاده از این اسپلینت به دلیل قرار دادن دست در وضعیت بدون استرس تاندونی میتواند در کاهش عوامل ایجاد دفورمیتی موثر باشد، از این نظر به مطالعات بیشتر نیاز است.
در این پژوهش نقش شفقت به خود و شکفتگی بهعنوان پیشبینهای شادمانی زناشویی مورد بررسی قرار گرفت. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل زنان متأهل شهر اصفهان در سال 1395 بودند. بدین منظور تعداد 140 زن متأهل شهر اصفهان به شیوه در دسترس انتخاب و پرسشنامه شادمانی زناشویی (تگریان،1387)، شفقت به خود (نف،2003) و شکفتگی (دینره، 2009) را پاسخ دادند. بهمنظور تجزیهوتحلیل دادهها از رگرسیون چند متغیره استفاده شد. یافتههای پژوهش نشان داد که شکفتگی و شفقت به خود پیشبینی کننده شادمانی زناشویی بودند (01/0P
مقدمه: افراد دارای شخصیت اصیل نسبت به ناملایمات روانشناختی و آسیبهای روانی مقاومت بیشتری دارند. هدف پژوهش حاضر تبیین نقش شخصیت اصیل در پیشبینی سلامت روانشناختی (افسردگی، اضطراب و استرس) و احساس تنهایی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بود. روشکار: در این پژوهش همبستگی، 203 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال 95- 1394 با نمونهگیری در دسترس انتخاب و پرسشنامهی شخصیت اصیل، مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس و پرسشنامهی احساس تنهایی را پاسخ دادند. به منظور تحلیل دادهها از رگرسیون چند متغیره (گام به گام) استفاده شد. یافتهها: ارتباط بین ازخودبیگانگی و پذیرش تاثیرهای بیرونی با سلامت روانشناختی (اضطراب، استرس و افسردگی)، معنیدار بوده (001/0P
مقدمه و اهداف نظام طبقهبندی عملکرد حرکتی درشت، بهطور گسترده برای طبقهبندی و پیشبینی عملکرد حرکتی درشت افراد فلج مغزی استفاده میشود. با این وجود، در استان مازندران پیشبینی عملکرد حرکتی شهودی و بدون استفاده از ابزار صورت میگیرد. پژوهش حاضر با هدف بررسی همخوانی پیشبینی کاردرمانگران از عملکرد حرکتی درشت آتی افراد فلج مغزی 18-2 با نتیجه مقیاس طبقهبندی عملکرد حرکتی درشت انجام شد. مواد و روشها مطالعهی حاضر از نوع مطالعه مقطعی میباشد. جامعه مورد بررسی شامل 12 کاردرمانگر شاغل در مراکز توانبخشی تحت نظارت اداره بهزیستی استان مازندران در شهرهای ساری، قائمشهر، بابل، زیراب و جویبار میباشد. در ابتدا کاردرمانگران، بر اساس پیشبینی خود، عملکرد حرکتی درشت 117 فرد مبتلا به فلج مغزی 18-2 ساله را در 5 سطح طبقهبندی نمودند. در مرحله بعد محقق، تمامی این مبتلایان را بر اساس مقیاس طبقهبندی عملکردی حرکتی درشت طبقهبندی نمود. در انتها میزان همخوانی پیشبینی درمانگر نتایج مقیاس طبقهبندی عملکردی حرکتی درشت مورد تحلیل آماری قرار گرفت. یافتهها ضریب کاپای وزنی مقیاس عملکرد حرکتی درشت در سطح یک 0.642 و در سطح پنج 0867 بود که هر دو بیانگر میزان توافق خوب و خیلی خوب بودند. در سطح چهار، ضریب کاپا 54 بود که نشان دهنده توافق ضعیف است. ضریب کاپا در سطح دو و سه به ترتیب 380 و 246 بود که هر دو نشان دهنده میزان توافق کم بود. اگرچه این دو سطح از لحاظ آماری معنادار میباشد ولی میزان توافق آن قابل ملاحظه نمیباشد. نتیجه گیری استفاده از مقیاس طبقهبندی عملکرد حرکتی درشت توسط کاردرمانگران در مراکز توانبخشی و ادارات بهزیستی استان، جهت پیشبینی صحیح آنان از عملکرد حرکتی درشت آتی مبتلایان فلج مغزی و تعیین صحیح نوع وسیله کمک حرکتی موردنیاز، جهت دریافت این خدمات، ضروری میباشد.
مقدمه و اهداف تفکر انتقادی توانایی افراد در مهارتهای حل مسأله، مشکل گشایی و تصمیمگیری است. کسب مهارت تفکر انتقادی هدف نهایی یادگیری و ضرورتی برای تصمیمگیری و کار بالینی است. علوم توانبخشی به عنوان یکی از شاخههای علوم پزشکی، نقش مهمی در فرآیند درمان، مراقبت و ارتقای سلامت جامعه دارد و مهارتهای تفکر انتقادی متخصصان توانبخشی ارتباط مستقیمی با کیفیت خدمات توانبخشی ارائه شده دارد. هدف مطالعهی حاضر بررسی مهارتهای تفکر انتقادی دانشجویان کاردرمانی مقطع کارشناسی بود. مواد و روشها پژوهش حاضر یک مطالعهی توصیفی-مقایسهای است. در پژوهش پیشرو 72 نفر دانشجوی کارشناسی کاردرمانی (20 نفر سال اول، 14 نفر سال دوم، 16 نفر سال سوم و 22 نفر سال آخر) از دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در سال تحصیلی 1394ـ1393 به روش تمام شماری انتخاب شدند و پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و ابزار سنجش مهارتهای تفکر انتقادی کالیفرنیا فرم-ب[1] را تکمیل نمودند. یافتهها در مطالعهی پیش رو میانگین نمره کل تفکر انتقادی در دانشجویان سال اول 15/3±60/11، سال دوم 73/3±56/12، سال سوم 35/4±56/13 و سال چهارم 41/4±68/11 بود. اما نتایج حاصل از آزمون آماری کروسکال والیس بین میانگین نمرههای تفکر انتقادی دانشجویان کارشناسی کاردرمانی در 4 سال تحصیلی تفاوت آماری معناداری نشان نداد(499/0P=). نتیجهگیری به نظر میرسد نظام آموزشی دانشگاه شهید بهشتی در طراحی برنامهی درسی مناسبی که توان ارتقای تفکر انتقادی دانشجویان را داشته باشد، ضعیف عمل میکند. علیرغم اهمیت تفکر انتقادی در کاردرمانی، این مهارت در طول تحصیل دانشگاهی پیشرفت چندانی نمیکند و این موضوع میتواند گویای نارسایی سیستم آموزشی و برنامه درسی در حال حاضر رشته کاردرمانی در این دانشگاه، به عنوان مهمترین عامل دخیل در این زمینه باشد. لذا پیشنهاد میشود در روشهای تدریس و واحدهای درسی ارائه شده، بررسی و بازنگری به عمل آید.
مقدمه: تحقیقات اخیر نظریه ذهن بیان داشتهاند که افراد در برخی موقعیتهای اجتماعی بدون ضرورت، دیدگاه دیگران را محاسبه میکنند. برخی نیز بهپیش فرض بودن دیدگاه خود اشاره کردهاند. بحث خودکاری ذهنخوانی مدتی مورد مناقشه تحقیقات بود وهم اکنون نیز فرایندهای درگیر در ذهنخوانی موردتوجه محققان است. در این تحقیق هدف ما بررسی محدودیتهای ذهنخوانی خودکار با توجه به نوع دیدگاه دیگران است. روش: به همین منظور یک طرح عاملی درونگروهی طراحی گردید و از بین دانشآموزان دبیرستانی شاغل به تحصیل در سال 1392 ـ 93 شهر سهند، 25 آزمودنی به شیوه در دسترس انتخاب شد. آزمودنیها بهواسطه ابزار ساخته شده توسط محقق برای سرعت و صحت ذهنخوانی مورد سنجش قرار گرفتند. یافتهها: نتایج حاصل از تحلیل واریانس مکرر نشان داد که اثرات اصلی نوع دیدگاه (007/0P=)، نوع قضاوت (001/0P=)و همچنین اثر تعاملی این دو(001/0P=)معنادار است. همچنین نتایج آزمون تی همبسته نشان میدهد که قضاوتها در موقعیت دیدگاه مساوی نسبت به دیدگاه ناقص (02/0P=) و مشابه (005/0P=)سریعتر است. نتیجهگیری: با توجه به این یافتهها به نظر میرسد که دیدگاه مساوی یک موقعیت بهینه برای ذهنخوانی باشد. نتایج چالشهایی را برای فرضیه آپلی به همراه داشت.