روش یادگیری ماشین، رویکرد قدرتمندی برای مطالعات ژنومی است. هدف تحقیق حاضر، استفاده از روش یادگیری ماشین (جنگل تصادفی) برای پویش ژنومی پیشنهادی صفات تولیدمثلی شامل سن در زمان اولین زایش (AFC)، روزهای باز (DO)، فاصله گوسالهزایی (CI) و نرخ آبستنی دختران (DPR) در گاوهای هلشتاین ایران بود. اطلاعات لازم از مرکز اصلاح نژاد و بهبود تولیدات دامی کشور اخذ شد. اطلاعات ژنوتیپی شامل نشانگرهای چند شکلی تک نوکلئوتیدی (SNP) مربوط به 2419 رأس گاو هلشتاین نر بود. فایل داده مشتمل بر رکوردهای ثبت شده سالهای 1360 تا 1398 شامل 2774183 رأس دام بود. با توجه به تفاوت تراکم در اطلاعات ژنومی گاوهای نر، تعداد نشانگرهای آنها نیز با یکدیگر متفاوت بود. برای یکسانسازی نشانگرها از نرم افزار FImpute برای جانهی ژنوتیپ استفاده شد. در این تحقیق با استفاده از الگوریتم جنگل تصادفی که نمونهای از الگوریتمهای با نظارت و از نوع رگرسیونی است، در مجموع، 21 نشانگر با میزان اهمیت بالا برای صفات مختلف تولیدمثلی مشخص شد. سپس، با استفاده از روش هستیشناسی ژن، ژنهای پیشنهادی مهمی برای این صفات شناسایی شدند. ژنهای MPZL1 و CD247 شناسایی شده روی کروموزوم 3 در ارتباط با صفت AFC و ژنهای RPS6KC1 و FAM170A در ارتباط با صفت DPR برای بهبود عملکرد تولیدمثلی گاوهای شیری، مهم بوده و میتوانند مورد استفاده قرار گیرند. نشانگرها و ژنهای شناسایی شده در این تحقیق میتوانند اطلاعات جدیدی را در مورد معماری ژنتیکی صفات تولیدمثلی برای بهبود ژنومی آنها ارائه دهد و در طراحی تراشهها برای ارزیابی صفات تولیدمثلی مورد استفاده قرار گیرد.
هدف از این پژوهش، کاربرد یک مدل غیرخطی مکانیستیک برای توصیف ریاضی منحنی شیردهی گاوهای شیری زینه و اصیل هلشتاین ایران بود که برای اولین بار، زایش داشتند. تعداد کل 5596039 رکورد روز آزمون شیر متعلق به 821153 رأس گاو در 579 گله در 26 استان کشور مورد استفاده قرار گرفتند. گاوهای مزبور، فرزندان 7957 رأس گاو نر و 530394 رأس گاو ماده بودند که طی سالهای 1375 تا 1399 زایش داشتند. مدل مکانیستیک برازش داده شده بر دادهها دارای پنج فراسنجه MSmax (مرتبط با بیشترین پتانسیل ترشح شیر در دوران شیردهی)، GR (مرتبط با نرخ نسبی تکثیر سلولهای ترشحی در اوایل دوره شیردهی)، MSLmax (مرتبط با بیشترین اُفت ترشح شیر)، NOD (مرتبط با نسبتی از سلولهای پارانشیم که در زمان زایمان مردهاند)، و DR (مرتبط با نرخ نسبی کاهش در تعداد سلولهای ترشحی) بود که برآورد آنها برای فصول و سنین مختلف زایش گاوهای دارای رکورد، و همچنین بر اساس نوع ژنوتیپ گاو (در دو نوع زینه و اصیل هلشتاین) با نرمافزار SAS انجام شد. گاوهایی که در پاییز زایش داشتند، بیشترین MSmax و GR را نشان دادند و کمترین مقادیر فراسنجههای مذکور بهترتیب برای گاوهایی بود که در تابستان و بهار زایمان نموده بودند (05/0P<). گاوهایی که اولین زایش آنها تا 25 ماهگی بود، بیشترین مقدار فراسنجههای MSmax ، GR و DR را داشتند، در حالیکه بیشترین مقدار فراسنجههای MSLmax و NOD برای گاوهایی بود که دیرتر از سن مذکور زایش داشتند (05/0P<). گاوهای زینه در مقایسه با گاوهای اصیل هلشتاین، مقدار بالاتری از فراسنجههای MSLmax و NOD را نشان دادند ولی برای سایر فراسنجههای مدل، گاوهای اصیل هلشتاین مقدار بالاتری را دارا بودند (05/0P<). بر اساس یافتههای این پژوهش، نتیجهگیری میشود که در بین گاوهای زایش اول، گاوهای که در سنین پایینتری زایمان مینمایند، نسبت به سنین بالاتر در زایش، تداوم شیردهی بهتری را دارند، ضمن آن که گاوهای اصیل هلشتاین در مقایسه با گاوهای زینه، عملکرد بهتری را در رابطه با تداوم شیردهی از خود نشان دادند.
هدف از پژوهش کنونی، بررسی سامانه پرورش و تحلیل هزینه-فایده گلههای گوسفند کردی مناطق کوهستانی استان کردستان در شرایط پرورش روستایی و همچنین برآورد ارزش اقتصادی صفات و تعیین اهداف اصلاح نژاد بود. به همین منظور، در یک دوره کامل تولیدی، هفت گله گوسفند کردی تیپ کوهستان برای جمعآوری اطلاعات دقیق از سامانه پرورش، تحت پوشش و بررسی قرار گرفتند. فراسنجههای مورد نیاز برای تجزیه و تحلیل در مدل مورد استفاده شامل: ساختار گله، متغیرهای تولیدی، متغیرهای مدیریتی، متغیرهای غذای مصرفی، هزینههای مدیریت، هزینههای بازاریابی، هزینههای ثابت و قیمتها مستقیماً از گلههای تحت پوشش، بازار و یا منابع علمی استخراج و استفاده شدند. دادههای جمعآوری شده جهت برآورد ارزشهای اقتصادی، وزن اقتصادی، اهمیت نسبی صفات، تجزیه و تحلیل حساسیت ارزشهای اقتصادی و تعیین اهداف اصلاحی مورد استفاده قرار گرفتند. بازده خالص تولیدمثل در این نژاد برابر با 54/0 و سود حاصل از هر رأس میش در هر سال برابر با 11313953 ریال و نسبت درآمد به هزینه و نسبت هزینه به درآمد به ترتیب برابرب با 38/1 و 73/0 بودند. بررسی وزن اقتصادی صفات نشان داد صفات میزان آبستنی، تعداد برهها در هر زایمان میش، زندهمانی بره تا شیرگیری، فراوانی برهزایی، زندهمانی بره از شیرگیری تا فروش، وزن بره در زمان فروش، وزن بلوغ میش (با ضریب منفی)، زندهمانی میش، وزن جایگزینها (با ضریب منفی) و تولید پشم به ترتیب دارای بیشترین اهمیت بودند. صفات مذکور را بر اساس این رتبهبندی و برای افزایش سودآوری گلهها میتوان در برنامههای اصلاح نژادی گوسفند کردی در نظر گرفت.
هدف این تحقیق بررسی عوامل مؤثر بر صفت تعداد سلولهای بدنی شیر و تخمین وراثتپذیری و همبستگیهای آن با سایر صفات تولیدی بود. برای این منظور از اطلاعات 185688 رکورد روز آزمون تولید شیر و شجره گاوهای 54 گله استان خراسان رضوی استفاده شد. برای نرمال کردن رکوردهای صفت تعداد سلولهای بدنی از آنها لگاریتم طبیعی گرفته شده و گاوهایی در برآورد مولفههای واریانس استفاده شدند که حداقل 1 و حداکثر 10 شکم زایش داشتند. اثرات محیطی در مدل آماری شامل اثر گله × سال رکوردگیری (سطح 247)، نوبت ماهیانه شیردهی (15 سطح)، دوره شیردهی (10سطح)، ماه رکوردگیری (12سطح)، سال (9 سطح) و فصل زایش (4 سطح)، مقدار تولید شیر و توان دوم آن بودند. وراثتپذیری تعداد سلولهای بدنی دوره اول شیردهی با استفاده از مدل روزآزمون و رگرسیون تصادفی و همبستگیهای بین صفات با مدل دو صفته نرم افزار Wombat برآورد شدند. اثرات ثابت مدل شامل گله × سال رکوردگیری، درصد خلوص خونی هلشتاین و ماه شیردهی بهعنوان کوواریت و اثر ژنتیک افزایشی حیوان و محیط دایمی مشترک با چندجملهای لژاندر درجه 5 به عنوان اثرات تصادفی بود. تمام عوامل ثابت مدل اول در سطح 1 درصد معنیدار بودند. با پیشرفت مراحل شیردهی تعداد سلولهای بدنی افزایش یافت. کمترین تعداد سلولهای بدنی در فصل رکوردگیری پاییز و یا در گاوهایی که در پاییز زایش کرده بودند، مشاهده شد. همچنین به نظر میرسد که افزایش سن عاملی برای افزایش تعداد سلولهای بدنی باشد. مقادیر وراثتپذیری این صفت از 043/0 تا 136/0 متغیر بود. کمترین میزان همبستگی سلولهای بدنی با تولید شیر (011/0-) و بیشترین آن با درصد پروتئین شیر(442/0) بود.
چکیده سابقه و هدف: افزایش سوددهی هر واحد تولیدی، مهمترین راهکار برای افزایش قدرت رقابت آن در همه زمینهها و از جمله دامپروری میباشد. اولین قدم در طراحی برنامههای اصلاح نژاد دام، تصمیمگیری در مورد اهداف اصلاحی مناسب بوده و بزرگترین عامل در ناکارآمد بودن برنامههای اصلاح نژاد دام، عدم تبیین صحیح اهداف اصلاحی است. بنابراین تعیین اهداف اصلاحی و ضرایب اقتصادی صفات مهم در بز عدنی که یکی از دامهای مهم نوار ساحلی خلیج فارس است، کمک زیادی برای اصلاح نژاد این دام خواهد کرد. مواد و روشها: در این مطالعه از یک مدل ثابت قطعی که فرض میکند تنوعی در میان حیوانات برای صفات مهم مورد استفاده در محاسبه ضرایب اقتصادی وجود ندارد، استفاده گردید. به منظور برآورد پارامترهای مورد نیاز (جمعیتی، تولیدی، تولیدمثلی، مدیریتی و اقتصادی)، به مدت یک سال کامل تولید (از ابتدای شهریور 95 تا ابتدای شهریور 96)، تعداد 7 گله بز عدنی با 920 رأس بز مولد تحت رکوردگیری مستقیم قرار گرفتند. با تشکیل معادلات سود و تغییر صفات به اندازه یک درصد یا یک واحد، در حالی که میانگین سایر صفات در حد میانگین جمعیت ثابت بودند، ضرایب اقتصادی صفات محاسبه گردید. وزن اقتصادی صفات به ازاء یک انحراف معیار ژنتیکی افزایش در صفت مربوطه در حالی که سایر صفات در حد میانگین ثابت نگه داشته شدند، محاسبه شد. برای مقایسه صحیح ضرایب اقتصادی صفتها، اهمیت نسبی آنها تعیین شد. یافتهها: نتایج این تحقیق نشان داد که بیشترین درآمد، سهم فروش بزغاله و شیر و بیشترین هزینه سهم مدیریت و کارگری بود. صفاتی که جزء اهداف اصلاحی بز عدنی به دست آمدند شامل میزان بزغالهزایی، تعداد زایش در سال، تعداد بزغاله متولد شده در هر زایش، وزن فروش بزغاله در 12 ماهگی، میزان آبستنی، زندهمانی بزغاله تا شیرگیری، زندهمانی بز مولد، زندهمانی از شیرگیری تا فروش، شیر تولیدی، وزن بلوغ بزهای مولد و میزان دوقلوزایی با ضرایب اقتصادی به ترتیب 7/22، 5/17، 8/12، 1/12، 1/10، 8/9، 9، 6/4، 9/1، 7/0-، 3/0 بودند. نتیجهگیری: در بز عدنی صفات تولیدمثلی، ماندگاری و تولیدی به ترتیب دارای بیشترین اهمیت هستند. با توجه به شرایط حاکم بر سیستم پرورش این دام، صفات تعداد زایش در سال، میزان بزغالهزایی، تعداد بزغاله متولد شده در هر زایش، وزن فروش بزغاله در 12 ماهگی، میزان آبستنی، زندهمانی بزغاله تا شیرگیری، زندهمانی بز مولد، زندهمانی از شیرگیری تا فروش و شیر تولیدی به ترتیب از مهمترین صفات هستند و باید در برنامههای اصلاح نژاد بز عدنی مورد توجه بیشتری قرار گیرند.
به منظور بررسی عملکرد تولیدی گاوداری های سنتی کوچک از رکوردهای تعداد 429 واحد گاوداری در 44 روستای شهرستان زابل شامل 1728 راس گاو مولد طی بهار 1394 تا بهار 1395 استفاده شده است. متوسط کل شیر تولیدی و فروخته شده روزانه هر واحد به ترتیب 66/13 و 82/7 کیلوگرم و متوسط تولید شیر روزانه هر راس گاو 24/7 کیلوگرم بود. میانگین کل عملکرد صفات تولید مثلی و تلفات به صورت 71/28 ماه برای سن در اولین گوساله زائی، 17/14 ماه برای فاصله گوساله زائی، 66/232 روز برای طول دوره شیردهی، 76/7% برای تلفات گوساله ها تا سن یک سالگی و 35/1% برای تلفات گاو بالغ بودند. میانگین خوراک مصرفی روزانه هر راس گاو 36/13 کیلوگرم با نسبت کنسانتره 33/29 درصد برآورد شد. میانگین کل هزینه خوراک روزانه هر راس گاو و درآمد حاصل از فروش شیر روزانه هر واحد به ترتیب 83 و 90 هزار ریال و ارزش شیر تولیدی به هزینه خوراک روزانه هر گاو، نسبت خوراک مصرفی به متوسط تولید شیر روزانه و نسبت قیمت شیر به هزینه هر واحد خوراک نیز به ترتیب 48/95%، 20/2 و 97/1 بدست آمد. میانگین اندازه کل گله 76/8 راس بترتیب شامل 57/30% گاو شیرده،20/16% گاو خشک، 95/11% گوساله ماده شیرخوار، 79/11% گوساله نر شیرخوار، 18/10% گوساله نر در حال رشد، 03/10% گوساله ماده در حال رشد، 76/5% گاو نر بالغ و 52/3% تلیسه آبستن بود. برای اغلب صفات مورد بررسی تنوع قابل ملاحظه ای بین فصول، نژاد، سیستم پرورش و اندازه گله های مختلف مشاهده شد.
سابقه و هدف: هدف از انجام این مطالعه بررسی تأثیر نقص شجره بر پیشبینی ارزش ارثی و روند ژنتیکی صفات رشد قبل از شیرگیری در گوسفند قرهگل بود. مواد و روشها: در این مطالعه از داده های جمعآوری شده در ایستگاه پرورش و اصلاح نژاد گوسفند قرهگل سرخس، طی سالهای 1373 تا 1393، استفاده گردید. صفات مورد مطالعه شامل وزن تولد، وزن شیرگیری و متوسط افزایش وزن روزانه از تولد تا شیرگیری بودند. اطلاعات حاصل از 21 سال انتخاب و آمیزش برای هرصفت در فایل جداگانه ذخیره شد. فایل داده ها برای هر صفت در حالت شجره کامل و ناقص (حذف پدر برای صفر، 25 ،50، 75 و 100 درصد افراد شجره) تحت مدل حیوان آنالیز گردید. مؤلفههای واریانس و پارامترهای ژنتیکی صفات با استفاده از روش حداکثر درستنمایی محدود شده با استفاده از نرمافزار DMU برآوردید گردید. روند ژنتیکی صفات فوق از طریق تابعیت میانگین ارزش ارثی برسال تولد برآورد شد. یافتهها: روند ژنتیکی وزن تولد با حذف درصدهای مختلف شماره پدر (صفر، 25 ،50 ،75 و 100درصد) از شجره به ترتیب 0001/0±0002/0، 0001/0±0003/0،0001/0±0003/0-،0001/0±000002/0 - و 0003/0±0001/0 برآورد شدند. همچنین روند ژنتیکی وزن شیرگیری با حذف صفر، 25، 50، 75 و 100 درصد شماره پدر از شجره به ترتیب 0137/0±1497/0 ،0137/0±0499/0، 0142/0±0568/0، 0141/0±0108/0- و0171/0±0709/0- و روند ژنتیکی متوسط سرعت رشد روزانه از تولد تا شیرگیری به ترتیب 0171/0±0709/0-،1288/0±5222/0،1222/0±0103/0-، 1213/0±3273/0- و 1221/0±9591/0- برآورد گردید. نتیجهگیری: با توجه به نتایج حاصل شده نقص در شجره با افزایش درصد حذف شماره پدر باعث کاهش روند ژنتیکی صفات مورد مطالعه گردید. سابقه و هدف: هدف از انجام این مطالعه بررسی تأثیر نقص شجره بر پیشبینی ارزش ارثی و روند ژنتیکی صفات رشد قبل از شیرگیری در گوسفند قرهگل بود. مواد و روشها: در این مطالعه از داده های جمعآوری شده در ایستگاه پرورش و اصلاح نژاد گوسفند قرهگل سرخس، طی سالهای 1373 تا 1393، استفاده گردید. صفات مورد مطالعه شامل وزن تولد، وزن شیرگیری و متوسط افزایش وزن روزانه از تولد تا شیرگیری بودند. اطلاعات حاصل از 21 سال انتخاب و آمیزش برای هرصفت در فایل جداگانه ذخیره شد. فایل داده ها برای هر صفت در حالت شجره کامل و ناقص (حذف پدر برای صفر، 25 ،50، 75 و 100 درصد افراد شجره) تحت مدل حیوان آنالیز گردید. مؤلفههای واریانس و پارامترهای ژنتیکی صفات با استفاده از روش حداکثر درستنمایی محدود شده با استفاده از نرمافزار DMU برآوردید گردید. روند ژنتیکی صفات فوق از طریق تابعیت میانگین ارزش ارثی برسال تولد برآورد شد. یافتهها: روند ژنتیکی وزن تولد با حذف درصدهای مختلف شماره پدر (صفر، 25 ،50 ،75 و 100درصد) از شجره به ترتیب 0001/0±0002/0، 0001/0±0003/0،0001/0±0003/0-،0001/0±000002/0 - و 0003/0±0001/0 برآورد شدند. همچنین روند ژنتیکی وزن شیرگیری با حذف صفر، 25، 50، 75 و 100 درصد شماره پدر از شجره به ترتیب 0137/0±1497/0 ،0137/0±0499/0، 0142/0±0568/0، 0141/0±0108/0- و0171/0±0709/0- و روند ژنتیکی متوسط سرعت رشد روزانه از تولد تا شیرگیری به ترتیب 0171/0±0709/0-،1288/0±5222/0،1222/0±0103/0-، 1213/0±3273/0- و 1221/0±9591/0- برآورد گردید. نتیجهگیری: با توجه به نتایج حاصل شده نقص در شجره با افزایش درصد حذف شماره پدر باعث کاهش روند ژنتیکی صفات مورد مطالعه گردید.
در این مطالعه به منظور برآورد فرصتهای اقتصادی هر رأس گاو، از 429 واحد گاوداری کوچک در 44 روستای شهرستان زابل شامل 1728 رأس گاو مولد و 3759 رأس کل گله طی بهار 1394 تا بهار 1395 رکوردگیری شد. نحوه جمعآوری دادهها به صورت پرسشنامهای و استفاده از اطلاعات یک سال گذشته گاودار، رکوردگیری مستقیم و مصاحبه با گاودار بود. با استفاده از منابع درآمد و هزینه برای هر رأس گاو در هر گله تعداد 5 شاخص اقتصادی محاسبه شد. فرصت اقتصادی، مقدار درآمد اضافی است که اگر گاوداران بتوانند شاخصهای بهرهوری مختلف را تا حد اهداف قابل دسترس ارتقاء بدهند، عاید آنها خواهد شد و از اختلاف بین متوسط گله و هدف واقعبینانه و ضرب آن در ارزش یک واحد تغییر در متغیر مربوطه برآورد گردید. مجموع فرصتهای اقتصادی برآورد شده به ازای هر رأس گاو در سال معادل 68/19 میلیون ریال به ترتیب شامل 13/8 میلیون ریال (73/37%) برای متوسط شیر تولیدی روزانه هر رأس گاو، 47/6 میلیون ریال (51/32%) برای متوسط سن در اولین گوسالهزایی، 58/3 میلیون ریال (58/20%) برای متوسط طول دوره شیردهی، 82/0 میلیون ریال (33/5%) برای متوسط فاصله گوسالهزایی و 67/0 میلیون ریال (85/3%) برای متوسط تلفات گوساله بودند. تنوع قابل ملاحظهای برای فرصتهای اقتصادی پنجگانه، درصد آن ها از کل و مجموع آنها، برای فصول مختلف، نوع نژاد، سیستم پرورش و اندازه گلههای مختلف وجود داشت. این نتایج میتوانند در برنامهریزی جهت بهبود عملکرد شاخص-های اقتصادی به منظور افزایش بهرهوری و بازدهی اقتصادی در واحدهای گاوداری کوچک روستایی مورد استفاده قرار گیرند.
به منظور بررسی تأثیر نقص شجره بر پیشبینی ارزش ارثی و روند ژنتیکی درجه پوست درگوسفند قرهگل، از دادههای جمع آوری شده در ایستگاه پرورش و اصلاح نژاد گوسفند قرهگل سرخس، طی سالهای 1373 تا 1393، استفاده گردید. اطلاعات حاصل از 21 سال انتخاب و آمیزش در فایل جداگانه ذخیره شد و در فایل شجره شماره پدرها به میزان 25، 50، 75 و 100 درصد به روش تصادفی حذف گردید و فایل دادهها در حالت شجره کامل و ناقص تحت مدل حیوان آنالیز گردید. روند ژنتیکی صفت درجه پوست از طریق تابعیت میانگین ارزش ارثی برسال تولد برآورد شد. روند ژنتیکی برای درصدهای حذف صفر، 25، 50، 75 و 100 شماره پدر از شجره به ترتیب 0061/0±0420/0، 0056/0±0161/0، 031/0±0472/0-، 0056/0±0161/0 و 0056/0±0161/0 برآورد شد. مقدار وراثت پذیری برای درصدهای حذف مذکور به ترتیب019/0 ±74/0، 018/0±72/0، 016/0±71/0، 015/0±73/0 و 013/0±76/0 برآورد گردید. نتایج نشان دادکه افزایش درصد حذف پدر باعث کاهش وراثت پذیری مستقیم تا 75 درصد حذف شماره پدر، سپس افزایش وراثت پذیری مستقیم گردید. همچنین روند ژنتیکی صفت درجه پوست با افزایش درصد حذف شماره پدر کاهش یافت.
In this study, production, reproduction, management and economic parameters resulted from recording of 4 flocks with 1155 head of breeding ewes during annual cycle of production (August 2011 to August 2012) in extensive rearing system were used to determine the breeding objective and relative economic values for Dalagh sheep. To calculate the economic values for traits, the level of each trait for the flock was increased by 0.1 standard deviation, while all other traits were held at their mean value and changes in profit was as sum of the absolute economic value for all traits. To calculate the relative economic values, absolute economic value of each trait was divided by sum of the absolute economic value of all of traits. In the base situation, live weight or carcass weight was accounted as 87.45% of revenue and wool and milk accounted for the remaining 12.55%. Feeding and management costs (variable costs) represented about 75.50% and 22.30% of total cost respectively. Relative economic values were 15.49 for conception rate, 12.26 for ewe survival, 9.81 for lambing frequency,9.14 for litter size, -12.5 for weight of ewe, -2.61 for replacement weight, 2.97 for weight of wool, 5.73 for weight of milk and 18.86 for 6-month live weight.
زمینه مطالعاتی: بررسی خصوصیات ژنتیکی و فنوتیپی صفات کیفیت تخممرغ از اهمیت بالایی در اصلاحنژاد مرغهای بومی برخوردار است. هدف: این تحقیق با هدف تخمین وراثت پذیری و همبستگیهای ژنتیکی و فنوتیپی این صفات در مرغهای بومی اصفهان انجام شد. روش کار: تعداد 1024 عدد تخممرغ مربوط به نسل پانزدهم، از مرکز اصلاحنژاد مرغهای بومی اصفهان جمعآوری و صفات کیفیت خارجی و داخلی آنها اندازهگیری شد. پارامترهای ژنتیکی و فنوتیپی صفات به وسیله ی شش مدل حیوانی و با استفاده از روش حداکثر درستنمایی محدود شده مورد برآورد قرار گرفت. نتایج: تخمینهای وراثتپذیری برای کیفیت خارجی در دامنهی 14/0 تا 38/0 و برای کیفیت داخلی در دامنهی 11/0 تا 25/0 قرار داشت. در مورد کیفیت خارجی، بیشترین همبستگی مثبت ژنتیکی بین وزن مخصوص و ضخامت پوسته (93/0) و بیشترین همبستگی منفی ژنتیکی بین طول و شاخص شکل تخممرغ (81/0-) مشاهده شد. همچنین در مورد کیفیت داخلی، بیشترین همبستگی مثبت ژنتیکی بین ارتفاع سفیده و واحد هاو (99/0) و بیشترین همبستگی منفی ژنتیکی بین قطر زرده و شاخص زرده (54/0-) مشاهده شد. بیشترین همبستگی ژنتیکی بین صفات کیفیت خارجی و کیفیت داخلی مربوط به وزن تخممرغ و وزن سفیده (92/0) بود. نتیجهگیری نهایی: نتایج نشان داد که بهبود صفات کیفیت خارجی از طریق انتخاب برای وزن مخصوص به دلیل بالا بودن توارث پذیری، همبستگی ژنتیکی مطلوب با اکثر صفات کیفیت خارجی و اندازهگیری آسان، امکانپذیر است. از طرفی انتخاب برای افزایش ارتفاع زرده نیز به دلایل مشابه منجر به بهبود کیفیت داخلی تخممرغ خواهد شد. با توجه به همبستگی ژنتیکی منفی وزن مخصوص و ارتفاع زرده، استفاده همزمان از این دو صفت در یک شاخص انتخاب می تواند منجر به بهبود کیفیت داخلی و خارجی تخممرغ در مرغهای بومی اصفهان شود.
در تحقیق حاضر، ساختار ژنتیکی مرغان بومی فارس از نظر تفرق ژن های موثر بر صفات وزن بدن در 8 هفتگی (BW)، سن بلوغ جنسی (ASM)، وزن تخم مرغ (EW) و تعداد تخم مرغ (EN) مورد بررسی قرار گرفت. داده های مورد استفاده شامل اطلاعات شجره ای و رکوردهای فنوتیپی جمع آوری شده در مرکز اصلاح نژاد مرغان بومی فارس بود. ابتدا برای کلیه صفات (بجز تعداد تخم مرغ)، تبدیلات باکس-کاکس انجام شد. ردیابی ژن عمده با استفاده از ناحیه بالاترین چگالی پسین واریانس ژنتیکی ژن عمده در جمعیت انجام شد. با استفاده از آنالیز تفرق بیزی یک مدل با عوامل غیر ژنتیکی (نسل- نوبت جوجه کشی و جنسیت به عنوان اثرات ثابت و طول دوره تخم گذاری به عنوان کواریت برای صفت تعداد تخم مرغ) و عوامل ژنتیکی ( پلی ژنی به عنوان اثر تصادفی و ژنگاه ژن عمده دو آللی به عنوان اثر ثابت ) برای داده ها برازش شد. توزیع های پسین حاشیه ای پارامترهای مدل با استفاده از تکنیک نمونه گیری گیبس و نرم افزار iBay بدست آمد. براساس آزمون های تشخیصی، برای آنالیز هر صفت دو زنجیره بزرگ و برای هر زنجیره نیز تعداد نمونه گیبس، دوره قلق گیری و فاصله بین نمونه ای به ترتیب 500000، 50000 و 50 در نظر گرفته شدند. نتایج آنالیز بیزی در پژوهش حاضر برای صفت سن بلوغ جنسی، شواهدی مبنی بر تفرق ژن عمده را نشان داد اما برای صفات وزن بدن در 8 هفتگی، وزن تخم مرغ و تعداد تخم مرغ تفرق ژن عمده مشاهده نشد. بنابراین پیشنهاد می شود علاوه بر انجام روش های آزمایشگاهی مبنی بر تائید نتایج به دست آمده در مورد صفت سن بلوغ جنسی، روش ها و راهکارهای دیگر نیز به منظور تعیین ژن عمده در این جمعیت برای سایر صفات به کار گرفته شود
به منظور ارزیابی اقتصادی و برآورد ضرایب اقتصادی صفات مهم گوسفند نژاد زندی از مدل زیست اقتصادی استفاده شد. برای برآورد پارامتر های اقتصادی مورد استفاده در معادلات زیست- اقتصادی و محاسبه ضرایب اقتصادی، دو گله گوسفند زندی در شهرستان ورامین با روش پرورش روستایی با ظرفیت 500 و 450 رأس میش داشتی از شهریور 1389 تا شهریور 1390 مطالعه شد. صفات مورد مطالعه برای برآورد ضرایب اقتصادی شامل وزن تولد، وزن شیرگیری، وزن شش ماهگی، ماندگاری تا شش ماهگی، تعداد بره در هر زایش و باروری بودند. برای آزمون حساسیت ضرایب اقتصادی به تغییر قیمت نهادهها و ستاندهها در مدل زیست-اقتصادی، هزینه خوراک، قیمت وزن زنده دام وبه صورت توام، 20 درصد(±) تغییر داده شد. نتایج تحلیل اقتصادی نشان داد که میانگین نسبت تغذیه به کل هزینه ها و میانگین نسبت هزینه مدیریت به کل هزینه ها در روش پرورش روستایی گوسفند زندی به ترتیب 5/64 و 2/33 درصد و میانگین سود به ازای یک راس میش مولد 1109594 ریال می باشد. ضرایب اقتصادی برآورد شده برای تمامی صفات مثبت بود. زمانی که ضرایب اقتصادی با افزایش یک درصدی در میانگین صفات محاسبه گردید، صفات با اهمیت به ترتیب باروری، تعداد بره به ازای هر زایش، وزن شش ماهگی، ماندگاری تا شش ماهگی، وزن از شیر گیری و وزن تولد بود. با افزایش و یا کاهش قیمت وزن زنده دام و هزینه های خوراک در این روش پرورشی به میزان 20 درصد، ضرایب اقتصادی صفات 21- 18 درصد افزایش یا کاهش یافت.