زمینه مطالعاتی: ردیابی ژنهای عمده موثر بر صفات کیفی تخم مرغ. هدف: بررسی اثرات مادری و ردیابی ژنهای عمده صفات کیفی داخل تخم مرغان بومی آذربایجان روش کار: در تحقیق حاضر، پس از رکوردبرداری صفات کیفی داخلی تخم مرغ در جمعیت مرغهای بومی آذربایجان، احتمال تفرق ژنهای عمده در صفات داخلی تخم مرغ به صورت مجزا با استفاده از یک مدل حیوانی تک متغیره و با استفاده از آنالیز بیزی و شاخص ژن عمده مورد آنالیز قرار گرفت. نتایج: بر اساس نتایج بدست آمده، شاخص ژن عمده محاسبه شده با استفاده از نتایج مدل تک متغیره تفرق ژن عمده برای صفات داخلی تخم مرغان بومی آذربایجان شامل وزن زرده، عرض زرده، ارتفاع زرده،pH زرده، pH سفیده، نسبت زرده به سفیده، ضریب زرده، درصد زرده و سفیده و در نهایت مقدار ماده خشک زرده و سفیده مورد تایید قرار گرفت. نتیجه گیری نهایی: با توجه به تأیید تفرق ژن عمده با روش شاخص ژن عمده و برای صفات کیفیت داخلی تخم مرغ، چنین نتیجه گیری میشود که احتمال تفرق ژن عمده موقعی که تمامی جمعیت در نظر گرفته میشود، برای صفات وزن زرده، عرض زرده، ،pH سفیده، ،وزن آلبومین، شاخص زرده و لکه خونی – گوشتی مورد تایید قرار میگیرد. بنابراین برای این صفات میتوان با اجراء طرحهای دقیق ردیابی ژنهای عمده مانند طرح برادران-خواهران ناتنی در ایستگاه مرغ بومی آذربایجان غربی و استفاده از مارکرهای ریزماهواره، ژنهای عمده را با دقت بالا ردیابی و ضمن تعیین میزان اثر این ژنها، محل قرار گیری آنها بر روی کروموزومها را نیزدقیقا تعیین نمود.
زمینه مطالعاتی: بررسی خصوصیات ژنتیکی و فنوتیپی صفات کیفیت تخممرغ از اهمیت بالایی در اصلاحنژاد مرغهای بومی برخوردار است. هدف: این تحقیق با هدف تخمین وراثت پذیری و همبستگیهای ژنتیکی و فنوتیپی این صفات در مرغهای بومی اصفهان انجام شد. روش کار: تعداد 1024 عدد تخممرغ مربوط به نسل پانزدهم، از مرکز اصلاحنژاد مرغهای بومی اصفهان جمعآوری و صفات کیفیت خارجی و داخلی آنها اندازهگیری شد. پارامترهای ژنتیکی و فنوتیپی صفات به وسیله ی شش مدل حیوانی و با استفاده از روش حداکثر درستنمایی محدود شده مورد برآورد قرار گرفت. نتایج: تخمینهای وراثتپذیری برای کیفیت خارجی در دامنهی 14/0 تا 38/0 و برای کیفیت داخلی در دامنهی 11/0 تا 25/0 قرار داشت. در مورد کیفیت خارجی، بیشترین همبستگی مثبت ژنتیکی بین وزن مخصوص و ضخامت پوسته (93/0) و بیشترین همبستگی منفی ژنتیکی بین طول و شاخص شکل تخممرغ (81/0-) مشاهده شد. همچنین در مورد کیفیت داخلی، بیشترین همبستگی مثبت ژنتیکی بین ارتفاع سفیده و واحد هاو (99/0) و بیشترین همبستگی منفی ژنتیکی بین قطر زرده و شاخص زرده (54/0-) مشاهده شد. بیشترین همبستگی ژنتیکی بین صفات کیفیت خارجی و کیفیت داخلی مربوط به وزن تخممرغ و وزن سفیده (92/0) بود. نتیجهگیری نهایی: نتایج نشان داد که بهبود صفات کیفیت خارجی از طریق انتخاب برای وزن مخصوص به دلیل بالا بودن توارث پذیری، همبستگی ژنتیکی مطلوب با اکثر صفات کیفیت خارجی و اندازهگیری آسان، امکانپذیر است. از طرفی انتخاب برای افزایش ارتفاع زرده نیز به دلایل مشابه منجر به بهبود کیفیت داخلی تخممرغ خواهد شد. با توجه به همبستگی ژنتیکی منفی وزن مخصوص و ارتفاع زرده، استفاده همزمان از این دو صفت در یک شاخص انتخاب می تواند منجر به بهبود کیفیت داخلی و خارجی تخممرغ در مرغهای بومی اصفهان شود.
در این تحقیق، تخمین اجزای واریانس -کواریانس و وراثتپذیری برای صفات عملکردی وزن بدن در 12 هفتگی، وزن بدن در سن بلوغ جنسی، سن بلوغ جنسی و تعداد تخممرغ تعداد 43180 قطعه مرغ بومی آذربایجان که طی 14 نسل (سال 1367 تا 1389) این صفات رکورد برداری شده بودند، انجام شد. تجزیه و تحلیل دادهها و برآورد مؤلفههای واریانس برای محاسبه پارامترهای ژنتیکی با استفاده از روش حداکثر درست نمایی محدود شده و مدل حیوانی چهار صفتی صورت گرفت. محدوده وراثتپذیری در صفات عملکردی مدل چهار صفتی در محدوده097/0 تا409/0 به ترتیب برای تعداد تخممرغ و وزن بدن در 12 هفتگی بدست آمد. همبستگی ژنتیکی بالایی بین سن بلوغ جنسی و تعداد تخممرغ و وزن بدن در 12 هفتگی با وزن بدن در بلوغ جنسی (به ترتیب 83/0- و 744/0) برآورد شد.طی بررسیهای انجام شده روند ژنتیکی (تفاوت ارزش اصلاحی مرغان نسل پایه با آخرین نسل) حاصل از صفات وزن بدن در 12 هفتگی، وزن بدن در سن بلوغ جنسی، سن بلوغ جنسی و تعداد تخممرغ به ترتیب 29/14 گرم، 5/5- گرم، 62/1- روز و 23/0 عدد بود. نتایج این تحقیق نشان میدهد که کاهش سن بلوغ جنسی سبب افزایش تعداد تخم مرغ خواهد شد.
در این تحقیق، جهت برآورد پارامترهای ژنتیکی و مقایسه چندجملهایهای لژاندر در صفات تولیدی گاوهای هلشتاین ایران از رکوردهای روزآزمون دوره شیردهی اول صفات مقدار تولید شیر، مقدار چربی، مقدار پروتئین، درصد چربی و درصد پروتئین شیر استفاده شد. این رکوردها از سالهای 1385 تا 1389 توسط مرکز اصلاح نژاد کشور جمعآوری شده بود. پارامترهای ژنتیکی با استفاده از روش حداکثر درستنمائی محدود شده (REML) و مدل رگرسیون تصادفی با چندجملهایهای لژاندر درجه 3 تا 5 برآورد گردید. با توجه به نتایج حاصل، چندجملهای لژاندر درجه 5 برای برازش اثرات محیط دائمی و ژنتیکی افزایشی صفات مقدار تولید شیر، درصدهای چربی و پروتئین و چندجملهای لژاندر درجه 4 برای صفات مقادیر چربی و پروتئین شیر پیشنهاد شد. واریانس باقیمانده برای کل دوره شیردهی همگن در نظر گرفته شد. برای صفات مورد بررسی، حداکثر میزان واریانس محیط دائمی در اوایل دوره شیردهی و حداکثر میزان واریانس ژنتیکی افزایشی در اواخر دوره شیردهی برآورد گردید. میزان واریانس فنوتیپی صفات مورد بررسی در طول دوره شیردهی یکسان نبوده و در اوایل و اواخر دوره شیردهی مقدار آن بالاتر بود. حداقل میزان وراثتپذیری صفات مورد بررسی در اوایل دوره شیردهی بود. همبستگی ژنتیکی افزایشی بین روزهای شیردهی نزدیک به هم بیش از روزهای آزمون دور از هم بود. روند ژنتیکی تولید شیر در طول 10 سال اخیر سیر صعودی را نشان داد، در حالیکه برای درصد چربی و درصد پروتئین شیر این روند کاهش یافت.
شیر و محصولات لبنی جزء مواد غذایی هستند که همه روزه مصرف می شوند. حدود 70% چربی این محصولات را اسیدهای چرب اشباع تشکیل می دهد که این اسیدهای چرب اشباع می توانند موجب افزایش کلسترول کل و LDL شده و خطر بیماری های قلبی- عروقی را افزایش دهد. از اینرو، اصلاح ترکیب چربی محصولات لبنی همچون ماست ضروری به نظر می رسد. گردو حاوی مقدار بالای اسیدهای چرب ضروری، آنتی اکسیدان ها و سایر ترکیبات سودمند است. از اینرو، در این مطالعه پودر مغز گردو در مقادیر 0 (نمونه کنترل) 3، 6 و 9% به ماست اضافه شد و خصوصیات بافتی (سینرسیس و ویسکوزیته)، حسی و پروفایل اسیدهای چرب و ماده خشک در طول نگه داری، هر هفته به مدت 28 روز ارزیابی شد. طبق نتایج بدست آمده غنی سازی نمونه های ماست با پودر گردو و طول دوره نگه داری اثر معنی داری (05/0 ) روی تغییرات میزان سینرسیس و ویسکوزیته، پروفیل اسیدهای چرب و ماده خشک نمونه های ماست داشت. به طوریکه نمونه کنترل سینرسیس بیشتر و ویسکوزیته و ماده خشک کمتردر مقایسه با نمونه های حاوی پودر گردو داشت. با اضافه نمودن پودر مغز گردو میزان اسیدهای چرب اشباع کاهش و میزان اسیدهای چرب غیر اشباع افزایش یافت و به ترتیب اسیدهای چرب لینولئیک (18:2)، اولئیک (18:1)، α- لینولنیک (18:3)، پالمیتیک (16:0) و استئاریک (18:0) اسیدهای چرب نمونه های ماست حاوی پودر گردو را تشکیل دادند. در مورد ارزیابی های حسی، بالاترین امتیاز از نظر ویژگی حسی در روزهای 1، 7 و 14 نگه داری به ترتیب مربوط به نمونه های ماست حاوی 9% پودر گردو، ماست 6% و 3% گردوئی و ماست حاوی 3% پودر گردو بود. نتایج این مطالعه نشان داد که افزودن پودر گردو علاوه بر اصلاح ترکیب چربی ماست و غنی سازی آن از نظر اسیدهای چرب ضروری در بهبود بافت آن نیز موثر است.