سابقه و هدف: روش متاآنالیز برای تجمیع نتایج مطالعات انجام شده در زمینه برآورد پارامترهای ژنتیکی صفات تولیدی و تولیدمثلی در گاو شیری با استفاده از دادههای مقالات موجود و رسیدن به نتایجی با صحت بالاتر مورد استفاده قرار گرفت. بدین منظور یک مطالعه متاآنالیزی، از دادههای مربوط به 96 مقاله منتشر شده در زمینه برآورد پارامترهای ژنتیکی صفات تولیدی و تولیدمثلی گاو هلشتاین، در ایران استفاده شد. صفات مورد بررسی در گاو هلشتاین شامل تولید شیر، تولید چربی شیر، تولید پروتئین شیر، درصد چربی شیر، درصد پروتئین شیر، سن اولین زایش، فاصله گوسالهزایی، روزهای خشک، روزهای باز، طول دوره آبستنی و طول دوره شیردهی بودند. مواد و روشها: ابتدا، مقادیر وراثتپذیری و همبستگیهای ژنتیکی و فنوتیپی از مقالات مرتبط استخراج شد. پس از آمادهسازی دادهها، -مدل متاآنالیز با اثرات تصادفی با استفاده از بسته Metacor نرم افزار R نسخه 3،3،1 و نرم افزار CMA نسخه 3 برای برآورد میانگین وزنی وراثتپذیری و همبستگیهای ژنتیکی و فنوتیپی، خطای استاندارد و حدود اطمینان 95 درصدی صفات تولیدی و تولیدمثلی مورد استفاده قرار گرفت. بررسی مطالعات موجود، نشانگر وجود ناهمگنی زیاد برای اکثر صفات مورد بررسی بود. بنابراین، برای برآورد میانگین وزنی اثرات، امکان استفاده از مدل اثر ثابت وجود نداشت. دادهها توسط نرمافزار CMA مجددا مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند و نتایج حاصل از مدل اثرات تصادفی به عنوان نتایج نهایی متاآنالیز گزارش شد. نتایج: میانگین وزنی وراثتپذیری برای صفات تولیدی در محدوده 19/0 تا 27/0 بود. بیشترین میزان وراثتپذیری مربوط به صفت درصد پروتئین شیر (27/0) و کمترین میزان وراثتپذیری مربوط به صفت تولید چربی شیر (19/0) بود. میانگین وزنی وراثتپذیری برای صفات تولیدمثلی در محدوده 03/0 تا 14/0 بود. در این بین میزان وراثتپذیری طول دوره آبستنی (14/0) از سایر صفات بیشتر و وراثتپذیری روزهای باز (03/0) از سایر صفات تولیدمثلی کمتر بود. میانگین وزنی همبستگی ژنتیکی برای صفات تولیدی و تولیدمثلی در محدوده 56/0- تا 88/0 و میانگین وزنی همبستگی فنوتیپی صفات در محدوده 42/0- تا 83/0 بود. بررسی نتایج حاصل از متاآنالیز در این پژوهش و مقایسه آن با نتایج مطالعات انفرادی نشان داد که تجمیع نتایج مطالعات و نجزیه مجدد آنها با روش متاآنالیز از طریق کاهش خطای استاندارد سبب افزایش صحت در نتایج حاصله میشود. به طور مثال دامنه تغییرات وراثتپذیری در مقالات مورد استفاده در مورد صفت تولید شیر بین 047/0 تا 41/0 ، چربی شیر بین 05/0 تا 56/0 و پروتئین شیر بین 0 تا 7/0 بود، در حالی که پس از تجمیع نتایج توسط روش متاآنالیز، محدوده 95% برای وراثتپذیری این صفات به ترتیب به 23/0 تا 25/0، 17/0 تا 21/0 و 19/0 تا 29/0 کاهش یافت. از طرفی مقایسه خطای استاندارد متاآنالیز در مورد هر صفت با خطای استاندارد مطالعات نشان داد که تجمیع نتایج و افزایش حجم نمونه باعث کاهش شدید خطای استاندارد برآورد وراثتپذیری در صفات مورد بررسی بخصوص صفات تولیدی شد. نتیجهگیری: بنابراین استفاده از روشهایی نظیر متآنالیز با تجمیع کلیه اطلاعات موجود منجر به بهبود برآوردها و افزایش کارائی برنامههای اصلاح نژادی و بهبود پیشرفت ژنتیکی صفات اقتصادی بخصوص در جمعیتهای فاقد رکورد و یا با رکوردهای نامناسب خواهد شد.
در پژوهش حاضر توانایی پیشبینی ارزش های اصلاحی ژنومی شبکههای عصبی بیزی و روشهای پارامتری در چهار معماری ژنتیکی شبیه سازی شده و چهار صفت واقعی موش با یکدیگر مقایسه شد. تعداد QTLها در معماریهای ژنتیکی اول و سوم 50 و در معماریهای ژنتیکی دوم و چهارم 500 در نظر گرفته شد. مقدار وراثتپذیری در معماریهای ژنتیکی اول و دوم 3/0 و در معماریهای ژنتیکی سوم و چهارم 7/0 بود. بیشترین صحت پیشبینی ژنومی حاصل از شبکههای عصبی بیزی در چهار معماری ژنتیکی شبیهسازیشده برابر با 644/0، 654/0، 800/0 و 81/0 بود. این مقادیر در روشهای پارامتری برابر با 717/0، 685/0، 903/0 و 836/0 بود. حداکثر توانایی پیشبینی حاصل از شبکههای عصبی بیزی در پیشبینی وزن شش هفتگی، شیب رشد، شاخص توده بدنی و طول بدن به ترتیب برابر با 474/0، 359/0، 154/0 و 214/0 بود. توانایی پیشبینی روشهای پارامتری در پیشبینی ژنومی این صفات مشابه و بهطور متوسط برابر با 477/0، 369/0، 170/0 و 221/0 بود. میانگین مربعات خطای پیشبینی شبکههای عصبی بیزی در معماریهای ژنتیکی شبیهسازیشده اندکی کمتر از روشهای پارامتری و در دادههای واقعی مشابه روشهای پارامتری بود. مدتزمان اجرای شبکههای عصبی بیزی با افزایش تعداد نرون در لایه مخفی بهصورت صعودی افزایش یافت. نتایج بدست آمده نشان داد با وجود بهتر بودن صحت و توانایی پیش بینی روش های پارامتری، شبکههای عصبی بیزی می توانند ارزشهای اصلاحی ژنومی را با دقت مناسبی پیشبینی کنند. همچنین توانایی پیشبینی ژنومی شبکههای عصبی به صفات هدف، گونه موردنظر و معماری شبکه عصبی بستگی دارد.
هدف از این مطالعه بررسی اثرات فصل و سن هنگام اولین زایش بر پارامترهای منحنی شیردهی برازش شده با تابع وود (از قبیل تداوم شیردهی، زمان اوج تولید و مقدار تولید در اوج تولید)، برای گاوهای شیری هلشتاین شکم اول ایران بود. در این مطالعه از 580980 رکورد روز آزمون 58098 رأس گاو شیری هلشتاین، متعلق به 953 گله، که طی سالهای 1391-1374 زایش داشتند استفاده گردید. آنالیز ژنتیکی پارامترهای منحنی شیردهی با روش مدل دام تک صفتی توسط نرمافزار تخصصی DMU انجام شد. نتایج نشان داد اثرات گله، سال و فصل زایش، سن هنگام اولین زایش و درصد ژن هلشتاین بر پارامترهای منحنی شیردهی تأثیر معنیدار داشتند (01/0P<). بیشترین تعداد شکل نامطلوب منحنی شیردهی در فصول بهار و تابستان و کمترین تعداد شکل نامطلوب منحنی شیردهی در فصول پائیز و زمستان مشاهده شد. وراثتپذیری پارامترهای منحنی شیردهی در دامنه کم تا متوسط (03/0 تا 26/0) برآورد گردید. روند ژنتیکی تولید شیر 305 روز و مقدار شیر جزئی از روزهای 100-5، 200-101 و 305-201 شیردهی، زمان اوج تولید و مقدار تولید در اوج شیردهی مثبت و معنیدار بود (05/0P<). گاوها در فصل بهار زودتر و در فصل زمستان دیرتر به اوج تولید میرسند و تداوم شیردهی در بهار کمترین و در زمستان بیشترین است. همچنین گاوهای جوانتر تداوم شیردهی بیشتری دارند و دیرتر به اوج تولید میرسند و شکل منحنی شیردهی نامطلوب کمتری نیز دارند. بنابراین فصل زایش مناسب و سن مطلوب هنگام اولین زایش برای گاوهای هلشتاین ایران، به-ترتیب فصل زمستان و سن 24 ماه است.
سابقه و هدف: هدف از انجام این مطالعه بررسی تأثیر نقص شجره بر پیشبینی ارزش ارثی و روند ژنتیکی صفات رشد قبل از شیرگیری در گوسفند قرهگل بود. مواد و روشها: در این مطالعه از داده های جمعآوری شده در ایستگاه پرورش و اصلاح نژاد گوسفند قرهگل سرخس، طی سالهای 1373 تا 1393، استفاده گردید. صفات مورد مطالعه شامل وزن تولد، وزن شیرگیری و متوسط افزایش وزن روزانه از تولد تا شیرگیری بودند. اطلاعات حاصل از 21 سال انتخاب و آمیزش برای هرصفت در فایل جداگانه ذخیره شد. فایل داده ها برای هر صفت در حالت شجره کامل و ناقص (حذف پدر برای صفر، 25 ،50، 75 و 100 درصد افراد شجره) تحت مدل حیوان آنالیز گردید. مؤلفههای واریانس و پارامترهای ژنتیکی صفات با استفاده از روش حداکثر درستنمایی محدود شده با استفاده از نرمافزار DMU برآوردید گردید. روند ژنتیکی صفات فوق از طریق تابعیت میانگین ارزش ارثی برسال تولد برآورد شد. یافتهها: روند ژنتیکی وزن تولد با حذف درصدهای مختلف شماره پدر (صفر، 25 ،50 ،75 و 100درصد) از شجره به ترتیب 0001/0±0002/0، 0001/0±0003/0،0001/0±0003/0-،0001/0±000002/0 - و 0003/0±0001/0 برآورد شدند. همچنین روند ژنتیکی وزن شیرگیری با حذف صفر، 25، 50، 75 و 100 درصد شماره پدر از شجره به ترتیب 0137/0±1497/0 ،0137/0±0499/0، 0142/0±0568/0، 0141/0±0108/0- و0171/0±0709/0- و روند ژنتیکی متوسط سرعت رشد روزانه از تولد تا شیرگیری به ترتیب 0171/0±0709/0-،1288/0±5222/0،1222/0±0103/0-، 1213/0±3273/0- و 1221/0±9591/0- برآورد گردید. نتیجهگیری: با توجه به نتایج حاصل شده نقص در شجره با افزایش درصد حذف شماره پدر باعث کاهش روند ژنتیکی صفات مورد مطالعه گردید. سابقه و هدف: هدف از انجام این مطالعه بررسی تأثیر نقص شجره بر پیشبینی ارزش ارثی و روند ژنتیکی صفات رشد قبل از شیرگیری در گوسفند قرهگل بود. مواد و روشها: در این مطالعه از داده های جمعآوری شده در ایستگاه پرورش و اصلاح نژاد گوسفند قرهگل سرخس، طی سالهای 1373 تا 1393، استفاده گردید. صفات مورد مطالعه شامل وزن تولد، وزن شیرگیری و متوسط افزایش وزن روزانه از تولد تا شیرگیری بودند. اطلاعات حاصل از 21 سال انتخاب و آمیزش برای هرصفت در فایل جداگانه ذخیره شد. فایل داده ها برای هر صفت در حالت شجره کامل و ناقص (حذف پدر برای صفر، 25 ،50، 75 و 100 درصد افراد شجره) تحت مدل حیوان آنالیز گردید. مؤلفههای واریانس و پارامترهای ژنتیکی صفات با استفاده از روش حداکثر درستنمایی محدود شده با استفاده از نرمافزار DMU برآوردید گردید. روند ژنتیکی صفات فوق از طریق تابعیت میانگین ارزش ارثی برسال تولد برآورد شد. یافتهها: روند ژنتیکی وزن تولد با حذف درصدهای مختلف شماره پدر (صفر، 25 ،50 ،75 و 100درصد) از شجره به ترتیب 0001/0±0002/0، 0001/0±0003/0،0001/0±0003/0-،0001/0±000002/0 - و 0003/0±0001/0 برآورد شدند. همچنین روند ژنتیکی وزن شیرگیری با حذف صفر، 25، 50، 75 و 100 درصد شماره پدر از شجره به ترتیب 0137/0±1497/0 ،0137/0±0499/0، 0142/0±0568/0، 0141/0±0108/0- و0171/0±0709/0- و روند ژنتیکی متوسط سرعت رشد روزانه از تولد تا شیرگیری به ترتیب 0171/0±0709/0-،1288/0±5222/0،1222/0±0103/0-، 1213/0±3273/0- و 1221/0±9591/0- برآورد گردید. نتیجهگیری: با توجه به نتایج حاصل شده نقص در شجره با افزایش درصد حذف شماره پدر باعث کاهش روند ژنتیکی صفات مورد مطالعه گردید.
این پژوهش به منظور آنالیز ژنتیکی طول عمر و صفات تولیدی (تولید شیر، چربی و پروتئین 305 روز) گاوهای هلشتاین ایران انجام شد. بنابراین از رکوردهای متعلق به 90112 رأس گاو شیری در دوره اول شیرواری استفاده گردید. دادههای مذکور مربوط به 759 گله بوده که طی سالهای 1375 تا 1392 توسط مرکز اصلاح نژاد و بهبود تولیدات دامی کشور جمعآوری شده بود. برآورد مؤلفههای واریانس به روش حداکثر درستنمایی محدود شده براساس مدل دام با استفاده از نرم افزار ژنتیکی DMU انجام گردید. روند ژنتیکی و فنوتیپی به ترتیب از طریق تابعیت میانگین ارزش اصلاحی و میانگین فنوتیپی صفات بر سال زایش محاسبه گردید. وراثتپذیری طول عمر تولیدی، طول عمر عملکردی، تولید شیر، چربی و پروتئین شیر به ترتیب 04/0، 03/0، 23/0، 17/0 و 20/0 برآورد گردید. همبستگی ژنتیکی طول عمر تولیدی با صفات تولیدی به ترتیب در محدوده 11/0-02/0 برآورد گردید. همبستگی ژنتیکی تولید شیر با تولید چربی و پروتئین شیر به ترتیب 88/0 و 94/0 برآورد شد. روند ژنتیکی برای صفات طول عمر (تولیدی و عملکردی) به ترتیب 02/0- و 002/0 روز (05/0 P) بود. با توجه به همبستگی ژنتیکی مثبت بین تولید شیر و طول عمر تولیدی، به نظر میرسد که انتخاب بر مبنای تولید شیر، موجب افزایش طول عمر شده است. بنابراین توصیه میشود این صفت در برنامههای اصلاحی گاوهای هلشتاین کشور گنجانده شود.
به منظور بررسی تأثیر نقص شجره بر پیشبینی ارزش ارثی و روند ژنتیکی درجه پوست درگوسفند قرهگل، از دادههای جمع آوری شده در ایستگاه پرورش و اصلاح نژاد گوسفند قرهگل سرخس، طی سالهای 1373 تا 1393، استفاده گردید. اطلاعات حاصل از 21 سال انتخاب و آمیزش در فایل جداگانه ذخیره شد و در فایل شجره شماره پدرها به میزان 25، 50، 75 و 100 درصد به روش تصادفی حذف گردید و فایل دادهها در حالت شجره کامل و ناقص تحت مدل حیوان آنالیز گردید. روند ژنتیکی صفت درجه پوست از طریق تابعیت میانگین ارزش ارثی برسال تولد برآورد شد. روند ژنتیکی برای درصدهای حذف صفر، 25، 50، 75 و 100 شماره پدر از شجره به ترتیب 0061/0±0420/0، 0056/0±0161/0، 031/0±0472/0-، 0056/0±0161/0 و 0056/0±0161/0 برآورد شد. مقدار وراثت پذیری برای درصدهای حذف مذکور به ترتیب019/0 ±74/0، 018/0±72/0، 016/0±71/0، 015/0±73/0 و 013/0±76/0 برآورد گردید. نتایج نشان دادکه افزایش درصد حذف پدر باعث کاهش وراثت پذیری مستقیم تا 75 درصد حذف شماره پدر، سپس افزایش وراثت پذیری مستقیم گردید. همچنین روند ژنتیکی صفت درجه پوست با افزایش درصد حذف شماره پدر کاهش یافت.
انتخاب ژنومی ابزاری جدید برای برآورد ارزشهای اصلاحی صفات کمی با استفاده از نشانگرهای مولکولی است. معیار کارایی انتخاب ژنومی، دقت پیشبینی ارزشهای اصلاحی ژنومی است. در تحقیق حاضر، دقت پیشبینی ژنومی روشهای پارامتری و ناپارامتری در 345 گاو هلشتاین محاسبه شد. صفات مطالعهشده مقدار شیر، میزان چربی، میزان پروتئین، و سلولهای سوماتیک شیر بود. دو روش پارامتری بهترین پیشبینی نااریب خطی ژنومیک (GBLUP) و بیز B و دو روش ناپارامتری فضای هیلبرت با هستۀ بازآفرین (RKHS) و شبکههای عصبی (NN) برای برآورد تأثیرات نشانگرها و پیشبینی و دقت ارزشهای اصلاحی ژنومی استفاده شد. دقت پیشبینی ژنومی در دامنۀ 39/0 (برای سلولهای سوماتیک) تا 73/0 (برای تولید چربی) محاسبه شد. بیز B و دو روش ناپارامتری در مقایسه با روش GBLUP دچار کوچککردن بیشتر پیشبینیها شده بودند (منحنی ضریب رگرسیون ارزش اصلاحی ژنومی بر ارزش اصلاحی کلاسیک بیشتر از یک بهدست آمد). درمقایسه با همۀ روشها دقت بیز B بیشتر شد. میانگین مربعات خطای پیشبینی برای روش GBLUP به نسبت دیگر روشها برای صفات مطالعهشده کمتر برآورد شد. مدل رگرسیون بیز B برای انتخاب ژنومی در این جمعیت مطلوب بود، ولی برای بهبود دقت با این روش نیاز به کاهش آبرفتگی پیشبینی در این روش است.
سابقه و هدف: صفات تولیدی و تولیدمثلی نقش مهمی در صنعت گاو شیری و بازده اقتصادی آن دارند. ارتباط ژنتیکی صفات تولیدی و تولیدمثلی در جهت خلاف یکدیگر می باشد و افزایش تولید شیر باعث کاهش بازده تولید مثلی و افزایش مشهود هزینههای جایگزینی تلیسه ها در گلههای تجاری شیری میشود. مدل دام چند صفتی به دلیل در نظر گرفتن روابط بین صفات روش مناسبی در تحلیل ژنتیکی توأم صفات با وراثتپذیری پائین و بالا میباشد و دقت ارزیابی را افزایش میدهد. ایران با توجه به شرایط متفاوت دما و رطوبت در نواحی مختلف اقلیم های متفاوتی دارد و از طرفی اقلیم به صورت مستقیم و غیر مستقیم در تولید حیوانات اثر دارد. بنایراین هدف از این مطالعه برآورد پارامترهای ژنتیکی و محاسبه روند فنوتیپی و ژنتیکی برخی صفات تولیدی و تولیدمثلی گاوهای شیری هلشتاین اقلیم خشک بیابانی ایران با استفاده از مدل دام چند صفتی بود.مواد و روش ها: در این تحقیق به منظور آنالیز ژنتیکی صفات تولیدی ( شیر، چربی، پروتئین، درصد چربی و پروتئین 305 روز و صفات تولیدمثلی ( طول دوره خشکی، سن اولین زایش و فاصله گوسالهزایی) گاوهای شیری هلشتاین در اقلیم خشک بیابانی ایران از 5403 رکورد که طی سال های 1375تا 1388 توسط مرکز اصلاح نژاد دام کشور جمع آوری شده بود استفاده گردید. برآورد مؤلفههای واریانس و کواریانس، ارزشهای ارثی و همبستگیهای ژنتیکی و فنوتیپی به روش حداکثر درستنمائی محدود شده براساس مدل دام چند صفتی با استفاده از نرم افزار ژنتیکیDMU انجام گردید. روند ژنتیکی و فنوتیپی به ترتیب از تابعیت میانگین ارزش اصلاحی و میانگین فنوتیپی صفات بر سال زایش محاسبه گردید. یافته ها: وراثتپذیری صفات تولید شیر، مقدار چربی، درصد چربی، مقدار پروتئین و درصد پروتئین، طول دوره خشکی، سن اولین زایش و فاصله گوسالهزایی به ترتیب 23/0، 27/0، 39/0، 28/0، 41/0، 03/0، 25/0 و 05/0بودند. قدر مطلق همبستگی ژنتیکی در محدوده 01/0 (مقدار چربی و طول دوره خشکی) تا 84/0 ( مقدار شیر و مقدار پروتئین) و همبستگی فنوتیپی بین 01/0 (مقدار پروتئین با مقدار چربی و سن اولین زایش با درصد پروتئین) تا 91/0 ( تولید شیر و مقدار پروتئین) بود. روند ژنتیکی ( برای دختران) برای صفات تولید شیر (88/0±) 48/4، مقدار پروتئین (03/0±) 08/0 کیلوگرم و درصد پروتئین (0002/0±) 001/0- درصد بود (01/0Pنتیجه گیری: نتایج تحقیق حاضر نشان داد روند فنوتیپی تمامی صفات تولیدی و تولیدمثلی و روند ژنتیکی صفات تولید شیر و مقدار پروتئین مطلوب و معنی دار بود.
در این مقاله، روشی برای تشخیص نوع گل و تخمین اندازه پوست برههای زندی با استفاده از الگوریتمهای پردازش تصویر و شبکه عصبی مصنوعی ارائه شده است. داده مورد استفاده، از پوستهای متعلق به کلکسیون پوستهای زینتی مرکز پرورش گوسفند زندی تهران(خجیر) بدست آمد. ابتدا ابعاد و نوع گل های موجود روی پوست توسط ارزیابهای مجرب اندازه گیری شد. سپس با استفاده از دوربین دیجیتال، عکسهای متعددی از هر یک از انواع گل و ابعاد پوستها تهیه شد. ویژگیهای مرتبط با کیفیت نوع گل و تخمین اندازه پوست برهها از روی تصاویر دیجیتال و بوسیله ابزارهای پردازش تصویر نرم افزار متلب استخراج شد. دو شبکه عصبی مصنوعی مجزا برای دسته بندی گلها و برآورد مساحت پوست طراحی گردید. شبکه عصبی طراحی شده برای تشخیص نوع گل بدون خطا آموزش دید و در مرحله آزمون نیز با دقت حدود %95، هفت نوع گل مختلف موجود روی پوست را تشخیص داد. اندازه پوست برهها با دقت حدود %99 توسط شبکه عصبی دوم تخمین زده شد. همبستگی بین اندازههای برآورد شده از شبکه عصبی مصنوعی و ابعاد واقعی پوست بره ها %15/97 و معنی دار بود(p
به منظور برآورد پارامترهای ژنتیکی و محیطی صفات رشد و درصد مرگ و میر برههای قرهگل قبل از شیرگیری از 4929 رکورد جمعآوری شده مربوط به 207 قوچ و 1856 میش در ایستگاه اصلاح نژاد گوسفند قرهگل سرخس، از سال1373 تا 1389 استفادهگردید. صفات مورد مطالعه عبارت بودند از: وزن تولد، وزن 1ماهگی، وزن شیرگیری، متوسط سرعت رشدروزانه از تولد تا شیرگیری، درصد مرگ و میر برهها از تولد تا 1، 2،4،8 و14 هفته. هر یک از صفات جداگانه با در نظر گرفتن عوامل مؤثر و معنیدار در مدل شامل جنس، نوع تولد، سال تولد، سن مادر و وزن زایش میش بعنوان متغیرکمکی مورد تجزیه و تحلیل آماری قرارگرفتند. مدل مادری برای آنالیز صفات رشد و مدل رگرسیون کاکس برای آنالیز درصد مرگ و میر استفاده گردید. روندژنتیکی صفات وزن تولد، وزن 1 ماهگی، وزن شیرگیری و متوسط سرعت رشد روزانه از تولد تا شیرگیری به ترتیب 002/0±012/0،004/0±028/0،001/0±125/0و001/0±015/0کیلوگرم در سال برآورد شد. وراثت پذیری مستقیم صفات وزن تولد، وزن 1 ماهگی، وزن شیرگیری و متوسط سرعت رشد روزانه از تولد تا شیرگیری به ترتیب03/0±16/0، 01/0±15/0،04/0±17/0 ،05/0±21/ .0 و وراثت پذیری مادری این صفات 0001/0±005/0 ،014/0±06/0 ، 0001/0±003/0و 03/0±1/0 برآورد شد. وراثت پذیری صفات درصد مرگ و میر برهها قبل از شیرگیری به ترتیب 01/0±01/0، 01/0±02/0، 02/0±04/0، 01/0±05/0و 02/0±06/0 برآوردگردید. درصد مرگ و میر تجمعی برهها تا سن شیرگیری 15 درصد بود. نتایج نشان میدهد اصلاح ژنتیکی صفات رشد در برهها امکان پذیر میباشد، ولی در صفات درصد مرگ و میر برهها نقش عوامل محیطی در بهبود صفات بسیار مهم تر میباشد.
در انتخاب ژنومیک، صحت پیش بینی ارزش های اصلاحی در جمعیت تحت انتخاب اثر زیادی بر موفقیت این روش انتخاب دارد. تعداد و نوع حیوانات در جمعیت مرجعی که برای برآورد اثرات نشانگری از آن استفاده می شود از عوامل مؤثر بر صحت پیش بینی ها می باشند. ترکیب اطلاعات سایر جمعیت ها نیز بر صحت پیش بینی ها اثر داشته و می توان در جمعیت های کوچک برای افزایش کارایی انتخاب ژنومیک از آن استفاده کرد. در مطالعه حاضر به منظور بررسی عوامل مؤثر بر ایجاد جمعیت مرجع در انتخاب ژنومیک، گاوهای هلشتاین ایران شبیه سازی و اثر تعداد و نوع حیوانات جمعیت مرجع، میزان رابطه حیوانات این جمعیت با جمعیت تحت انتخاب و وارد کردن اطلاعات سایر جمعیت ها بر صحت پیش بینی ها بررسی شد. صحت پیش بینی ها با افزایش تعداد حیوانات نر در جمعیت مرجع به طور معنی داری افزایش یافت که این افزایش صحت با افزودن حیوانات ماده نیز به میزان کمتری مشاهده گردید و نشان دهنده رابطه مستقیم بین صحت پیش بینی ها و تعداد حیوانات جمعیت مرجع می باشد. هر چه از میزان رابطه خویشاوندی بین جمعیت مرجع با حیوانات تحت انتخاب کاسته شد، صحت پیش بینی ها نیز کاهش پیدا کرد که علاوه بر اینکه نشان دهنده اهمیت میزان رابطه خویشاوندی بین دو جمعیت مرجع و تحت انتخاب می باشد، لزوم تکرار برآورد اثرات نشانگری را در طول زمان نشان می دهد. ترکیب اطلاعات سایر جمعیت ها صحت را به میزان زیادی بهبود بخشید. در نتیجه می توان برای تشکیل جمعیت مرجع در ایران علاوه بر استفاده از گاوهای ماده در کنار گاوهای نر از اطلاعات سایر کشورها نیز بهره برد.
این تحقیق به منظور بررسی تأثیر سن هنگام اولین زایش بر صفات فاصله گوساله زایی و طول دوره خشکی گاوهای هلشتاین اقلیم نیمه خشک بیابانی ایران انجام شد. داده ها متعلق به دوره اول شیردهی 57870 رأس گاو شیری هلشتاین، که طی سال های 1374 تا 1388 توسط مرکز اصلاح نژاد دام کشور جمع آوری شده بود . آنالیز داده با استفاده از رویه مدل های مختلط انجام شد. برآورد مؤلفه های واریانس و ارزش های اصلاحی با روش حداکثر درستنمائی محدود شده بر اساس مدل دام تک صفتی با استفاده از نرم افزار ژنتیکی DMU صورت گرفت. بر اساس سن اولین هنگام زایش بیشتر از 26 ماه داده ها به دو گروه تقسیم شدند. گروه اول کمتر از 26 ماه زایش و گروه دوم بیشتر از 26 ماه زایش داشتند. میانگین سن هنگام اولین زایش برای کل جمعیت (5/2±)26 ماه، برای گروه اول (1±)5/24 ماه و برای گروه دوم (5/2±)5/28 ماه بود. میانگین فاصله گوساله زایی و طول دوره خشکی به ترتیب 375، 67 روز برای گروه اول و 380 و 5/69 روز برای گروه دوم بود. مقدار وراثت پذیری این صفات به ترتیب 04/0، 02/0 برای گروه اول و 03/0 و 00/0 برای گروه دوم بود. نتایج این تحقیق نشان داد که گاوهای شیری اقلیم نیمه خشک ایران که سن اولین زایش کمتری دارند صفات فاصله گوساله زایی و طول دوره خشکی پائین تری در دوره اول شیردهی دارند.
هدف از این تحقیق، ارزیابی همخونی در گاوهای شیری با تغییر نوع آمیزش، شدت انتخاب با و بدون استفاده از انتقال جنین به کمک شبیهسازی تصادفی بود. به این منظور دو سطح نوع آمیزش (تصادفی، حداقل همتباری)، دو سطح شدت انتخاب برای چهار مسیر انتخابی (بالا و پایین) با و بدون استفاده از انتقال جنین برای مادر نرهای آینده باهم ترکیب شده و در مجموع 8 سناریو مورد مقایسه قرار گرفت. 5000 گاو ماده توزیع شده بین 50 گله 100 راسی و ثبت شده برای 6 صفت تولید شیر، پروتئین، چربی، سن در اولین گوسالهزایی، فاصله گوسالهزایی و نمره سلولهای بدنی برای 30 سال شبیهسازی شد. روند و تغییرات سالیانه همخونی برای 8 سناریو و سطوح مختلف عوامل مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که آمیزش با حداقل همتباری و شدت انتخاب پایین نسبت به آمیزش تصادفی و شدت انتخاب بالا به ترتیب 43/60 و 56 درصد تغییرات همخونی کمتری دارند. تغییرات سالیانه همخونی در موقع استفاده کردن از انتقال جنین نسبت به حالت استفاده نکردن 98/21 درصد بیشتر بود. کمترین تغییرات سالیانه همخونی برای سناریو هشتم (آمیزش با حداقل همتباری- شدت انتخاب پایین- استفاده از انتقال جنین) و بیشترین تغییرات سالیانه همخونی برای سناریو سوم (آمیزش تصادفی- شدت انتخاب بالا- استفاده از انتقال جنین) بدست آمد. با توجه به نتایج میتوان گفت که انتخاب حیوانات با شدت بالا و استفاده از انتقال جنین با هدف افزایش پیشرفت ژنتیکی بهتر است در کنار آمیزشهای با حداقل همتباری باشد.
به منظور بررسی عوامل مؤثر بر صفت طول عمر اقتصادی گوسفند کردی خراسان شمالی از رکوردهای ثبت شده ایستگاه پرورش و اصلاح نژاد گوسفندکردی طی سال های 1369 تا 1391 که شامل 7469 بره حاصل از 187 پدر و 2258 مادر بود، استفاده گردید. ترسیم جداول طول عمر تولیدی از رویه Life table نرم افزار SAS نسخه 1/9 صورت گرفت. عوامل ثابت سال و فصل بر طول عمر حیوان اثر معنی داری داشت. نتایج نشان داد که حدود 99 درصد از میش های داشتی به دلایل غیر از سن از گله حذف گردیده اند. بیشترین درصد حذف در میش ها مربوط به بیماری (1/33%) و کمترین درصد حذف در جنس نر مربوط به مسمومیت (11/0%) می باشد. تعداد میش های حذف شده از گله با بالا رفتن سن کاهش می یابد، اما حذف میش های بالای 4 سال در مقایسه با میش های جوان افزایش یافت. زنده مانی میش هایی که زایش تک قلو داشتند، بیشتر از میش هایی است که زایش دو قلو داشتند و میش های دارای 1 بره نسبت به میش های دارای 2 و 3 بره، درصد زنده مانی بیشتری را نشان دادند. نتایج نشان داد که میش هایی که در تمام زایش ها یک بره داشتند دارای بالاترین درصد ماندگاری هستند، درحالی که در میش هایی دارای دو بره، درصد زنده مانی کمتر مشاهده شد. اگر چه سیاست های کلی در دام های سبک به سمت افزایش میزان دوقلوزایی می باشد، اما نتایج نشان داد تأکید بر دوقلوزایی موجب حذف میش ها در سنین پایین و کاهش طول عمر اقتصادی خواهد شد. برای بهبود ماندگاری می توان شرایط مدیریتی و محیطی گله را بهبود بخشید.