ارزیابی پتانسیل هیدروکربنزایی سنگ منشأ بهعنوان تابعی از کل محتوی کربن آلی و نوع کروژن از اهمیت بالایی در مطالعات اکتشافی نفت و گاز برخوردار است. هدف اصلی در این مطالعه، مقایسه عملکرد شبکه عصبی مصنوعی بر پایه روش آموزش پس انتشار (ANN-BP) و همچنین الگوریتمهای فراابتکاری ژنتیک (ANN-GA) و ازدحام ذرات (ANN-PSO) بهمنظور برآورد پارامترهای ژئوشیمیایی کل کربن آلی (TOC) و پتانسیل باقیمانده هیدروکربنی (S2) از طریق نمودارهای چاهپیمایی است. بدین منظور، سازند پابده (پالئوسن ـ الیگوسن) در میدان نفتی منصوری مورد مطالعه قرار گرفت. براساس نتایج برازش خطی برروی دادههای آزمون، روش ANN-PSO امکان برآورد پارامترهای TOC و S2 حاصل از آنالیز راکـ ایول را بهترتیب با ضریب تعیین (R2) برابر با 8548/0 و 9089/0 فراهم آورده و عملکرد بهتری نسبت به روشهای ANN-BP و ANN-GA به نمایش میگذارد. همچنین، برآورد پارامتر شاخص هیدروژن (HI) بر مبنای ارتباط میان مقادیر TOC و S2 بهواسطه این روش با ضریب تعیین 6882/0 از دقت قابل قبولی برخودار بوده و تفکیک انواع کروژن با دقت طبقهبندی 74% را امکانپذیر میسازد. زونبندی ژئوشیمیایی سازند پابده بر مبنای غنیشدگی آلی و نوع کروژن با توجه به نتایج حاصل از روش ANN-PSO نشاندهنده سه بخش مجزا است، بهطوریکه بخش میانی (واحد شیل قهوهای) با دارا بودن مقادیر قابلتوجه کل محتوی کربن آلی و شاخص هیدروژن از پتانسیل هیدروکربنزایی بیشتری برخودار بوده و در صورت رسیدن به بلوغ حرارتی مناسب میتواند نقش قابلتوجهی در شارژ تلههای نفتی میدان ایفاء نماید. بنابراین، تعیین دقیق اختصاصات هیدروکربنزایی سازند پابده با بهکارگیری مدل پیشنهادی ANN-PSO در این مطالعه، کاهش عدم قطعیت در مدلسازی سیستم نفتی و متعاقباً افزایش قابلتوجه کارایی اکتشاف در میدان نفتی منصوری را بهدنبال خواهد داشت.
تنش سرما و یخزدگی یکی از عوامل محیطی است که بر میزان تولید محصول و سایر صفات مهم آگرونومیکی در بسیاری از گونههای گیاهی تاثیرگذار است. کلزا به تنش یخزدگی حساس است و تا 70 درصد کاهش عملکرد نشان میدهد. این پژوهش به منظور شناسایی ژنوتیپهای مقاوم به تنش یخ-زدگی، ارزیابی اثرات تنش یخزدگی بر روی عملکرد و اجزاء عملکرد و همچنین صفات فیزیولوژیک به منظور شناسایی و اصلاح صفات متاثر از تنش مذکور طراحی و اجرا گردید. آزمایش بر روی 24 ژنوتیپ کلزای زمستانه و دو تاریخ کشت متفاوت به صورت کشت نرمال و کشت تاخیری در قالب طرح کرتهای خرد شده بر پایه بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 98- 1397 در اراضی کشاورزی شهر تیکمه داش از توابع استان آذربایجان شرقی اجرا شد. اثرات تنش یخزدگی برای سه صفت تعداد غلاف در بوته، وزن هزار دانه و عملکرد در سطح احتمال 1% معنیدار شد. میانگین مربعات ژنوتیپها برای دو صفت تعداد دانه در غلاف و عملکرد در سطح احتمال 1% معنیدار شده است. میانگین مربعات تنش از نظر میزان کلروفیل b، پرولین، قندهای محلول، نشت الکترولیت، مالوندیآلدهید و سوپراکسید دیسموتاز در سطح احتمال یک درصد معنیدار شد. همچنین در بین ژنوتیپها نیز از نظر صفات فوق الذکر در سطح احتمال یک درصد اختلاف معنیدار وجود داشت. لاین KS7 دارای بیشترین میانگین عملکرد و کمترین آن مربوط به لاین L62 میباشد. هم در شرایط تنش و هم در شرایط بدون تنش میزان عملکرد کل همبستگی مثبت و معنیداری با تعداد غلاف در بوته و تعداد دانه در غلاف نشان داد. بر اساس نتایج تجزیه به عاملها 4 عامل برای هر یک از شرایط بدون تنش و تنش یخزدگی شناسایی شد که در حالت بدون تنش 77.52 درصد از کل واریانس و در حالت تنش یخزدگی 81.06 درصد از کل واریانس را توجیه نمودند.
نیگل و ویلیامز معضل "تصادف اخلاقی" را محصول تعارض میان باور به اصل کنترل و فعالیتهای اخلاقی میدانند. برخی معتقدند که این مسئلهای واقعی و حلناشده در فلسفه معاصر است اما همه با این سخن موافق نیستند. مایکل مور مدعی است که مسئله تصادف اخلاقی همان مسئله سنتی اراده آزاد است و به خودی خود مسئلهای اصیل بشمار نمیآید. مور همچنین مدعی است که معنایی از کنترل که نیگل در صورتبندی مسئله تصادف اخلاقی استفاده میکند نادرست است. به نظر او، این مفهومِ ناهمسازگرایانه از کنترل، مبنی بر اینکه کنترلِ نتیجه نیازمندِ کنترل بر همۀ عوامل ضروریِ به وجود آورندۀ نتیجه است، در ارزیابیهای اخلاقی روزمره کاربردی ندارد. در بخش نخست مقاله، ضمن صورتبندی مسئلۀ تصادف اخلاقی، به این سوال پرداخته خواهد شد که اساسا چگونه باید این مسئله را فهمید. در بخش دوم، مدعای مور در خصوص معنای همسازگرایانۀ کنترل تحلیل و بررسی میشود. این دو مدعا مستقل از هم صورتبندی شده است چرا که به نظر نگارنده اولی درست و دومی نادرست است.
سازند آسماری در میادین مرکزی فروافتادگی دزفول دارای سنگشناسی مخلوط کربناته-آواری میباشد که بخش زیادی از قاعده این سازند را رسوبات دانهریز شیلی تشکیل میدهد. در این مطالعه کانیشناسی، پتروگرافی آلی، بلوغ حرارتی و پتانسیل هیدروکربنزایی رسوبات شیلی قاعده سازند آسماری در میادین اهواز، مارون و کوپال مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. نتایج آنالیز XRD نشان میدهد که کانیهای رسی کائولینیت و مخلوط لایه ایلیت-اسمکتیت فراوانترین و پس از آن کلسیت و کوارتز تشیکل دهندههای اصلی قاعده سازند آسماری میباشند. مشاهدات پتروگرافی آلی مشخص میکند که مواد آلی موجود در این بخش بیشتر منشا قارهای داشته و از ذرات ویترینایت، اینرتینایت، پولن و فیتوکلاست چوب و همراهی مقدار کمتری مواد آلی دریایی لپتینایت و مواد آمورف تشکیل شده است. مقدار ماده آلی عمدتا بین 2/0 تا 25/1 درصد وزنی (میانگین 75/0) متغییر بوده و نشاندهنده پتانسیل نفتزایی ضعیف تا نسبتا خوب میباشد. شاخص هیدروژن بین (mg HC/g TOC) 141 تا 244 تغییر میکند که مطابق با کروژن تیپ III و II/III است. چیرگی مواد آلی با منشا قارهای و بالا بودن نسبی شاخص اکسیژن بیانگر رسوبگذاری بخش شیلی قاعده سازند آسماری در شرایط اکسیدان و یا نیمه اکسیدی، مطابق با افت نسبی سطح آب دریا صورت گرفته است. اندازهگیری انعکاس ویترینایت (0.45 %Ro تا 0.7) و Tmax آنالیز راک-ایول (°C 417-444 و میانگین °C431)، برای نمونههای مورد مطالعه بلوغ حرارتی مطابق با مرحله نابالغ تا ابتدای پنجره نفتی را نشان میدهند.
استفن لیمن مدعی است؛ 1- در موقعیتهای واقعی شخص از قویترین دلایل برای انجام وظیفه اخلاقی برخوردار است. 2- اگر خدا و زندگی پس از مرگ نباشد، موقعیتهایی وجود خواهد داشت که اخلاقی بودن در آنها مستلزم آن است که شخص دست به فداکاریهای بزرگ بزند، به نحوی که در قیاس با آنچه میکند از فواید کمتری بهرهمند شود. و 3- در شرایط 2 شخص از قویترین دلایل برای انجام وظیفه اخلاقی برخوردار نیست. لیمن مدعی است این سه گزاره در خصوص هنجارهای اخلاقی قابل دفاعاند و بیآنکه وجود خداوند را پیشاپیش مفروض گرفته باشند، به غلبۀ خداباوری در برابر طبیعت باوری میانجامند. در این مقاله، مدعیات اصلی استدلال او ذیل دو آموزۀ دلیل و آموزۀ شرطی بررسی شده است (این تقسیمبندی از خود اوست). به نظر میرسد لیمن در دفاع از آموزۀ دلیل مشکل زیادی نداشته باشد ولی آموزۀ شرطی با نقدهایی روبروست که درستی استدلال او را به چالش میکشد..
میکرو RNAها گروهی از RNAهای کوچک غیررمزکننده پروتئین با طول تقریبا 18 تا 24 نوکلئوتید هستند که در تغییرات پس از رونویسی در یوکاریوتها نقش سرکوب کننده mRNA دارند. به عبارت دیگر میکرو RNA بیان ژن را یا از طریق تجزیه یا سرکوب ترجمه mRNA تنظیم می. میکرو RNAها بهطور مستقیم بر فرآیندهای مانند رشد و نمو، ریخت شناسی، زمان گلدهی، سوخت و ساز، متابولیسم اسیدهای چرب، گلیکولیز و پاسخ به تنشهای زنده و غیر زنده در گیاهان تاثیرگذار هستند. برای شناسایی میکرو RNAها روشهای مختلفی وجود دارد که استفاده از دادههای زیستی(بیوانفورماتیک) یکی ازکمهزینهترین و سادهترین روشها میباشد. توالیهای miRAN بالغ شناختهشده از شمار زیادی گونه جانوری، گیاهی از پایگاه داده miRBase دانلود شد. از توالیهای miRNA بهعنوان توالی شناختهشده برای یافتن miRNAهای حفاظتشده بر پایه جستجوی همسانی بین miRNAها با GSSهای گیاه کلزا استفاده شد. ابتدا توالیهای GSS در گیاه کلزا از بانک اطلاعاتی NCBI در برابر miRNAهای شناختهشده BLASTn شدند. برای شناسایی رونوشتها و ژنهای هدف از تشابه مکمل معکوس بین miRNA و رونوشت هدف استفاده شد. در نهایت پنج عدد miRNA بالغ جدید شناساییشد. ژنهای مانند LUC7L3 ,UEL1D ,WSD1 ,LBD41 ,HST,NST1 ,CIPK26 و CNOT11 که به چندین خانواده ژنی با عملکردهای بیولوژیکی مختلف تعلق داشتند، شناساییشد. در این تحقیق از سرورها و نرمافزارهای مانند Mfold، miRBase، psRNATarget و GC content استفاده شد.
در مطالعه پیش رو، نانوفسیلهای آهکی سازند گورپی از چاه شماره 123، میدان نفتی مارون در حوضه رسوبی زاگرس مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است. در این مطالعه، 38 گونه متلعق به 18 جنس از نانوفسیلهای آهکی، از نهشتههای سازند گورپی معرفی شدند. بر اساس گونههای شاخص شناسایی شده، 9 بایوزون شامل بایوزونهای CC17-CC25 از زونبندی Sissingh (1977) تصحیح شده توسط Perch-Nielsen (1985) معرفی شده است که معادل زونهای UC12-UC20 از زونبندی Burnett (1998) میباشد. بایوزونهای شناسایی شده بیانگر بازه سنی سانتونین پسین تا ماستریشتین پسین برای توالی مورد مطالعه میباشد. به منظور مطالعات دیرینهبومشناسی، تنوع، فراوانی، سایز و میزان حفظشدگی تاکسای نانوفسیلی نیز مورد بررسی قرار گرفت. توزیع و فراوانی گونههایی از جمله Micula decussata، Micula murus و Watznaueria barnesiae حاکی از آن است که به سمت انتهای سازند بر میزان دما و استرس محیطی افزوده شده است. همچنین اجتماع نانوفسیلهای موجود حاکی از تهنشست سازند گورپی در عرضهای جغرافیایی پایین تا متوسط در زمان کرتاسه پسین میباشد.
با توجه به اهمیت برآورد ترکیبپذیری، وراثتپذیری، اجزای واریانس ژنتیکی و نحوه عمل ژن در طراحی برنامههای بهنژادی کلزا، آزمایشی بر اساس روش لاین در تستر با 15 دورگ حاصل از تلاقی پنج لاین کلزای بهاره با عملکرد متوسط شامل SPN3، SPN9، SPN36، SPN30 و DH4، با سه ژنوتیپ کلزای بهاره پرمحصول شامل SPN34، RGS003 و SPN1 به عنوان تستر، در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با دو تکرار اجرا شد. تفاوت بین دورگها برای تمامی صفات مورد مطالعه بجز طول دوره گلدهی، معنیدار شد. در کنترل ژنتیکی صفات، اهمیت اثر افزایشی ژنها برای تمامی صفات مورد مطالعه بجز قطر ساقه و عملکرد دانه بالاتر برآورد شد. وراثتپذیری عمومی صفات از 03/86 % برای قطر ساقه تا 53/98 % برای تعداد روز تا خاتمه گلدهی متغیر بود. حداقل و حداکثر وراثتپذیری خصوصی، بهترتیب در قطرساقه (83/56 %) و تعداد شاخه فرعی (63/91 %) مشاهده شد. در بین ژنوتیپهای مورد مطالعه، تستر SPN1 و لاینهای DH4 و SPN30، بیشترین ترکیبپذیری عمومی را دارا بودند. با توجه به برتر بودن دورگهای DH4×RGS003 ، RGS003× SPN36و SPN30×RGS003 میتوان آنها را برای تولید ارقام دورگ در برنامه های اصلاحی آینده توصیه نمود.
بازنگرشگرایی در باب اخلاقی میگوید میان فرضیۀ توصیفی در باب اخلاقی (آنگونه که میاندیشیم) و فرضیه تجویزی (آنگونه که باید بیاندیشیم) مغایرت وجود دارد. دیدگاهی بازنگرشگروانه به حساب میآید که معتقد باشد (1) فهم عامه از اخلاقی ناهمسازگرایانه است، (2) فهم ناهمسازگرایانه از اخلاقی درست نیست، و (3) باید در فهم عامه از اخلاقی بازنگری کرد. وارگاس مفهوم بازنگریشدۀ را مسئولیت مینامد و معتقد است این مفهوم جدید همۀ کارکردهای مفهوم پیشین را دارد؛ به این معنا که قادر است توجیه تازهای برای فعالیتهای فردی و اجتماعی که بر مبنای مفهوم سنتی شکل دادهایم - مثل سرزنش کردن، ستایش کردن، مجازات کردن و ... – فراهم کند. اما به نظر میرسد از آنجا که الگوی توجیه در نظام آیندهنگرانه است، قادر به توجیه عدالت کیفری نیست. ضمن آنکه وارگاس باید بتواند از مفهوم بازنگری شدۀ در برابر استدلال مداخلههای چهارگانه دفاع کند. در این مقاله نشان دادهایم که دفاعیه او موفق نیست.
چکیده اهداف: این مطالعه به منظور بررسی تحمل به تنش یخزدگی و شناسایی ژنوتیپهای متحمل در بین تعدادی از ژنوتیپهای کلزا انجام شد. مواد و روشها:آزمایش به صورت کرتهای خرد شده بر پایه بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در سال 1397 درمزرعهای به مساحت 2000 مترمربع،به صورت کشت پاییزه در اراضی کشاورزی بخش تیکمهداش از توابع شهرستان بستانآباد اجرا شد. کرت اصلی شامل دو تاریخ کشت معمولی (10 شهریور) و تاخیری (25 شهریور) و کرت فرعی 19ژنوتیپ کلزا ،شاملSLM046، Opera، L963، Okapi، Nima، KH4، Talaya، L957، Ahmadi، KR18، L1009، Zarfam، Nafis، HW101، Licord، KS7، L14، SW101 و L1008 بود. یافتهها: نتایج تجزیه واریانس صفات ارتفاع بوته، تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در غلاف، وزن هزار دانه و عملکرد در هکتارتحت شرایط تنش یخزدگی نشان داد که اثر تنش روی عملکرد در سطح احتمال یک درصد معنیدار بود. اثر ژنوتیپ روی صفات ارتفاع بوته و عملکرد در هکتار در سطح احتمال یک درصد و برای صفت وزن هزار دانه در سطح احتمال پنج درصد معنیدار و برای سایر صفات غیر معنیدار بود. برهمکنش ژنوتیپ ×تاریخ کاشت در عملکرد در سطح احتمال یک درصد معنی دار بود. مقایسه میانگین صفات نشان داد که در صفت ارتفاع بوته ژنوتیپ Opera، در صفت وزن هزار دانه ژنوتیپهای Opera و HW101 و در صفت عملکرد دانه ژنوتیپ KS7 بیشترین مقدار را داشتند. در بین شاخصها،MP، GMP، STI، HM و SNPIبیشترین همبستگی را با عملکرد دانه تحت هر دو شرایط تنش و بدون تنش نشان دادند و به عنوان بهترین شاخصها، جهت دستیابی به ارقام پر محصول و متحمل به تنش یخزدگی معرفی شدند.بر مبنای نمودار سه بعدی، ژنوتیپهایOpera، Licord، L1008 و Talayeبا عملکرد بالاتر از متوسط کل در هر دو شرایط بدون تنش و تنش و نیز مقدار بالای SIIG،بهعنوان ایدهآلترین ژنوتیپها تحت شرایط تنش یخزدگی شناسایی شدند. نتیجهگیری: نتایج نشان داد که ژنوتیپ Opera با بیشترین مقدار SIIG از متحملترین ژنوتیپها و ژنوتیپ Nima با کمترین مقدار SIIG از حساسترین ژنوتیپها به تنش یخزدگی بودند.همچنین نتایج حاکی از آن بود که بیشترین عملکرد دانه (کیلوگرم در هکتار) در شرایط بدون تنش در ژنوتیپKS7 و کمترین عملکرد دانه در ژنوتیپKR18 مشاهده گردید. در شرایط تنش یخزدگی نیز بیشترین عملکرد دانه مربوط به ژنوتیپ Opera و کمترین عملکرد دانه متعلق به ژنوتیپKR18 بود.
در بخش جنوبی فروافتادگی دزفول، وجود ساختارهای نفتی متعدد و مخازن هیدروکربنی در افقهای مختلف در مجاورت ساختارهای فاقد هیدروکربن نشاندهنده پیچیدگی ساختاری و فرآیندهای زایش، مهاجرت و به تله افتادگی هیدروکربن در این ناحیه است. بر همین اساس به منظور تبیین ارتباط ژنتیکی بین خانوادههای نفتی و روشنتر ساختن وضعیت سیستمهای نفتی فعال در منطقه، با بکارگیری روشهای ژئوشیمیایی، ارتباط بین نفتهای مخازن ژوراسیک با مخازن کرتاسه-ترشیری مورد بررسی قرار گرفت. ویژگیهای کلی نفت و اثرانگشتهای نفتی، وجود دو خانواده نفتی مجزا در مخازن آسماری-سروک و مخازن گروه خامی در منطقه مورد مطالعه را محتمل جلوه میدهد. تمایزات بیومارکری وابسته به منشاء و بلوغ بهخوبی سنگهای منشاء متفاوتی را برای نفتهای موجود پیشنهاد میکنند. نفت مخازن آسماری-سروک دارای بلوغی در محدوده اواسط پنجره نفتی هستند و هیدروکربن آنها از منشاء یکسان و از نوع کربناته-مارنی با مشارکت مواد آلی دریایی-تخریبی مشتق شده است. شرایط رسوبگذاری سنگ منشاء این گروه عمدتا احیایی تا نیمه احیایی بوده است. خانواده نفتی گروه خامی از سنگ منشاء قدیمیتر به سن کرتاسه زیرین و در شرایط رسوبگذاری نیمهاکسیدی-نیمهاحیایی و با غلبه مواد آلی با منشاء تخریبی زایش یافته است. بلوغ سنگ منشاء این گروه از نفتها در محدوده پیک زایش هیدروکربن قرار دارد.
رقم نفیس (لاین L72)، مناسب کشت برای مناطق سرد و معتدل سرد کشور، حاصل انتخاب و خالصسازی نسلهای در حال تفکیک مربوط به تلاقی Orient×Modena است. انتخاب بوتهها طی پنج سال تا رسیدن به لاین خالص به روش شجرهای انجام شد و در نسل F6 لاینهای خالص گزینش شدند. لاینهای خالصشده به همراه رقم شاهد اوکاپی در قالب آزمایش مقدماتی مقایسه عملکرد دانه در مزرعه آزمایشی موسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر در سال زراعی 89-1388 بررسی شدند و نتایج نشان داد لاین L72 با میانگین عملکرد 3650 کیلوگرم در هکتار نسبت به شاهد اوکاپی 30/7 درصد برتری داشت. در ارزیابی سازگاری لاینهای منتخب در چهار منطقه کرج، اسلامآباد غرب، همدان و زرقان طی دو سال زراعی 92-1391 و 93-1392، لاین L72 با عملکرد دانه 4137 کیلوگرم در هکتار با رتبه اول نسبت به شاهد اوکاپی 6/7 درصد برتری عملکرد داشت و بر اساس آماره واریانس محیطی از پایداری عملکرد بالاتری نسبت به شاهد اوکاپی برخوردار بود. بررسیهای تکمیلی لاین L72 در کرج، همدان، اسلامآباد غرب، اصفهان، خوی و زرقان طی دو سال نیز حاکی از عملکرد دانه بالای این لاین با میانگین 4336 کیلوگرم در هکتار در مقایسه با ژنوتیپهای مورد بررسی بود. در ارزیابیهای مزرعهای، تحمل بالای این لاین در مقابل بیماری اسکلروتینیایی ساقه کلزا در مقایسه با رقم اوکاپی مشخص گردید. نتایج بررسی تحقیقی-ترویجی این لاین در دو منطقه استان کرمانشاه در شرایط زارعین نشان داد که عملکرد دانه لاین L72 نسبت به رقم احمدی برتری 13/7 درصدی داشت. نتایج طرح تحقیقی-ترویجی در دو منطقه در اصفهان در شرایط آبیاری طبیعی و قطع آبیاری از مرحله خورجیندهی نشان داد که عملکرد دانه این لاین نسبت به شاهد اوکاپی به ترتیب برتری 1/2 و 9/1 درصدی داشت. با توجه به ویژگیهای مطلوب لاین L72 مانند عملکرد دانه، سازگاری خوب و تحمل نسبی به بیماری اسکلروتینیا در مقایسه با رقم شاهد اوکاپی این لاین کلزا با نام نفیس نامگذاری شد و جهت کشت در مناطق سرد و معتدل سردکشور توصیه میگردد.
آزمایشهای لبیت –علیالادعا- نشان میدهند که فرآیندهای ناآگاهانه مغزی، قبل از آنکه از آنها باخبر شویم، تصمیمهای ما را شکل میدهند. برخی بر اساس این مطالعات تجربی مدّعی شدهاند که ما فاقد اراده آزاد هستیم. در این مقاله سه پاسخ به این مدّعا ارائه شده است: نخست، بسیار محل تردید است که افعال مورد مطالعه در آزمایشهای لیبت نمونۀ کاملِ افعالی باشند که آزاد شمرده میشوند. چنین افعالی در بهترین حالت نمونههای نازلی از افعال آزاد بشمار میآیند. دوم اینکه، لیبت مفاهیمی مثل "میل" و "قصد" را جابجا بکار میبرد درحالیکه تفسیری جایگزین از دادههای لیبت میگوید آنچه شرکتکنندگان از خود گزارش میکنند تنها میل به حرکت است و نه قصد یا تصمیم به حرکت. و سوم اینکه، نتایج لیبت تهدیدی مستقل بر ضد ارادۀ آزاد بشمار نمیآیند بلکه صرفا تکرار این مدّعا هستند که تعیّنگرایی با آزادی جمع-شدنی نیست. از این جهت، این آزمایشها نمیتوانند دلیلی بر ضدّ همسازگرایی به شمار آیند.
بهمنظور بررسی اثر محلولپاشی عناصر کممصرف بور و روی بر عملکرد و برخی صفات مورفولوژیک و زراعی گلرنگ بهاره (Carthamus tinctorius L.) (رقم محلی اصفهان) تحت تنش خشکی انتهای فصل، دو آزمایش جداگانه طی سالهای زراعی 93- 1392 و 94- 1393 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه محقق اردبیلی بهصورت اسپیلیت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار انجام گرفت. کرت اصلی شامل سه سطح محدودیت آب (=S1 آبیاری کامل تا انتهای فصل، =S2 قطع آبیاری از مرحله گلدهی و =S3 قطع آبیاری از مرحله دانهبندی) و کرت فرعی شامل ترکیب فاکتوریل عناصر ریزمغذی بور (0B1= ، 350 B2=و 700B3= پیپیام) و روی (0Zn1= ، 1000Zn2= و 2000Zn3= پیپیام) بود. نتایج نشان داد که در سال اول آزمایش کلیه صفات مورد بررسی تحت اثرات منفی محدودیت آب قرار گرفتند. تنش خشکی در مرحله گلدهی (S2) و دانهبندی (S3)، بهصورت معنیداری عملکرد دانه را نسبت به شاهد (S1) کاهش داد (بهترتیب 62/15 درصد و 77/12 درصد). در سال دوم بهعلت بارشهای فراوان در طی دوره تنش اختلاف معنیداری بین تیمارهای آبیاری در کلیه صفات مشاهده نشد. در هر دو سال آزمایش تیمارهای B3Zn2 و B2Zn2 در صفات عملکرد و درصد مغز دانه حداکثر افزایش معنیدار و در صفات درصد پوسته دانه و نسبت پوسته به مغز بیشترین کاهش معنیدار را نسبت به شاهد نشان دادند. همچنین این تیمارها بالاترین قطر طبق (بهترتیب 83/42 و 31/42 میلیمتر)، طول (بهترتیب 84/8 و 63/8 میلیمتر) و عرض دانه (بهترتیب 89/4 و 77/4 میلیمتر) را دارا بودند. در هر دو سال آزمایش بیشترین طول دانه در کلیه سطوح آبیاری در تیمار B3 مشاهده شد. محلولپاشی عناصر بور و روی در شرایط تنش در مرحله گلدهی و دانهبندی، اکثر صفات مورد بررسی را بهطور معنیداری بهبود بخشید. وجود همبستگی مثبت و معنیدار بین عملکرد و سایر صفات مورد مطالعه نشان داد که عناصر ریزمغذی اگر در زمان مناسب و بهمقدار بهینه مصرف گردد، در مقاومت به خشکی گیاه اثر مثبت خواهند گذاشت. بهطورکلی، محلولپاشی برگی عناصر بور و روی نسبت به شاهد توانست تا حدودی خسارات ناشی از محدودیت آب را در گلرنگ جبران نماید.
سابقه و هدف: کلزا یکی از مهمترین منابع دانههای روغنی است که روغن استحصال شده از آن برای مصارف انسانی و صنعتی مورد استفاده قرار میگیرد. روغن آن به دلیل داشتن ترکیب مناسب اسیدهای چرب غیراشباع و درصد کم اسیدهای چرب اشباع همانند روغن زیتون، جزو باکیفیتترین روغنهای خوراکی است. در اکثر برنامههای اصلاحی بخصوص در مقایسه لاینها در محیطهای مختلف، به علت وجود اثر متقابل ژنوتیپ×محیط تظاهر رقمها در محیطهای مختلف، متفاوت است. ازاینرو بهمنظور گزینش و سنجش میزان سازگاری، ثبات و پایداری عملکرد ژنوتیپها، ارزیابی آنان در شرایط مختلف محیطی در سالهای مختلف اجتناب-ناپذیر است. اصلاح برای افزایش عملکرد در واحد سطح با تولید ارقامی که قادرند از شرایط محیطی به نحو مناسبی استفاده نمایند، در ارتباط است و بنابراین لازم است که سازگاری ارقام مختلف به محیطهای هدف موردبررسی و ارزیابی قرار گیرد.مواد و روشها: در این آزمایش 20 لاین زمستانه کلزا به همراه دو لاین امیدبخش و سه رقم اکاپی، احمدی و مودنا بهمنظور بررسی سازگاری و مقایسه عملکرد در شرایط محیطی سرد و معتدل سرد کشور در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در کرج، همدان، کرمانشاه، تبریز و اراک طی دو سال زراعی 89-1388 و 90-1389 کشت و مورد مقایسه قرار گرفتند. بهمنظور بررسی اثرات ضربپذیر (اثر متقابل ژنوتیپ×محیط) و تجزیه واکنش لاینهای موردمطالعه روش AMMI به کار گرفته شد. یافتهها: پس از آزمون یکنواختی واریانس خطاها، تجزیه واریانس مرکب انجام شد. اثرات ساده مکان، ژنوتیپ و اثر متقابل ژنوتیپ×مکان و ژنوتیپ×سال×مکان معنیدار بودند. تجزیه اثرات اصلی افزایشی و اثرات متقابل ضربپذیر (AMMI) نشان داد که بخش محیطی اثر متقابل ژنوتیپ×محیط بیشترین تأثیر را در عملکرد دانه لاینهای مورد آزمایش دارد. بر اساس نتایج این تجزیه چهار مؤلفه اصلی اول معنیدار بودند و هرکدام به ترتیب 8/26%، 23/21%، 58/13% و 99/10% از مجموع مربعات اثر متقابل را به خود اختصاص دادند. لاینهای HW112 و L120 بعد از لاین SW101 ، ASV پایینی را نشان دادند اما لاین L120 با داشتن میانگین عملکرد پایینتر از میانگین کل بهعنوان لاینهای پایدار با عملکرد بالا شناخته شدند.نتیجهگیری: ارزیابی پایداری با استفاده از آماره ارزش پایداری (ASV) نشان داد که لاین SW101 دارای بیشترین پایداری است. این لاین با داشتن کمترین میزان ASV و عملکردی بالاتر از میانگین کل بهعنوان ژنوتیپ با پایداری عمومی خوب موردتوجه قرار گرفت و درنهایت این ژنوتیپ به دلیل داشتن کمترین میزان اثر متقابل و میانگین عملکردی بالاتر از میانگین متوسط بهعنوان ژنوتیپ با پایداری عمومی خوب معرفی گردید.
سابقه و هدف: کلزا یکی از مهمترین منابع دانههای روغنی است که روغن استحصال شده از آن برای مصارف انسانی و صنعتی مورد استفاده قرار میگیرد. روغن آن به دلیل داشتن ترکیب مناسب اسیدهای چرب غیراشباع و درصد کم اسیدهای چرب اشباع همانند روغن زیتون، جزو باکیفیتترین روغنهای خوراکی است. در اکثر برنامههای اصلاحی بخصوص در مقایسه لاینها در محیطهای مختلف، به علت وجود اثر متقابل ژنوتیپ×محیط تظاهر رقمها در محیطهای مختلف، متفاوت است. ازاینرو بهمنظور گزینش و سنجش میزان سازگاری، ثبات و پایداری عملکرد ژنوتیپها، ارزیابی آنان در شرایط مختلف محیطی در سالهای مختلف اجتناب-ناپذیر است. اصلاح برای افزایش عملکرد در واحد سطح با تولید ارقامی که قادرند از شرایط محیطی به نحو مناسبی استفاده نمایند، در ارتباط است و بنابراین لازم است که سازگاری ارقام مختلف به محیطهای هدف موردبررسی و ارزیابی قرار گیرد. مواد و روشها: در این آزمایش 20 لاین زمستانه کلزا به همراه دو لاین امیدبخش و سه رقم اکاپی، احمدی و مودنا بهمنظور بررسی سازگاری و مقایسه عملکرد در شرایط محیطی سرد و معتدل سرد کشور در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در کرج، همدان، کرمانشاه، تبریز و اراک طی دو سال زراعی 89-1388 و 90-1389 کشت و مورد مقایسه قرار گرفتند. بهمنظور بررسی اثرات ضربپذیر (اثر متقابل ژنوتیپ×محیط) و تجزیه واکنش لاینهای موردمطالعه روش AMMI به کار گرفته شد. یافتهها: پس از آزمون یکنواختی واریانس خطاها، تجزیه واریانس مرکب انجام شد. اثرات ساده مکان، ژنوتیپ و اثر متقابل ژنوتیپ×مکان و ژنوتیپ×سال×مکان معنیدار بودند. تجزیه اثرات اصلی افزایشی و اثرات متقابل ضربپذیر (AMMI) نشان داد که بخش محیطی اثر متقابل ژنوتیپ×محیط بیشترین تأثیر را در عملکرد دانه لاینهای مورد آزمایش دارد. بر اساس نتایج این تجزیه چهار مؤلفه اصلی اول معنیدار بودند و هرکدام به ترتیب 8/26%، 23/21%، 58/13% و 99/10% از مجموع مربعات اثر متقابل را به خود اختصاص دادند. لاینهای HW112 و L120 بعد از لاین SW101 ، ASV پایینی را نشان دادند اما لاین L120 با داشتن میانگین عملکرد پایینتر از میانگین کل بهعنوان لاینهای پایدار با عملکرد بالا شناخته شدند. نتیجهگیری: ارزیابی پایداری با استفاده از آماره ارزش پایداری (ASV) نشان داد که لاین SW101 دارای بیشترین پایداری است. این لاین با داشتن کمترین میزان ASV و عملکردی بالاتر از میانگین کل بهعنوان ژنوتیپ با پایداری عمومی خوب موردتوجه قرار گرفت و درنهایت این ژنوتیپ به دلیل داشتن کمترین میزان اثر متقابل و میانگین عملکردی بالاتر از میانگین متوسط بهعنوان ژنوتیپ با پایداری عمومی خوب معرفی گردید.
بهمنظور تجزیه ژنتیکی تحمل به ریزش خورجین در ژنوتیپهای کلزای زمستانه، یازده ژنوتیپ ایرانی و خارجی کلزا بهصورت دایآلل یکطرفه با یکدیگر تلاقی داده شدند. والدین به همراه نتاج F1 (جمعا 66 تیمار) در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 97-96 در مزرعه تحقیقاتی موسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر کرج کشت و شاخص تحمل به ریزش خورجین و برخی از صفات مرتبط اندازهگیری شدند. تجزیه واریانس ژنوتیپها تنوع ژنتیکی بالایی را از لحاظ صفات موردبررسی نشان داد. به همین ترتیب واریانس ترکیبپذیری عمومی و خصوصی برای اکثر صفات ازجمله عملکرد دانه و همچنین شاخص تحمل به ریزش خورجین معنیدار بهدست آمد که مبین سهم اثرات افزایشی و غالبیت ژنی در کنترل ژنتیکی این صفات بود. بنابراین به نظر میرسد انتخاب دورهای همراه با آزمون نتاج، روش اصلاحی مناسبی برای بهرهگیری از هر دو جزء افزایشی و غیرافزایشی باشد. میزان وراثتپذیری عمومی صفات بررسیشده در دامنه 87/93-81/78 درصد برآورد گردید که بیانگر سهم بالای واریانس ژنتیکی در کنترل این صفات بود. بررسی همبستگی صفات نیز نشان داد که بین صفت شاخص تحمل به ریزش خورجین و صفات عملکرد دانه و میزان روغن همبستگی مثبت و معنیداری وجود دارد. در مجموع والدین Zarfam و ES Artist با عملکرد مطلوب و شاخص تحمل به ریزش بالا بهعنوان بهترین ترکیبشوندههای عمومی و دورگهای Okapi×Zarfam،Nafis×ES Artist ، Ahmadi×Nafis، Ahmadi×ES Neptune، Zarfam× ES Neptune ، Nafis×ES Natalie، و Nima×ES Natalie بهعنوان بهترین ترکیبشوندههای خصوصی برای برداشت مکانیزه کلزا و بهبود صفت تحمل به ریزش خورجین توصیه میگردد.
جان سندرز، در کتاب خدایی که ریسک میکند، در پی پاسخی مناسب و کارآمد به مسئلۀ علم پیشین الهی و اختیار انسان است. ضمن تأیید علم مطلق الهی، او علم پیشین فراگیر و حتمی خداوند به رویدادهای آینده را انکار میکند. او دیدگاهش را «علم مطلق پویا» مینامد. مطابق این دیدگاه، آینده به لحاظ معرفتی گشوده است، و حقایق مربوط به آینده قابل دانستن نیستند؛ در نتیجه علم پیشین الهی منطقاً امکانپذیر نیست. خداوند البته هر چیز دانستنی را میداند، ولی علم مطلق مستلزم علم پیشین نیست. خداوند حتی میتواند ـ بر اساس علم جامع خود به رویدادهای زمان حال و گذشته ـ آینده را پیشبینی کند، ولی این پیشبینی همواره در معرض خطا و اشتباه است. همان طور که قدرت مطلق خداوند با ناتوانی او در انجام محالات منطقی نقض نمیشود، علم مطلق او نیز با ندانستن نادانستنیها انکار نمیشود. در پژوهش حاضر، ضمن تبیین و توضیح دیدگاه جان سندرز، به نقد و بررسی آن پرداختهایم.