سابقه و هدف : کلزا (B. napus. L) مهمترین و بیشترین سطح زیر کشت را در بین سایر گیاهان روغنی در ایران به خود اختصاص داده است. این گیاه به صورت بهاره و زمستانه در کشور کشت میشود. بیش از 70 درصد کشت کلزا در ایران در مناطق گرم و معتدله گرم بوده و تنها 30 درصد در مناطق معتدل سرد و سرد کشت میشود. با توجه به وابستگی بیش از 90 درصدی کشور به واردات روغن و اهمیت تولید دانههای روغنی، توجه به ارقام مناسب مناطق معتدل سرد و سرد و استفاده از پتانسیل موجود به منظور توسعه کشت آن ضروری به نظر میرسد. در این تحقیق به بررسی پایداری لاین های موتانت زمستانه کلزا پرداخته شد.مواد و روشها: در این پژوهش، سه رقم کلزا به اسامی زرفام، طلایه و اکسپرس همراه با 16 لاین جهشیافته که از پرتوتابی ارقام فوق با شدتهای ۸۰۰- ۹۰۰ -1200گری پرتو گاما و پس از هفت نسل خویشآمیزی بدست آمدهاند. همراه با سه رقم تجاری اوکاپی، احمدی و ES Neptune در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار کشت و مورد بررسی قرار گرفت. این آزمایش در چهار ایستگاه تحقیقاتی (کرج، زرقان، کرمانشاه و اصفهان) طی دوسال زراعی 95-1394 و 96-1395 انجام شد. در تجزیه مرکب اثر محیط) ترکیب سال در مکان( تصادفی و اثر ژنوتیپ ثابت در نظر گرفته شد. پایداری لاینها با استفاده از روش AMMI و آماره ارزش پایداری (ASV) و سایر روشهای پایداری از جمله S (1-6)، (1-4)NP و غیره انجام شد.یافتهها: تجزیه مرکب دادهها نشان داد که اثر ژنوتیپ، محیط و اثرمتقابل ژنوتیپ در محیط در سطح احتمال 1% معنیدار بوده و به ترتیب 5/7 ،3/55 و 0/37 درصد از کل تغییرات واریانس دادهها را توجیه کردند. در این بررسی اثرمتقابل ژنوتیپ در محیط به چهار مولفه تجزیه شد که به ترتیب 7/36، 6/23، 5/16، 7/9 درصد از مجموع مربعات اثرمتقابل را به خود اختصاص دادند. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که بین لاینهای موتانت ارزیابی شده از نظر عملکرد دانه، تنوع ژنتیکی بالایی وجود دارد. از نظر عملکرد دانه، لاینهای G13 (T-900-4) و به دنبال آن G6 (Z-900-7) و G3 (Z-800-6) با میانگین 3840، 3757 و 3665 کیلوگرم در هکتار نسبت به سایر لاینها برتر بودند. در نمودار بایپلات عملکرد دانه با شاخص ASV، لاینهای G3 G6، G2 و G18 و G7 بیشترین میزان عملکرد و کمترین میزان آماره (ASV) را داشته که به عنوان لاینهای پایدار شناسایی شد.نتیجهگیری کلی: نتایج به دست آمده از نمودارسه بعدی میانگین رتبه آمارههای پایداری (Ar) و انحراف معیار رتبهها (SD) و میانگین عملکرد نشان داد که لاینهای G6 (Z-900-7)، G2 (Z-800-3)، G12 (T-800-6) و G15 (T-1200-1) عملکرد بالاتر از متوسط میانگین و ارقام شاهد منطقه داشته و به عنوان لاینهای پایدار شناسایی شدند.
DOR: 98.1000/1735-0891.1398.27.131.53.1.1576.115 ریشهها و استولنهای شیرینبیان یکی از مهمترین داروهای خام را در دنیا تشکیل میدهند و محتوای مقادیر زیادی از ماده مؤثر گلیسیریزین، که یک نوع تریترپنوئید ساپونین است، میباشند. کشت بافت و تولید کالوس در شیرینبیان پیشنیاز مطالعات بررسی متابولیتهای ثانویه و ترانسفورماسیون سلولی در این گیاه میباشد. بهمنظور تأثیر آنتیاکسیدانها در کاهش قهوهای شدن و رشد کالوس در دو گونه از شیرینبیان Glycyrrhiza glabra و G. uralensisاز اسید اسکوربیک و PVP (پلیونیل پیرولیدین) در چهار سطح مختلف استفاده شد. همچنین بهمنظور تأثیر این آنتیاکسیدانها در شاخص رشد کالوس، اقدام به کشت سوسپانسیون سلولی در هر دو گونه گردید. برای تولید کالوس از هیپوکوتیل گیاهچههای دو هفتهای و هورمونهای NAA (نفتالین استیک اسید) به غلظت نیم میلیگرم در لیتر و BA (بنزیل آمین) به غلظت دو میلیگرم در لیتر به همراه تیمارهای آنتیاکسیدانهای اسید اسکوربیک و PVP در غلظتهای مختلف در قالب دو آزمایش فاکتوریل جداگانه بر پایه طرح کاملا تصادفی استفاده شد. نتایج نشان داد در واکشتهای متوالی میزان 1200 میلیگرم در لیتر PVP در هر دو گونه، کمترین باززایی، نکروزه و بیشترین میزان کالوس را دارا بود. درحالیکه در کشت سوسپانسیون سلولی با افزایش غلظت PVP شاخص رشد کالوس کاهش یافته و تیمار PVP با غلظت 1200 میلیگرم در لیتر در هر دو گونه کمترین شاخص رشد کالوس را داشت، که میتواند به دلیل جذب هورمونها (NAA و BA) توسط هورمون PVP و کاهش غلظت هورمون در محیط باشد. تیمار اسید اسکوربیک بهترتیب با غلظتهای 80 و 100 میلیگرم در لیتر در هر دو گونه بیشترین شاخص رشد کالوس را داشت و برای کشت سوسپانسیون سلولی توصیه گردید.
در این تحقیق 22 لاین جهشیافته کلزا و والدین آنها به همراه سه رقم رایج در چهار منطقه کرج، مشهد، کرمانشاه و اصفهان در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار طی سال زراعی 94-95 مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج تجزیه واریانس مرکب بیانگر وجود تفاوت معنیدار ژنوتیپها از لحاظ صفات تعداد روز تا شروع و خاتمه گلدهی، طول دوره گلدهی، تعداد روز تا رسیدگی و عملکرد روغن بود. همچنین صفات مورد بررسی تحت تأثیر معنیدار محیط قرار گرفتند. میانگین عملکرد دانه ژنوتیپها در مناطق کرج، مشهد، کرمانشاه و اصفهان به ترتیب 3025، 4096، 5111 و2906 کیلوگرم در هکتار تعیین گردید. ژنوتیپهای Z-800-3، Z-900-8 و T-900-5 به ترتیب با میانگین تعداد 245، 244 ،245 روز تا رسیدگی در زمره ژنوتیپهای زودرس قرار داشتند. افزون بر این لاین Z-900-8با تولید 4342 کیلوگرم دانه در هکتار بیشترین میزان عملکرد دانه را در بین جهشیافتههای رقم زرفام در چهار مکان به خود اختصاص داد. در بین جهشیافتههای طلایه بیشترین عملکرد دانه درلاینهای T-800-6 با عملکرد 4102 کیلوگرم دانه در هکتار مشاهده شد. در بین جهشیافتههای رقم اکسپرس بیشترین عملکرد در لاین Exp-800-1 با تولید 4083 کیلوگرم نسبت به رقم مادری به دست آمد. نتایج تجزیه واریانس مرکب و رتبهبندی عملکرد دانه نشان داد که ژنوتیپ Z-900-8 با متوسط 4342 کیلوگرم دانه در هکتار و کمترین میانگین رتبه معادل 7/5 و واریانس رتبه 5/7 به عنوان رقم سازگار مناسب برای کشت در مناطق سرد می باشد.
در این پژوهش رابطههای چند متغیره بین ویژگیهای ریختشناختی (مورفولوژیک) 64 نژادگان (ژنوتیپ) نخود کابلی در دو محیط تنش خشکی و بدون تنش در قالب طرح لاتیس ساده 8×8 در مزرعۀ تحقیقاتی دیم کوهین، دانشگاه تهران در سال 1393 بررسی شد. در محیط بدون تنش نژادگانهای کرج-3628 و کرج- 3655 به ترتیب با عملکرد دانه 947/1387 و 074/352 و در محیط تنش نژادگانهای کرج- 3628 و کرج-3645 به ترتیب با عملکرد دانه 698 و 5/694 کیلوگرم در هکتار رتبههای برتر بودند. عملکرد دانه در شرایط بدون تنش با وزن غلاف، عملکرد زیستتوده، شمار غلاف، چگالی طولی، شمار دانه، قطر ریشه، ارتفاع بوته، شمار شاخۀ فرعی، وزن خشک شاخهها، شمار غلاف پوک، شاخص برداشت، شمار شاخۀ اصلی و وزن دانۀ دوقلو و در شرایط تنش با صفات وزن غلاف، شمار غلاف، عملکرد زیستتوده، شمار دانه، چگالی طولی، شاخص برداشت، قطر ریشه، ارتفاع بوته و درصد رسیدگی همبستگی مثبت و معنیدار داشت. نتایج تجزیۀ رگرسیون گامبهگام در شرایط بدون تنش هشت صفت در هشت مرحله و در شرایط تنش سه صفت در سه مرحله وارد مدل کرده که صفت وزن غلاف نخستین صفت در مدل در هر دو شرایط بود. بر پایۀ نتایج تجزیۀ علیت، در محیط بدون تنش عملکرد زیستتوده و شمار غلاف بیشترین اثر مستقیم بر عملکرد دانه را داشتند. در تحلیل عاملی در شرایط بدون تنش و تنش به ترتیب با توجیه 66/85 و 25/86 درصد از کل تغییرپذیریها چهار عامل شناسایی شدند. در تجزیۀ خوشهای شمار 64 نژادگان در پنج گروه قرار گرفتند.
بهمنظور مطالعة تأثیر سطوح مختلف تنش خشکی بر اجزای عملکرد، ویژگیهای مورفولوژیکی و ویژگیهای فیزیولوژیکی ژنوتیپهای متحمل، نیمهمتحمل و حساس نخود زراعی، آزمایشی گلخانهای بهصورت فاکتوریل بر پایة طرحی کاملا تصادفی در سه تکرار انجام شد. عامل اول شامل عدمتنش کمآبی، تنش متوسط و تنش شدید و عامل دوم شامل 11 ژنوتیپ بود. نتایج تجزیة واریانس حاکی از معنادار شدن عامل ژنوتیپ در تمامی صفات بهجز محتوای نسبی آب برگ بود. اثر متقابل ژنوتیپ × آبیاری بهجز وزن خشک ریشه، وزن خشک ساقه، قطر ریشه، طول ساقه و تعداد شاخة اصلی در سایر صفات معنادار شد. بیشترین درصد تغییر صفت مربوط به وزن خشک ساقه، وزن تر ساقه و عملکرد زیستتوده در محیط تنش شدید بود. کمترین درصد تغییر صفت مربوط به نرخ آب ازدسترفته بود. ژنوتیپ متحمل فارس شاهپور 3659 با دمای تاجپوش پایین بیشترین عملکرد زیستتوده، وزن تر ریشه، وزن ساقة تر و طول ساقه در محیط عدمتنش را داشت. ژنوتیپ حساس فارس شاهپور 3723 با دمای تاجپوش بالا عملکرد زیستتوده، وزن تر ریشه، وزن ساقة تر و وزن خشک ساقة پایینی داشت که کاهش قطر ریشه، تعداد شاخة اصلی و محتوای نسبی آب برگ پایینی را نیز در شرایط تنش شدید نشان داد. بنابراین، این دو ژنوتیپ محکی در آزمایشها بعدی در شناسایی ارقام و ژنوتیپهای متحمل و حساس استفاده میشود.
در این بررسی واکنش 64 نژادگان (ژنوتیپ) نخود به تنش خشکی در ایستگاه تحقیقاتی دیم کوهین (دانشگاه تهران) با آزمایشی در قالب طرح لاتیس ساده 8×8 در دو شرایط تنش و بدون تنش ارزیابی شدند. بر پایۀ نتایج بهدستآمده از نظر شاخصهای واکنش خشکی MP، GMP، HARM، STI، YI، K1STI و K2STI نژادگان شمارۀ 51، از لحاظ شاخصهای SSI، YSI، YR و RDI، نژادگان شمارۀ 18، از نظر شاخصهای TOL، ATI، SSPI و DRI نژادگان شمارۀ 16 و از لحاظ شاخصهای DI و SNPI نژادگان شمارۀ 42 بهعنوان متحملترین نژادگانها مشخص شد. شاخصهای MP، GM، HARM، STI، TOL، YI، DI، ATI، SSPI، SNPI، K1STI و K2STI در هر دو شرایط بدون تنش و تنش همبستگی قوی و مثبتی را با عملکرد در شرایط بدون تنش و تنش نشان داده و برای گزینش نژادگان متحمل و حساس معرفی شدند. تحلیل عاملی در عامل اول با توجیه 57/62 درصد تغییر، بیشترین نمره را به نژادگانهای 51، 60، 53 و 52 (منطقۀ A) بهعنوان متحملترین، کمترین نمره را به نژادگانهای 32، 27، 24 و 62 (منطقۀ D) بهعنوان حساسترین نژادگان داده و عامل دوم با توجیه 28/33 درصد از تغییر، بیشترین نمره را به نژادگانهای 29، 51، 60 و 28 (منطقۀ A) و کمترین نمره را به نژادگانهای 18، 16، 42، 24 و 64 (منطقۀ C و D) داد. بر پایۀ تجزیۀ خوشهای شاخصهای واکنش به خشکی، نژادگانها در سه خوشه گروهبندی شدند، بهطوریکه نژادگانهای متحمل در خوشۀ 3، حساس در خوشۀ 2 و بینابین در خوشۀ 1 دستهبندی قرار گرفتند.
صبر زرد ( Aloe vera L.) یکی از گیاهان با ارزش در صنایع دارویی، آرایشی، بهداشتی و غذایی محسوب می شود. باتوجه به نیاز روزافزون به این گیاه تحقیقات گسترده ای بر کشت درون شیشه ای آن انجام شده است. تکثیر درون شیشه ای این گیاه روشی مناسب و کار آمد برای تکثیر انبوه و همچنین استفاده از متابولیت های ثانویه می باشد. در این تحقیق بهترین روش سترون سازی ریز نمونه های برگرفته از گیاهچه های آلوئه ورا و اثر تنظیم کننده های رشد BAP، NAA و زغال فعال مورد بررسی قرار گرفت. این آزمایش بر پایه طرح کاملا تصادفی (CRD)، 3 تکرار و 5 تیمار طراحی شد. BAP با غلظت های 5 و 4 میلی گرم در لیتر و NAA 0/2 میلی گرم در لیتر و زغال فعال 2 گرم در لیتر در محیط کشت MS برای القا جوانه های جانبی از گیاهچه مورد مطالعه قرار گرفت. بهترین پروتکل، قارچ کش کاربندازیم 1% (20 دقیقه)، الکل 70% (30 ثانیه)، هیپوکلرید سدیم 5/2% (20 دقیقه)، کلرید جیوه 0/1% (10 دقیقه) بود و همچنین محیط کشت MS به همراه 5 میلی گرم در لیتر BAP و 2 گرم در لیتر زغال فعال بهترین محیط برای القاء جوانه جانبی شناخته شد. جوانه های بدست آمده در محیط کشت MS حاوی 2/0 میلی گرم در لیتر NAA ریشه دار شدند و 85% پاجوش های بدست آمده پس از طی مرحله سازگاری در گلخانه زنده ماندند.
نانوذرات به علت داشتن ویژگیهای انحصاری بیولوژیکی و فیزیکوشیمیایی، ورود گستردهای به دنیای بیولوژی و کشاورزی داشتهاند. نانوذرات نقره (Nano-Ag) در حال حاضر بالاترین سطح استفاده در نانوتکنولوژی را به خود اختصاص دادهاست. نانوذره دیاکسیدتیتانیوم (Nano-TiO2) بهعنوان یکی از نانوبلورهای نیمههادی اکسیدفلزی، جایگاه ویژهای در جهان صنعتی امروز یافته است. در این مطالعه از این دو نانوذره ارزشمند در کشت سلولی آلوئهورا استفاده شد. دستورزی محیطهای کشت سلولی با استفاده از الیسیتورهای غیرزیستی یکی از راهکارهای مهم برای افزایش تولید متابولیتهای ثانویه ارزشمند است. آلوئین بهعنوان مهمترین متابولیت ثانویه موجود در آلوئهورا یک ترکیب آنتراکینونی بوده که دارای خواص ضدمالاریایی، ضدقارچی، ضدباکتریایی و ضدویروسی میباشد. با توجه به کاربردهای فراوان این ماده در صنایع مختلف در این تحقیق از نانوالیسیتورها بهمنظور افزایش آلوئین در کشت سوسپانسیون سلولی آلوئهورا استفاده شد و نتایج آن در پنج بازه زمانی مختلف توسط دستگاه کروماتوگرافی مایع با کارکرد عالی (HPLC) مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که نانو نقره طی 48 ساعت پس از اعمال تیمار باعث افزایش آلوئین به میزان 7/43% شده، سپس این میزان تا رسیدن به سطح کنترل کاهش یافت. نانو دیاکسیدتیتانیوم نیز در 48 ساعت اولیه موجب افزایش میزان آلوئین به میزان 6/11% شده اما پس از آن میزان تولید آلوئین کاهش یافت، بهطوری که در 168 ساعت پس از اعمال تیمار به میزان 8/8% نسبت به کنترل کاهش نشان داد. با توجه به نتایج حاصل میتوان گفت که وجود نانوالیسیتورها میتواند بر تنظیم مسیر تولیدی آلوئین در گیاه آلوئهورا مؤثر باشد.
بهمنظور بررسی اثر تنش شوری بر روابط برخی از صفات مورفولوژیک با عملکرد و اجزای عملکرد 167 لینه اینبرد و والدین آنها یعنی Babaxو Seri 82، آزمایشی در سال زراعی 1390-91 در قالب طرح آلفا لاتیس با دو تکرار تحت دو شرایط نرمال و شوری اجرا شد. ضرایب همبستگی سادۀ بین صفات، نشان داد از میان تمامی صفات مورد آزمایش، عملکرد بیولوژیک بیشترین همبستگی (**91/0r=) را با عملکرد دانه در شرایط نرمال داشت. در شرایط تنش شوری نیز عملکرد بیولوژیک بیشترین همبستگی (**83/0r=) را با عملکرد دانه داشت. با استفاده از رگرسیون گامبهگام چهار صفت عملکرد بیولوژیک، وزن هزاردانه، شاخص برداشت و تعداد روز تا سنبلهدهی بهعنوان صفات تأثیرگذار در شرایط نرمال وارد مدل شدند که 98 درصد از تغییرات عملکرد دانه را توضیح دادند. درحالی که در شرایط تنش شوری چهار صفت عملکرد بیولوژیک، شاخص برداشت، تعداد بوته در واحد سطح و ارتفاع بوته وارد مدل شدند. برای یافتن روابط علی صفات، تجزیۀ علیت برای عملکرد دانه انجام گرفت که بزرگترین تأثیرات مستقیم و مثبت بر عملکرد دانه مربوط به عملکرد بیولوژیک (87/0) و شاخص برداشت (40/0)، بزرگترین اثر غیرمستقیم و مثبت مربوط به وزن هزاردانه (15/0) در شرایط نرمال و بزرگترین تأثیرات مستقیم و مثبت بر عملکرد دانه مربوط به عملکرد بیولوژیک (86/0) و شاخص برداشت (54/0) در شرایط تنش شوری بود. در ادامه با استفاده از تجزیه به عاملها، چهارده متغیر در چهار عامل برای شرایط نرمال و شش عامل برای شرایط تنش شوری تعریف شدند که در مجموع بهترتیب 65 و 70 درصد از تغییرات دادهها را توجیه کردند. نتایج این تحقیق در مجموع شاخص برداشت و عملکرد بیولوژیکی را از معیارهای مهم مرتبط با عملکرد دانه معرفی کرد که میتواند در انتخاب ارقام و لاینهای پرمحصول گندم کاربرد مطلوبی داشته باشد. علاوه بر آن، بهجز عملکرد بیولوژیک و شاخص برداشت، تعداد سنبله در واحد سطح، تعداد دانه در سنبله و وزن هزاردانه از مهمترین اجزای عملکرد دانه بودند.