مقدمه: خونریزی پس از زایمان، یک وضعیت اورژانسی مامایی و یکی از شایعترین علل مرگومیر مادران در سراسر جهان میباشد که پیشگیری از آن میتواند بر کاهش مرگومیر و عوارض تأثیرگذار باشد. یکی از گیاهانی که در طب سنتی بهعنوان بندآورنده خونریزی به آن اشاره شده است، بارهنگ میباشد. مطالعه حاضر با هدف تأثیر شیاف رکتال بارهنگ بر میزان خونریزی پس از زایمان زنان در معرض خطر خونریزی انجام شد. روشکار: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی یک سوکور در سال 1397 بر روی 70 زن باردار واجد شرایط پژوهش مراجعهکننده جهت زایمان واژینال به بیمارستان امالبنین (س) شهرستان مشهد انجام شد. در این مطالعه، واحدهای پژوهش شامل زنان پرخطر زایمان کرده بودند که طبق نوموگرام پیشگویی احتمال خونریزی پس از زایمان، نمره مساوی یا بیشتر از 10 را کسب کرده بودند. افراد بهطور تصادفی در دو گروه 35 نفری بارهنگ و کنترل قرار گرفتند. در هر دو گروه بعد از تولد نوزاد، اقدامات مطابق روتین بیمارستان و انفوزیون 30 واحد اکسیتوسین در هزار سیسی کریستالوئید صورت گرفت. در گروه مداخله، بلافاصله پس از خروج جفت و پردههای جنینی و ماساژ رحمی، اولین دوز شیاف رکتال بارهنگ 120 میلیگرمی و سپس دوزهای بعدی با فاصله هر نیم ساعت تا 5 دوز توسط پژوهشگر قرار داده شد. میزان خونریزی پس از زایمان با استفاده از توزین کیسه جمعآوری خون و پد به مدت 4 ساعت پس از زایمان، توسط پژوهشگر اندازهگیری و ثبت شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS (نسخه 16) و آزمونهای تی مستقل، منویتنی و کایاسکوئر انجام گرفت. میزان p کمتر از 05/0 معنیدار در نظر گرفته شد. یافتهها: میانگین خونریزی در پایان 4 ساعت اول پس از زایمان در گروه کنترل 2/11±2/306 سیسی و در گروه بارهنگ 2/14±3/253 سیسی بود که بین دو گروه اختلاف آماری معنیداری وجود داشت (001/0=p). نتیجهگیری: شیاف رکتال بارهنگ میتواند بهعنوان یک داروی مؤثر بر کاهش میزان خونریزی بعد از زایمان در زنان در معرض خطر خونریزی توصیه شود و میتوان از آن بهعنوان یک روش کمکی در کاهش خونریزی در زنان در معرض خونریزی بعد از زایمان استفاده نمود.
مقدمه: سزارین، یکی از شایعترین اعمال جراحی زنان و درد، یکی از مشکلات شایع پس از آن میباشد. نانوذرات نقره با مکانیسم ضدالتهابی ممکن است در کاهش درد مفید باشد؛ لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر اسپری نانوذرات نقره (نیواشا) بر شدت درد زخم سزارین انجام شد. روشکار: این مطالعه کارآزمایی بالینی شاهددار تصادفی شده سهسوکور در سال 1396 بر روی 92 زن سزارین شده در بیمارستان آموزشی امالبنین (س) مشهد انجام شد. افراد با تخصیص تصادفی در سه گروه قرار گرفتند.در دو گروه اسپری نانوذرات نقره (نیواشا) و دارونما، اسپری روی زخم سزارین به مدت 10 روز متوالی و دو بار در روز و هر بار 3 پاف تجویز شد، گروه کنترل هیچ دارویی دریافت نکردند. شدت درد زخم 28-20 ساعت پس از سزارین، روز پنجم و دهم پس از سزارین بهوسیله مقیاس دیداری درد ارزیابی شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS (نسخه 16) و آزمونهای کای دو و کروسکال والیس انجام شد. میزانp کمتر از 05/0 معنیدار در نظر گرفته شد. یافتهها: پس از مداخله میانگین شدت درد زخم، در روز پنجم در گروه نانوذرات نقره، پلاسبو و گروه کنترل بهترتیب 1/1±2/2، 3/1±8/4 و 3/1±7/4 و در روز دهم در گروه نانوذرات نقره، دارونما و گروه کنترل بهترتیب 4/0±1/0، 5/1±4/2 و 6/1±0/2 بود که اختلاف آماری معناداری در جهت کاهش شدت درد در گروه نانوذرات نقره نسبت به دو گروه دیگر مشاهده شد (001/0p<)، اما بین گروه دارونما و گروه کنترل در روز پنجم (84/0=p) و دهم (37/0=p) اختلاف آماری معناداری وجود نداشت. نتیجهگیری: با توجه به کاهش شدت درد زخم سزارین پس از مداخله، اسپری نانوذرات نقره (نیواشا) بهعنوان دارویی مناسب جهت کاهش درد پس از سزارین به مادران توصیه میگردد.
مقدمه:خودکارآمدی زایمان به باور فرد در تواناییاش برای استفاده از رفتارهای مقابله خاص در طی لیبر اشاره میکند. مطالعات نشان دادهاند افراد در شرایطی که باورهای نادرست داشته باشند، از تواناییهای خود استفاده کمتری میکنند، لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط انواع باورهای غیرمنطقی با خودکارآمدی زایمان انجام شد. روشکار: این مطالعه همبستگی- توصیفی در سال 1394 بر روی 702 زن باردار 39-35 هفته، بارداری سوم و کمتر کم خطر مراجعهکننده به مراکز و پایگاههای بهداشتی درمانی مشهد انجام شد. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامههای اطلاعات فردی و مامایی، باورهای غیر منطقی جونز و خودکارآمدی زایمان بود. فرم انتخاب واحد پژوهش و پرسشنامه مشخصات فردی و مامایی توسط پژوهشگر، از طریق مصاحبه و اطلاعات ثبت شده در پرونده و پرسشنامه باورهای غیرمنطقی و خودکارآمدی زایمان توسط واحد پژوهش، در حضور پژوهشگر تکمیل شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS(نسخه 16) و آزمونهای آماری ضریب همبستگی اسپیرمن، رگرسیون خطی و مدلهای خطی عمومی انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنیدار در نظر گرفته شد. یافتهها: بر اساس نتایج، میانگین نمره باورهای غیرمنطقی 8/34±7/357 و خودکارآمدی زایمان 2/99±2/439 بود. خودکارآمدی زایمان با باورهای غیرمنطقی بیمسئولیتی عاطفی و وابستگی، رابطه خطی مستقیم معنادار و با باور غیرمنطقی و انتظار بیش از حد از خود، رابطه خطی معکوس معنادار داشت (001/0p<). نتیجهگیری: باورهای غیر منطقی انتظار بیش از حد از خود، بیمسئولیتی عاطفی و وابستگی میتوانند سازگاری با درد زایمان را در زنان باردار پیشبینی کنند.
زمینه و هدف: عفونت ادراری یک بیماری باکتریایی است که 50 درصد زنان بالغ را مبتلا میکند که از این بین عفونت مکرر، 90 درصد موارد را شامل میشود. آنتیبیوتیک برای پیشگیری از عفونت مکرر دستگاه ادراری استفاده میشود که با توجه به عوارض جانبی داروهای شیمیایی از جمله حساسیتزایی، ایجاد مقاومت باکتری به آنها و ایجاد سمیت دارویی، استفاده از درمانهای گیاهی با عوارض جانبی کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند. بنابراین بر آن شدیم تا مقالهای مروری با هدف بررسی گیاه دارویی قرهقاط در پیشگیری از عفونت دستگاه ادراری تدوین نماییم. مواد و روش ها: با جستجو در سایتهای Ovid, Medline, Scopus, Science direct و Inter science و با استفاده از کلید واژههایComplementary Therapy, Alternative Therapy Herbal Medicine, و UTI مقالات مرتبط از سال 1994 تا سال 2012 بدست آمد. یافته ها: گیاهانی از جمله قرهقاط در پیشگیری از عود عفونت دستگاه ادراری میتوانند مؤثر باشند، اما هیچ مدرک علمی در ارتباط با میزان، غلظت و طول مدت لازم برای مداخله با استفاده از قرهقاط در پیشگیری از عفونت ادراری شناسایی نشد. نتیجه گیری: قرهقاط در پیشگیری از عفونت ادراری مؤثر است اما نیاز به انجام مطالعات بیشتر در این زمینه احساس میشود.
مقدمه: اضطراب پس از سزارین با افزایش درد، میزان استفاده از آنالژزیکها و افزایش مدت بستری در بیمارستان همراه است. اوریکولوتراپی ممکن است بهعنوان یک روش طب مکمل جهت کاهش اضطراب مفید باشد، لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر اوریکولوتراپی بر اضطراب بیماران بعد از سزارین انجام شد. روشکار:این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی دوگروهه در سال 1394 بر روی 66 زن باردار مراجعهکننده جهت سزارین به بیمارستان امالبنین (س) مشهد انجام شد. در گروه مداخله 3-2 ساعت بعد از عمل، به مدت 20 دقیقه اوریکولوتراپی (در نقاط شن من، ساب کورتکس، رحم، لگن و شکم) انجام شد. میزان اضطراب با استفاده از پرسشنامه اضطراب اشپیلبرگر و میزان فشارخون و نبض قبل، 1 و 2 ساعت بعد از مداخله ارزیابی شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS (نسخه 16) و آزمونهای آماری تیمستقل، تیزوجی، کایاسکوئر و فیشر انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنیدار در نظر گرفته شد. یافتهها: دو گروه از نظر مشخصات جمعیتشناختی، میانگین اضطراب پنهان و آشکار قبل از سزاین و اضطراب آشکار قبل از مداخله (بعد از سزارین) تفاوت معناداری نداشتند (05/0<p). 1 ساعت بعد از مداخله در میزان اضطراب بین دو گروه تفاوت معناداری مشاهده نشد (332/0=p). 2 ساعت بعد از مداخله میزان اضطراب در گروه اوریکولوتراپی کاهش و در گروه کنترل افزایش یافت، اگرچه این تفاوت از نظر آماری معنادار نبود (876/0=p). همچنین بین دو از جهت نبض و فشارخون سیستول و دیاستول گروه تفاوت معناداری مشاهده نشد (05/0<p). نتیجهگیری: استفاده از اوریکولوتراپی در کاهش اضطراب مادران پس از سزارین تا 2 ساعت بعد از مداخله تأثیری ندارد، بنابراین توصیه میشود مطالعات بیشتر در ارتباط با اثر اوریکولوتراپی بر اضطراب پس از سزارین با پیگیری در زمان طولانیتر انجام شود.
مقدمه: تجربه رضایتبخش زنان از زایمان بر قدرت روحی و روانی یک زن بسیار مؤثر است. حمایت ماما به درک یک تجربه مثبت مادران از زایمان کمک میکند، بنابراین مطالعه حاضر با هدف تعیین میزان رعایت منشور حقوق مادر در لیبر و زایمان توسط مامای مسئول زایمان از طریق ازشیابی 360 درجه در زایشگاهها انجام شد. روشکار: این مطالعه همبستگی- مقطعی در سال 1393 بر روی 100 ماما انجام شد. ارزشیابی رعایت منشور حقوق مادر در لیبر و زایمان از طریق ارزشیابی 360 درجه انجام شد. هر ماما توسط خود، همکار، مسئول زایشگاه و زائو مورد ارزیابی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS (نسخه 19) و آزمونهای تحلیل واریانس مقادیر تکراری، آزمون تعقیبی و کای اسکوئر انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنیدار در نظر گرفته شد. یافتهها: بیشترین نمره کسب شده مربوط به دیدگاه مامای مسئول زایمان (2/16±4/131) و کمترین نمره از دیدگاه زائو (9/20±6/103) بود. بر اساس نتیجه آزمون تحلیل واریانس مقادیر تکراری، میانگین نمره میزان رعایت منشور حقوق مادر از دیدگاه ماما، همکار، مسئول زایشگاه و زائو تفاوت معنیداری داشت (05/0>p). نتیجهگیری: حقوق مادر در طی لیبر و زایمان توسط مامای مسئول زایمان در سطح مطلوب رعایت میشود، اما دیدگاه مامای مسئول زایمان با مسئول زایشگاه و زائو در ارتباط با این مطلوبیت متفاوت میباشد و از دیدگاه مسئول زایشگاه و زائو، این حقوق در حد کمتری رعایت میشود.
مقدمه: شدت درد و اضطراب در همه افراد یکسان نیست، به عبارتی تجربه درد در افراد تحت تأثیر تجارب گذشته درد، اضطراب و انتظارات بیمار از تسکین درد میباشد. لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط بین درد بعد از سزارین با اضطراب قبل و بعد از جراحی انجام شد. روشکار: این مطالعه همبستگی در سال 1394 بر 101 زن مراجعهکننده به بیمارستان امالبنین (س) مشهد که تحت سزارین انتخابی قرار گرفتند، انجام شد. افراد با روش نمونهگیری آسان انتخاب شدند. جهت سنجش اضطراب قبل از عمل، 3-2 ساعت قبل از جراحی، بیماران پرسشنامه اضطراب اشپیلبرگر را تکمیل کردند. 5/2-5/1 ساعت پس از جراحی، اضطراب با پرسشنامه اشپیلبرگر و درد، با پرسشنامه کوتاه شده درد مکگیل و مقیاس دیداری درد ارزیابی شد. دادهها پس از گردآوری با استفاده از نرمافزار آماری SPSS (نسخه 16) و آزمونهای کایاسکوئر و همبستگی اسپیرمن و پیرسون با کنترل زمان، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. میزان p کمتر از 05/0 معنیدار در نظر گرفته شد. یافتهها: از 101 نفر مورد مطالعه، 67 نفر (4/66%) دارای اضطراب آشکار قبل از عمل متوسط و 64 نفر (4/63%) دارای اضطراب پنهان متوسط بودند و پس از عمل 53 نفر (5/52%) از بیماران درد متوسط و 78 نفر (2/77%) اضطراب آشکار متوسط داشتند. بین اضطراب آشکار (91/0=p، 01/0-=r) و پنهان (86/0=p، 018/0=r) قبل از عمل با درد پس از عمل ارتباط معناداری مشاهده نشد؛ اما بین اضطراب آشکار بعد از عمل و شدت درد ارتباط آماری معناداری وجود داشت (001/0=p، 32/0=r). نتیجهگیری: بین اضطراب پس از سزارین با درد ارتباط وجود دارد؛ بنابراین برای کاهش درد بیمار بهتر است راهکارهای کاهش اضطراب نیز مورد توجه قرار گیرد.
زمینه و هدف: دوره پس از زایمان یک دوره مهم از زندگی زنان است که میتواند بر کیفیت زندگی، عملکرد جنسی و روابط زناشویی تأثیر بگذارد. مطالعه حاضر با هدف بررسی رابطه خودکارآمدی جنسی و کیفیت زندگی جنسی با خشنودی زناشویی در زنان نخست زا پس از زایمان انجام شد. مواد و روش ها: این مطالعه همبستگی در سال 1392 بر روی 104 زن نخست زا با سابقه زایمان مهبلی که در 8 هفته بعد از زایمان جهت دریافت خدمات به مراکز بهداشتی درمانی سطح شهر مشهد مراجعه میکردند، انجام شد. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه مشخصات فردی، کیفیت زندگی جنسی (SQOL)، خودکارآمدی جنسی (SSE) و مقیاس خشنودی زناشویی اذرین ناتان اچ بود. اطلاعات جمع آوری شده با نرم افزار spss و آزمونهای آماری توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: میانگین نمره خودکارآمدی جنسی (63/12 ± 61/49)، کیفیت زندگی جنسی (01/13 ±91/79 ) و خشنودی زناشویی (4/17± 37/65 ) بود. 59 نفر (7/56 درصد) از افراد از خشنودی زناشویی متوسط، 24 نفر (1/23% درصد) خشنودی زناشویی ضعیف و 21 نفر (2/20 درصد) خشنودی زناشویی خوب داشتند. بین خودکارآمدی جنسی و خشنودی زناشویی (000/0,p₌44/0 r₌) و کیفیت زندگی جنسی و خشنودی زناشویی (000/0 ,p₌45/0 r₌) همبستگی مستقیم و معنی دار وجود داشت. نتیجه گیری: با توجه به ارتباط بین خشنودی زناشویی با کیفیت زندگی جنسی و خودکارآمدی جنسی، به نظر میرسد کاربرد رویکردهایی به منظور ارتقاء کیفیت زندگی جنسی و خودکارآمدی جنسی زنان در دوره بعد از زایمان جهت توفیق در زندگی زناشویی ضرورت داشته باشد.
مقدمه: از آنجا که میزان باروری با عوامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مرتبط است، شناسایی دقیق این عوامل ضرورت دارد. ایران در مرحله نزول روند رشد جمعیتی قرار دارد و مواردی که میتواند نقش مؤثری در روند کاهش باروری داشته باشد، پیشرفت تکنولوژی است. نمونهای از تکنولوژی، گسترش صنعت ارتباطات به ویژه شبکههای اجتماعی مجازی است. مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط بین استفاده از شبکههای اجتماعی مجازی و گرایش به فرزندآوری در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی و فردوسی مشهد انجام شد. روشکار: این مطالعه مقطعی در سال 1394 بر روی 909 نفر از دانشجویان دانشگاه فردوسی و علوم پزشکی مشهد انجام شد. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه اطلاعات فردی، پرسشنامه استفاده از شبکههای اجتماعی در 5 بعد و پرسشنامه گرایش به فرزندآوری بود. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS (نسخه 19) و آزمونهای کولموگروف- اسمیرنوف و ضریب همبستگی اسپیرمن انجام شد. میزانp کمتر از 05/0 معنیدار در نظر گرفته شد. یافتهها: در میان ابعاد استفاده از شبکههای اجتماعی، شدت استفاده با درصد میانگین 60، از بقیه ابعاد بیشتر بود. نوع استفاده، شدت استفاده و میزان کنشگری با گرایش به فرزندآوری ارتباط مثبت و معنیداری داشتند (001/0>p) و میزان استفاده و طول مدت عضویت ارتباط معنیداری نداشتند (25/0=p). سن، بُعد خانوار و مقطع تحصیلی نیز با گرایش به فرزندآوری ارتباط منفی و معنیداری داشتند (002/0>p). نتیجه گیری: باروری افراد بیشتر متأثر از ویژگیهای فردی مانند سن و بُعد خانوار است. به نظر میرسد به طور کلی استفاده از شبکههای اجتماعی مجازی بر کاهش تمایل به باروری تأثیری نداشته است.
مقدمه: شدت درد و اضطراب در همه افراد یکسان نیست، به عبارتی تجربه درد در افراد تحت تأثیر تجارب گذشته درد، اضطراب و انتظارات بیمار از تسکین درد میباشد. لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط بین درد بعد از سزارین با اضطراب قبل و بعد از جراحی انجام شد. روشکار: این مطالعه همبستگی در سال 1394 بر 101 زن مراجعهکننده به بیمارستان امالبنین (س) مشهد که تحت سزارین انتخابی قرار گرفتند، انجام شد. افراد با روش نمونهگیری آسان انتخاب شدند. جهت سنجش اضطراب قبل از عمل، 3-2 ساعت قبل از جراحی، بیماران پرسشنامه اضطراب اشپیلبرگر را تکمیل کردند. 5/2-5/1 ساعت پس از جراحی، اضطراب با پرسشنامه اشپیلبرگر و درد، با پرسشنامه کوتاه شده درد مکگیل و مقیاس دیداری درد ارزیابی شد. دادهها پس از گردآوری با استفاده از نرمافزار آماری SPSS (نسخه 16) و آزمونهای کایاسکوئر و همبستگی اسپیرمن و پیرسون با کنترل زمان، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. میزان p کمتر از 05/0 معنیدار در نظر گرفته شد. یافتهها: از 101 نفر مورد مطالعه، 67 نفر (4/66%) دارای اضطراب آشکار قبل از عمل متوسط و 64 نفر (4/63%) دارای اضطراب پنهان متوسط بودند و پس از عمل 53 نفر (5/52%) از بیماران درد متوسط و 78 نفر (2/77%) اضطراب آشکار متوسط داشتند. بین اضطراب آشکار (91/0=p، 01/0-=r) و پنهان (86/0=p، 018/0=r) قبل از عمل با درد پس از عمل ارتباط معناداری مشاهده نشد؛ اما بین اضطراب آشکار بعد از عمل و شدت درد ارتباط آماری معناداری وجود داشت (001/0=p، 32/0=r). نتیجهگیری: بین اضطراب پس از سزارین با درد ارتباط وجود دارد؛ بنابراین برای کاهش درد بیمار بهتر است راهکارهای کاهش اضطراب نیز مورد توجه قرار گیرد.
مقدمه: خودکارآمدی، اصلیترین عامل در بروز رفتار و عملکرد افراد است. هوش معنوی نیز به عنوان زیربنای باورهای فرد، باعث اثرگذاری بر عملکرد، سازگاری و تطابق بهتر در مواجهه با مشکلات میشود. ماماها در خط مقدم ارائه خدمات مراقبت بهداشتی به مددجویان قرار دارند و عملکرد آنها تا حد زیادی تعیینکننده کیفیت مراقبتهای بهداشتی است، لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط هوش معنوی با خودکارآمدی عملکرد بالینی ماماها انجام شد. روشکار: این مطالعه همبستگی در سال 1394 بر روی 232 مامای شاغل در زایشگاههای بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی مشهد و مراکز بهداشتی درمانی انجام شد. دادهها با استفاده از فرم اطلاعات فردی، هوش معنوی بدیع و خودکارآمدی عملکرد بالینی چراغی جمعآوری شدند. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS (نسخه 16) و آزمونهای آماری ضریب همبستگی اسپیرمن، آزمون من ویتنی و کای اسکوئر انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنیدار در نظر گرفته شد. یافتهها: اکثر واحدهای پژوهش از هوش معنوی قوی (5/56%) و خودکارآمدی عملکرد بالینی بالایی (5/59%) برخوردار بودند. بر اساس نتایج آزمون اسپیرمن، بین هوش معنوی و خودکارآمدی عملکرد بالینی ماماها ارتباط مستقیم معنیداری وجود داشت (4/0=r، 0001/0=p). نتیجهگیری: با توجه به اهمیت خودکارآمدی و عملکرد بالینی ماما در تأمین سلامت مادران و نوزادان و با توجه به ارتباط معنادار هوش معنوی با خودکارآمدی، میتوان با طراحی برنامههای آموزشی و بازآموزی در زمینه هوش معنوی گام مهمی جهت ارتقاء خودکارآمدی ماماها انجام داد.
مقدمه: طولانی شدن مراحل زایمان مشکلات متعددی برای مادر و نوزاد به وجود میآورد. حرکات ورزشی با توپ زایمان، یکی از روشهای کمکی و مؤثر غیردارویی در زایمان است. با توجه به اینکه مطالعهای با هدف تأثیر ورزش با توپ زایمان صرفاً در بارداری در بانکهای اطلاعاتی معتبر یافت نشد، لذا مطالعهحاضرباهدفتعیین تأثیر تمرین با توپ ویژه در دوره بارداری بر طول فاز فعال مرحله اول زایمان در زنان نخست زا انجامشد. روش کار: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده از شهریور تا اسفند 1392 بر روی 50 زن نخست باردار در هفته 34 بارداری مراجعه کننده به درمانگاه مامایی بیمارستان ام البنین (س) مشهد انجام شد. افراد با تخصیص تصادفی در دو گروه 25 نفره مداخله و کنترل قرار گرفتند. در گروه مداخله، مادران 6-4 هفته برنامه ورزشی منظم با توپ زایمانی را از هفته 34 بارداری به مدت 24-16 جلسه انجام دادند و در گروه کنترل، مراقبت معمول انجام شد. سپس با شروع زایمان فعال در زایشگاه، طول مرحله اول زایمان در هر دو گروه اندازه گیری شد. ابزار گردآوری دادهها فرمهای پرسشنامه، چک لیست ثبت حرکات ورزشی و مشاهده و معاینه مرحله اول زایمان بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS (نسخه 16) و آزمون های آماری من ویتنی، تی مستقل، تی زوجی و کای اسکوئر انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد. یافته ها: میانگین طول فاز فعال مرحله اول زایمان در گروه مداخله 6/6±52/409 دقیقه و در گروه کنترل 37/0±20/430 دقیقه بود که از نظر طول فاز فعال مرحله اول زایمان دو گروه تفاوت آماری معنیداری داشتند (007/0=p). نتیجه گیری: برنامه ورزشی با توپ زایمانی در بارداری میتواند ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻳﻚ روش درﻣﺎﻧﻲ ایمن و ﻛﻢ ﻫﺰﻳﻨﻪ، مددجویان را در جهتکاهشطولفاز فعال زایمان یاری کند و نیز عوارض مربوط به زایمان طولانی در مادر و نوزاد و به دنبال آن زایمانهای ابزاری و سزارین را کاهش دهد.
مقدمه:ناباروری به عنوان یک بحران در زندگی مشترک، نه تنها مشکلات روانشناختی را به وجود می آورد، بلکه می تواند به عنوان یک ضربه پرقدرت بر علیه روابط بین زوج عمل کند. ناباروری در اغلب موارد تأثیر عمیقی بر روابط جنسی زوج می گذارد. با توجه به تفاوت در نتایج مطالعات موجود در مورد تأثیر ناباروری بر روابط زناشویی و جنسی، مطالعه حاضر با هدف مقایسه خشنودی زناشویی زوجین بارور و نابارور و بررسی رابطه آن با مشکلات جنسی انجام شد. روش کار: این مطالعه مقطعی در سال 1392 بر روی 110 زوج نابارور و 110 زوج بارور مراجعه کننده به مرکز ناباروری منتصریه و مراکز بهداشتی- درمانی پنج گانه شهر مشهد انجام شد. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه مشخصات فردی، پرسشنامه خشنودی زناشویی آذرین ناتان اچ و پرسشنامه گلومبوک- راست بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده نرم افزار آماری SPSS (نسخه 16) و آزمون های من ویتنی، کای اسکوئر، کروسکال والیس و همبستگی پیرسون و اسپیرمن انجام شد. p کمتر از 05/0 معنادار در نظر گرفته شد. یافته ها:میانگین نمره خشنودی زناشویی در زنان بارور و نابارور به ترتیب 9/12±4/64 و 5/12±2/65 و در مردان بارور و نابارور به ترتیب 0/11±4/67 و 9/10±7/66 بود که میزان آن در هر 2 گروه در سطح متوسط بود. بر اساس نتایج آزمون من ویتنی بین زوجین بارور و نابارور از نظر نمره خشنودی زناشویی تفاوت آماری معناداری وجود نداشت (45/0=p). بین خشنودی زناشویی با مشکلات جنسی زوجین در هر دو گروه همبستگی معنادار و معکوسی وجود داشت (0001/0 p
مقدمه: تغییرات هورمونی ناشی از بارداری میتواند احساسات و عواطف فرد را تغییر دهد. اضطراب و افسردگی شایعترین اختلالات روانی در طول بارداری میباشد. آرامسازی یکی از مداخلاتی است که با تأثیر بر سیستم سمپاتیک، سبب افزایش میزان آرامش میشود و احتمالاً میتواند سبب کاهش میزان تنش روانی در زنان باردار شود. هدف: تعیین تأثیر آرامسازی پیشرونده عضلانی بر میزان افسردگی، اضطراب و استرس زنان نخستباردار. روش: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی بر روی 66 زن نخستباردار در محدوده زمانی اردیبهشت تا شهریور 1393 در دو مرکز بهداشتی درمانی تحت پوشش مرکز بهداشت شماره یک شهر مشهد انجام شد. واحدهای پژوهش با تخصیص تصادفی به دو گروه آرامسازی پیشرونده عضلانی و کنترل تقسیم شدند. پس از برگزاری دو جلسه آموزش آرامسازی پیشرونده عضلانی طی دو هفته، گروه مداخله تمرینات را به مدت 4 هفته در منزل انجام میدادند. ابزار مورد استفاده در این مطالعه مقیاس استاندارد افسردگی، اضطراب و استرسDASS 21 بود. تحلیل دادهها با نرمافزار آماری SPSS ویرایش 5/11 با استفاده از آزمونهای منویتنی و تیمستقل انجام شد. یافتهها: میانگین سنی واحدهای پژوهش در این مطالعه 3/4±5/25سال بود. دو گروه قبل از مطالعه از نظر میزان افسردگی، اضطراب و استرس تفاوت آماری معنیداری نداشتند، اما بعد از مداخله، میزان افسردگی (001/0pp) و استرس (001/0>p) زنان باردار به طور معنیداری در گروه آرامسازی پیشرونده عضلانی کمتر از گروه کنترل بود. نتیجهگیری: با توجه به اثر آرامسازی بر کاهش میزان افسردگی، اضطراب و استرس و از طرفی نداشتن عارضه و راحتی انجام، این روش میتواند به عنوان راهکاری برای کاهش میزان افسردگی، اضطراب و استرس زنان طی بارداری توصیه شود.