زمینه مطالعاتی: تغذیه درون تخممرغی به جنین کمک میکند تا بر محدودیتهای تغذیهای تخم غلبه کند و اثر محرک بر رشد و توسعه روده کوچک و سیستم ایمنی دارد. پژوهشهای پیشین اثرهای مثبت تغذیه خوراکی آرژنین و لیزین در طی دوره پرورش بر رشد روده کوچک و سیستم ایمنی را گزارش کردهاند. هدف: بنابراین در این پژوهش اثر تزریق درون تخممرغی نسبتهای مختلف ال- آرژنین به ال- لیزین بر شاخصهای بافت روده کوچک و اندامهای سیستم ایمنی در جوجههای گوشتی یک روزه سویه راس 308 بررسی شد.روش کار: در این پژوهش از 210 تخممرغ بارور مادر گوشتی راس 308 در قالب طرح کامل تصادفی با 7 گروه آزمایشی شامل 30 تخممرغ انفرادی استفاده شد. گروههای آزمایشی شامل شاهد (بدون تزریق)، شاهد- شم با تزریق آب استریل و تیمارها با تزریق محلول دارای نسبتهای 7/75، 7/80، 7/85، 7/90 و 7/95 درصد اسید آمینه ال- آرژنین به ال- لیزین بودند که در روز 14 دوره جوجه کشی به مایع آمنیوتیک تزریق شدند. در روز 22 پژوهش، جوجهها وزنکشی و کشتار شدند تا شاخصهای بافت روده و اندامهای سیستم ایمنی اندازهگیری شوند. نتایج: بر اساس نتایج آزمایش حاضر، تغذیه درون تخممرغی نسبتهای مختلف ال- آرژنین به ال- لیزین اثر افزایش دهنده (05/0p <) بر وزن بورس فابریسیوس، وزن دوازدهه، طول ژژنوم، وزن ژژنوم، طول ایلیوم، وزن ایلیوم، طول روده کوچک، وزن و وزن نسبی روده کوچک به وزن بدن داشتند. همچنین اثر افزایشدهنده معنیدار (05/0p <) نسبتهای مختلف ال- آرژنین به ال- لیزین بر عمق کریپت، ارتفاع پرز و نسبت ارتفاع پرز به عمق کریپت ژژنوم و ایلیوم، قطر کریپت ژژنوم و عرض پرز دوازدهه و ژژنوم مشاهده شد. نتیجهگیری نهایی: نتایج کلی پژوهش حاضر نشان داد تزریق 7/90 درصد نسبت ال- آرژنین به ال- لیزین بهترین اثر را در رشد روده کوچک و بهبود شاخصهای میکرومتری ساختار بافتی روده جوجههای گوشتی داشته است.
در پژوهش حاضر نمونه کنجالههای سویای برزیلی، آرژانتینی و ایرانی و یک نمونه کنجاله گلوتن ذرت ایرانی از کارخانجات خوراک طیور استان آذربایجان شرقی جهت تعیین ترکیبات شیمیایی و کیفیت پروتئین تهیه شد. میانگین پروتئین خام کنجاله سویای برزیلی، آرژانتینی، ایرانی و کنجاله گلوتن ذرت بهترتیب 3/47، 2/46، 4/46 و 5/65 درصد و مقادیر عصاره اتری به ترتیب 1/9، 6/8، 4/12و 6/7 درصد بود. برای ارزیابی بیولوژیکی کیفیت پروتئین نمونههای کنجاله سویا و یک نمونه کنجاله گلوتن ذرت از 100 قطعه جوجه خروس سویه راس 308 در قالب طرح کاملاً تصادفی با 5 تیمار و 4 تکرار و 5 قطعه جوجه در هر تکرار استفاده شد. جیرههای آزمایشی از سن 8 تا 17 روزگی به جوجهها تغذیه شدند. جیرههای آزمایشی شامل یک جیره خالص فاقد نیتروژن و چهار جیره غذایی نیمه خالص آزمایشی حاوی کنجالههای سویا و کنجاله گلوتن ذرت بود. برای ارزیابی شیمیایی کیفیت پروتئین نمونههای کنجاله سویا نیز از شاخص فعالیت آنزیم اورهآز و حلالیت پروتئین در محلول هیدروکسید پتاسیم 2/0 درصد استفاده شد. شاخص اورهآز برای کنجاله سویای برزیلی، آرژانتینی، ایرانی بهترتیب 05/0، 05/0 و 07/0 و حلالیت پروتئین در محلول هیدروکسید پتاسیم 2/0 درصد بهترتیب 39/88، 51/85 و 82/86 درصد تعیین گردید. کمترین مقادیر NPRو PER در کنجاله گلوتن (ذرت 37/1 و 36/0) و بیشترین مقادیر در کنجاله سویای آرژانتینی (74/3 و13/3) یافت شد. نتیجهگیری گردید که کمیت و کیفیت پروتئین نمونه داخلی کنجاله سویا مورد مطالعه قابل مقایسه با نمونههای آرژانتینی و برزیلی میباشد.
زمینه مطالعاتی: استفاده از آنتی اکسیدانها سبب کاهش آسیبهای وارده به سلول اسپرم طی سرد سازی میشود. هدف: این پژوهش به منظور افزایش خصوصیات کیفی منی خروس توسط ویتامین E و نانوسلنیوم طی فرآیند سردسازی در دمای 4 درجه سانتیگراد انجام پذیرفت. روش کار: منی جمعآوری شده از 20 خروس نژاد لگهورن سفید، با رقیق کنندهی بدون آنتی اکسیدان (شاهد) و یا دارای 5 (E5) و10 (E10) میکروگرم ویتامین E در هر میلیلیتر، یا 5/0 % (NS0.5)، 1 % (NS1) و 2 % (NS2) نانوسلنیوم رقیق شده و در دمای C◦4 در یخچال قرار گرفتند. خصوصیات کیفی اسپرمها شامل زندهمانی، درصد تحرک کل و پیشرونده، سلامت غشای پلاسمایی، درصد اسپرمهای ناهنجار در زمانهای صفر، 24، 48 و72 ساعت طی فرآیند سردسازی و میزان مالون دیآلدهید در پایان آزمایش مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج: درصد زندهمانی، تحرک کل و پیشرونده و همچنین سلامت غشای سیتوپلاسمی اسپرمها در اثر گذر زمان کاهش معنیداری داشت (05/0P<). همچنین درصد اسپرمهای ناهنجار در طی آزمایش روند افزایشی داشته است (05/0P<). با این وجود افزودن سطوح مختلف ویتامین E و نانوسلنیوم موجب افزایش درصد زندهمانی، درصد اسپرمهای با جنبایی پیشرونده و غشای پلاسمایی سالم در زمانهای 24، 48 و 72 ساعت نسبت به تیمارشاهد شده است (05/0P<). همچنین درصد اسپرمهای متحرک در زمان 48 ساعت در تیمارهای E5و E10 ( به ترتیب 91/67 % و 84/69 %) ودر زمان 72 ساعت در تیمار E10(73/56 %) نسبت به سایر تیمارها افزایش معنیداری داشته است (05/0P<). درصد اسپرمهای ناهنجار در زمان 24 ساعت در تیمار E10(12%) و در زمان 72 ساعت در تیمارهای E5(92/17) و E10(99/17) کمتر از سایر تیمارها بود (05/0 P<). همچنین تیمار NS2در زمان 72 ساعت بیشترین درصد اسپرمهای ناهنجار (53/21%) را نسبت به سایر تیمارها دارا بود (05/0 P<). میزان پراکسیداسیون لیپیدها (nmol/ml) نیز در تیمارهای E5(04/3)، E10(34/3)، NS0.5(24/3) و NS1(30/3) کمتر از گروه شاهد (41/4) بود (05/0P<). نتیجهگیری نهایی: نتایج نشان دادند که افزودن سطوح ویتامین E (µg/ml 5 و 10) و نانوسلنیوم (5/0 و 1 درصد) موجب بهبود کیفیت و کاهش آسیبهای اکسیداتیو اسپرم در طی سردسازی نسبت به گروه شاهد میشود.
در این تحقیق، تخمین اجزای واریانس -کواریانس و وراثتپذیری برای صفات عملکردی وزن بدن در 12 هفتگی، وزن بدن در سن بلوغ جنسی، سن بلوغ جنسی و تعداد تخممرغ تعداد 43180 قطعه مرغ بومی آذربایجان که طی 14 نسل (سال 1367 تا 1389) این صفات رکورد برداری شده بودند، انجام شد. تجزیه و تحلیل دادهها و برآورد مؤلفههای واریانس برای محاسبه پارامترهای ژنتیکی با استفاده از روش حداکثر درست نمایی محدود شده و مدل حیوانی چهار صفتی صورت گرفت. محدوده وراثتپذیری در صفات عملکردی مدل چهار صفتی در محدوده097/0 تا409/0 به ترتیب برای تعداد تخممرغ و وزن بدن در 12 هفتگی بدست آمد. همبستگی ژنتیکی بالایی بین سن بلوغ جنسی و تعداد تخممرغ و وزن بدن در 12 هفتگی با وزن بدن در بلوغ جنسی (به ترتیب 83/0- و 744/0) برآورد شد.طی بررسیهای انجام شده روند ژنتیکی (تفاوت ارزش اصلاحی مرغان نسل پایه با آخرین نسل) حاصل از صفات وزن بدن در 12 هفتگی، وزن بدن در سن بلوغ جنسی، سن بلوغ جنسی و تعداد تخممرغ به ترتیب 29/14 گرم، 5/5- گرم، 62/1- روز و 23/0 عدد بود. نتایج این تحقیق نشان میدهد که کاهش سن بلوغ جنسی سبب افزایش تعداد تخم مرغ خواهد شد.
به منظور بررسی تأثیر تغذیه دانه روغنی گلرنگ خام و دانه گلرنگ فرآوری شده با مایکروویو بر اکوسیستم شکمبه از قبیل pH، اسیدهای چرب فرار، نیتروژن آمونیاکی، جمعیت پروتوزوآیی و تولید پروتئین میکروبی از 3 رأس گوسفند نر فیستولاگذاری شده استفاده شد. این طرح در قالب طرح چرخشی ساده و در 3 دوره 24 روزه اجرا شد که 21 روز برای عادت پذیری و 3 روز برای جمع آوری نمونه ها اختصاص داده شد. در این آزمایش 4 درصد دانه گلرنگ خام و مایکروویو شده جایگزین سبوس در جیره شاهد شد. تیمارهای مختلف اثری بر pH، میزان اسیدهای چرب فرار و نیتروژن آمونیاکی شکمبه نداشتند. تأثیر افزودن دانه روغنی گلرنگ خام و فرآوری شده با مایکروویو بر جمعیت کل پروتوزوآیی و دو جنس انتودینیوم و دیپلودینیوم شکمبه مورد تحقیق قرار گرفت و افزودن دانه روغنی گلرنگ خام و فرآوری شده با مایکروویو موجب کاهش معنی دار جمعیت کل پروتوزوآیی شکمبه شد (05/0>P) ولی تفاوت معنی داری بین تیمارهای گلرنگ خام و فرآوری شده مشاهده نشد. تغذیه دانه گلرنگ مایکروویو شده موجب کاهش معنی دار جمعیت جنس انتودینیوم (05/0>P) و کاهش غیر معنی دار جنس دیپلودینیوم شد. تغذیه دانه گلرنگ مایکروویو شده میزان مشتقات پورین دفعی، جذبی و نیتروژن میکروبی وارد شده به دوازدهه را کاهش داد (05/0>P).
بهمنظور ارزیابی کیفیت علوفه در کشت مخلوط، آزمایشی در دو سال زراعی 1385 و 1386 بهصورت طرح بلوکهای کامل تصادفی با 3 تکرار در ایستگاه تحقیقات کشاورزی دانشکده کشاورزی دانشگاه تبریز اجرا شد. تیمارها شامل کشت خالص شبدر برسیم، ماشک گلخوشهای، لوبیا، گاودانه و دو هیبرید ذرت (سینگلکراس 704 و 301) در تراکم مطلوب و کشت مخلوط هیبرید ذرت 704 و 301 با هر یک از لگومها بهصورت افزایشی بود. نتایج نشان داد ویژگیهای کیفی علوفه مانند عملکرد پروتئین خام، دیواره سلولی، دیواره سلولی بدون همیسلولز، کل ماده مغذی قابل هضم و ماده خشک مصرفی تحتتأثیر کشت مخلوط قرار گرفتند. مخلوط هیبرید ذرت 301 و 704 با ماشک گلخوشهای بهترتیب دارای بالاترین عملکرد پروتئین خام (95/2180 و 19/1937 کیلوگرم در هکتار) بودند و کمترین میزان عملکرد کل پروتئین نیز به کشت خالص هیبریدهای 704 و 301 ذرت (بهترتیب 97/714 و 308/762 کیلوگرم در هکتار) اختصاص داشت. همچنین کمترین میزان دیواره سلولی (NDF) و دیواره سلولی بدون همیسلولز (ADF) در کشت مخلوط هیبرید ذرت 301 با لوبیا و ماشک گلخوشهای و تا حدودی با گاودانه نسبت به سایر مخلوطها مشاهده شد. در نتیجه با کاهش NDF و ADF، میزان کل ماده مغذی قابل هضم (TDN) و ماده خشک مصرفی (DMI) علوفه افزایش یافت. براساس نتایج این پژوهش میتوان کشت مخلوط هیبرید ذرت 301 با ماشک گلخوشهای و لوبیا را بهعنوان علوفه با کیفیت برتر معرفی کرد.