مقدمه: توجه به فرایندهای هیجانی، روانی و اجتماعی دانشجویان امروی ضروری است. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل پیشبینی امید بر اساس حمایت اجتماعی و معنای زندگی با میانجیگری عزتنفس در دانشجویان صورت پذیرفت.روشها: روش پژوهش، توصیفی- همبستگی و تحلیل مسیر بود. جامعه آماری این پژوهش مشتمل بر کلیه دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاههای غیردولتی شهر تهران بود که در سال تحصیلی 1399-1398 به تحصیل اشتغال داشتند. نمونه آماری شامل 480 دانشجو بود که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی خوشهای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه حمایت اجتماعی (SSQ) (زیمت و همکاران، 1988)؛ پرسشنامه معنای زندگی (MLQ) (استگر و فرازیر، 2006)؛ پرسشنامه عزتنفس (SEQ) (روزنبرگ، 1979) و پرسشنامه امید (HQ) (سیمپسون، 1999) بود. تحلیل دادهها با استفاده از تحلیل مسیر با استفاده از نرمافزار SPSS و AMOS ویرایش 23 صورت گرفت.یافتهها: نتایج نشان داد حمایت اجتماعی، معنای زندگی و عزتنفس با امید در دانشجویان همبستگی معنادار دارند (01/0>p). همچنین حمایت اجتماعی، معنای زندگی و عزتنفس بر امید دانشجویان دارای اثر مستقیم معنادار است (01/0>p). علاوه بر این نتایج بوت استراپ نشان داد که عزتنفس در رابطه حمایت اجتماعی و معنای زندگی با امید دانشجویان دارای نقش میانجیگری معنادار است (01/0>p). در نهایت مدل از برازش مناسب برخوردار بود.نتیجهگیری: با توجه به نقش میانجی معنادار عزتنفس لازم است که درمانگران و مشاوران با بکارگیری آموزشهای مناسب عزتنفس دانشجویان را بهبود بخشیده تا از این طریق امید را در نزد آنان نیز افزایش یابد.
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش مهارتهای شناختی- اجتماعی بر ساختار انگیزشی دانشآموزان با گرایش به رفتارهای پرخطر بود. روش پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و طرح پژوهش نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون- پسآزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعۀ آماری شامل دختران دانشآموز دورۀ دوم متوسطه در آموزش و پرورش منطقۀ 7 شهر تهران در سال تحصیلی 1398-1397 بود که از میان آنها 24 دختر دانشآموز براساس خط برش مقیاس خطرپذیری نوجوانان ایرانی (IARTS) انتخاب و بهصورت تصادفی در گروههای آزمایش و کنترل جای گرفتند. هر دو گروه بهمنظور پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری به پرسشنامۀ اهداف فردی (PCI) پاسخ دادند. بعد از 12 جلسه آموزش مهارتهای شناختی- اجتماعی، تحلیل دادههای حاضر با استفاده از روش تحلیل واریانس با طرح آمیخته و نرمافزار SPSS 24 انجام شد. در پژوهش حاضر اثر تعاملی گروه × زمان برای مؤلفههای تمایل (001/0=P، 03/11=F)، کنترل (006/0=P، 70/5=F)، اطلاعات (008/0=P، 41/5=F)، تلاش (002/0=P، 55/7=F)، خشنودی (001/0=P، 03/11=F) و تعهد (002/0=P، 91/6=F) در سطح 05/0 معنادار بود. آموزش مهارتهای شناختی- اجتماعی موجب بهبود ساختار انگیزشی دانشآموزان با رفتار پرخطر شد؛ بنابراین پیشنهاد میشود مهارتهای شناختی- اجتماعی به دانشآموزان و معلمان با هدف کمک به افزایش ساختار انگیزشی انطباقی دانشآموزان آموزش داده شود.
هدف پژوهش حاضر تدوین الگوی ساختاری رابطة شخصیت با شایستگی تحصیلی با میانجیگری خودکارآمدی تحصیلی بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و بهلحاظ هدف کاربردی بود. جامعة آماری این پژوهش را تمام دانشآموزان دختر دورة متوسطۀ دوم در سال تحصیلی 1400-1399 در شهر تهران تشکیل دادند که از میان آنها 610 دانشآموز به روش نمونه گیری چندمرحلهای تصادفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش حاضر شامل پرسشنامه پنجعاملی نئو کاستا و مکری (NEO-F)، مقیاس ارزیابی شایستگی تحصیلی (ACES) و پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی ادراک شده (PASE) بود. دادهها با استفاده از روش مدلیابی معادلات ساختاری و به کارگیری نسخه 24 نرمافزار AMOS تحلیل شدند. نتایج نشان میدهد، مدل ساختاری با دادههای گردآوری شده برازش قابل قبول دارد. در این پژوهش ضریب مسیر غیرمستقیم بین وظیفهشناسی و برونگرایی با شایستگی تحصیلی مثبت و در سطح 01/0 معنادار بود. همچنین ضریب مسیر غیرمستقیم بین روانرنجورخویی و شایستگی تحصیلی منفی و در سطح 01/0 معنادار بود. به نظر میرسد خودکارآمدی تحصیلی از جمله تظاهرات ویژگیهای شخصیتی است که بر ادراک شایستگی در دانشآموزان تأثیر میگذارد. براساس نتایج پژوهش حاضر، به مشاوران مدارس، بالینیگران و درمانگران حوزۀ کودک و نوجوانان، سنجش و ارزیابی میزان خودکارآمدی تحصیلی دانشآموزان برای شناسایی و درنظرگرفتن تظاهرات آن بر شایستگی تحصیلی دانشآموزان پیشنهاد میشود.
مقدمه: این مقاله پژوهشی نظریه تعیین گری را یک سیستم کلیدی انگیزشی معرفی مینماید که عوامل درونی و محیطی بر عملکرد و سزندگی تحصیلی فراگیران تاثیر دارد. هدف پژوهش بررسی نقش واسطهای شایستگی تحصیلی و هیجانهای تحصیلی در رابطه با حمایت اجتماعی معلم و همسالان با عملکرد و سرزندگی تحصیلی دانش آموزان دختر دبیرستانی بود. روششناسی: روش تحقیق همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه پژوهش حاضر کلیه دانش آموزان دختر متوسطه دوره دوم رشته تجربی پایه دوم که در سال 98-97 در شهر تهران مشغول به تحصیل بودند، تعداد 500 نفر به شیوه تصادفی خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. شرکتکنندگان پرسشنامههای عملکرد تحصیلی فام و تیلور، سرزندگی تحصیلی مارتین و مارش، ارزیابی شایستگی تحصیلی دبیرنا و الیوت هیجانهای تحصیلی پکران، گوئتز، تیتز وپری، حمایت اجتماعی معلم پلیتر، بیودری، شارپ و اوتیس و حمایت اجتماعی همسالان پرسیدانو و هلر را تکمیل کردند. بهمنظور تجزیهوتحلیل روشهای آماری: از همبستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری استفاده شد. یافتهها: بر اساس مدل ارائهشده در این مطالعه حمایت اجتماعی معلم بر عملکرد تحصیلی و سرزندگی باواسطه گری شایستگی و هیجانهای تحصیلی رابطه نشان داد؛ اما این رابطه برای حمایت همسالان تائید نگشت. حمایت همسالان تنها بهصورت مستقیم بر سرزندگی تحصیلی رابطه نشان داد. همچنین در این مطالعه متغیر عملکرد تحصیلی بهاندازه 65%= متغیر سرزندگی بهاندازه 30%= تبیین گشت.نتیجهگیری: با توجه به نتایج این پژوهش، ارتقاء شایستگی تحصیلی دانشآموزان و حمایت اجتماعی معلم بهعنوان متغیرهای مهم و تأثیرگذار بر عملکرد تحصیلی و سرزندگی تحصیلی دانشآموزان در اولویتهای تربیتی آموزشوپرورش قرار گیرد.
پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل شادکامی بر اساس هوش معنوی و کیفیت روابط بین فردی با میانجیگری تاب آوری و شفقت به خود در دانشجویان انجام گرفت. روش پژوهش مقطعی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل دانشجویان دختر و پسر مجرد در مقطع کارشناسی (18-25 سال) دانشگاههای آزاد اسلامی شهر تهران در نیمسال اول سال تحصیلی 1397 بود. حجم نمونه 458 نفر (231 دختر، 227 پسر) بود که به روش نمونهگیری تصادفی چند مرحلهای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش عبارت بودند از: شادکامی آکسفورد ، هوش معنوی، کیفیت روابط بین فردی، تاب آوری و شفقت خود. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS-V21 و AMOS استفاده شد. همچنین دادهها با استفاده از مدل تحلیل مسیر مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان دادکه هوش معنوی بر شادکامی دانشجویان اثر مستقیم دارد. هوش معنوی با میانجی گری تابآوری بر شادکامی اثر غیرمستقیم دارد. نتایج پژوهش نشان داد که مقدار اثر غیرمستقیم هوش معنوی از طریق متغیر واسطهای شفقت به خود بر روی شادکامی معنیدار نیست. کیفیت رابطه بر شادکامی دانشجویان اثر مستقیم و معنیداری دارد. همچنین نتایج پژوهش نشان داد که مقدار اثر غیرمستقیم کیفیت رابطه از طریق متغیر واسطهای تاب آوری بر روی شادکامی معنیدار است. مقدار اثر غیرمستقیم کیفیت رابطه از طریق متغیر واسطهای شفقت به خود بر روی شادکامی معنیدار نیست. بنابراین توجه به متغیرهای مذکور در طراحی درمانهای مناسبتر به پژوهشگران و درمانگران یاری میرساند.
هدف: مطالعه حاضر با تدوین مدل سازگاری زناشویی بر اساس امنیت روانی، صفات شخصیت و سبکهای دلبستگی با میانجیگری رشد روانی در زنان و مردان انجام پذیرفت. روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و توصیفی -همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش متشکل از کلیه زنان و مردان متاهل(25 تا 45سال) در منطقه 8 تهران در سال 1399 – 1398بود، که با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس 600 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. به منظور گردآوری اطلاعات از پرسشنامه سازگاری زناشویی اسپانیر (1976)، پرسشنامه امنیت روانی مزلو (2004)، پرسشنامه صفات شخصیتی نئو مک کری و کاستا (1985)، پرسشنامه سبکهای دلبستگی کولینز و رید (1990) و پرسشنامه سنجش رشد روانی اریکسون (1969) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار AMOS نسخه 24 استفاده شد. یافته ها: ضرایب رگرسیونی مدل نشان میدهد که متغیرهای ذکر شده بخوبی رابطه سازگاری زناشویی بر اساس امنیت روانی، صفات شخصیت و سبکهای دلبستگی با میانجیگری رشد روانی در زنان و مردان را تبیین میکند و مقادیر شاخصهای برازش نشان داد که مدل اندازهگیری این پژوهش از وضعیت قابل قبولی برخوردار است ( 897/0= GFI). نتیجه گیری: بنابر نتایج مهمترین تاثیرپذیری سازگاری زناشویی شامل امنیت روانی، صفات شخصیت، رشد روانی و سبکهای دلبستگی است؛ در نتیجه پیشنهاد میشود برای کمک به سازگاری زناشوئی زنان و مردان از نتایج این پژوهش استفاده کرد.
هدف پژوهش تعیین تأثیر آموزش یادگیری اجتماعی – هیجانی (SEL) بر اهمال کاری تحصیلی و مهارت های ارتباطی دانش آموزان دختر است . جامعه آماری دانش آموزان دختر پایه هشتم یکی از دبیرستان های منطقه 14 تهران در سال تحصیلی98 – 1397 به تعداد 180 نفر و تعداد نمونه 30 نفر بود که به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند . گروه آزمایش 12 جلسه تحت آموزش SEL قرار گرفتند . روش پژوهش نیمه آزمایشی به شیوه پیش آزمون - پس آزمون با گروه آزمایش و کنترل با دوره پیگیری و ابزارگردآوری داده ها پرسشنامه اهمال کاری سولمون و راثبلوم ( 1984 ) و مهارتهای ارتباطی کویین دام ( 2004 ) بود . یافته های پژوهش با استفاده از آزمون های تحلیل کواریانس یک متغیری و چند متغیری و t وابسته باکمک نرم افزارSPSS 25 موردتجزیه وتحلیل قرارگرفت . نتایج تحلیل نشان داد تفاوت معنی داری بین میانگین دو گروه آزمایش و کنترل در نمره های اهمال کاری تحصیلی وجود داشت. نتایج آزمون tوابسته نشان داد تفاوت معنی داری بین نمرات پس آزمون و پیگیری اهمال کاری تحصیلی وجود ندارد . به عبارت دیگر آموزش SEL بر اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان دختر تأثیرمعنادار و پایداری دارد . نتایج همچنین نشان داد تفاوت معنی داری بین میانگین دو گروه آزمایش و کنترل در نمره های مهارت های ارتباطی وجود نداشت . به عبارت دیگر آموزش SEL بر مهارت های ارتباطی دانش آموزان دختر اثر معناداری ندارد .
هدف پژوهش تعیین رابطه مدیریت هیجان و مهارت های ارتباطی با اهمال کاری تحصیلی است .جامعه آماری دانش آموزان دختر پایه هشتم منطقه 14 آموزش و پرورش تهران در سال تحصیلی 98 – 1397 به تعداد 2690 نفر بود . 155 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب گردیدند. روش پژوهش ، همبستگی و ابزارهای پژوهش پرسشنامه های اهمال کاری سولمون و راثبلوم ( 1984) ، مهارتهای ارتباطی کویین دام ( 2004 ) و تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و کرایج ( 2006 ) بود . نتایج داده ها با استفاده از روش همبستگی و رگرسیون نشان داد بین مدیریت هیجان و اهمال کاری تحصیلی رابطه معنی داری وجود دارد. اهمال کاری تحصیلی با خود سرزنشگری ، فاجعه نمایی ، دیگر سرزنشگری رابطه مثبت و معنادار و با پذیرش ، تمرکز مجدد بر برنامه ریزی ، ارزیابی مجدد مثبت ، کم اهمیت شماری رابطه منفی و معنادار دارد . بین اهمال کاری تحصیلی و مهارت های ارتباطی نیز رابطه منفی و معنادار وجود دارد . خرده مقیاس های مدیریت هیجان و مهارت های ارتباطی قادر به پیش بینی اهمال کاری تحصیلی می باشند. بنابراین می توان با اجرای مداخله های آموزشی مدیریت هیجان و مهارت های ارتباطی ، اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان را کاهش داد .
پژوهش حاضر باهدف بررسی شاخصهای روانسنجی پرسشنامه حمایت اجتماعی همسالان پرسیدانو و هلر (1983)، انجام گرفت. حجم نمونه این پژوهش 500 دانشآموز دختر دبیرستانی بود که به روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چند مرحلهای از بین مدارس دولتی دوره دوم متوسطه شهر تهران انتخاب شدند و به پرسشنامه پاسخ دادند. برای بررسی پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. نتایج نشان داد که پرسشنامه از همسانی درونی قابل قبولی برخوردار است و ضرایب آلفای کرونباخ در زیر مقیاسهای آن بین 87/0 تا 88/0 است. همچنین برای تعیین روایی عامل، از تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی با روش مؤلفههای اصلی، علاوه بر عامل کلی پرسشنامه حمایت اجتماعی همسالان ، 5 عامل (حمایت، مراقبت، کمک، اطلاعات و بازخورد) را برای پرسشنامه حمایت اجتماعی همسالان پرسیدانو و هلر تایید کرد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی مؤید این است که ساختار پرسشنامه برازش قابل قبولی با دادهها دارد و کلیه شاخصهای نیکویی برازش مدل را تأیید میکند. یافتههای تحلیل عاملی تقریبا مشابه تحقیقات انجام گرفته در فرهنگ اصلی و ضرایب پایایی و روایی نیز به نتایج تحقیقات پیشین نزدیک بود؛ بنابراین با توجه به خصوصیات روانسنجی مطلوب، این پرسشنامه ابزار مناسبی برای تعیین حمایت اجتماعی همسالان از دیدگاه دانشآموزان دبیرستانی است.
در این پژوهش حاضر به «استانداردسازی نسخه دوم مقیاسهای سنجش هوش رینولدز در دانشآموزان پیشدبستان» پرداخته شده و سؤال اصلی بدین ترتیب تدوین شده است که آیا نسخه دوم مقیاسهای سنجش هوش رینولدز در دانشآموزان پیشدبستانی دارای ویژگیهای روانسنجی مطلوب است؟ جامعه تحقیق حاضر را تمامی دانشآموزان پیشدبستان تشکیل میدهند. در تحقیق حاضر با پیروی از روش نمونهگیری خوشهای از گروههای بالینی- استثنایی شامل اختلالات یادگیری و اختلالات نقص توجه- بیشفعالی تعداد 400 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. در نهایت، یافتههای تحقیق نشان داد که نسخه دوم مقیاسهای سنجش هوش رینولدز با استفاده از دو روش آلفا کرانباخ بالاتر از 0/89 و دو نیمه کردن آزمون با اصلاح اسپیرمن- براون 0/86 بوده که نشاندهنده تجانس درونی مطلوب بوده و همچنین، ضریب ثبات در پژوهش حاضر بالاتر از 0/87 به دست آمده که نشاندهنده ویژگی تکرارپذیری ابزار مذکور میباشد. همچنین، با تحلیل عامل سلسله مراتبی متعامد مشخص گردید که «هوش سیال» و «هوش متبلور» را در یک عامل بهعنوان «نیمرخ هوشی» در دانشآموزان پیشدبستانی، مدنظر قرار داد
مقدمه: با توجه به اهمیت بیماریهای قلبی عروقی و MS و توجه روزافزون به کنترل این بیماری به نظر میرسد عوامل روانشناختی نقش مهمی در پدیدآیی و پیشگیری و درمان این دو بیماری دارد؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر مقایسه تیپ شخصیت D و حافظهایندهنگر و گذشتهنگر در بین بیماران MS،قلبی عروقی و افراد عادی بود. روش: روش تحقیق از نوع مطالعات علی- مقایسهای و روش نمونهگیری در دسترس بود در این راستا 90 نفر آزمودنی(30 بیمار مبتلا به MS، 30 بیمار قلبی_عروقی و 30 نفر همراهان بیمار) انتخاب شدند و بهوسیله پرسشنامه تیپ شخصیتی و حافظهایندهنگر و گذشتهنگرموردسنجش و مقایسه قرار گرفتند. یافتهها: تحلیل دادهها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یکراهه و بررسی تفاوت دوبهدو متغیرها با استفاده از آزمون تعقیبی توکی نشان داد که بیماران مبتلا به MS و قلبی عروقی نمره بالاتری در تیپ شخصیت D و نمره بالاتری در حافظهایندهنگر و گذشتهنگر نسبت به افراد عادی دارند، اما بین بیماران MS و قلبی عروقی تفاوت معنادار نمیباشد. نتیجهگیری: بیماران قلبی و مبتلایان به MSنمره بالاتری در تیپ شخصیتی D، حافظهاینده / گذشتهنگر، عاطفی منفی و بازداری هیجانی نسبت به افراد عادی دارند.
هدف: هدف از این مطالعه مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و پذیرش و تعهد درمانی بر نشانگان وسواس فکری_عملی و احساس گناه در بیماران مبتلا به اختلال وسواس_جبری بود. روش شناسی: روش پژوهش این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون-پیگیری سه گروهی شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه بیماران مبتلا به اختلال وسواسی_جبری در شهر دزفول در سال1397 بود. نمونه مورد مطالعه 45 بیمار مبتلا به اختلال وسواسی_جبری بود. نمونه به روش نمونه گیری هدفمند از جامعه آماری انتخاب شده است. آنها به طور تصادفی در یکی از سه گروه مبتنی بر درمان پذیرش و تعهد ، طرحواره درمانی و کنترل (15 نفر در هر گروه) قرار گرفتند. سه گروهی که به این ترتیب تشکیل شد مشابه هم بوده و اندازهگیری برای هر دو گروه آزمایش در یک زمان صورت گرفت. ابزار پژوهش مقیاس نشانگان وسواس فکری-عملی پادوا (1980) و پرسشنامه احساس گناه کوگلر و جونز (1992) است. داده های پژوهش با استفاده از آزمون تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که اثربخشی درمان پذیرش و تعهد در کاهش نشانگان وسواس فکری- عملی در بیماران مبتلا به وسواسی-جبری بیشتر است (p <0.05). نتیجه گیری: اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر احساس گناه بیش از طرحواره درمانی بود (p <0.05).
پژوهش حاضر به منظور بررسی تأثیر آموزش جایگزین پرخاشگری بر تکانشگری و راهبردهای شناختی مثبت و منفی تنظیم هیجان در پسران نوجوان بزهکار انجام شد. بدین منظور در یک طرح پژوهشی نیمهآزمایشی دو گروهی با پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری دو ماهه از بین نوجوان پسر کانون اصلاح و تربیت شهر تهران 40 نفر با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروههای آزمایش و کنترل جایگزین شدند. شرکتکنندگان، قبل از شروع مداخله پرسشنامه-های تکانشگری و راهبردهای شناختی تنظیم هیجان را تکمیل نمودند. سپس گروه آزمایشی تحت 8 جلسه 90 الی 120 دقیقهای آموزش به شیوه "برنامه آموزش جایگزین پرخاشگری" قرار گرفت و گروه کنترل، آموزشی را دریافت نکرد. بعد از اتمام جلسات آموزشی و همچنین دو ماه بعد، مجدداً هر دو گروه پرسشنامههای مزبور را تکمیل نمودند. طبق نتایج بررسی تحلیل واریانس مختلط، در نمرههای تکانشگری، راهبردهای شناختی مثبت و راهبردهای شناختی منفی تنظیم هیجان نوجوانان، با توجه به اثر اصلی مراحل زمانی، اثر اصلی روشهای آموزشی و همچنین اثر تعاملی مراحل زمانی با روشهای آموزشی، تفاوت معناداری دیده شد. با توجه به یافتههای مطالعه میتوان از روش آموزش جایگزین پرخاشگری برای اصلاح رفتار نوجوانان و پیشگیری از وقوع پرخاشگری و رفتارهای بزهکارانه در آنها استفاده نمود.
Aim: The present study aim was to determine effectiveness of couple therapy based on the Choice Theory on conflict resolution styles and quality of couple’s relationship. Method: This quasi-experimental study was conducted with a pretest-posttest and control group, with follow-up. Among 78 couples who referred to a family counseling center in the city of Mashhad in the fall of 1395, 25 couples who scored a high score based on the cut-off 115 in the Sanai Marital Conflict Questionnaire of 2008 were selected, 20 couples were selected. The research in strumpet was the Straus and Rosbult Conflict Behavior Questionnaire 2009 and Fletcher, Simpson & Tumas Relationship Quality Questionnaire 2000, and experimental group received eight, 90-minute sessions of Couple Therapy Based on Choice Theory (Duba, Graham, Britzman & Minatra, 2009). Data were analyzed using repeated measure ANOVA. Findings: The results showed that this intervention was based on women's conflict resolution styles (P= 0.001, F=26.8, 73.5, 1.26) and men (P= 0.001, F=0.63, 0.93 & 0.32) had effect on the quality of the relationship between women (P= 0.001, F= 1.47) and men (P= 0.001, F= 0.58), except for positive behavior either and has remained steady at the follow-up stage. Conclusion: Since this intervention leads to the promotion of relationships, awareness of responsibility and reality in couples, it can be used as an effective intervention for conflict resolution and improving couples' relationships
چکیده:هدف: این مطالعه باهدف اثربخشی زوج درمانی مبتنی برنظریه انتخاب بر سبکهای حل تعارض وکیفیت رابطه زوجین صورت گرفت.روش: روش پژوهش آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری دو ماهه بود. از بین زوجینی که در بازهی زمانی مهر الی دی ماه 1395 به مرکز مشاوره آموزش و پرورش ناحیه 4 شهر مشهد مراجعه کرده بودند ؛تعداد30زوج که در پرسشنامه تعارض زناشوییMCQ-R) )، یک نمره انحراف معیار بالاتر از میانگین دریافت کرده بودند، انتخاب و به شیوه جایگزینی تصادفی 15 زوج در گروه آزمایش و15 زوج در گروه کنترل جایگزین شدند. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامهی راهبردهای حل تعارض وپرسشنامه ابعادرابطه ای زوجین استفاده شد. زوجهای گروه آزمایش، مداخلهی هفتگی زوج درمانی مبتنی بر نظریه انتخاب را طی8 جلسهی 90 دقیقه ای دریافت کردند. یافته ها: یافته ها نشان داد که بین زوجین گروه آزمایش وگروه کنترل درمتغیرهای وابسته سبکهای حل تعارض وکیفیت رابطه تفاوت معناداری درکوتاه مدت وبلندمدت وجوددارد. تنهادر سبکهای حل تعارض گذشت وگفتگو این مداخله موثر نبوده است.نتیجه گیری: با توجه به اینکه مداخله زوج درمانی مبتنی بر نظریه انتخاب با اصلاح وافزایش تعامل ها بین زوج ها باعث بهبود سبکهای حل تعارض وکیفیت رابطه زناشویی آن ها می شود.از این رو توصیه می شود زوج درمانگران از این روش درمانی استفاده کنند. و استفاده ازاین رویکردبرای بهبودسبکهای حل تعارض وکیفیت رابطه زوجین توصیه می شود.