زمینه مطالعاتی: افزایش وزن روزانه از مهمترین سنجههای تعیین کننده سود اقتصادی در پرورش گوسفند است. آگاهی از ویژگیهای عدم تعادل پیوستگی (LD) و ساختار بلوکهای هاپلوتیپی در مطالعات پویش ژنوم و انتخاب ژنومی معیارهای کلیدی میباشند. هدف: این تحقیق به منظور مطالعه گستره LD، ساختار بلوک هاپلوتیپی و ارتباط ژنومی هاپلوتیپی گوسفند برای شناسایی مناطق ژنومی مؤثر بر صفات افزایش وزن روزانه قبل (AGW) و بعد از شیرگیری (PWG) در گوسفند زندی اجرا شد. روش کار: از 96 رأس گوسفند زندی نمونه خون تهیه شد و با استفاده از آرایههای SNPChip 50 K شرکت ایلومینا تعیین ژنوتیپ شدند. پس از مراحل کنترل کیفی، در نهایت 40879 نشانگر SNP مربوط به 94 حیوان آنالیز شدند. مقدار LD با محاسبه آماره r2 بین تمام جفت جایگاهها از طریق نرم افزار PLINK و بلوکهای هاپلوتیپی بوسیله نرم افزار Haploview برای هر کروموزوم محاسبه شدند. پس از شناسایی اثرات ثابت معنیدار (سال تولد و تیپ تولد)، مطالعه پویش ژنومی در نرم افزار PLINK ارزیابی و برای کنترل نرخ اشتباه از تصحیح بنفرونی استفاده شد. نتایج: در این مطالعه گستره مفید عدم تعادل پیوستگی در 40K برابر با 2/0 r2= برآورد شد. 58/7 درصد از کل SNPها درون بلوکهای هاپلوتیپی و 45/1 درصد از ژنوم اتوزومی توسط بلوکها پوشش داده شد. با انجام آنالیزهای پویش ژنومی، در مجموع چهار جایگاه هاپلوتیپی روی کروموزومهای 3، 5، 6 و 7 شناسایی شد، به طوری که، ارتباط معنیداری بین هاپلوتیپهای کروموزوم 5، 6 و 7 با صفت AWG و توجیه 43/3 درصد از واریانس صفت و هاپلوتیپ کروموزوم 3 با PWG و توجیه 52/1 درصد از واریانس صفت به دست آمد. نتیجه گیری نهایی: ژنهای کاندیدای شناسایی شده حاصل از آنالیزهای هاپلوتیپی عملکرد مولکولی مرتبط با صفات رشد داشتند که قابل استفاده بودن این یافتهها در ارزیابیها، سبب تسریع در پیشرفت ژنتیکی افزایش وزن خواهد شد.
زمینه مطالعاتی: همخونی یکی از فاکتورهای مهمی است که میتواند شیر تولیدی و سود اقتصادی را در گلههای گاو شیری کاهش دهد. هدف: هدف تحقیق این است که اثر همخونی بر روی صفات تولیدی گاو نژاد سرابی که از نژاد های در معرض نابودی است دانسته شود. روش کار: در این تحقیق از دادههای 1250 رأس گاو نژاد سرابی که طی سال های 1370 تا 1390 در مرکز پشتیبانی گاو بومی سرابی ثبت شده بود استفاده گردید. بر این اساس ضریب همخونی در سالهای مختلف محاسبه گردید و اثر همخونی به حالت گسسته بر تولید شیر، چربی، پروتئین، درصد چربی، درصد پروتئین و وزن تولد بررسی شد. رکوردهای تحت بررسی شامل 4208 رکورد تولید شیر، چربی، پروتئین، درصد چربی، درصد پروتیین و 961 رکورد وزن تولد بود. نتایج: ضریب همخونی در این گله بین 28/-0 برآورد شد. از کل گله، 19% حیوانات همخون بودند. میانگین ضریب همخونی در کل جمعیت 0109/0 و در بین افراد همخون 0574/0 برآورد گردید. نتایج بدست آمده نشان داد که عامل همخونی به همراه سال-فصل زایش و شکم زایش به لحاظ آماری اثر معنیداری بر صفات تحت بررسی داشت (01/0 >P). ضرایب تابعیت همخونی در دو حالت پیوسته و گسسته اندازه گیری شد. در حالت پیوسته بر صفات تولید شیر، درصد چربی و درصد پروتئین به ازای افزایش یک درصد همخونی به ترتیب 69/2- کیلوگرم، 59/1+% ، 18/1+% بدست آمد؛ و در حالت متغیر گسسته به ترتیب 129/0- کیلوگرم، 093/0+% و 072/0+% بود. میزان ضریب تابعیت همخونی بر صفت وزن تولد در حالت متغیر گسسته برابر 564/0- کیلوگرم بود. نتیجه گیری نهایی:برای حفظ ذخایر ژنتیکی کشور که گاو نژاد سرابی یکی از مهمترین آنها است، لازم است مدیریت تلاقیها در جمعیت گاو سرابی بدقت تحت نظر قرار گیرد. با عنایت به تلاقی نژاد سرابی با نژاد هلشتاین و کاهش تدریجی تعداد گاو نژاد سرابی لازم است پدیده هم خونی و نحوه تلاقی ها بخوبی رصد شود تا از انقراض این نژاد جلوگیری بعمل آید.
زمینه مطالعاتی: در این مطالعه به بررسی اثرات سطح تغذیه و سن بر روی رشد الیاف بز رائینی با استفاده از روشهای بافت شناسی پرداخته شده است.روش کار:برای این منظور 24 رأس بز رائینی از شهرستان بافت تهیه شد. حیوانات به چهار گروه تغذیهای تقسیم شدند. الف- 7/0 احتیاجات تغذیهای (M 7/0) ب- در حد احتیاجات تغذیهای (M) ج- 4/1 احتیاجات تغذیهای (M4/1) د- 8/1 احتیاجات تغذیهای (M8/1). برای اندازه گیری قطر الیاف از روش میکروپروژکسیون استفاده شد. جهت مطالعه پراکندگی فولیکولهای مو در روی پوست، از ناحیه میانی سمت چپ، بیوپسی گرفته شد. سپس بلوکهای پارافینی به روش معمول بافت شناسی تهیه شدند. سپس مقاطع بافت شناسی تهیه شده با استفاده از رنگ آمیزی ساک پیک رنگآمیری شدند.. نتایج: اثر سطح تغذیه و سن بر روی میزان رشد الیاف در واحد سطح، درصد فعالیت فولیکولهای ثانویه، طول الیاف کشمیر و درصد الیاف کشمیر معنی دار نبود. در نمونههای الیاف شهریور ماه، میانگین قطر کشمیر گروه M 7/0به طور معنیداری کمتر از گروههای(1/8M ,1/4M ,M ) دیگر بود. افزایش سطح تغذیه بیشتر از حد نگهداری، باعث افزایش مقدار کشمیر تولیدی نشد. میانگین قطر کشمیر در خرداد ماه افزایش معنیداری نسبت به ماه قبل نشان داد . بیشترین مقدار الیاف تولیدی در واحد سطح به ماههای خرداد و تیرتعلق داشت. نسبت فولیکولهای ثانویه به اولیه در این تحقیق 6/12محاسبه گردید. نتیجهگیری نهایی: نتایج حاصل از این بررسی به طور کلی نشان داد که پرورش بزهای کرکی رائینی در اقلیم استان اذربایجان شرقی نمیتواند باعث ایجاد تغییرات اساسی در قطر و طول کشمیر در مقایسه با بزهای کرکی رائینی استان کرمان شود.
لپتین یک پروتئین 16کیلودالتونی است که در کنترل اشتها، تعادل انرژی و توزیع ذخیره چربی در بدن نقش دارد. هدف مطالعه حاضر، شناسایی آللهای احتمالی این ژن در ناحیه اگزون 3 بود. برای این منظور تعداد 133 رأس بره از یک گله و در سن تقریبا یکسان در سه گروه افشاری خالص و نسل F2 و F5 آمیخته افشاری- برولامرینو مورد استفاده قرار گرفتند. پس از خون گیری و انجام اندازه گیری های فنوتیپی بر روی دام زنده، تعداد 85 رأس از آن ها کشتار شدند. ، وزن لاشه بعد از کشتار و وزن ران، سردست، قلوه گاه، دنبه و ضایعات بعد از 24 ساعت ماندن لاشه در سردخانه، بدست آمد. محصولات PCR جهت شناسایی SNP (های) احتمالی، مستقیماً توالی یابی و دو SNP شناسایی شدند. تعیین ژنوتیپ نمونه های توالی یابی نشده به روش RFLP و به کمک دو آنزیم برشی Hpa II و AIwN I انجام شد. در چندشکلی اول سه ژنوتیپ GG ,GA و AA مشاهده شد. این چندشکلی سبب تغییر اسیدآمینه آرژینین به گلوتامین در کدون شماره 142 می شود و بر میزان چربی پشت و ارتفاع جدوگاه تأثیر معنی داری داشت. چندشکلی بعدی در میان نمونه ها دارای دو ژنوتیپ GG و GA بود که تغییر اسیدامینه ای مشابه را در کدون شماره 196 ایجاد می کند و با اندازه طول بدن ارتباط (p=0.077) نشان داد. بر اساس نتایج بدست آمده، مطالعات گذشته و نیز در صورتی که ارتباط این تغییرات با صفات ذکرشده در سطحی وسیعتر مورد تایید قرار گیرد چند شکلی اول می تواند در برنامه انتخاب دام به کمک نشانگرها مورد استفاده قرار گیرند.
وزن بدن از مهمترین معیارهای تعیین کننده سود اقتصادی در صنعت پرورش گوسفند است. در مطالعات پیوستگی و انتخاب ژنومی تعیین میزان و گستره عدم تعادل پیوستگی (LD) در تشخیص تعداد نشانگر مورد نیاز و اندازه نمونه، اهمیت بسزایی دارد. علاوه براین، انتخاب برای افزایش فراوانی موتاسیونهای جدیدی که فقط در برخی از زیرجمعیتها سودمند هستند باعث باقی گذاشتن نشانههایی در سطح ژنوم میشود. اغلب این مناطق با ژنها و QTLهای مرتبط با صفات مهم اقتصادی در ارتباط هستند. بنابراین، هدف این تحقیق مطالعه گستره LD و شناسایی مناطقی از ژنوم گوسفندان نژاد زندی با وزن بدن متفاوت بود که در طی سالهای مختلف به صورت مصنوعی یا طبیعی انتخاب شدهاند. بدین منظور، از 73 رأس گوسفند زندی نمونه خون تهیه شد و با استفاده از آرایههای SNPChip 50K شرکت ایلومینا ژنوتیپ 54241 نشانگر بر مبنای آخرین نسخه Oar_4.0 ژنوم گوسفند تعیین شد. پس از مراحل کنترل کیفی، در نهایت 40879 نشانگر SNP مربوط به 71 حیوان آنالیز شدند. مقدار LD با محاسبه آماره r2 بین تمام جفت جایگاهها از طریق نرم افزار PLINK محاسبه شد. برای شناسایی نشانههای انتخاب بر پایه روشهای عدم تعادل پیوستگی از آزمون هموزیگوسیتی هاپلوتایپی بسط داده شده جمعیت تلاقی (XP-EHH) استفاده شد. در این مطالعه گستره مفید عدم تعادل پیوستگی در 40K برابر با 2/0 r2= برآورد شد. نتایج این تحقیق 10 منطقه ژنومی روی کروموزومهای 1، 2، 3، 5، 6، 9، 12، 13، 21 و 22 را شناسایی کرد. تجزیه و تحلیل بیوانفورماتیکی نشان داد که برخی از این مناطق ژنومی با ژنهای مؤثر بر صفات رشد، متابولیسم چربی، توسعه سیستم اسکلتی، متابولیسم انرژی و کیفیت گوشت مانند ژنهای FBP1، FAM184B، PKD2، FGF19، SPP1، MEPE، CAPN2 همپوشانی دارند.
با استفاده از برنامه های اصلاح ژنتیکی می توان مقاومت نسبت به بیماری ها را در حیوانات افزایش داد. درانتخاب ژنتیکی علیه بیماری ورم پستان در گاوهای شیری از چندشکلی ژن کاندیدا استفاده می شود. چندشکلی ژن کاندیدا برای یافتن ارتباط میان SNP با فنوتیپ حیوان و به ویژه استفاده از آن در برنامه انتخاب به کمک نشانگر است. بدین منظور وجود چندشکلی اگزون 9ژن BRCA1 در 60 نمونه از گاوهای هلشتاین ایرانی با استفاده از روش PCR-RFLP بررسی شد که سه آلل مختلف در این بررسی شناسایی شدند. چندشکلی در جایگاه 46126+ از ژن BRCA1 با جهش G-A آشکار شد. فراوانی های ژنوتیپی به ترتیب برای سه نوع ترکیب ژنی بانامگذاری KK، KL وLL معادل 27/0، 43/0 و30/0 و دو آللی K وL برابر 48/0 و52/0 بدست آمد. برای مطالعه ارتباط ژنوتیپ و رکوردهای حاصل از شمارش سلول های بدنی از رویه GLMو رگرسیون لجستیک استفاده شد. افراد دارای ژنوتیپ KK به طور معنی داری نسبت به دو ژنوتیپ دیگر میزان سلول های بدنی کمتری داشتند. نتایج نشان داد که جایگاه مورد نظر در ژن BRCA1 به عنوان یک ژن مؤثر در مقاومت به ورم پستان می تواند در استراتژی های انتخاب به کمک نشانگر مورد استفاده قرار گیرد. چنین به نظر می رسد استفاده از تعداد نمونه بیشتر و بررسی ژن های کاندیدای دیگر می تواند برای دست یافتن به آزمونی با دقت بالاتر برای شناسایی حیوانات حساس و مقاوم به ورم پستان مؤثر باشد.
زمینه مطالعاتی: شناسایی ژنهای بزرگ اثر، مؤثر بر صفات مهم اقتصادی یکی از مهمترین اهداف اصلاح نژادی در پرورش گوسفند است. هدف: این تحقیق به منظور بررسی ساختار و لایهبندی جمعیتی و شناسایی جایگاهها و ژنهای مرتبط با صفات کیفی پشم، از طریق مطالعه ارتباط ژنومی هاپلوتیپی (GWAS) با استفاده از تراشه SNP ژنوم گوسفند (Illumnia SNPChip 50K Beadchip) در یک جمعیت گوسفند زندی بود. روشکار: برای هر دام، صفات کیفی شامل: طول استاپل (SL)، میانگین قطر الیاف (MFD)، ضریب تغییرات قطر الیاف (FDCV) و نسبت الیافی که مساوی یا بیشتر از 30 میکرومتر قطر الیاف (F≥30) پشم اندازهگیری شد. پس از شناسایی اثرات ثابت معنیدار، مطالعه کنترل ژنومیکی (GC) با استفاده از آماره لامبدا و پویش ژنومی در نرم افزار PLINK نسخه 1.90 با استفاده از مدل خطی معمول (GLM) ارتباط هر یک هاپلوتیپها با صفات کیفی پشم ارزیابی و برای کنترل نرخ اشتباه از تصحیح بنفرونی استفاده شد. نتایج: یافتههای حاصل از کنترل ژنومیک لایهبندی ضعیفی برای صفات کیفی پشم شامل SL، MFD، FDCV و F≥30 نشان داد که حاکی از عدم وجود اختلاط ژنتیکی در جمعیت مورد مطالعه است. دو ناحیه هاپلوتیپی پیشنهادی در داخل ژنهای کاندیدا ERBB2 و GNASواقع شدند که پیشتر به عنوان ژنهای مؤثر بر رشد و توسعه مو و پوست در انسان گزارش گردیده بودند. نتیجهگیری نهایی: ژنهای کاندیدای شناساییشده، عملکرد مولکولی مرتبط با صفات الیاف پشم داشتند. انتخاب برای بهبود کیفی در پشم تولیدی در گوسفندان زندی با استفاده از این یافتهها، باعث تسریع در پیشرفت ژنتیکی خواهد گردید.
هدف از این تحقیق تولید ماست پرچرب از طریق جایگزینی نسبی یا کامل چربی شیر با روغن گیاهی پالم بود. برای این منظور، سه نوع ماست پرچرب شامل ماست دارای 8% چربی شیر (نمونه کنترل)، ماست حاوی 4% چربی شیر و 4% روغن پالم و ماست حاوی 8% روغن پالم تولید شد. نمونههای ماست بعد از تولید به مدت 28 روز در دمای C˚4 نگهداری گردید. ویژگیهای فیزیکی- شیمیایی نمونهها در فواصل زمانی یک هفتهای ارزیابی شد. نتایج حاصل از آنالیز آماری نشان داد که اثر تیمار و زمان نگهداری بر روی pH، اسیدیته و آباندازی معنیداری (05/0>P) بود، به طوریکه کمترین و بیشترین pHبه ترتیب مربوط به نمونه کنترل و نمونه حاوی 8% روغن پالم بود و در طول نگهداری نیز میزان pH تمام نمونهها کاهش و میزان آباندازی افزایش یافت. میزان ماده خشک، پروتئین و چربی نمونهها در طی نگهداری تغییر معنیداری (05/0 P) یافت. این مطالعه نشان داد که در کل جایگزینی چربی شیر با روغن پالم از لحاظ ویژگیهای فیزیکی – شیمیایی قابل قبول بود و میتواند مضرات اسیدهای چرب اشباع بالا و کلسترول بالای موجود در چربی شیر را کاهش دهد.
Parasites and intestinal worms are one of the main causes of the economic decline in the sheep industry. This research carried out for consideration of microsatellite polymorphism in the intron 5 of DRB2 gene and its association with the egg numbers of Marshallagia Marshalli parasite in Ghezel sheep breed, Blood and fecal samples were obtained from 80 male lambs at the age of 4-6 months. Fecal samples were collected from the lambs' rectum and the number of fecal eggs was calculated by the Clayton Lane technique. The DNA was extracted using ChloroformIsoamyl Alcohol and Microsatellite regions of intron 5 of the DRB2 gene were amplified. PCR products were electrophoresed on 3% Agarose gel. Allele sizes were determined by 25 bp ladder and UVidoc software. The PROC MIXED was considered for evaluation of genotypes effects on the traits. Statistical analysis showed there was significant correlation between the numbers of Marshallagia Marshalli parasite eggs and the polymorphism of DRB2 gene. Therefore, lambs that had the genotypes of 288-278 and 288-288 in intron 5 of DRB2 gene had significantly (P<0.01) lower number of eggs compared with the others. In conclusion, the polymorphism at this locus can be utilized as a useful tool in the selection programs based on markers.
چکیده انگلهای گوارشی در گوسفندان باعث کاهش تولید اقتصادی و انتقال آلودگی به انسان میشوند. بررسی حاضر به منظور شناسایی فون انگلهای گوارشی و وضعیت آلودگی به آنها در گوسفندان نژاد قزل منطقه استان آذربایجانشرقی انجام شد. در این مطالعه، نمونههای مدفوع ازنظر آلودگیهای کرمی موردبررسی قرار گرفت. بدین منظور از 120 رأس بره 4 تا 6 ماهه نژاد قزل از 6 گله متفاوت (از هر گله تعداد 20 رأس) در استان آذربایجانشرقی استفاده شد. نمونههای مدفوع بهطور مستقیم از رکتوم برهها جمعآوری و شمارش تخم انگل به روش کلیتون لین انجام شد. از تعداد تخم انگلهای شمارش شده، تخم انگلهای نماتودیروس، مارشالاژیا مارشالی، همونکوس کنتورتوس و تریکوسترونژیلوس به ترتیب 39،24، 23 و 14 درصد از آلودگی را به خود اختصاص داده بودند.با توجه به آلودگی گوسفندان به انگلهای گوارشی، باید اقدامات کنترلی و درمانی در این مورد صورت گیرد. تحقیقات بیشتر در خصوص روشهای پیشگیری و کنترل آلودگی نیز توصیه میشود.
چربی شیر به دلیل تقاضای فزاینده، قیمت بالا و ترکیب منحصر به فرد آن همواره هدف دستکاری های متقلبانه با افزودن منابع گیاهی بوده است. به منظور بررسی کارایی روشهای تشخیص خلوص کره، نمونه کره خالص گاوی، مارگارین و مخلوط کره و مارگارین مخلوطهای 5، 10 و 15% مارگارین- کره تهیه شد و و تحت آزمایشهای تعیین خلوص کره شامل عدد یدی، ضریب شکست، اندیس رایشرمایسل، پولنسک و روش های دستگاهی شامل توسط کروماتوگرافی گازی و کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا به ترتیب برای تعیین پروفیل اسیدهای چرب و توکول ها جهت تشخیص افزودن مارگارین مورد استفاده قرار گرفتند. افزایش میزان مارگارین گیاهی در کره اثر معنی داری (05/0P
مؤلفههای (کو) واریانس شیر، چربی و پروتئین تولیدی نخستین دوره شیردهی 11368 رأس گاو شیری هلشتاین ایران با استفاده از مدل های روز آزمون رگرسیون تصادفی و روش حداکثر درستنمایی محدود شده (REML) برآورد شدند. در این مطالعه برای کل دوره شیردهی واریانس های باقی مانده همگن فرض شدند. محدوده وراثت پذیری 305 روز صفات تولیدی 25/0 تا 31/0برآورد شد و بیشترین همبستگی ژنتیکی بین روزهای مختلف دوره شیردهی برای پروتئین مشاهده شد. یکی از فاکتورهای کلیدی تعیین کننده مقدار کل شیر تولیدی در طی یک دوره شیردهی، تداوم شیردهی است. تداوم شیردهی در گاوهای شیرده یک صفت اقتصادی وراثت پذیر و یک مشخصه مهم منحنی شیردهی می باشد. در این تحقیق از پنج معادله متفاوت محاسبه تداوم شامل: 1) P1، تفاوت ارزش های اصلاحی بین روز 290 و 90؛ 2) P2، تفاوت ارزش های اصلاحی بین روزهای 1 تا 100 از روزهای 101 تا 200؛ 3) P3، اختلاف متوسط ارزش اصلاحی برآورد شده برای روزهای 255 تا 305 از روزهای 50 تا 70؛ 4) P4، مجموع اختلاف ارزش های اصلاحی برای روزهای 61 تا 280 از روز 60 ؛ 5) P5، مجموع اختلاف ارزش های اصلاحی برای روزهای 60 تا 279 از روز 280 استفاده شد. وراثت پذیری ها به عنوان تابعی از زمان محاسبه شدند. وراثت پذیری های تداوم پروتئین (31/0-06/0) کمی بالاتر از این مقادیر برای تداوم شیر (28/0-07/0) و چربی (25/0-03/0) تولیدی برآورد شد، همچنین همبستگیهای ژنتیکی بین تداوم و 305 روز تولید برای پروتئین و شیر کمی بالاتر از آن برای چربی برآورد شدند.
جوانه گندم یک مکمل غذایی مغذی و سالم است که میتواند در جلوگیری از سرطانها و دیگر مشکلات سلامتی مؤثر باشد. در این مطالعه، اثر افزودن جوانه گندم خام و تثبیتشده بر ویژگیهای شیمیایی و ارزش تغذیهای کیک مطالعه شد. جوانه گندم خام تثبیت شد و سپس آسیاب شد و جوانه گندم خام و تثبیتشده در مقدارهای 0، 5، 10، 15 و 20 درصد به فرمولاسیون کیک افزوده شد. ویژگیهای تغذیهای کیکهای غنی شده با 20 درصد جوانه گندم مانند میزان پلیفنولها، پروفایل اسیدهای چرب و میزان توکوفرولها و برخی ویژگیهای شیمیائی مانند اسیدیته و پراکسید موردارزیابی قرار گرفت و همینطور ویژگیهای حسی در همه تیمارهای غنیشده با جوانه گندم ارزیابی شد. نتایج بدست آمده نشان داد که مقدار پلیفنولها از 263/2 پیپیام در کیک شاهد به 326 پیپیام و 296/19 پیپیام به ترتیب در کیکهای دارای جوانه گندم خام و تثبیتشده افزایش یافت. با افزودن 20 درصد جوانه گندم در فرمول کیک، کاهش در اسیدهای چرب اشباع و افزایش در اسیدهای چرب غیر اشباع به ویژه اسید لینولئیک مشاهده شد. افزایش در مقدار α-توکوفرول و β-توکوفرول نیز در کیکهای غنیشده مشاهده شد (0/05>P). بررسی اسیدیته و پراکسید نشان داد که کیک کنترل دارای اسیدیته و پراکسید بالاتر نسبت به کیکهای غنیشده بود.
در این پژوهش امکان جایگزینی ساکارز با غلظت های مختلف سوربیتول- اولیگوفروکتوز در تهیه کیک های کم کالری مورد مطالعه قرار گرفت. صفات فیزیکی خمیر کیک مانند وزن مخصوص و ویسکوزیته خمیر و صفات کیک مانند حجم، دانسیته ظاهری و جسمی، تخلخل، تقارن و یکنواختی، رطوبت و فعالیت آبی، رنگ پوسته و مغز، سفتی بافت و نمره نهایی ارزیابی حسی کیک مورد بررسی قرار گرفت. نمونه حاوی 100% سوربیتول وزن مخصوص کمتر از تیمار کنترل نشان داد (05/0P)، در حالی که سایر تیمارها ویسکوزیته بیشتر از نمونه شاهد نشان دادند. تیمار تهیه شده با سوربیتول- ساکارز- اولیگوفروکتوز حجم، تخلخل، یکنواختی و نمره ارزیابی حسی بالاتر از نمونه کنترل و سایر تیمارها داشت. در حالی که دانسیته ظاهری و سرعت سفت شدگی این نمونه ها کمتر از نمونه کنترل و بقیه تیمارها بود (05/0P< ). ولی کیک های حاوی سوربیتول- اولیگوفروکتوز و سوربیتول- ساکارز- اولیگوفروکتوز تقارن مشابه با تیمار کنترل داشتند.کیک های تهیه شده با 100% سوربیتول کاهش معنی داری در رنگ پوسته کیک نشان دادند. رنگ مغز و فعالیت آبی کیک تهیه شده با سوربیتول- ساکارز- اولیگوفروکتوز تفاوت معنی داری با نمونه کنترل نشان نداد (05/0p>) و سایر تیمارها رنگ مغز تیره تر از تیمار شاهد داشتند. رطوبت و دانسیته واقعی کیک تحت تأثیر قند مورد استفاده قرار نگرفت (05/0p>). در نهایت تیمار تهیه شده با سوربیتول- ساکارز- اولیگوفروکتوز (S3) به عنوان بهترین تیمار شناخته شد. واژه های کلیدی: سوربیتول، اولیگوفروکتوز، ساکارز، کیک اسفنجی
این مطالعه به منظور ارزیابی اثر برخی از متابولیتها و عناصر خونی بر تشکیلفولیکولهای مقاوم تخمدان انجام گرفت. برای انجام این تحقیق از 117 رأس گاو در دو گروه سالم و دارای فولیکول مقاوم،نمونههای خون تهیه گردید. غلظت گلوکز، اوره، پروتئین تام، بتا هیدروکسی بوتیرات و فسفر سرم با استفاده از روش اسپکتروفتومتری و غلظت هورمون استروژن سرم با استفاده از روش الایزا اندازهگیری شد. همچنین اثر برخی عوامل مؤثر بر فولیکول مقاوم از جمله فصلگوسالهزایی، تعداد زایش و تولید شیر در 60-50 روز پس از زایش در گاوهای مورد مطالعه بررسی شد. وضعیت دام (وجود داشتن یا عدم وجود فولیکول مقاوم) بر میزان غلظت اوره سرم خون، پروتئین تام، بتا هیدروکسی بوتیرات، فسفر و استرادیول خون اثر معنیداری (05/0p<) داشت. نتایج رابطه رگرسیون لجستیک نشان داد بهشرط ثابت بودن سایر عوامل در مدل، بهازای افزایش یک واحد اوره، احتمال نسبی دام سالم به بیمار548/0 واحد افزایش و همچنین بازای یک واحد افزایش فسفر سرم خون احتمال نسبی دام سالم به بیمار 06/1 واحد کاهش مییابد. بر اساس این مطالعهاز علل احتمالی ایجاد فولیکول مقاوم در گاوهای شیری کمبود یا افزایش برخی از متابولیتها و عناصر خونی مانند فسفر و اوره خون میباشد.