زمینه مطالعاتی: طول عمر تولیدی و ماندگاری گاوهای شیری در گله، از مهمترین موضوعات در پرورش گاو شیری میباشد که اخیرا مورد توجه بیشتری قرار میگیرد. هدف: در این مطالعه، از رکوردهای طول عمر و حذف گاوهای هلشتاین ایران برای بررسی دلایل حذف و سازههای مؤثر بر آن و نیز تعیین تابع توزیع بقاء استفاده شد. روش کار: دادههای 971428 رأس گاو هلشتاین مربوط به 3872 گله که توسط مرکز اصلاح نژاد و بهبود تولیدات دامی کشور طی سالهای 1375 تا 1392 جمعآوری شده بود، استفاده گردید. برای بررسی سازههای مؤثر بر حذف (فصل زایش، سن هنگام اولین زایش، شکم زایش، مرحله شیردهی و تولید شیر) از رگرسیون لجیستیک و برای تعیین تابع توزیع بقاء از معادله کاپلان - میر استفاده شد. دادهها با استفاده از رویههای lifetest و logistic نرمافزار SAS نسخه 2/9 و R بسته survival تجزیه و تحلیل شدند. نتایج: نتایج نشان داد که ناهنجاریهای تولید مثلی شایعترین دلیل حذف گاوهای هلشتاین (61/23 درصد) بود. سازههای مورد بررسی در این مطالعه تأثیر معنیداری بر خطر حذف گاوهای هلشتاین داشتند (01/0>P). با افزایش شکم و سن هنگام اولین زایش و با کاهش تولید شیر، خطر حذف افزایش یافت. برآوردهای به دست آمده از تابع توزیع بقای کاپلان - میر نشان داد که تا روز 1305 از طول عمر حدود 25 درصد از گاوهای هلشتاین مورد بررسی از گلهها حذف شدند. همچنین 50 و 75 درصد از گاوها به ترتیب دارای طول عمر 2068 و 2942 روز بودند. نتیجهگیری نهایی: با توجه به نرخ بالای حذف در گلههای کشور، به منظور افزایش طول عمر و بقای گاوهای هلشتاین لازم است که شرایط محیطی و مدیریتی گلهها بهبود یافته و نسبت به کنترل سازههای مؤثر بر حذف، پیشگیری و درمان بیماریها اقدام شود. همچنین طراحی برنامههای انتخاب در گاوهای شیری بر اساس صفات مربوط به سلامتی، باروری و ورم پستان توصیه میشود.
هدف از مطالعه حاضر برآورد روند ژنتیکی، فنوتیپی و محیطی صفات وزن بدن در سنین مختلف در گوسفندان کردی شمال خراسان بود. برای انجام این مطالعه از رکوردهای مربوط به صفات رشد 5144 رأس بره حاصل از 161 رأس قوچ و 1982 رأس میش استفاده گردید. صفات مورد بررسی شامل وزنهای تولد (5069 رکورد)، 3 (3968 رکورد)، 6 (3519 رکورد)، 9 (2840 رکورد) و 12 (2595 رکورد) ماهگی بودند که طی سالهای 1375 تا 1392 در ایستگاه پرورش و اصلاح نژاد گوسفند کردی واقع در شهرستان شیروان استان خراسان شمالی جمعآوری شده بودند. مؤلفههای واریانس و پارامترهای ژنتیکی صفات با استفاده از روش حداکثر درستنمایی محدود شده و برازش 6 مدل حیوانی مختلف با استفاده از نرمافزار WOMBAT برآوردید گردید. تعیین مناسبترین مدل برای هر صفت با استفاده از مقادیر لگاریتم حداکثر درستنمایی صورت گرفت. ارزشهای اصلاحی حیوانات با روش معادلات مدلهای مختلط با استفاده از بهترین مدل دام تک صفتی برآورد گردید. روند ژنتیکی، فنوتیپی و محیطی به ترتیب از طریق تابعیت میانگین ارزش اصلاحی، میانگین فنوتیپی و تفاوت میانگین ارزش اصلاحی از میانگین فنوتیپی بر سال تولد برآورد شدند. وراثتپذیری مستقیم وزنهای تولد، 3، 6، 9 و 12 ماهگی به ترتیب 03/0±10/0، 03/0±28/0، 04/0±32/0، 03/0±22/0 و 04/0±20/0 برآورد گردید. روند ژنتیکی مستقیم برای صفات وزن تولد، 3، 6، 9 و 12 ماهگی به ترتیب 25/0±13/4، 91/5±01/117، 78/5±24/148، 83/5±01/110 و 89/6±21/122 گرم در سال و روند فنوتیپی به ترتیب 47/7-، 32/126-، 21/490-، 69/493- و 48/599- گرم در سال برآورد شد. ب
در مطالعه حاضر از رکوردهای 191910 رأس گاو شیری نژاد هلشتاین در دوره اول شیرواری به منظور بررسی عملکرد صفات تولید شیر و درصد چربی شیر 305 روز گاوهای شیری هلشتاین در اقلیمهای مختلف ایران استفاده گردید. دادههای مذکور مربوط به 1368 گله بوده که طی سالهای 1379 تا1390 توسط مرکز اصلاح نژاد و بهبود تولیدات دامی کشور جمعآوری شده بود. محل جغرافیایی گلهها با توجه به شرایط آب و هوایی و با استفاده از روش طبقهبندی اقلیمی دومارتن پیشرفته به 5 گروه اقلیمی (خشک بیابانی، نیمه خشک، مدیترانهای، نیمه مرطوب و مرطوب) دستهبندی شد. مؤلفههای واریانس-کوواریانس ژنتیکی صفات مورد بررسی با مدل حیوانی و روش حداکثر درستنمایی محدود شده بدون مشتقگیری برآورد شدند. وراثتپذیری تولید شیر 305 روز در محدوده 11/0 (اقلیم مدیترانهای) تا 29/0 (اقلیم خشک بیابانی) و درصد چربی شیر 305 روز در دامنه 10/0 (اقلیم مدیترانهای) تا 28/0 (اقلیم خشک بیابانی) برآورد شدند. در اقلیمهای خشک بیابانی، نیمه خشک، مدیترانهای، نیمه مرطوب و مرطوب روند ژنتیکی تولید شیر 305 روز به ترتیب 20/22، 37/17، 074/0-، 92/0 و 71/0- و روند ژنتیکی درصد چربی شیر 305 روز به ترتیب 0012/0-، 5-10 ×23/1، 5-10×5، 0002/0 و 0004/0- برآورد شدند. با توجه به اختلافات موجود در پارامترهای ژنتیکی صفات مورد بررسی در اقلیمهای مختلف، به نظر میرسد که عملکرد گاوها در مناطق مختلف متفاوت بوده که میتواند ناشی از اثر متقابل ژنوتیپ و محیط باشد.
در این مطالعه از رکوردهای مربوط به صفات رشد گوسفندان نژاد کردی که طی سال های 1375 تا 1392 در ایستگاه پرورش و اصلاح نژاد گوسفند کردی واقع در شهرستان شیروان استان خراسان شمالی جمع آوری شده بود، برای تجزیه و تحلیل ژنتیکی صفات رشد استفاده گردید. صفات مورد بررسی شامل افزایش وزن روزانه و نسبت کلیبر در 4 دوره زمانی (تولد تا از شیرگیری، از شیرگیری تا 6 ماهگی، 6 تا 9 ماهگی و 9 تا 12 ماهگی) بود. مؤلفههای (کو) واریانس و پارامترهای ژنتیکی صفات مورد مطالعه با استفاده از روش حداکثر درست نمایی محدود شده و تحت 6 مدل حیوانی مختلف با استفاده از نرم افزار WOMBAT برآوردید گردید. پس از برازش مدل های حیوانی مورد استفاده، مناسب ترین مدل برای هر صفت بر اساس شاخص اطلاعات آکایک انتخاب شد. بر اساس نتایج، وراثت پذیری مستقیم صفات افزایش وزن روزانه و نسبت کلیبر بر اساس بهترین مدل به ترتیب در دامنه 11/0 تا 13/0 و 11/0 تا 23/0 برآورد گردید. وراثت پذیری مادری و نسبت واریانس فنوتیپی ناشی از محیط دائمی مادری برای صفات قبل از شیرگیری به ترتیب 11/0 و 04/0(افزایش وزن روزانه) و 06/0 و 12/0 (نسبت کلیبر) به دست آمد. همبستگی ژنتیکی بین صفات افزایش وزن روزانه در دوره های مختلف در محدوده 18/0 تا 57/0 برآورد گردید. همبستگی های ژنتیکی بین صفات افزایش وزن روزانه و نسبت کلیبر در حد متوسط تا بسیار قوی برآورد شد. به نظر می رسد انتخاب برای نسبت کلیبر، ضمن افزایش سرعت رشد بره ها، باعث افزایش راندمان مصرف خوراک می شود.
در این تحقیق، به منظور تحلیل چند متغیره همبستگیهای ژنتیکی و فنوتیپی صفات تولیدی و تولید مثلی از رکوردهای دوره اول شیردهی 64220 رأس گاو شیری نژاد هلشتاین که طی سالهای 1375 تا 1388 توسط مرکز اصلاح نژاد و بهبود تولیدات دامی کشور جمعآوری شده بود، استفاده شد. صفات مورد بررسی در این مطالعه شامل صفات تولیدی (تولید شیر 305 روز، درصد چربی شیر 305 روز، درصد پروتئین شیر 305 روز و طول دوره شیردهی) و صفات تولید مثلی (طول دوره خشکی، سن اولین زایش، فاصله گوسالهزایی و روزهای باز) بود. ارزشهای اصلاحی حیوانات برای صفات مورد مطالعه با استفاده از مدل حیوانی یک صفته و نرم افزار دی اف ریمل برآورد شدند. بررسی همبستگی بین ارزشهای فنوتیپی و نیز ارزشهای اصلاحی دو مجموعه صفات تولیدی و تولید مثلی با رویه همبستگی کانونی نسخه 2/9 نرمافزار سس انجام شد. تحلیل همبستگی کانونی نشان داد که اولین ضریب همبستگی کانونی بین اولین جفت متغیر کانونی به ترتیب برای مقادیر فنوتیپی و ارزشهای اصلاحی مجموعه صفات تولیدی و تولید مثلی 999/0 و 996/0 بود (0001/0P
در این تحقیق، از رکورد¬های متعلق به 64220 رأس گاو شیری نژاد هلشتاین در دوره اول شیرواری استفاده گردید. داده¬های مذکور مربوط به 749 گله بوده که طی سال¬های 1375 تا 1388 توسط مرکز اصلاح نژاد و بهبود تولیدات دامی کشور جمع-آوری شده بود. صفات مورد بررسی شامل صفات تولیدی (تولید شیر 305 روز، درصد چربی شیر 305 روز، درصد پروتئین شیر 305 روز و طول دوره شیردهی) و صفات تولید مثلی (طول دوره خشکی، سن هنگام اولین زایش، فاصله گوساله¬زایی و روز¬های باز) بود. تجزیه و تحلیل ژنتیکی صفات مورد بررسی با استفاده از روش حداکثر درست¬نمایی محدود شده توسط نرم-افزار DFREML انجام شد. وراثت¬پذیری تولید شیر، درصد چربی شیر، درصد پروتئین شیر و طول دوره شیردهی به ترتیب 197/0، 282/0، 333/0 و 031/0 و وراثت¬پذیری طول دوره خشکی، سن هنگام اولین زایش، فاصله گوساله¬زایی و روز¬های باز به ترتیب 015/0، 079/0، 035/0 و 036/0 برآورد گردید. همبستگی¬های ژنتیکی بین صفات تولیدی در دامنه 52/0- (تولید شیر و درصد چربی شیر) تا 74/0 (درصد چربی و درصد پروتئین شیر) و بین صفات تولید مثلی در محدوده 07/0 (سن هنگام اولین زایش و فاصله گوساله¬زایی) تا 95/0 (روزهای خشکی و فاصله گوساله¬زایی) برآورد گردید. همبستگی¬های ژنتیکی برآورد شده بین صفات تولیدی و تولید مثلی در دامنه 63/0- (تولید شیر و طول دوره خشکی) تا 96/0 (طول دوره شیردهی و فاصله گوساله¬زایی) بود. با توجه به همبستگی ژنتیکی قوی و نامطلوب بین صفات تولیدی و تولید مثلی، طراحی برنامه¬های انتخاب در گاو¬های شیری بر اساس ترکیبی از این صفات توصیه می¬گردد.
در این آزمایش، اثرات جایگزینی یونجه با سطوح مختلف پوسته پسته بر مصرف خوراک، قابلیت هضم مواد مغذی، فرآسنجه های تخمیری شکمبه، متابولیتهای خون و ابقاء نیتروژن در گوسفندان نر بلوچی بررسی شد. بدین منظور 3 رأس گوسفند نر بلوچی مجهز به کانولای شکمبه ای و شیردانی در قالب یک طرح مربع لاتین 3 × 3 به طور تصادفی مورد استفاده قرار گرفتند. جیره های آزمایشی شامل: 1) 30% یونجه، 20% کاه و 50% کنسانتره (بر اساس ماده خشک) و در جیره های 2 و 3 به ترتیب به میزان 15 و 30% یونجه توسط پوسته پسته جایگزین شد. نتایج آزمایش نشان داد که ماده خشک مصرفی تحت تأثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفت. قابلیت هضم کل لوله گوارش برای ماده خشک، ماده آلی، ADF و NDF اختلاف معنی داری بین تیمارها نداشت، اما برای پروتئین خام به طور معنی دار کاهش یافت. غلظت نیتروژن آمونیاکی مایع شکمبه با افزایش تانن در جیره به طور معنی دار کاهش یافت. غلظت آنزیم های کبدی، کلسترول، HDL، LDL و VLDL تغییر معنی داری نداشت. نیتروژن مصرفی، نیتروژن دفعی از طریق ادرار و نیتروژن هضم شده به طور معنی دار کاهش، اما نیتروژن دفعی از طریق مدفوع به طور معنی داری افزایش یافت. بنابراین میتوان نتیجه گرفت که استفاده از پوسته پسته در سطح 30 درصد ماده خشک در جیره بره های بلوچی با تأمین سطح مناسبی از تانن می-تواند بدون تأثیر منفی بر مصرف خوراک و قابلیت هضم مواد مغذی، سبب بهبود عملکرد حیوان شده و با افزایش دفع نیتروژن از ادرار به مدفوع از لحاظ زیست محیطی بسیار سودمند باشد.