هدف: مدیریت عملکرد قضات بهعنوان یکی از ارکان حیاتی نظام قضایی، در تضمین کیفیت عدالت، افزایش رضایت ذینفعان و تقویت اعتماد عمومی، نقشی تعیینکننده ایفا میکند. با وجود اهمیت این موضوع، تاکنون مطالعهای نظاممند با رویکرد فراترکیب در ایران، برای واکاوی الگوی پیشایندها و پیامدهای مدیریت عملکرد قضات دادگستری انجام نشده است. این پژوهش با هدف پرکردن این شکاف تحقیقاتی، با استفاده از گامهای هفتگانه سندلوسکی و باروسو، به تحلیل یکپارچۀ نتایج پژوهشهای پیشین پرداخته است. روش: در بخش روششناسی، پس از شناسایی ۱۶۶ متن علمی معتبر فارسی و انگلیسی در پایگاههای اطلاعاتی، ۱۰۹ پژوهش بر اساس چارچوب پریسما برای تحلیل نهایی انتخاب شد. صلاحیت منابع با مقیاس کسپ با میزان تطابق با سنجههای دهگانه «مهارت ارزیابی حیاتی» سنجیده شد و روایی محتوایی از طریق نظرهای ۲۰ خبرۀ دانشگاهی و قضایی (با ضرایب CVR و CVI بالاتر از 79/0) به تأیید رسید. دادهها با نرمافزار اطلس تیآی کدگذاری شدند. در ادامه، از طریق تحلیل مضمون، ۶۳۰ تم اولیه بهدست آمد که پس از تجمیع نظرهای نخبگان، در ۳۲۵ تم پایه، ۳۲ تم سازماندهنده و ۳ تم فراگیر خوشهبندی شدند. پایایی الگو با شاخص کاپا برابر 85/0 در سطح مطلوب تأیید شد. یافتهها: یافتهها نشان میدهد که پیشایندهای مدیریت عملکرد قضات، در سه سطح فردی (کمبود سرمایههای شناختی ـ مهارتی و خودکارآمدی)، سازمانی (ساختارهای متمرکز، فرایندهای ارزیابی پیچیده و ناکارآمدی تخصیص منابع) و فراسازمانی (فشارهای سیاسی، محدودیتهای بودجهای و نوسانهای اقتصادی)، زنجیرهای علّی ایجاد میکنند. این زنجیره از نارساییهای فردی (مانند ضعف تحلیل پروندهها) تا بیثباتیهای محیطی (مانند کاهش استقلال قضایی) امتداد مییابد و اثربخشی نظام را تضعیف میکند. این پیشایندها بهصورت آبشاری، پیامدهای سلسلهمراتبی (از کاهش ظرفیت قضایی و افزایش اشتباههای قضایی تا تضعیف حاکمیت قانون و کاهش سرمایهگذاری خارجی) را تحمیل میکنند و کارایی سیستمهای قضایی را بهطور سیستمی مخدوش میسازند. نتیجهگیری: پژوهش حاضر با ارائه چارچوبی چندبُعدی، پنج بُعد کلیدی را در فرایند مدیریت عملکرد قضات شناسایی کرده است. این ابعاد عبارتاند از: شناختی ـ رفتاری (تعامل دانش، مهارتهای تحلیلی و اخلاق حرفهای با عملکرد)، تعاملگرای اجتماعی (کیفیت همکاریهای قضات با وکلا، شهود و ذینفعان)، سازمانی ـ نهادی (تأثیر ساختارها و فرهنگ بر اعتبار داخلی/خارجی)، محیطی ـ منابعی (وابستگی به فشارهای سیاسی، محدودیتهای اقتصادی و تحولات فناورانه) و سرمایۀ انسانی ـ توسعهای (پیوند آموزشهای تخصصی با کاهش نابرابریهای دسترسی به عدالت). این ابعاد از شایستگیهای فردی تا پیامدهای اجتماعی را در برمیگیرند. این ابعاد در چرخهای بازخوردی پویا، بر اساس نظریۀ سایبرنتیک عمل میکنند. برای غلبه بر محدودیتهای این نظریه (مانند نادیدهگرفتن پیچیدگی عوامل انسانی و تأخیر در بازخورد مداخلاتی)، ترکیب آن با نظریۀ نهادی (تأکید بر نقش هنجارها و محیطهای نهادی) و نظریۀ سرمایۀ انسانی (تمرکز بر توسعه بلندمدت منابع انسانی) پیشنهاد میشود. این ترکیب، تحلیلی جامع از پویاییهای نظام قضایی و راهکارهای عملیاتی (مانند بازطراحی فرایندهای ارزیابی و سرمایهگذاری در آموزش قضات) فراهم میآورد. این مطالعه بهعنوان نخستین پژوهش نظاممند در ایران، الگویی نوین ارائه میدهد که همزمان به چالشهای ساختاری، فرایندی و محیطی پاسخ میدهد.
شادی سازمانی در بسیاری از فرهنگها بهعنوان مؤلفهای کلیدی در کیفیت تعاملات انسانی و بهبود تجربه کارکنان شناخته میشود و در محیطهای حساس و پرتلاطم، همچون فرودگاهها، نقش پررنگتری به خود میگیرد. با توجه به اهمیت شادی و رفاه کارکنان در ارتقای عملکرد عملیاتی و خدمات مسافرمحور، هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی شادی سازمانی در فرودگاه بینالمللی بغداد بود. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، ترکیبی است. در بخش کیفی، از رویکرد نظریه دادهبنیاد برای تبیین اجزای الگوی شادی سازمانی استفاده شد و با ۱۲ نفر از مدیران، سرپرستان و کارکنان کلیدی فرودگاه بغداد مصاحبه نیمهساختاریافته انجام شد. تحلیل دادهها از طریق کدگذاری سهمرحلهای منجر به استخراج مجموعهای گسترده از مفاهیم شد که در قالب مقولههای اصلی و فرعی مرتبط با عوامل فردی، بینفردی، ساختاری و محیطی شادی سازمانی طبقهبندی شدند. در بخش کمّی، برای سنجش برازش الگوی مفهومی طراحیشده، پرسشنامهای محققساخته بر پایه یافتههای مرحله کیفی تدوین و از طریق پیمایش در بین نمونه آماری توزیع شد. نتایج تحلیل مدلسازی معادلات ساختاری نشان داد که الگوی پیشنهادی از برازش مناسب برخوردار بوده و تمامی فرضیههای پژوهش تأیید شدند. یافتههای این پژوهش میتواند مبنایی برای بهبود محیط کار، تقویت سرمایه روانشناختی کارکنان، افزایش بهرهوری عملیاتی و ارتقای کیفیت خدمات در فرودگاه بینالمللی بغداد فراهم آورد.
در این پژوهش، ارتعاشات آزاد تیر ساندویچی با هسته ویسکوالاستیک و رویههای پلیمری تقویتشده با نانولولههای کربنی، تحت شرایط تکیهگاه ساده و با بهرهگیری از تئوری سهلایهای تیر ساندویچی مورد بررسی قرار گرفته است. با توجه به کاربرد اساسی سازههای ساندویچی با هسته ویسکوالاستیک در صنایع مهمی همچون صنایع نظامی و هوافضا، بهمنظور کاهش ارتعاشات و کنترل نویز از اهمیت بسزایی برخوردار میباشند. برای مدلسازی هسته ویسکوالاستیک از مدل کلوین-ویت استفاده شده است و همچنین با استفاده از تئوری یاد شده و اصل همیلتون معادلات حاکم بر سازه ساندویچی بهدست میآید. معادلات بهدست آمده به صورت معادلات دیفرانسیل با مشتقات جزئی میباشند که برای حل این معادلات حرکت، از روش تحلیلی ناویر در حوزهی مکان استفاده شده است. بهمنظور صحت و دقت نتایج عددی بهدست آمده، یک رویکرد مقایسهای با مقالات معتبر ارائه شده است. در انتها بررسی اثر پارامترهای مختلف مادی و هندسی بر روی فرکانس طبیعی سیستم پرداخته شده است. نتایج نشان میدهند که با افزایش ضریب اتلاف سازه، استهلاک تیر ساندویچی نیز افزایش پیدا میکند، در نتیجه فرکانس طبیعی سیستم کاهش پیدا میکند.
هدف: مطالعه حاضر با هدف شناسایی پیامدهای نامحسوس این پدیده طراحی و اجرا شده است. روش: در این پژوهش با بکارگیری رویکرد مرور نظاممند و فراترکیب، به تحلیل نتایج و یافتههای پژوهشگران قبلی پرداخته شده است. با توجه به جدیدبودن موضوع، بررسی منابع موجود در پایگاههای معتبر فارسی نشان داد که هیچ منبعی در راستای تحقق اهداف این پژوهش قابل دسترسی نیست. تعداد 216 متن علمی معتبر به زبان انگلیسی شناسایی و تعداد 70 عنوان پژوهشی مورد بررسی نهایی قرار گرفت. برای انتخاب مطالعات جهت ورود به مطالعه، از چارچوب پریسما استفاده شد. تعیین صلاحیت منابع، با استفاده از مقیاس کسپ انجام پذیرفت. پس از مطالعه و استخراج متن، کدهای اولیه با استفاده از نرم افزار مکسکیودا 2024 استخراج شد. برای تائید مدل طراحی شده، کدهای اولیه، به روش تحلیل مضمون مورد بررسی قرار گرفت. به منظور سنجش پایایی الگوی پژوهش، از شاخص کاپا استفاده شد. روایی محتوایی پژوهش نیز توسط 20 نفر از خبرگان دانشگاهی و با استفاده از ضرایب نسبی CVR و CVI مورد تائید قرار گرفت. یافتهها: در نتیجه تحلیل دادهها، 350 تم اولیه، 61 تم پایه، 14 تم سازماندهنده و 3 تم فراگیر مورد شناسایی و خوشهبندی قرار گرفتند. پیامدهای مرتبط با استعفای نامحسوس کارکنان در سه بُعد کلیدی فردی، گروهی و سازمانی طبقهبندی شدند. نتیجه: نتایج بر اهمیت توجه به تعامل میان روندهای اجتماعی در سطح کلان، شیوههای سازمانی در سطح میانی و تجربههای فردی در سطح خرد برای درک تبعات ناشی از رفتارهای استعفای نامحسوس و کاهش این رفتار تأکید دارد.
هدف: هدف این پژوهش تعیین تأثیر مهربانی و شوخطبعی مدیران بر جذابیت برند کارفرما با نقش میانجی کارآفرینی سازمانی در دانشگاههای خصوصی استان هرات است. روش: این پژوهش بر اساس روش توصیفی پیمایشی و بر اساس هدف کاربردی است. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران دانشگاههای خصوصی استان هرات است که 360 نفر از بین 714 نفر با استفاده از نمونهگیری تصادفی طبقهای متناسب با حجم، انتخاب شدند. برای جمع آوری دادههای اولیه از روش پرسشنامه و دادههای ثانویه با روش کتابخانهای جمعآوری گردیده است. این پژوهش شامل چهار متغیر مهربانیمدیران، شوخطبعی مدیران، جذابیت برند کارفرما و کارآفرینیسازمانی است. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها و پاسخگویی به فرضیههای پژوهش، از تکنیک تحلیل عاملی تاییدی (CFA) و مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) استفاده شده است. بدین منظور از نرم افزار Amos24 مورد استفاده قرار گرفته است.یافتهها: نتایج این پژوهش نشان داد که تأثیر مهربانی مدیران با ضریب مسیر 70/0 و شوخطبعی مدیران با داشتن ضریب مسیر 33/0 در جذابیت برند کارفرما مورد تائید قرار میگیرد. نتایج فرضیات سوم و چهارم همچنین نشان میدهد که مهربانی و شوخطبعی مدیران با ضرایب مسیر 015/0 و 03/0 نقش میانجی را در رابطه بین مهربانی و شوخطبعی مدیران بر جذابیت برند کارفرما بازی میکند. بر اساس نتایج آزمون فرضیهها مهربانی مدیران (70 درصد) و شوخطبعی مدیران (33 درصد) بر جذابیت برند کارفرما تأثیر مستقیم و معنادار دارد و نقش میانجیگری کارآفرینی سازمانی در تأثیر مهربانی و شوخطبعی مدیران برجذابیت برند کارفرما نیز مورد تائید قرار گرفت.نتیجهگیری: مهربانی و شوخطبعی مدیران و همچنین کارآفرینی سازمانی به عنوان متغییر میانجی، برای موفقیت دانشگاهها نقش مهم و قابل توجهی را ایفا مینمایند و از طریق این عوامل میتوان جذابیت برند کارفرما را در این دانشگاهها بهبود بخشید. این سه متغیر، جذابیت برند کارفرما را در دانشگاههای خصوصی استان هرات، در جهت مثبت هدایت میکنند. مدل ساختاری بهدستآمده، تأثیر علی مهربانیمدیران و شوخطبعیمدیران را بر جذابیت برند کارفرمایی دانشگاههای خصوصی و بر کارآفرینی سازمانی نشان داد. نتایج پژوهش حاضر در دانشگاههای استان هرات کاربرد عملی دارد. بنابراین، از منظر عملی، با توجه به یافتههای پژوهش، و بر اساس تأثیری که کارآفرینی سازمانی بر جذابیت برند کارفرما دارد، دانشگاهها میتوانند با تدوین برنامههای کارآفرینمحور، از روشهای مشارکتمحور برای همکاری کارآفرینان با یکدیگر استفاده کنند. همچنین با توجه به تأثیر قابلیت نوآوری بر عملکرد فعالیت های دانشگاهی، ایجاد فضای انگیزشی برای نوآوری، ایجاد فرصت برای کارکنان برای ارائه ایده، نادیده گرفتن شکستهای احتمالی در ارائه نوآوریها و ایجاد فضای دوستانه در محیط کار، میتواند قابلیتهای نوآوری و کارآفرینی را افزایش دهد. در نهایت مهربانی مدیران، شوخطبعی مدیران و افزایش توانمندیهای کارآفرینی کارکنان دانشگاه، منجر به ایجاد کسب و کارهای کارآفرینمحور میشود که ویژگیهای اصلی آن خلاقیت، نوآوری و ارزشآفرینی و در نتیجه موجب افزایش جذابیت برند کارفرما در دانشگاه میگردد.
هدف: تمرکز بر ایجاد محیط سازمانی شاد از جمله روشهایی است که مدیریت منابع انسانی میتواند در پرتو آن، زندگی کاری بهتری برای کارکنان رقم بزند. در محیطهای کار امروزی نیل به این هدف از طریق کشف و درک مکانیزم احساسات مثبت در محل کار محقق خواهد شد. در این راستا هدف پژوهش حاضر واکاوی الگوی شوخطبعی کارکنان در محل کار در شرکت پالایش گاز پارسیان میباشد. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی-توسعهای و با بهرهگیری از رویکرد کیفی و استفاده از نظریه دادهبنیاد به انجام رسیده است. به منظور شناسایی مؤلفههای الگوی شوخطبعی در محل کار با 15 نفر از خبرگان دانشگاهی و مدیران واحدهای مختلف شرکت پالایش گاز پارسیان به روش نمونهگیری هدفمند مصاحبههای نیمهساختاریافته با رعایت قاعده اشباع انجام پذیرفت. در بخش کمی برای بررسی برازش الگوی مفهومی طراحی شده از پرسشنامه محقق ساخته بر اساس نتایج بخش کیفی پژوهش استفاده گردید. روایی پرسشنامه با استفاده از نسبت روایی محتوا، محاسبه و پایایی آن نیز با مقایسه پایایی دوکدگذار مورد سنجش قرار گرفت. یافتهها: تحلیل مصاحبهها منجر به استخراج51 مفهوم شد که در قالب6مقوله عوامل علی، پدیده محوری، عوامل زمینهای، عوامل مداخلهگر، راهبردها و پیامدها طبقهبندی شدند. نتایج: بازیابی ذهنی و جسمی کارکنان در محیطهای کاری امروزی الزامی است. یکی اثربخشترین ابزارهای نیل به این هدف و ایجاد محیط کار خوشایند، استفاده از شوخ طبعی در محل کار است. نتایج این پژوهش میتواند مدیران را در شناخت راهبردهایی که به بروز چنین رفتارهایی کمک میکنند یا مانع ظهور و بروز آنها میشوند یاری دهد.
هدف این پژوهش واکاوی الگوی رهبری دانشمدار در شرکتهای دانشبنیان اصفهان میباشد. نوع پژوهش از نظر هدف کاربردی- توسعهای و از نظر ماهیت دادهها کیفی- کمی میباشد. در مرحله کیفی پژوهش بر اساس نظریه دادهبنیاد با استفاده از مصاحبههای نیمه ساختاریافته به روش غیر تصادفی هدفمند در بین 17 نفر از مدیران شرکتهای دانشبنیان و با معیار اشباع دادهها، ابعاد الگوی رهبری دانشمدار شناسایی گردید. نتایج حاصل از بخش کیفی حاکی از آن است که ابعاد الگوی رهبری دانشمدار شامل عوامل علی، پدیده محوری، عوامل زمینهای، عوامل مداخلهگر، راهبردها و پیامدها میباشد. در بخش کمی پژوهش، با بررسی نمونه 220 نفر از متخصصان شرکتهای دانشبنیان به روش طبقهای -تصادفی؛ نتایج بخش کیفی با استفاده از پرسشنامه محققساخته بررسی شد. در این راستا روایی پرسشنامه با محاسبه نسبت و شاخص روایی محتوا تأیید گردید. درنهایت دادهها از طریق مدلسازی معادلات ساختاری و با نرمافزار AMOS 22 مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از بخش کمی پژوهش حاکی از آن است که الگوی طراحیشده از برازش مناسب برخوردار میباشد.
هدف: این پژوهش با هدف شناسایی و آزمون متغیرهای مؤثر و متأثر از جانشینپروری در یک شرکت بیمهای انجام شده است.روششناسی: روش پژوهش آمیخته با رویکرد توصیفی اکتشافی است. جامعه آماری تحقیق در مرحله کیفی شامل خبرگان دانشگاهی و صنعت بیمه و در مرحله کمّی شامل کارکنان شاغل در شعب شرکت بیمهای منتخب در استانهای اصفهان و تهران بود. نمونه آماری بخش کیفی با رویکرد هدفمند قضاوتی به تعداد 21 نفر و نمونه آماری بخش کمی به روش طبقهای تصادفی به تعداد 458 نفر تعیین گردید. ابزار جمعآوری دادهها در مرحله کیفی مصاحبه نیمهساختاریافته و در مرحله کمی پرسشنامه محقق ساخته بود.یافتهها: نتایج نشان داد عوامل مؤثر بر جانشینپروری در قالب سه دسته عوامل فردی، سازمانی و محیطی قابل طبقهبندی است. بهعلاوه، استقرار نظام جانشینپروری دارای پیامدهای فردی، سازمانی و محیطی است.نتیجهگیری: نیاز به دیده شدن و مفید بودن، نگرش کارکنان به مدیریت آینده سازمان، ارتقای سطح بهرهوری، وجود استانداردهای منابع انسانی و الزامات محیط رقابتی بر جانشینپروری تأثیر دارد. استقرار نظام جانشینپروری نیز سبب توسعه دانش و مهارتهای فردی، افزایش اعتماد به نفس کارکنان، بهرهگیری از طیف وسیع استعدادها، تشکیل خزانه مهارت، شناسایی افراد کلیدی و مستعد برای پستهای مدیریتی و غیره میشود. ضمناً ارتقای شغلی و تدوین راهکارهای جذب و نگهداشت سرمایه انسانی به عنوان عوامل میانجی بر جانشینپروری تأثیر دارند.
رفتارهای کنشگرانه استراتژیک کارکنان در سازمان، زیربنای بهبود مستمر عملکرد شغلی فردی و سازمانی است، زیرا پویایی شتابان محیطی، نوعی از ظرفیت فزاینده فکری و عملی برای بهبود وضعیت موجود یا خلق وضعیتی جدید را طلب میکند که در رفتارهای کنش گرایانه استراتژیک کارکنان نهفته است. اگرچه پژوهشهای متعددی در مورد پیشایندها و پسایندهای رفتار کنش گرایانه مدیران و بعضا کارکنان انجام شده است؛ ولی تاکنون به الگوی چگونگی ایجاد و بروز چنین رفتارهایی در کارکنان پرداخته نشده است. پژوهش حاضر از نوع بنیادی است و با بهرهگیری از نظریه داده بنیاد صورت گرفته است. از نظریه داده بنیاد برای نظریه پردازی در مورد پدیده های سازمانی استفاده میشود. هدف غایی این پژوهش، فهم دادهبنیاد الگوی رفتارهای کنشگرایانه استراتژیک کارکنان در سازمان مورد مطالعه بوده است. داده های پژوهش طی 18 مصاحبه نیمه ساختار یافته با خبرگان دانشگاهی منتخب و سازمان مورد مطالعه احصاء و سپس در فرایند کدگذاری استخراج و مقوله های هم پیوند در قالب شرایط علی، پدیده محوری، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر، راهبردها و پیامدهای مدل مفهومی معین و طی مرحله کدگذاری انتخابی هر یک از عناصر الگو به منظور خلق نظریه پژوهش تشریح و به تفصیل بیان شد. نتایج این پژوهش میتواند مدیران را در شناخت خطمشیها، سیستمها و رویههایی که به ایجاد و بروز چنین رفتارهایی کمک میکنند یا مانع ظهور و بروز آنها میشوند یاری دهد.
هدف: هدف از این پژوهش، طراحی مدلی برای توسعه برند فردی کارآفرینان شهر اصفهان است. این پژوهش از لحاظ هدف، توسعهای و از نظر روش، بنیادی ـ اکتشافی است که به دو شیوه کیفی و کمی اجرا شده است. روش: در بخش کیفی، روش جمعآوری دادهها، مصاحبه بوده است. جامعه آماری آن نیز، برندهای فردی در زمینه کارآفرینی شهر اصفهان بودند که 18 نفر، برای نمونه و بهروش هدفمند و با رعایت قاعده اشباع انتخاب شدند. جامعه آماری بخش کمی نیز، کلیه مدیران، رؤسا و کارشناسانی بودند که با برندهای فردی بهعنوان همکار فعالیت میکردند که 340 نفر از آنها، بهروش طبقهای و با استفاده از فرمول برای نمونه انتخاب شدند. دادههای بخش کمی نیز از طریق پرسشنامه محققساخته جمعآوری شده است که متخصصان منابع انسانی، روایی آن را تأیید کردند و پایایی پرسشنامه نیز با مقدار آلفای کرونباخ 86 تأیید شد. یافتهها: بر اساس یافتههای بخش کیفی، دو دسته عوامل درونی و بیرونی بر شکلگیری برند فردی کارآفرینان شهر اصفهان مؤثرند. برند فردی، سه دسته پیامد فردی، اجتماعی و سازمانی را بهدنبال دارد. این نتایج در بخش کمی پژوهش نیز تأیید شدند. نتیجهگیری: بر اساس نتایج پژوهش، برای برندسازی فردی لازم است هم به عوامل درونی و هم به عوامل بیرونی توجه شود. عوامل درونی مربوط به خود فرد است و عوامل بیرونی نیز به محیط بیرون مربوط میشوند.
هدف: این پژوهش با هدف شناسایی و آزمون متغیرهای مؤثر و متأثر از جانشین پروری در یک شرکت بیمهای انجام شده است. روششناسی: پژوهش حاضر از روش آمیخته با رویکرد توصیفی اکتشافی استفاده نموده است. جامعه آماری تحقیق در مرحله کیفی از خبرگان دانشگاهی و صنعت بیمه و در مرحله کمی از کارکنان شاغل در شعب شرکت بیمهای مورد مطالعه در استانهای اصفهان و تهران تشکیل شده بود. نمونه آماری در بخش کیفی با رویکرد هدفمند قضاوتی به تعداد 21 نفر و در بخش کمی به روش طبقه ای تصادفی به تعداد 458 نفر تعیین گردید. ابزار جمعآوری دادهها در مرحله کیفی مصاحبه نیمهساختاریافته و در مرحله کمی پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی و پایایی آن به تأیید رسید. یافتهها: نتایج نشان داد عوامل مؤثر بر جانشینپروری را در قالب سه دسته عوامل فردی، سازمانی و محیطی میتوان طبقهبندی نمود. بهعلاوه، استقرار نظام جانشینپروری در شرکت بیمهای منتخب دارای پیامدهای فردی، سازمانی و محیطی است. نتیجهگیری: عواملی چون نیاز به دیده شدن و مفید بودن، نگرش کارکنان به مدیریت آینده سازمان، ارتقای سطح بهرهوری کارکنان بیمه، وجود استانداردهای منابع انسانی و الزامات محیط رقابتی بر جانشین پروری تأثیر دارد. استقرار نظام جانشینپروری نیز به توسعه دانش و مهارتهای فردی، افزایش اعتماد به نفس کارکنان، بهرهگیری از طیف وسیع استعدادها، تشکیل خزانه مهارت، شناسایی افراد کلیدی و مستعد برای پستهای مدیریتی و غیره منجر میشود. ضمنا مسیر ارتقاء شغلی در راستای جانشینپروری و تدوین راهکارهای جذب و نگهداشت سرمایه انسانی تحت عنوان عوامل میانجی بر جانشینپروری تأثیر دارند. طبقهبندی موضوعی: J24 ,G22 ,M51 ,M54.
این پژوهش بهصورت ترکیبی و با هدف طراحی الگوی رهبری فرماندهان دوران دفاع مقدس انجام شده است. در بخش کیفی پژوهش از روش نظریه دادهبنیاد استفاده شده و جامعه مورد مطالعه، فرماندهان دوران دفاع مقدّس یکی از یگانهای نیروی زمینی ارتش است که 18 نفر از آنها به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب، و دادهها به روش مصاحبه عمیق، گردآوری و با استفاده از نرمافزار NVivo 10 شناسهگذاری و تحلیل شد. جامعه آماری بخش کمّی پژوهش، فرماندهان و کارکنان آن یگان هستند که اعضای نمونه آماری به روش نمونهگیری طبقهای تصادفی انتخاب شدهاند. دادهها با توزیع و بازگشت 351 پرسشنامه محقق ساخته، گردآوری شد. نتایج تحلیل دادهها حاکی است که مقوله جهانبینی ایثار، پدیده محوری الگوی رهبری فرماندهان دوران دفاع مقدّس است که بعد از تأثیرپذیری از شرایط علّی، مداخلهگر و زمینهای، باعث اتخاذ راهبردهای رفتاری مانند خدمت و توجه به پیروان، تعهد اخلاقی، صداقت، ارتباطات عاطفی و معنوی، شجاعت و خطرپذیری از سوی فرماندهان شده و در ادامه تحقق پیامدهایی مانند پیروزی در میدان نبرد، انسجام جامعه و افزایش قدرت بازدارندگی نظامی را به همراه داشته است. یافتههای معادلات ساختاری در بخش کمّی، تأییدکننده روابط مؤلفههای الگوی رهبری طراحیشده است.
این پژوهش بهصورت ترکیبی و با هدف طراحی الگوی رهبری فرماندهان دوران دفاع مقدس انجام شده است. در بخش کیفی پژوهش از روش نظریه دادهبنیاد استفاده شده و جامعه مورد مطالعه، فرماندهان دوران دفاع مقدس یکی از یگانهای نیروی زمینی ارتش است که 18 نفر از آنها به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب، و دادهها به روش مصاحبه عمیق، گردآوری و با استفاده از نرمافزار NVivo 10 شناسهگذاری و تحلیل شد. جامعه آماری بخش کمی پژوهش، فرماندهان و کارکنان آن یگان هستند که اعضای نمونه آماری به روش نمونهگیری طبقهای تصادفی انتخاب شدهاند. دادهها با توزیع و بازگشت 351 پرسشنامه محقق ساخته، گردآوری شد. نتایج تحلیل دادهها حاکی است که مقوله جهانبینی ایثار، پدیده محوری الگوی رهبری فرماندهان دوران دفاع مقدس است که بعد از تأثیرپذیری از شرایط علی، مداخلهگر و زمینهای، باعث اتخاذ راهبردهای رفتاری مانند خدمت و توجه به پیروان، تعهد اخلاقی، صداقت، ارتباطات عاطفی و معنوی، شجاعت و خطرپذیری از سوی فرماندهان شده و در ادامه تحقق پیامدهایی مانند پیروزی در میدان نبرد، انسجام جامعه و افزایش قدرت بازدارندگی نظامی را به همراه داشته است. یافتههای معادلات ساختاری در بخش کمی، تأییدکننده روابط مؤلفههای الگوی رهبری طراحیشده است.
هدف: هدف کلی این پژوهش طراحی مدل راهبردی جبران خدمات شاغلین شرکت برق منطقهای استان یزد میباشد.روش: در این پژوهش برای گردآوری دادههای کیفی با 15 نفر از مدیران سطوح مختلف و کارکنان شرکت برق منطقهای استان یزد، مصاحبه صورت گرفته و جهت تجزیه و تحلیل دادهها از گراندد تئوری استفاده شده است. برای ارزیابی روایی پرسشنامه از ضریب نسبی روایی و شاخص روایی و برای ارزیابی پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است.یافتهها: نتایج به دست آمده از پژوهش نشان از آن دارد که درنظر گرفتن ابعاد مادی و غیرمادی جبران خدمات به صورت همزمان از نکات مهمی است که باید مدیران و مسئولان به آن توجه داشته باشند.نتایج: برای بهرهمندی از مزایای نظام جبران خدمات توجه به نیازهای کارکنان و مشارکت آنها در طراحی نظام جبران خدمات و همچنین به روز رسانی نظام جبران خدمات با توجه به اقتضائات، بسیار حائز اهمیت است. در این میان هیات مدیره نیز از طریق تصویب دستورالعملها نقش بسزایی در کارآمدی و اثربخشی جبران خدمات کارکنان بر عهده دارد.
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر معنویت در محیط کار بر هویت سازمانی با نقش میانجی رفتار انحرافی و سلامت سازمانی انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و بر اساس ماهیت و روش، توصیفی پیمایشی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری آن را مدیران و کارشناسان شرکت گاز استان اصفهان تشکیل دادهاند که از بین 1532 نفر از مدیران و کارشناسان این شرکت 243 نفر با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی- طبقهای متناسب با حجم نمونه انتخاب شدند و با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شد. در این پژوهش برای سنجش روایی از روش روایی محتوایی و سازه و برای سنجش پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است، که نتایج حاکی از روایی و پایایی قابل قبول است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS20 وAMOS20 انجام شد. نتایج حاصل از این پژوهش حاکی از آن است که معنویت در محیط کار تأثیر معنادار و مثبت بر هویت سازمانی(B=0/57) و سلامت سازمانی (B= 0/14) دارد و بر رفتار انحرافی تاثیر معنادار و معکوس (B=-0/19) دارد. همچنین رفتار انحرافی و سلامت سازمانی بر هویت سازمانی به ترتیب با ضریب B=-0/19 و B=0/33 تأثیر معنادار دارد. میانجیگری رفتار انحرافی در تأثیر معنویت در محیط کار بر هویت سازمانی مورد تأیید قرار گرفت اما میانجیگری سلامت سازمانی در تأثیر معنویت در محیط کار بر هویت سازمانی مورد تأیید قرار نگرفت.
هدف این پژوهش، تعیین تأثیر اعتماد سازمانی بر یادگیری سازمانی و تعیین نقش میانجی اینرسی سازمانی در تأثیر اعتماد سازمانی بر یادگیری سازمانی ادارۀ کل منابع طبیعی استان اصفهان است. پژوهش حاضر ازنظر هدف، کاربردی و براساس ماهیت و روش، توصیفی-همبستگی است. جامعۀ آماری، شامل مدیران، معاونان و کارشناسان ادارۀ کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان اصفهان در سال 1398 است که 160 نفر از بین 300 نفر با استفاده از نمونهگیری تصادفی- طبقهای متناسب با حجم انتخاب شدند. پایایی پرسشنامه با استفاده از روش آلفای کرونباخ 86/0 به دست آمد که تأیید شد. برای بررسی روایی پرسشنامه از روایی سازه (تحلیل عاملی تأییدی) و روایی محتوایی استفاده شد که نشان داد بارهای عاملی همۀ پرسشها به غیر از پرسشهای 3، 8، 21، 26، 27 و 42 از مقادیر مناسبی برخوردارند(مقادیر بیشتر از 4/0). تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از نرمافزارهای SPSS 24 و Amos 24 انجام شد. براساس نتایج اعتماد سازمانی، اعتماد عمودی و اعتماد نهادی بر یادگیری سازمانی، تأثیر مستقیم و معنادار دارد، اعتماد جانبی بر یادگیری سازمانی تأثیر معناداری ندارد و همچنین میانجیگری اینرسی سازمانی در رابطۀ اعتماد سازمانی و یادگیری سازمانی تأیید نشد.
هدف از این پژوهش طراحی مدلی جهت تعیین عوامل موثر بر برند سازی فردی کارآفرینان شهر اصفهان میباشد این پژوهش با توجه به هدف توسعه ای و از نظر روش بنیادی- اکتشافی میباشد که به شیوهی کیفی انجام شده است. جامعه آماری شامل برندهای فردی در زمینه کارآفرینی شهر اصفهان میباشد که تعداد 18 نفر به عنوان نمونه به روش هدفمند و با رعایت قاعده اشباع انتخاب شدند که ابزار جمع آوری دادهها به شیوه مصاحبه نیمه ساختار یافته است. یافتههای پژوهش نشان داد دو دسته عوامل درونی و بیرونی بر برند سازی فردی کارآفرینان شهر اصفهان موثر است. عوامل درونی شامل عوامل ظاهری، شخصیتی و شایستگی میباشد که از خود فرد ناشی شده و محیط بیرون در آن نقشی ندارد ولی عوامل بیرونی شامل عوامل اجتماعی، خانوادگی و سازمانی بوده است که ریشه در محیط بیرون دارد و همچنین برند فردی سه دسته پیامد شامل پیامد فردی، اجتماعی و سازمانی را شامل میشود. اگر فرد از پیامدها استفاده کند منافع فردی، اگر جامعه از آن منتفع گردد منافع اجتماعی و اگر سازمان را شامل شود پیامد سازمانی شناخته میشود.
امروزه با رقابتی شدن سازمانها و افزایش پیچیدگی، خلاقیت یک عامل مهم برای کسب مزیت رقابتی در عرصه جهانی است و توجه به افراد خلاق برای رسیدن به راهحلهای خلاقانه از اهمیت ویژهای برخوردار است و در شرایطی که بحرانهای اقتصادی گریبانگیر هر سازمانی خواهد شد وجود کارکنان خلاق به عنوان قطب اصلی سازمان بوده و میتوانند شرایط را در جهتی مناسب هدایت نمایند لذا بررسی آن حائز اهمیت است.هدف از این پژوهش تحلیل تأثیر تنهایی برخلاقیت در محل کار با میانجیگری التزام کارکنان میباشد.این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر جمعآوری دادهها، پیمایشی- توصیفی است. جامعه آماری این پژوهش را کارکنان ستاد مرکزی بیمه ایران استان اصفهان تشکیل داده و در آن از روش نمونهگیری تصادفی ساده استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل دادههای جمعآوری شده و انجام آزمون فرضیههای پژوهش، نرم افزارPLS 2.0 به کار رفت. نتایج حاکی از آن است، متغیر تنهایی عاطفی و تنهایی اجتماعی بر خلاقیت در محل کار تأثیر منفی و معناداری داشته و همچنین تنهایی در محل کار بر خلاقیت از طریق عامل میانجی التزام کارکنان تأثیر منفی و معناداری دارد.
پژوهش حاضر در پی تدوین مدل نظام آموزش با رویکرد چابکی است. نوع پژوهش از نظر هدف کاربردی توسعهای است و در زمره پژوهشهای ترکیبی در دو مرحله کیفی و کمی اجرا شد. جامعه آماری در مرحله کیفی بین 13 نفر از مدیران و معاونان و رؤسای بانک ملت شهر یزد و 3 نفر از اساتید دانشگاهی بودند و تمام کارکنان و مدیران شعبه های بانک ملت شهر یزد بهعنوان جامعه آماری مرحله کمی پژوهش در نظر گرفته شد. بهمنظور برآورد حجم نمونه از جدول مورگان استفاده شد که در حدود 200 نفر بهعنوان نمونه آماری در نظر گرفته شدند (تعداد 184 پرسشنامه جمعآوری شد). برای تجزیهوتحلیل اطلاعات از نرمافزار Amoss22 استفاده شد. نتایج نشان داد 17 شاخص استخراجشده از اهمیت بالاتری برخوردار بودهاند که در ابعاد شایستگی، آیندهنگری و انعطاف پذیری دسته بندی شدند. نتایج حاصل از بخش کمی بهدستآمده نشان داد، مولفه انعطاف پذیری با ضریب تاثیر (0.785) دارای بیشترین تاثیر است. همچنین مولفه های آینده نگری با ضریب (0.742) و شایستگی با ضریب(0.738) تاثیر معنادار و مثبتی بر نظام آموزش چابک دارند.