
در حقیقت، مقدمه و پیشنیاز طراحی الگوی مدیریت در مسجد بهعنوان اساسیترین نهاد دینی در اسلام، همان ترسیم اصول مدیریت مسجد است. بر این اساس، مقصود از تدوین این نوشتار، اکتشاف اصول یا مبناهایی است که نحوه مدیریت در نهاد دینی مسجد را با عنایت به مردمی بودن این نهاد، هدایت میکند. برای تحقق این هدف، منابع و مستندات دینی یعنی قرآن، روایات و سیره، مطالعه و مفاهیم مرتبط با آنها واژهسازی و استخراج شد. دستیابی به مفاهیم در مدل پژوهش با مطالعه اسنادی و تحلیل منطقی متون مرتبط و از نگاه نظریهپردازی، مبتنی بر روش تخیل نظاممند صورت گرفته است. روش دلفی نیز برای اعتبارسنجی و تأیید مدل اکتشافی استفاده شد. براساس نتایج این تحقیق، فقهمداری، تقدسمداری، اخلاصمداری، تزکیهمحوری، سنتمداری و طهارت مالی شاخصهای اصول ارزشی را شکل میدهند. وحدتمداری، اماممحوری، داوطلبگرایی، چندکارکردگرایی، مردمداری، شایستهگزینی، نظممداری، نمازمحوری و معرفتمداری شاخصهای اصول کارکردی را تشکیل میدهند که میزان اهمیت و اولویت آنها از نگاه خبرگان محاسبه شده است. از پیشنهادهای اساسی این مقاله، رعایت این اصول از مجرای آموزش، ترویج و گفتمانسازی آنها برای جذب حداکثری و حفظ شاکله مردمی مساجد است.
رشدیافتگی عموماً با رشد سنی و با تحول انسان از دوران کودکی به دوران بزرگسالی تبیین شده است. کریس ارجریس انسان رشدیافته را بهمثابه فردی میداند که پس از طی مراحل بلوغ از نوزادی به کودکی و از کودکی به نوجوانی و درادامه به بزرگسالی میرسد. در این مرحله، او فعال، مستقل، آگاه به خود با علایق عمیق و قادر به انجام طیف وسیعی از رفتارها با دیدگاههای بلندمدت است. اگرچه داشتن این صفات برای رشدیافتگی لازم بود، ولی هیچوقت کافی نبود. پژوهشگر در این مطالعه با آگاهی از نظریههای رشدیافتگی و با تحلیل دادههای حاصل از خطبه متقین به روش پدیدارشناسی تفسیری و با استفاده راهبرد کدگذاری، نوزده مفهوم پایه و هفت مقوله مهم یعنی «مبارزه با هوای نفس»، «راستگویی و درستکاری»، «خودسنجی»، «اعتدال»، «استقامت»، «حیات معقول» و «علم و دین» را از کلام حضرت امیر(ع) کشف و آنها را به بحث میگذارد. این مقولات ابعاد منسجمی از فضائل اخلاقی برای رشدیافتگی کامل انسان در حین بزرگسالی میباشند.
سازمان پدیدۀ پیچیدهای است که شناخت وجوه گوناگون آن دشوار است. استفاده از شیوۀ شناخت استعارهای در فضای مطالعات سازمان و مدیریت، پاسخی به این نیاز بوده است. هیچیک از استعارههای بیانشده خالی از پیشفرض هستیشناختی نیست. هدف این مقاله بررسی و طبقهبندی استعارههای سازمان از حیث نگاه هستیشناختی است. روش این پژوهش از نظر ماهیت، استدلالی−تفسیری است و در آن از روش گونهشناسی و بررسی اَسناد استفاده شده است که در آنگونهها براساس استقراء و با انتخاب برچسبهای مفهومی مناسب، شکل گرفتهاند. بدین صورت که استعارههای بیانشده در مورد سازمان با رویکردی استقرایی جمعآوری و مطالعهشده و براساس نوع نگاهشان به هستی سازمان تحلیل شده است. سپس استعارهها با توجه به مفروضات هستیشناختی استنباطشده از آنها با پارادایمهای مطرحشده در ادبیات موضوع متناسبسازی گردیدند. با اشراف بر هستیشناسی استعارههای مطرحشده، میتوان راه را برای استعارهپردازیهای جدید خصوصاً با عنایت به هستیشناسی اسلامی باز نمود و ثانیاً از افتادن استعارهپردازیهای جدید در دام این همانگویی یا التقاط جلوگیری کرد.
هدف این پژوهش شناسایی و اکتشاف راهبردهای رهبری آموزشی در سیره امام محمدباقر(ع) بر مبنای مدل پیشینی خلاقیت، هوش (هوش عملی، هوش تحلیلی) و خرد بوده است. روش این پژوهش، کیفی از نوع تحلیل محتوای تاریخی به صورت مورد کاوی در سیره رهبری آموزشی امام باقر(ع)، به روش اسنادی و رویکرد آن تفسیری و با هدف کاربردهای عملی در رهبری آموزشی در نظام آموزش و پرورش و آموزش عالی انجام شده است. پس از بررسی اعتبار اسناد تاریخی در مورد سیره امام باقر(ع)در مورد رهبری آموزشی و مطالعه دقیق اطلاعات مورد نیاز و یادداشت برداری از منابع دست اول و دوم و همچنین مشورت با صاحبنظران و اساتید، در ابتدا 55 راهبرد و در نهایت 21 راهبرد اصلی رهبری آموزشی براساس مبانی پژوهش خلاصه و مفاهیم کدگذاری شدند. یافتههای این پژوهش، میتواند راهگشای برخی از نیازهای رهبری آموزشی در حوزه رفتاری و شخصیتی یک رهبر آموزشی در عصر حاضر بهویژه جوامع اسلامی باشد.واژگان کلیدی:راهبرد، رهبری آموزشی، سیره، امام محمدباقر(ع)، مدل ترکیبی.
خوانش مسائل فرهنگی و نیز نوع راهکارها، وابسته به پیشفرضها و پیشدانستههای سیاستگذار فرهنگی است. عدم توجه به تفاوتها در پیشفرضها و زمینههای فرهنگی و اجتماعی، ناکارآمدی سیاستها را بهمراه دارد (ماتاراسو و لندری، 1999). زمانی که تشتت و سردرگمی در امر سیاستگذاری وجود دارد، یعنی بنیادهای نظری به خوبی واکاوی نشده و حتی ممکن است اساسا پاسخگوی شرایط جدید نباشند. لذا در اینکه چگونه به این بنیادها پرداخته شود و چه روشهایی برای انتخاب مدنظر قرار گیرد، هرمنوتیک فلسفی گادامر بعنوان یکی از دستاوردهای مهم و مطرح نظری، شامل دلالتهایی است که با بهرهبرداری از آن، امر سیاستگذاری فرهنگی را تدقیق و ارتقاء کیفی میبخشد. در این خصوص، با بهرهگیری از روش تحلیل مضمون، ابتدا مفاهیم کلیدی هرمنوتیک فلسفی بررسی و استخراج شده و سپس ضمن توجه به برخی از گامهای اصلی فرایند سیاستگذاری، ماتریسی تشکیل شده و هر «گام» در یک ستون و هر «مفهوم کلیدی» در یک سطر ماتریس قرار گرفته است. در نهایت از مهمترین دلالتهای هرمنوتیک فلسفی گادامر در سیاستگذاری فرهنگی میتوان به مفهوم «موقعیتسازهای هرمنوتیکی» اشاره کرد که مبین پیشفرضها، پیشتصورات و انتخابهای آگاهانه و ناآگاهانه است که در مراحل قبلتر از انتخابهای سیاستی، فهمها را شکل داده است.
هدف از پژوهش حاضر، شناسایی شاخصهای ناظر بر ارزیابی عملکرد سازمانهای متولی فقرزدایی، با توجه به سیره امام علیj به منزله اسوه حکمرانی اخلاقی در جامعه اسلامی است. بدین ترتیب، پس از مطالعه نهجالبلاغه و بررسی سیره امام علیj و با تأیید نظر خبرگان، کدهای مربوطه با استفاده از روش تحلیل تم در قالب 5 تم اصلی شامل عدالت رفتاری، عدالت سیاسی، عدالت فرهنگی، عدالت اقتصادی و عدالت توزیعی تدوین شدند. سپس کدهای به دست آمده، با عملکرد کارکنان کمیته امداد امام خمینیe، به مثابه نمونهای از نهادهای متولی فقرزدایی، انطباق داده شدند.پژوهش حاضر از منظر روششناسی در زمره پژوهشهای آمیخته قرار میگیرد و به لحاظ هدف، از نوع پژوهشهای کاربردی محسوب میشود. جامعه آماری این پژوهش، مشتمل بر کارکنان سازمان کمیته امداد امام خمینیe در استان تهران با جمعیتی بالغ بر 500 نفر است.براساس فرمول کوکران، 217 نفر مورد پژوهش قرار گرفتند. روایی پرسشنامه از سوی نظر خبرگان تأیید شد و از حیث پایایی پژوهش نیز ضریب آلفای کرونباخ 839٪ به دست آمد. برای بررسی ارتباط بین شاخصها از نرم افزار SPSS و آزمون T تست تک نمونهای استفاده شد. نتایج آزمون T تک نمونهای نیز تأیید کرد که از میان مؤلفههای اصلی عملکرد اخلاقمدار براساس سیره امام علیj، در این سازمان، عدالت اقتصادی و فرهنگی در سطح مطلوب و عدالت رفتاری، عدالت سیاسی و عدالت توزیعی، از وضعیت مناسبی برخوردار نیستند.
امروزه صاحبنظران معتقدند صنایع مختلف برای مصون ماندن از امواج سهمگین تغییرات محیطی و نیز سازگاری با الزامات رقابتی، چارهای جز بهبود عملکرد کسبوکار و کسب مزیت رقابتی پایدار ندارند. تحقیقات نشان داده یکی از شیوههای نوین مدیریتی که تأثیر بسزایی بر عملکرد پایدار کسبوکار دارد، نظام آراستگی (فایو اس) است که اتلاف را در محیط کار کاهش میدهد و از این طریق، موجب ایجاد محل کار بهتر، ارتباطات بهتر و آراستگی عمومی در سازمان میشود. برای دستیابی به این مهم، لازم است شیوههای نوین مدیریتی از جمله نظام آراستگی، بومیسازیشده و از پتانسیلهای فرهنگی جوامع برای حصول نتایج بهتر بهره گرفته شود. نتایج پژوهشهای متعددی نشان دادهاند افرادی که وفادار به آئین، رسوم و عقاید مذهبی ماندهاند، تمایل به اجتماعی بودن، خودکنترلی، مسئولیتپذیری و عطوفت دارند. در فرهنگ دینی نیز، آموزههایی وجود دارد که نظام آراستگی با آن عناصر، سازگار است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی است و به بررسی تأثیر باورهای دینی بر عملکرد پایدار کسبوکار در شرکتهای واقع در شهرکهای صنعتی استان فارس با نقش واسطهای نظام آراستگی، میپردازد. همچنین از نظر جمعآوری دادهها، میدانی، از حیث روش انجام، در زمرۀ پژوهشهای توصیفی و از نظر زمانی جزو پژوهشهای مقطعی میباشد. جامعه آماری پژوهش، مدیران صنایع فعال در شهرکهای صنعتی واقع در استان فارس به تعداد 1273 نفر میباشد که از این میان، 297 نفر با روش نمونهگیری تصادفی طبقهای بهعنوان نمونه در نظر گرفته شد. جهت جمعآوری اطلاعات، از پرسشنامه استاندارد استفاده شد. پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ بررسی و تأیید گردید. تجزیه و تحلیل دادهها، با استفاده از نرمافزار SPSS برای آمار استنباطی و LISREL 8.8 برای برازش مسیر انجام شد. نتایج آزمون فرضیهها نشان داد که رابطه معناداری بین باور دینی و ابعاد نظام آراستگی و همچنین بین ابعاد نظام آراستگی و عملکرد پایدار کسبوکار، وجود داشت. ارتباط بین باور دینی و عملکرد پایدار کسبوکار نیز مورد تأیید قرار گرفت. نتایج نشان میدهد که نظام آراستگی، نقش واسطهگری را در روابط عملکرد پایدار کسبوکار و باور دینی ایفا میکند. براساس نتایج پژوهش توجه به آموزههای دینی و فرهنگ کارکنان، در پذیرش و اجرای نظام آراستگی و دستیابی به عملکرد پایدار شرکتها مؤثر است.
امروزه فلاسفه اخلاق بیشتر به مسائل و اموری میپردازند که کانون بحرانها و معضلات عملی اخلاق باشند. اخلاق کاربردی حوزهای از اخلاق است که قرابت بسیاری با مدیریت و چالشهای اداره سازمانها دارد. در این مقاله، با استفاده از روش دلالت پژوهی و روش تحلیل مضمون، الگوی توصیفی تصمیمگیری در چالشهای اخلاقی در حوزه مدیریت تبیین میگردد. برایناساس، چهار نوع چالش اخلاقی شناسایی شده که از ترکیب دو عامل دشواری (در مقابل آسانی) و پیچیدگی (در مقابل سادگی) بهدست میآیند. یافتههای تحقیق نشان میدهد مشکل بودن تصمیمگیری در چالشهای اخلاقی بیش از آنکه به دشواری یا آسان بودن تصمیمگیری بستگی داشته باشد، از پیچیدگی یا سادگی در شناخت تصمیم درست ناشی میشود. دشواری تصمیمگیری نیز ناشی از به خطرافتادن منافع فردی تصمیمگیرنده است، از این رو مدیران باید تلاش نمایند چالشهای پیچیده و دشوار به چالشهای ساده و آسان تبدیل شود.
اقتدار، مشروعیت و پیشرفت متوازن و پایدار کشورها مرهون همکاری و مشارکت مردم در امور مختلف است، حکومتها جهت ارتقاء مشروعیت و اقتدار خود، و جلب همکاری و مشارکت مردم، ناگزیر باید اعتماد مردم را جلب کنند و مورد اعتماد مردم باشند. پژوهش حاضر پژوهشی بنیادی و کیفی است که با استفاده از راهبرد دادهبنیاد نظاممند انجام شده است. با تحلیل دادهها براساس روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی 127 مفهوم و 14مقوله احصاء گردیده است. یافتههای پژوهش حاضر نشان میدهد که خدامحوری، عدالتمحوری و مردممداری با هم و در کنار هم میتوانند به اعتماد مردم به نظام و حاکمان سیاسی منجر شوند؛ همچنین فرهنگ سیاسی جامعه بسترساز اعتماد سیاسی است و مؤلفههای حمایت مدیران و توطئه دشمنان عوامل مداخلهگر هستند؛ بهعلاوه حاکمان با اتخاذ راهبردهای اصلاح و نظارت، خدمترسانی و شایستهسالاری میتوانند، موجبات حفظ و ارتقای اعتماد سیاسی را فراهم آورند، و به پیامدهای اعتماد سیاسی، یعنی بقای حکومت و رشد و پیشرفت دست یابند. با توجه به اینکه نهجالبلاغه از منابع اصیل فرهنگ اسلامی است و با فرهنگ بومی ایران تطابق دارد؛ توجه، تمرکز و برنامهریزی برای ارتقای مؤلفههای تحقیق حاضر میتواند اعتماد مردم به نظام و دولت را بهبود بخشد.
گاهی در عمل مشاهده میشود افراد همان حساسیت و دقتی که هنگام تصمیمگیری برای خرید یک گوشی همراه دارند را نسبت به خرید سهام یک شرکت در بازار سرمایه ندارند. در اینجا خرید سهام یک شرکت در بورس اگر چه منافع و مضرات بالقوه بیشتری از فرد را درگیر خود میکند ولی –برخلاف یک گوشی همراه- یک کالای ذهنی است. چگونه عینی بودن یک موضوع میتواند بر نوع رفتار و تصمیمگیریهای ما تأثیرگذار باشد؟ برای تحلیل اصولی این سوال باید یافتههای علمی در چارچوب مدل رفتاری ارائه شوند. اما چالش دیگر آن است که اساسا از مهمترین چالشهای مرتبط با علوم رفتاری کمبود مدلهای توصیفی رفتاری در منابع علمی بشری ذکر شده است. بنابراین این پژوهش مدل رفتاری عینیپذیری انسان را با کمک از منبع الهی قرآن کریم تبیین و ارائه مینماید. «این مدل رفتاری بیان میکند که انسانها تمایل دارند که رخدادها و محیطشان را به صورت عینیتری ادراک کنند –و برای این هدف خود گاهی عجله نیز میکنند- چون شواهد عینی به ایشان آرامش میدهد. انسانها معمولا به میزانی که مصادیق عینی متعددتری مشاهده کنند –نسبت به شواهد ذهنی- زودتر قانع شده و تصمیماتی میگیرند که تایید کننده آن شواهد عینی باشند. در این مقایسه، میزان منفعت و ضررهای ذهنی تاثیر کمتری –از آنچه قبلا تصور میشده- در جهتگیری تصمیمات افراد دارد». مدل عینیپذیری بوسیله «روش تحلیل محتوای کیفی انطباق یافته با متن قرآن کریم» کشف شده و در نهایت توضیح داده شده که این مدل رفتاری در عرصههای دانشی و کاربردی چه جایگاهی دارد و قابل استفاده خواهد بود.
جهانبینی و یا به عبارتی نوع برداشت، دریافت و احساس درباره هستی و محیط پیرامون خود، در رویکرد اسلام و غرب تفاوتهای بنیادی دارد که بر رسالت سازمانها در دو رویکرد تفاوتهاییایجاد میکند. لذا هدفاین مطالعه تبیین و مقایسه پیشفرضهای جهانبینی در رویکرد اسلامی و رویکردهای رایج غربی و کاربرد آن در سازمان و مدیریت است. در این راستا ابتدا جهانبینی اسلامی با جهانبینی غربی براساس مفروضات معرفتشناسی، هستیشناسی، انسانشناسی، روششناسی و ارزششناسی مقایسه شده و سپس کاربرد آن در سازمان و مدیریت بیان گردیده و در نهایت نتیجهگیری انجام شده است. برای دستیابی به این هدف از روش تبیینی−تحلیلی و ابزار گردآوری دادهها از نوع اسنادی استفاده شده است. براساس تتبعات صورت گرفته و مقایسههای انجام شده مشخص شد که جهانبینی اسلامی و غربی در این پیشفرضها تفاوتهای ریشهای دارند و همین تفاوتهاست که باعث شده نگاهها به جهان و محیط پیرامون و در نهایت نوع نگاه به سازمان و مدیریت متفاوت باشد. براساس نتایج در جهانبینی غربی انسان موجودی مادی است و در رابطه با انسانهای دیگر معنا میشود؛ ولی در رویکرد اسلامی انسان موجودی چند بعدی است که هویتش را از خدا بهدست میآورد. علیرغم معرفتشناسیهای رایج در غرب، رویکرد اسلامی مبتنی بر رویکرد عقلگرایی خلاقانه است. در هستیشناسی رویکرد غربی متفاوت به هستی و جهان مینگرند؛ ولی در رویکرد اسلام خالق تمام جهان و هستی خداست. در رویکرد اسلامی تکثرگرایی روششناختی وجود دارد و در بحث ارزششناسی بحث نیت مطرح میشود. بر این اساس مدل مدیریت اسلامی تنها براساس جهانبینی اسلامی میتواند امکانپذیر شود و تناقض در نوع جهانبینی و نحوه مدیریت میتواند پیامدهای نامناسبی برای سازمان داشته باشد.
فرهنگ پاسداری منشأ ساخت هویت نهادی سپاه است. سپاه با شناخت و فراهم نمودن الزامات نهادینهسازی فرهنگ پاسداری میتواند راهبردهای صحیحی را اتخاذ نماید و اقدامات هدفمند و مؤثری را اجرا کند که این پژوهش درصدد کشف آنها است. پژوهش حاضر، پژوهشی کیفی و از روش تحلیل مضمون با کمک نرم افزار MAXQDA برای پاسخ به سؤالات تحقیق استفاده نموده بدین نحو که کدهای شناساییشده با تک کلمات، توصیف و پس از تفسیر آنها، خوشهبندی و در نهایت تحت یک مضمون فراگیر قرار گرفتند. بر این اساس 39 کد توصیفی و 27 کد تفسیری، در قالب 11 مضمون فراگیر احصاء شد. جامعه آماری، ترکیبی از اساتید دانشگاه و فرماندهان، مدیران و کارشناسان صحنه اجرایی و علمی هستند که به روش هدفمند انتخاب شدهاند. 11مصاحبه، شرط اشباع را فراهم نمود. نتایج این تحقیق بیانگر آن است که: مقاومسازی فکر پاسداران، تقویت نقش نظارتی حوزه نمایندگی، مشارکت مدیران و فرماندهان، مشارکت پاسداران، تهیه برنامه جامع راهبردی، برنامهریزی برای خانواده پاسداران، برقراری عدالت سازمانی، توانمندسازی منابع انسانی مراکز آموزش، فراهم آوردن امکانات لازم، توافق عمومی در مورد مفهوم فرهنگ پاسداری، تشکیل تیمهای رصد مسائل فرهنگی، جزو الزامات نهادینهسازی در سپاه به شمار میآید.
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر نقشهای مدیریتی بر شفافیت سازمانی با رویکرد اسلامی است. پژوهش حاضر از نوع پژوهشهای توصیفی−همبستگی است که به روش پیمایشی انجام شد. روش گردآوری اطلاعات ترکیبی از مطالعات کتابخانهای و میدانی است. ابتدا نقشهای مدیریتی مینزبرگ از طریق مطالعات کتابخانهای شناسایی شد و سپس براساس آموزههای دینی، یک نقش به نقشهای فوق اضافه گردید تحت عنوان «مسئولیت اجتماعی». در گام بعد این نقشها در جامعه آماری مورد نظر به آزمون گذاشته شد و تفاوت نقشها در دو جامعه آماری (مؤسسههای تحقیقاتی ومؤسسههای تولیدی استان کرمان) مورد آزمون قرار گرفت. جهت سنجش متغیرها در مؤسسههای تحقیقاتی 186 نفر و در مؤسسههای تولیدی 372 نفر بهعنوان نمونه انتخاب گردیدند. ابزار اصلی گردآوری اطلاعات پرسشنامه بود. برای بررسی فرضیهها از آزمون t تکنمونهای، مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرم افزار spss ویراست 23 و Amos استفاده شد. یافتههای پژوهش نشان داد که بین نقشهای مدیریتی در مؤسسههای تحقیقاتی و تولیدی تفاوت وجود دارد. همچنین این نتیجه حاصل آمد که نقشهای مدیریتی بر شفافیت سازمانی در مؤسسههای تحقیقاتی و تولیدی استان کرمان تأثیر مستقیم دارد.
در این پژوهش به مطالعه تأثیر سبک مدیریت اسلامی بر توانمندسازی کارکنان حوزه علمیه قم پرداخته است روش تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه گردآوری توصیفی−پیمایشی به شمار میآید. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه محقق ساخته دارای 29 گویه براساس طیف لیکرت بوده است. جهت تجزیه و تحلیل دادههای تحقیق از نرمافزارهای SPSS و lisrel استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق، کارکنان حوزه علمیه در شهر قم میباشد که از روش نمونهگیری غیرتصادفی استفاده شده است. حجم نمونه نیز طبق فرمول جامعه نامحدود کوکران، 130 نفر در نظر گرفته شده است و پایایی از طریق آلفای کرونباخ و روایی پرسشنامه با نظر خبرگان تأیید گردید. نتایج تحقیق نشان داد که سبک مدیریت اسلامی بر توانمندسازی کارکنان در حوزه علمیه قم تأثیر دارد. یعنی سبک مدیریت اسلامی بر اعتماد و اطمینان کارکنان حوزه علمیه قم تأثیر میگذارد، سبک مدیریت اسلامی بر اثرگذاری کارکنان حوزه علمیه قم تأثیر میگذارد، سبک مدیریت اسلامی بر معناداری خدمات کارکنان حوزه علمیه قم تأثیر میگذارد، سبک مدیریت اسلامی بر خودمختاری کارکنان حوزه علمیه قم تأثیر میگذارد و در نهایت سبک مدیریت اسلامی بر خودکارآمدی کارکنان حوزه علمیه قم تأثیر میگذارد.
تجربههای تاریخی و اجتماعی ثابت کرده است که هنجارها و ارزشهای اجتماعی حتی اگر بر مبانی عقلی و شرعی محکمی استوار باشند. اگر به شیوهای درست مدیریت نشوند میتوانند بینتیجه و بلکه دارای نتایج معکوس برای جامعه باشند و به ضد ارزش و ناهنجاری تبدیل شوند و امر به معروف و نهی از منکر نیز از این مسئله مستثنا نیست. این پژوهش با اشاره به مشکلات و آسیبهایی که در روشهای اجرای امر به معروف در طول تاریخ وجود داشته است ضرورت مدیریت این دو اصل بنیادی را با شیوههای متناسب با جوامع گسترده و پیچیده امروزی مورد تحقیق قرار میدهد و مدیریت سازمانی را بهعنوان کارآمدترین روش برای مدیریت اجرای آنها معرفی میکند و ابتدا از آیات 104 سوره آلعمران و 140 سوره حج برای تأیید روش سازمانی به روش فقهی و تفسیری استظهار میکند و نیازمندی اجرای این دو اصل به صلاحیتهای علمی و اخلاقی را نیز بهعنوان دلیلی عقلی در تأیید ضرورت سازمان در اجرای آن ها مطرح میسازد و سپس نقاط قوت مدیریت سازمانی در اجرای امر به معروف و نهی از منکر را با استفاده از شواهد تاریخی در سه عنوان زیر به بحث میگذارد.نداشتن مشکلات روش انفرادی؛ 2. امکان پرسشگری و پاسخگویی؛ 3. داشتن پشتوانه اجتماعی.
در سالهای اخیر با توجه به رشد تولید کالاها و خدمات در کشورهای اسلامی و حضور مسلمانان در بازارهای جهانی، انجام تبلیغات مبتنی بر آموزههای اسلامی بهعنوان یکی از مهمترین عناصر آمیخته بازاریابی اسلامی مورد توجه قرار گرفته است. در این راستا، این پژوهش به شناسایی و استخراج اصول و شاخصهای بازاریابی اسلامی در زمینه تبلیغات برای فروش از منابع علمی موجود میپردازد. بدین منظور مطابق با رویکرد تفسیری و روش فراترکیب کیفی که یکی از انواع روشهای فرامطالعه است پس از جستجوی اولیه و یافتن منابع مرتبط با موضوع تبلیغات فروش در اسلام از 100 منبع اولیه، تعداد 27 منبع پالایش و انتخاب شد. با مطالعه منابع منتخب، هفت مؤلفه و 31 شاخص استخراج گردید که پس از پالایش و دستهبندی مجدد آنها و نظرخواهی از اساتید حوزه اقتصاد اسلامی و مدیریت، 29 شاخص توسط این خبرگان مورد تأیید قرار گرفت. یافتههای این پژوهش نشان داد که میتوان شاخصهای اسلامی برای تبلیغات فروش را در هفت مؤلفه «قاعده لاضرر، قاعده نفی غرر، قاعده نفی سبیل، اصل اعتدال و میانهروی، اصل عدالت، ارزش و تقدس کار، اصل کرامت انسانی» دستهبندی کرد.
رهبر حکیم انقلاب اسلامی با صدور بیانیۀ گام دوم انقلاب توصیههایی اساسی به منظور «جهاد بزرگ برای ساختن ایران اسلامی بزرگ» ارائه فرمودند. از منظر معظمله کلید پیروزی و نیل به اهداف بزرگ نظام اسلامی کار جهادی و کار انقلابی است. این تحقیق با الهام از اندیشه اصیل و متعالی معظمله؛ به بررسی ابعاد و مولفههای مفهوم مدیریت جهادی و آسیبشناسی آن بر پایه مدل سهشاخگی در ارتش ج.ا.ا پرداخته است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش کیفی است. بدین منظور با بهرهگیری از روش تحلیل محتوای کیفی، اطلاعات لازم از بیانات معظمله و مقالات اصیل مرتبط استخراج گردید. بر پایه مدل سهشاخگی، ساماندهی، مورد "بررسی تحلیل و آسیبشناسی" قرار گرفت. یافتههای پژوهش بیانگر وضعیت مدیریت جهادی و آسیبهای آن در سه دسته عوامل ساختاری، رفتاری و زمینهای است که به منظور برون رفت از آن راهکارهای لازم پیشنهاد گردید.
فـضیلت سازمانی از جمله مفاهیم مهم و جدید سازمانی است که از روانشناسی مثبت گرا گرفته شده است. پژوهش حاضر با هدف پیش بینی فضیلت سازمانی بر اساس رهبری اخلاقی و هوش معنوی انجام گرفته است. این پژوهش کاربردی از نوع توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری شامل کارکنان با تحصیلات کارشناسی به بالا در سازمان فرهنگ و ارشاد اسلامی استان آذربایجان غربی و ابزار گردآوری داده ها سه پرسشنامه استاندارد رهبری اخلاقی براون و همکاران (2005)، پرسشنامه فضیلت سازمانی کامرون و همکاران (2004) و پرسشنامه هوش معنوی کینگ (2008) است. برای تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها، از رگرسیون چندگانه به طور همزمان استفاده شد. یافته های حاصل از آزمون فرضیه ها نشان داد که هوش معنوی و ابعاد آن بر ارتقاء فضیلت سازمانی تاثیر مثبت، مستقیم و معناداری دارد. همچنین تاثیر مثبت، مستقیم و معنادار رهبری اخلاقی و ابعاد آن بر ارتقاء فضیلت سازمانی تایید شد. با توجه به نتایج تحقیق، هوش معنوی و رهبری اخلاقی به ترتیب 11 و 17 درصد از تغییرات فضیلت سازمانی را تبیین می کنند. بر اساس این نتایج میتوان گفت با افزایش دو متغیر پیش بین رهبری اخلاقی و هوش معنوی، متغیر ملاک فضیلت سازمانی ارتقاء می یابد.
در منابع دین اسلام به خصوص قرآن و نهجالبلاغه به همه بایدها و نبایدها و الزامات زندگی فردی و اجتماعی انسان پرداخته شده است. اصول و بسترهای اخلاق حرفهای نیز که بحث نسبتاً جدیدی در مشاغل، ادارات و سازمانها میباشد حدود 1400 سال پیش توسط دین اسلام مورد توجه قرار گرفته است و میتوان با رجوع به منابع اسلامی پاسخهای تخصصی و کارشناسی برای مسایل مرتبط با اخلاق حرفهای به دست آورد. نامهی امیرالمؤمنین علی (ع) به مالک اشتر فرماندار مصر، از بارزترین مصادیق مؤلفههای اخلاق حرفهای مدیران و کارگزاران حکومتی در منابع اسلامی میباشد که در آن ویژگیهای اساسی یک مدیر و کارگزار حکومتی بیان گردیده است.هدف تحقیق حاضر شناسایی و اولویتبندی مؤلفههای اخلاق حرفهای مدیران از دیدگاه حضرت علی (ع) میباشد. ابزار جمعآوری اطلاعات در این تحقیق مصاحبه و پرسشنامهی محققساخته است که سؤالهای پرسشنامه پس از مطالعه و مرور ادبیات موضوع و استخراج مؤلفههای اخلاق حرفهای از کتاب شریف نهجالبلاغه که شامل خطبهها، نامهها و حکمتهای امیرالمؤمنین (ع) تنظیم و برای نظریهآزمایی؛ سوالهای پرسشنامه پس از سنجش روایی و پایایی آن، بین نمونه آماری توزیع شد. اطلاعات حاصل از پرسشنامه با استفاده از روشهای آماری توصیفی و استنباطی مورد طبقهبندی و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل نشان میدهد که مؤلفهی «تأمین مالی کارکنان» اخلاق حرفهای بیشترین اهمیت و مؤلفهی «شایستهسالاری و اهلیتگرایی» اخلاق حرفهای کمترین اهمیت را نسبت به سایر مؤلفهای 25 گانه اخلاق حرفهای را دارد
تواضع فرهنگی فرایندی است مستمر و در رابطه با انسانهایی است که با محافل کاری مختلف سروکار دارند. هدف این پژوهش تحلیل جایگاه سرمایه اجتماعی در ارتباط با تواضع فرهنگی و تقویت یادگیری کارآفرینانه از طریق تغییر مدل ذهنی کارآفرینان است. روش مورد استفاده در این پژوهش از نظر استراتژی پژوهش رویکرد فراترکیب است. دادهها از 10 پژوهش درباره این مفهوم گردآوری شدهاند و با فن کدگذاری تحلیل شدهاند. نتایج نشان داده است که تواضع فرهنگی دارای مؤلفه خودآگاهی، دیگرآگاهی است و با تقویت ابعاد سرمایه اجتماعی اعم از اعتماد، همدلی و مسئولیتپذیری منجر به تغییر مدل ذهنی کارآفرین و تقویت یادگیری کارآفرینانه میشود.