مقدمه: کیفیت پروتئین جیره زنبورعسل رشد و عملکرد کلنی را تحت تأثیر قرار میدهد. این پژوهش با هدف مطالعه اثرات تغذیه گرده پرتوفراوری شده بر عملکرد کلنی زنبور انجام شد. روشها: تعداد 32 کندوی زنبورعسل برای 4 تیمار و 8 تکرار گروهبندی شد. تیمارهای آزمایشی 1-جیره بدون گرده 2- جیره حاوی گردهخام 3- جیره حاوی گرده پرتوفراوریشده 4- جیره حاوی مکمل پروتئینی میکروفید بود. صفات عملکردی کلنی، وزن و ترکیبات بدن زنبورهای پرستار، رفتار بهداشتی، سطح آلودگی میکروبی و انگلی، رشد غدد آسینی، بیان ژن ویتلوژنین، قابلیتهضم جیره تعیین شد. دادهها در قالب طرح کاملاً تصادفی آنالیز شد. نتیجه: استفاده از گرده زنبورعسل پرتوفراوریشده با افزایش قابلیتهضم و حذف آلودگیهای انگلی سبب افزایش عملکرد کلنی، رفتار بهداشتی و سلامت دستگاه گوارش، افزایش بیان ژن ویتلوژنین شد. بحث: استفاده از گرده پرتوفراوری شده نقش مهمی در کنترل آلودگی انگلی کندو و افزایش عملکرد آن دارد.
ویروس بیماری تببرفکی باعث زیانهای اقتصادی زیادی در دامها میشود. در این تحقیق از ویروس تببرفکی سروتایپ 05A-Iran- استفاده شد. پس از تکثیر ویروس در سلول کلیه بچه هامستر پرتوتابی با دزهای مختلف بیم الکترون (10، 20، 25، 30، 35، 40، 45 و 50 کیلوگری) انجام و با استفاده از نرمافزار Origin منحنی دز/ پاسخ ترسیم گردید. با استفاده از این منحنی و نتایج آزمون بیضرری و آزمون ثبوت کمپلمان جهت تأیید غیرفعالسازی کامل ویروس و بررسی خواص آنتیژنیک ویروس ارزش 10D و دز مطلوب غیرفعالسازی ویروس به ترتیب 33/8 و 55 کیلوگری تعیین شد. سپس واکسن پرتوتابی شده و واکسن غیرفعال شده با اتیلنایمین با استفاده از ژل آلومینیم هیدروکسید و ساپونین فرمولاسیون شده و جهت تزریق به خوکچههندی استفاده شدند. تیترآنتیبادی خنثیکننده و میزان تکثیر لنفوسیتهای طحال نشان داد که پاسخهای ایمنی همورال و سلولی در گروههای حیوانی واکسینه شده با هر دو واکسن نسبت به کنترل منفی افزایش معنیداری را نشان میدهد (05/0(P<. همچنین دز حفاظتی واکسن پرتوتابی شده و واکسن مرسوم در آزمون چلنج به ترتیب 28/6 و 13/6 به دست آمدند که اثر حفاظتی این واکسنها در مدل خوکچههندی را نشان میدهند.
هدف از انجام این آزمایش بررسی تولید آنزیم تاناز توسط شبه گونههای قارچ تریکودرما (شامل ویریده، رسئی، هارزیانوم و لانگی براکیاتوم) در محیط کشت تخمیری حاوی اسید تانیک به عنوان تنها منبع کربن و انرژی بود. خصوصیات موفولوژیکی گونهها در محیط کشت حاوی مالت، مخمر و گلوکز (MYG) بررسی شد. برای تولید آنزیم، اسپور قارچها در محیط کشت تخمیری تریکودرما (TFM) حاوی اسید تانیک (1 درصد) کشت شد. نتایج نشان داد که کلنیهای تریکودرما ابتدا صاف بود و سپس به تدریج دستجات پشمی سفید رنگ در آنها ظاهر و به مرور سبز رنگ شد. بزرگترین اسپور مربوط به تریکودرما لانگیبراکیاتوم و کوچکترین مربوط به تریکودرما رسئی بود. بیشترین و کمترین تعداد اسپور در محیط کشت MYG به ترتیب مربوط به تریکودرما هارزیانوم (106×48/5) و ویریده (106×12/2) بود. بیشترین رشد ریسه در تریکودرما لانگیبراکیاتوم و کمترین در رسئی مشاهده شد (به ترتیب 25/1 و 45/0 سانتیمتر در روز). پروتئین تولیدی توسط تریکودرما رسئی کمتر از سه گونه دیگر بود (05/0>P). فعالیت ویژه آنزیمی در شبه گونههای لانگیبراکیاتوم بیشتر از ویریده (به ترتیب 33/1 و 68/0واحد به ازای میلیگرم پروتئین) بود (05/0>P). تفاوت معنیداری در فعالیت آنزیمی تاناز تولیدی در شبه گونههای مورد مطالعه وجود نداشت. وزن مولکولی پروتئین تولیدی در سوپرناتانت محیط کشت TFM تولیدی 131 کیلودالتون با دو زیر واحد به وزن تقریبی 62 و 69 کیلودالتون بود. نتایج نشان داد که گونههای تریکودرما با استفاده از اسید تانیک به عنوان تنها منبع انرژی در محیط کشت تخمیری توانایی رشد و تولید تاناز را دارند.
در این پژوهش، به منظور بررسی اثر پژمردهسازی و استفاده از اسیدفرمیک و اسیدسولفوریک بر ترکیب شیمیایی، پایداری هوازی و تجزیهپذیری سیلاژ یونجه در سه مرحله انجام شد. یونجه تازه، پژمرده و سه نوع سیلاژ تهیه شد. پژمردهسازی، تأثیری بر ترکیب شیمیایی یونجه نداشت. سیلاژ شاهد، کمترین مقدار پروتئین خام در مقایسه با سیلاژهای حاوی اسید و یونجه را داشت (05/0>P). سیلاژهای حاوی اسید در مقایسه با سیلاژ شاهد و یونجه مقادیر بالاتری از پروتئین خام و حقیقی و همچنین مقادیر کمتری از دیواره سلولی داشتند (05/0>P). نیتروژن غیرپروتئینی در سیلاژ شاهد و سیلاژ 2 در مقایسه با دیگر تیمارها کمتر بود (05/0>P). در تمام زمانهای انکوباسیون نیتروژن آمونیاکی سیلاژ شاهد در مقایسه با سیلاژهای حاوی اسید بیشتر بود (05/0>P). دادههای pH نشان داد که سایر سیلاژها در مقایسه با سیلاژ شاهد باعث حفظ سیلاژ تا 48 ساعت میشوند (05/0>P). سیلوسازی باعث کاهش بخش سریع تجزیه و افزایش بخش کند تجزیه ماده خشک در مقایسه با یونجه شد (05/0>P). بخش سریع تجزیه پروتئین در یونجه در مقایسه با سیلاژ فاقد افزودنی کمتر، ولی در مقایسه با سیلاژ حاوی افزودنی بیشتر بود و در مقابل بخش کند تجزیه دارای روندی عکس بود (05/0>P).
سابقه و هدف افزایش جمعیت دامی منجر به کمبود منابع خوراکی و رقابت بین انسان و دام شده است. این مشکلات باعث افزایش توجه به استفاده از محصولات فرعی کشاورزی در تغذیه دام شده است. اما اکثر ضایعات کشاورزی به دلیل وجود ترکیبات لیگنوسلولزی و متابولیتهای ثانویه ارزش غذایی اندکی دارند. در چنین شرایطی از روشهای مختلف فرآوری و همچنین ترکیبات مختلف آنزیمی برای بهبود ارزش غذایی این محصولات استفاده میشود. هدف از این مطالعه تعیین ترکیب شیمیایی محصولات فرعی کشاورزی شامل پوسته سویا حاوی دانه، پوسته سویا فاقد دانه، پوسته نرم پسته و تفاله چغندر قند و بررسی تاثیر یک مخلوط آنزیمی بر فراسنجههای تخمیری این محصولات فرعی در آزمایش تولید گاز است. مواد و روشها در آزمایشگاه پوسته سویا به دو بخش تقسیم شد و برای تهیه پوسته سویای فاقد دانه از جریان باد در آزمایشگاه استفاده شد. مقدار پروتئین خام، دیواره سلولی، عصاره اتری، لیگنین و ماده آلی مواد خوراکی مورد بررسی با استفاده از روشهای استاندارد اندازهگیری شد. مقدار انرژی قابل متابولیسم، ماده آلی قابل هضم و اسیدهای چرب فرار با استفاده از معادلات مربوطه محاسبه شدند. برای انجام آزمایش تولید گاز 200 میلیگرم از محصولات فرعی مورد مطالعه به همراه یک مخلوط آنزیمی در سرنگهای شیشهای 100 میلی لیتری ریخته و به آن محیط کشت حاوی مایع شکمبه به میزان 30 میلیلیتر اضافه شد و در حمام آب گرم 39 درجه سانتیگراد قرار گرفتند. مخلوط آنزیمی با نام تجاری ناتوزیم به مقدار 05/0 درصد برای تیمار محصولات فرعی استفاده شد. مقدار تولید گاز در طی ساعات 2، 4، 8 ،12، 24، 48، 72، 96 و 120 اندازهگیری شد. نتایج در قالب طرح کاملا تصادفی آنالیز شد. یافتهها بیشترین مقدار پروتئین خام در پوسته سویای دارای دانه (49/20 درصد ماده خشک) و بیشترین مقدار لیگنین در پوسته نرم پسته (55/8 درصد ماده خشک) مشاهده شد. پوسته نرم پسته و تفاله چغدر قند دارای مقدار کربوهیدراتهای غیر الیافی بالایی در مقایسه با دو نوع پوسته سویای مورد بررسی بودند. آنزیم مورد استفاده بر اساس دز پیشنهادی تأثیری بر مقدار گاز تولیدی در ساعات مختلف، مقدار تولید گاز تجمعی و نرخ تولید گاز نداشت. همچنین آنزیم تأثیری بر مقدار ماده آلی قابل هضم، انرژی متابولیسمی و اسیدهای چرب فرار نداشت. نتیجهگیری پوسته پسته و تفاله چغندر قند مقادیر زیادی کربوهیدرات غیرفیبری دارند و پوسته سویا و تفاله چغندر قند مقادیر اندکی لیگنین دارند. استفاده از آنزیم در دز پبشنهادی تأثیری بر پارامترهای تخمیری، ماده آلی قابل هضم، انرژی متابولیسمی و کل اسیدهای چرب فرار نداشت. کلمات کلیدی: آنزیم، اسید چرب فرار، تولید گاز، محصولات فرعی کشاورزی
سابقه و هدف: سالیانه مقدار زیادی از ضایعات پسته پاک کنی در ایران تولید میشود که دفع نادرست آنها باعث آلودگی زیست محیطی می شود. ﻣﺸﮑﻞ اﺻﻠﯽﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ضایعات پسته پاک کنی در ﺗﻐﺬﯾﻪ دام، وجود ﺳﻄﻮح ﺑﺎﻻی ﺗﺎﻧﻦ و ﺗﺮﮐﯿﺒﺎت ﻓﻨﻮﻟﯿﮏ در آن اﺳﺖ که متابولیسم دام را در زمان مصرف آن بوسیله دام را تحت تأثیر قرار می دهد. آزمایش های برون تنی نشان داده اند که تانن موجب کاهش ساخت پروتئین میکروبی به دلیل اثرات ضد میکروبی می شود. در اﯾﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﺗﯿﻤﺎرﻫﺎی پرتو گاما در دز 10 کیلوگری، ﻣﺤﻠﻮل 4 درصد هیدروکسید سدیم، محلول 4 درصد اوره و پلی اتیلن گلایکول بر مقدار ترکیبات فنولی، تولید گاز و ساخت پروتئین میکروبی ضایعات پسته پاک کنی در شرایط آزمایشگاهی مورد بررسی قرار گرفت. مواد و روشها: ضایعات پسته پاک کنی واریته اوحدی در سایه خشک شدند و در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تیمار پرتو گاما (دز 10 کیلوگری)، محلول هیدروکسید (4 درصد) و اوره (4 درصد) در 3 تکرار عمل آوری شدند. ترکیبات فنولیک اندازه گیری شدند. با استفاده از روش تولید گاز در زمان های 2، 4، 6، 8، 12، 24، 48، 72 و 96 پتانسیل تولید گاز، ضرایب تولید گاز، انرژی قابل متابولیسم، ماده آلی قابل هضم و تولید اسیدهای چرب فرار اندازهگیری شدند. در آزمون تولید گاز از تیمار پلی اتیلن گلایکول نیز استفاده شد. بر اساس آزمون گاز انجام شده و محاسبه زمانی که نیمی از مقدار کل گاز تولید شد، در آزمون تولید گاز دیگری ساخت و راندمان ساخت پروتئین میکروبی با استفاده از اوره 2 بار نشاندار شده با نیتروژن-15 (10 اتم درصد) در محلول بافر اندازه گیری شد. تخمین ضرایب تولید گاز با استفاده از معادله ارسکوف و مک دونالد و مقایسه میانگین ها با نرم افزار آماری SAS گیری شد. یافتهها: تیمارهای هیدروکسید سدیم و اوره باعث کاهش ترکیبات فنولیک، تانن کل و تانن متراکم شدند (01/0>P) و پرتو گاما باعث کاهش فنول کل و تانن کل ضایعات پسته پاک کنی شد (01/0>P). در میان تیمارها بیشترین تاثیر متعلق به تیمار هیدروکسید سدیم بود که باعث کاهش 43/60 ، 25/80 و 89/88 درصدی به ترتیب در فنول کل، تانن کل و تانن متراکم شد. مقدار تولید گاز در طی 96 ساعت بین 76/18 تا 13/29 میلی لیتر به ازاء 200 میلی گرم ماده خشک متغیر بود که کمترین مقدار تولید گاز به تیمار هیدروکسید سدیم و اوره تعلق داشت (01/0>P). میزان الحاق نیتروژن-15 در تیمارهای هیدروکسید سدیم (013/0 میلی گرم) و اوره (014/0 میلی گرم) در مقایسه با شاهد (017/0 میلی گرم) کمتر بود (01/0>P). راندمان ساخت پروتئین میکروبی در تیمار هیدروکسید سدیم بیشترین (049/0) مقدار بود (01/0>P). همچنین، تیمارهای هیدروکسید سدیم و اوره باعث کاهش انرژی قابل متابولیسم، ماده آلی قابل هضم و اسیدهای چرب فرار شدند (01/0>P). نتیجهگیری: نتایج این آزمایش نشان داد که اگرچه استفاده از هیدروکسید سدیم و اوره مقدار ترکیبات فنولی در ضایعات پسته پاک کنی را کاهش داد، با وجود این تولید گاز و الحاق نیتروژن-15 در این تیمارها کاهش یافت. داده های این آزمایش نشان داد که حذف تانن از ضایعات پسته پاک کنی الزاماً به معنی بهبود تمامی خصوصیات تخمیری آن در محیط آزمایشگاه نیست.
Introduction By the end of the fourth development plan, annual grain shortages and protein meal for animal feed were 807 and 795 thousand tones, respectively. In the first nine months of 2014, an average of 1187 and 1865 thousand tons of protein meals were imported to the country. In recent years, due to the lack of water, salinity of water and soils, crop production has shown a significant decline. So, one of the suggestions in this regards is creation of new varieties with properties of higher production and resistant to environmental stresses. Fortunately, a lot of efforts in the country and especially in Nuclear Science and Technology Research Institute have been down for introducing different varieties of crop which is resistant against environmental stress. In most of these studies gamma ray has been used as a mutagenesis to create the lines and new varieties. Part of this research has led to introduce of the barley cultivar, Roddasht, and some lines of safflower, cottonseed and other crop species. Unfortunately, nutritional and digestive value of seed of these new cultivar and lines are not known for animals in line with their introduction. The aim of this study was to test the chemical composition, fermentation characteristic, digestible organic matter, metabolisable energy, VFA production and protein properties of barley (variety Roddasht) and mutant lines of safflower and cottonseed. Materials and Methods Cultivar of barley (Roddasht) and mutant lines of cottonseed and safflower were grown at research field of Nuclear Agriculture Research School. These cultivar and mutant lines were achieved via mutation breeding process of their parent's cultivare (i.e. Valfajr (Barley), Varamin (Cotton) and Zarghan (Safflower), respectively). A 1 kg sample (seed) of each was used in this study. All samples were ground through 2 mm screen (Retsch Cutting Mill, Retschmule, Germany) and used for subsequent analyses. The samples were analyzed in duplicate for crude protein (CP; kjeltel auto 1300, Foss, Denmark), and organic matter (OM). Neutral detergent fiber (NDF) and acid detergent fiber were determined. Gas production (GP) test was performed. Approximately 200 mg of dry matter (DM) of each treatment was placed in 100 ml syringes (four replicates) and 30 ml of incubation medium was then added to them. Gas production (GP) test was performed for three consecutive weeks. Rumen fluid was collected from the three cannulated sheep and squeezed through four layers of cheese cloth. Gas production was measured at 2, 4, 6, 8, 12, 24, 48, 72 and 96 h and a set of appropriate blanks was included. Gas produced from each treatment was calculated by subtracting the produced gas form gas produced in a control blank. Metabolisable energy, digestible organic matter and volatile fatty acids were estimated via available equations. Protein of seeds was extracted using Tris-HCl method. Extracted proteins were run on SDS-Pages and the protein lanes were stained with coomassie blue dye. Results and Discussion No significant differences were observed in chemical composition of mutant lines of cottonseed and safflower compared to their parental lines. Barley cultivar, Roddasht, had a lower (P<0.01) OM and CP compared to Valfajr. There were no significant differences of NDF and ADF between barley cultivars. Roddasht cultivar had a higher (P<0.01) volume of produced gas at 8 and 12 h of incubation in comparison with Valfajr. Valfajr barley had a lower (P<0.01) rate of fermentation than Roddasht. There were no significant differences of produced gas volume and rate between safflower and cottonseed cultivars compared to their mutants. There were no differences of digestible organic matter, volatile fatty acids and metabolisable energy of cultivar and mutants lines in comparison with their parents. Study of seed proteins by SDS-Page of barley, cottonseed and safflower didn’t show any differences between parents and their mutants. Conclusion Among studied cultivars and lines of barley, cottonseed and safflower the mutant of Roddasht had a lower OM and CP compared to Valfajr. The rapid rate of fermentation of Roddasht cultivar could contributes to some nutritional and health problems such as acidosis in ruminants. It can be concluded that barley cultivar, Valfajr, with higher content of crude protein and lower rate of fermentation might be recommended in ruminant feeding. No significant differences were observed in chemical composition and fermentation properties of mutant lines of cottonseed and safflower compared to their parental lines.
به منظور بررسی تأثیر فرآورده های فرعی پسته ی تیمار شده با بیم الکترون، پلی اتیلن گلایکول و هیدروکسید سدیم بر عملکرد و قابلیت هضم برههای پرواری، آزمایشی در قالب طرح کاملاً تصادفی با استفاده از 20 رأس بره نر زندی (52/1±21 کیلوگرم) به مدت 70 روز انجام شد. جیره های آزمایشی شامل جیره شاهد (حاوی 22 درصد فرآورده های فرعی پسته، تیمار 1) و جیره حاوی فرآورده های فرعی پسته ی تیمار شده با بیم الکترون (دز 30 کیلوگرم، تیمار 2)، هیدروکسید سدیم (چهار درصد، تیمار 3) و پلی اتیلن گلایکول (15 گرم در کیلوگرم، تیمار 4) بود. میانگین افزایش وزن و خوراک روزانه مصرفی جیره حاوی فرآورده های فرعی پرتوتابی شده بیشتر از سایر تیمارها بود. ضریب تبدیل بهتر در تیمار سود و پرتوتابی مشاهده شد. بیشترین مقدار قابلیت هضم ماده آلی در تیمار پرتوتابی شده (18/81 درصد ماده خشک) و کم ترین در تیمار سود (22/72 درصد ماده خشک) مشاهده شد. استفاده از پرتوتابی و پلی اتیلن گلایکول سبب افزایش قابلیت هضم پروتئین خام شد. قابلیت هضم الیاف نامحلول در شوینده خنثی در تیمار پرتوتابی شده نسبت به سایر تیمارها بیشتر بود. نتایج این آزمایش نشان داد که استفاده از فرآورده های فرعی پسته تیمار شده با بیم الکترون باعث بهبود عملکرد و قابلیت هضم در بره های پرواری زندی می شود.
هدف از انجام این پژوهش، بررسی تأثیر استفاده از پرتوتابی گاما و مقایسه آن با روش عمل آوری با سود بر فرآیند تخمیر و فراسنجههای تولید گاز برخی منابع فرعی کشاورزی (تفاله گوجه فرنگی، تفاله پرتقال، پوسته پسته و کاه گندم) در شرایط آزمایشگاهی بود. تیمارهای آزمایشی شامل 1) شاهد، 2) پرتوتابی گاما با دز 50 کیلوگری، 3) پرتوتابی گاما با دز 100 کیلوگری، 4) پرتوتابی گاما با دز 200 کیلوگری و 5) تیمار سود 5 درصد بود که بطور جداگانه بر روی هر کدام از منابع فرعی کشاورزی اعمال شدند. نتایج این آزمایش نشان داد پرتوتابی با دز 200 کیلوگری و سود به صورت معنی داری باعث افزایش تولید گاز در کاه گندم و تفاله گوجه فرنگی شدند. تاثیری از پرتوتابی و تیمار سود بر تولید گاز پوسته پسته مشاهده نشد. تفاله پرتقال پرتوتابی شده با دز 200 کیلوگری بیشترین مقدار گاز تولیدی را به خود اختصاص داد. بخش b و همچنین ثابت نرخ تولید گاز (c) در نمونه های کاه گندم پرتوتابی شده با دز 200 کیلوگری و سود در مقایسه با دیگر تیمارها و گروه شاهد بالاتر بود. ثابت نرخ تولید گاز و بخش b در تفاله گوجه فرنگی، پوسته پسته و تفاله پرتقال در تیمار پرتوتابی شده با دز 200 کیلوگری افزایش معنیداری نسبت به دیگر گروهها داشت، ولی کمترین مقدار در بخش b مربوط به تفاله پرتقال تیمار شده با محلول سود بود. نتایج نشان میدهد که در نمونههای خوراکی دارای درصد پایینتر سلولز و همی سلولز، پرتوتابی با گاما با دز 200 کیلوگری میتواند موثر باشد و سبب افزایش قابلیت هضم آزمایشگاهی این نمونههای خوراکی شود.
به منظور مطالعه تأثیر پوسته سویا و اندازه قطعات علوفه یونجه بر الیاف مؤثر فیزیکی جیره، فعالیت جویدن و تولید شیر در گاوهای شیرده از 8 رأس گاو شیرده هلشتاین با میانگین شیردهی 13±47 روز در یک طرح مربع لاتین 4×4 چرخشی با آرایش فاکتوریل 2×2 استفاده شد. تیمارها شامل دو اندازه قطعات علوفه یونجه (5 و 20 میلیمتر) و دو سطح پوسته سویا (صفر و 50 درصد جایگزین علوفه یونجه) بود. اندازه قطعات بلند یونجه و پوسته سویا منجر به افزایش مقدار pef و peNDF جیره شد (01/0P
به منظور بررسی اثر پرتوتابی الکترونی بر فراسنجه های تجزیه پذیری و قابلیت هضم شکمبه ای و پس از شکمبه ای ماده خشک و پروتئین خام کنجاله سویا، کنجاله کلزا و دانه خلر، این مواد خوراکی با مقادیر 50، 100 و 150 کیلوگری پرتوتابی شدند. تجزیه پذیری شکمبه ای ماده خشک و پروتئین خام مواد خوراکی به روش کیسه های نایلونی و با استفاده از دو رأس تلیسه هلشتاین مجهز به فیستولای شکمبه ای تعیین شد. قابلیت هضم شکمبه ای و پس از شکمبه ای ماده خشک و پروتئین خام با استفاده از روش توأم کیسه های نایلونی و دستگاه شبیه ساز هضم (دیزیII) تعیین شد. نتایج نشان داد پرتوتابی بر مقدار ماده خشک، پروتئین خام، چربی خام و خاکستر مواد خوراکی اثری نداشت. در مورد کنجاله سویا، در پرتوتابی با 150 کیلوگری، بخش سریع تجزیه و کند تجزیه ی ماده خشک و پروتئین خام به ترتیب بیشتر و کمتر از سایر تیمارها بود و ثابت نرخ تجزیه و تجزیه پذیری مؤثر شکمبه-ای ماده خشک و پروتئین خام در هر سه مقدار پرتوتابی کمتر از کنجاله سویای خام بود. در مورد کنجاله کلزا، پرتوتابی با مقادیر 50 و 100 کیلوگری باعث کاهش بخش سریع تجزیه و افزایش بخش کند تجزیه ی پروتئین خام نسبت به کنجاله کلزای پرتوتابی نشده شد. در مورد دانه خلر، تنها بخش کند تجزیه ی ماده خشک و پروتئین خام در پرتوتابی با 150 کیلوگری نسبت به دانه خلر پرتوتابی نشده کاهش یافت. قابلیت هضم شکمبه ای پروتئین خام در کنجاله سویا در اثر پرتوتابی با مقادیر 100 و 150 کیلوگری و در کنجاله کلزا در اثر پرتوتابی با هر سه مقدار نسبت به مواد خوراکی پرتوتابی نشده کاهش یافت. در مورد دانه خلر، قابلیت هضم شکمبه ای، قابلیت هضم پس از شکمبه ای و قابلیت هضم در کل دستگاه گوارش ماده خشک در اثر پرتوتابی با مقادیر 100 و 150 کیلوگری نسبت به دانه خلر پرتوتابی نشده افزایش یافت. قابلیت هضم پس از شکمبه ای و قابلیت هضم کل دستگاه گوارشی پروتئین خام دانه خلر در هر سه مقدار پرتوتابی نسبت به دانه خلر پرتوتابی نشده افزایش یافت. با توجه به نتایج تحقیق حاضر، پرتوتابی الکترونی بر پارامترهای مورد مطالعه در کنجاله سویا، کنجاله کلزا و دانه خلر اثرات متفاوتی داشت ولی در مجموع به ویژه در مورد دانه خلر باعث بهبود کیفیت پروتئین شد.