در سال های اخیر، افزایش آگاهی در مورد مشکلات زیست محیطی، به ویژه گرم شدن کره زمین، نگرانی های مربوط به تأثیر انتشار گازهای گلخانه ای در جو جهانی را در جوامع مختلف علمی افزایش داده است. ارزیابی چرخه حیات بیشتر برای ارزیابی و مقایسه تأثیرات زیست محیطی تولید انرژی و جنبه های اقتصادی تولید یک محصول در سراسر جهان استفاده می شود. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی و تحلیل اثرات زیست محیطی تولید کلزا از نظر ارزیابی چرخه حیات با استفاده از نرم افزار SimaPro انجام شده و هدف این تحقیق تمرکز بر اثرات زیست محیطی است. به منظور انجام آزمایش ها از یک تن کلزا به عنوان واحد عملیاتی استفاده شد. داده های مورد نیاز اجرای این آزمایش از 30 مزرعه در استان البرز جمع آوری شد. نتایج این تحقیق نشان داد که پتانسیل مسمومیت انسانی، مسمومیت خاک، مسمومیت آبهای شیرین و مسمومیت آبهای آزاد به ازای تولید هر تن دانه کلزا بهترتیب 881.63، 7.08، 288.67 و 618515.14 کیلوگرم معادل 1 و 4- دی کلرو بنزن و پتانسیل اکسیداسیون فتوشیمیایی 0.43 کیلوگرم معادل اتیلن بود. میزان نیتروژن، فسفات و پتاسیم مصرفی برای تولید هر تن دانه کلزا بهترتیب حدود 84، 63 و 63 کیلوگرم و میزان سوخت گازوئیل و انرژی الکتریسیته مصرفی نیز بهترتیب 133.5 لیتر و 586 کیلووات برآورد شد. میزان انتشار گازهای CO2، CO، N2O و NOX نیز بهترتیب حدود 361، 4.1، 11.5 و 4.8 کیلوگرم به ازای تولید هر تن دانه کلزا بود. همچنین، مشخص شد که کودهای شیمیایی بیشترین سهم را در بین ورودی های ارزیابیشده در چرخه زندگی کلزا داشتند. به طورکلی، این بررسی نشان داد که مدیریت مواد مغذی و سموم دفع آفات میتواند به عنوان یک نقطه قوت برای بهینهسازی تأثیرات زیست محیطی تولید کلزا در نظر گرفته شود.
بهمنظور بررسی واکنش شش هیبرید زمستانه کلزا به تنش خشکی در تاریخهای مختلف کاشت، آزمایشی بهصورت فاکتوریل اسپلیت پلات و در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار، در دو سال زراعی 94-1393 و 95-1394 در مزرعه تحقیقاتی موسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر کرج اجرا شد. عوامل آزمایش شامل آبیاری (معمول و قطع آبیاری از مرحله گلدهی به بعد) و تاریخ کاشت (10 مهر و 10 آبان) در کرتهای اصلی و شش هیبربد کلزا (Triangle،Brutus ، Gabriella،Natali ، Danob و Marathon) در کرتهای فرعی قرار گرفت. نتایج نشان داد که اثر تاریخ کاشت، آبیاری و هیبریدهای مورد بررسی بر صفات ارتفاع گیاه، قطر ساقه، تعداد خورجین در بوته، تعداد دانه در خورجین، وزن هزار دانه، عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیک معنیدار بود. تاخیر در کاشت، باعث کاهش 40 درصدی عملکرد دانه و 54 درصدی تعداد دانه در خورجین شد. همچنین قطع آبیاری موجب کاهش 25، 30 و 24 درصدی، بهترتیب در تعداد خورجین در بوته، تعداد دانه در خورجین و عملکرد دانه شد. هیبرید Natali در هر دو تاریخ کاشت، از عملکرد بیشتری نسبت به سایر هیبریدهای مورد بررسی برخوردار بود و بههمین جهت، کشت آن در شرایط آب و هوایی کرج برای دستیابی به حداکثر عملکرد بپیشنهاد میشود. همچنین تاریخ کشت 10 مهر ماه، بهعنوان بهترین تاریخ برای کشت در شرایط آب و هوایی کرج برای هیبریدهای مورد بررسی پیشنهاد میشود.
اهداف: انتخاب ارقام کلزا مناسب کشت زمستانه و متحمل به تنش خشکی انتهای فصل، از راهکارهای اساسی توسعه کشت آن در مناطق معتدل سرد با اقلیم نیمه خشک میباشد. مواد و روشها: آزمایشی به صورت فاکتوریل اسپلیت پلات بر پایه طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار در سال های 95-1393 در کرج اجرا شد که در آن سه عامل تاریخ کاشت در دو سطح شامل کشت پاییزه (15 مهرماه) و کشت زمستانه (15 بهمن ماه)، آبیاری در سه سطج شامل آبیاری معمول (شاهد)، قطع آبیاری پس از مراحل گلدهی و خورجیندهی و رقم شامل ساریگل، دلگان، جاکومو، جرومه و هایولا 401 بودند. یافتهها: اثر متقابل تاریخ کاشت×آبیاری×رقم بر صفات تعداد خورجین در متر مربع، تعداد دانه در خورجین، عملکرد دانه، محتوای نسبی آب برگ و پرولین در سطح یک درصد و بر صفات وزن هزار دانه، دمای تاج پوشش برگ و محتوای کلروفیل b در سطح پنج درصد معنیدار شد. نتایج حاصل نشان دادند که در تاریخ کاشت زمستانه در شرایط آبیاری معمول، رقم دلگان عملکرد دانه برابر 3657 کیلوگرم در هکتار و محتوای نسبی آب برگ معادل 42/92 درصد، و در شرایط تنش خشکی آخر فصل (قطع آبیاری پس از مرحله خورجین دهی)، هیبرید هایولا 401 عملکرد دانه برابر 2376 کیلوگرم در هکتار و محتوای نسبی آب برگ معادل 11/83 درصد را به خود اختصاص دادند. نتیجهگیری: در شرایط آبیاری معمول، رقم دلگان و در شرایط تنش خشکی آخر فصل (قطع آبیاری پس از مرحله خورجین دهی)، هیبریدهای هایولا 401 و جرومه در تاریخ کشت زمستانه (15 بهمن ماه) جهت توسعه کشت کلزا قابل توصیه می باشد. واژههای کلیدی: پرولین، تنش خشکی، فصل کاشت، کلروفیل، کلزا
بررسی واکنش ارقام مختلف کلزا به عوامل محیطی یکی از اصول اساسی برنامهریزی کشور برای حصول حداکثر عملکرد کمی و کیفی است. کمآبی و عدم تغذیه مناسب از جمله عواملی هستند که با تغییر در فرآیندهای فیزیولوژیک گیاه بر عملکرد محصولات زراعی تأثیر میگذارد. بهمنظور بررسی واکنش 3 رقم کلزا در شرایط قطع آبیاری و محلولپاشی عناصر ریز مغذی، بر خصوصیات فیزیولوژیک، مورفولوژیک و عملکرد، آزمایشی بهصورت فاکتوریل اسپیلیت در قالب بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. تیمارها شامل آبیاری در دو سطح آبیاری معمول و قطع آبیاری در مرحله 50% گلدهی، محلولپاشی در چهار سطح با آب، غلظت چهار در هزار سولفات روی، غلظت چهار در هزار سولفات منگنز و محلولپاشی همزمان سولفات روی و سولفات منگنز با غلظت چهار در هزار در مرحله 50% ساقهدهی و رقم در سه سطح رقم نیما بهعنوان رقم شاهد و لاینهای امیدبخش R15 و KS7 بودند. بیشترین میزان عملکرد روغن (1728 کیلوگرم در هکتار)، وزن هزاردانه (21/3 گرم)، عملکرد زیستی (15675 کیلوگرم در هکتار) و کارایی مصرف آب (99/0 کیلوگرم در هکتار بر میلیمتر) مربوط به اثر اصلی تیمار محلولپاشی همزمان دو عنصر بود. نتایج نشان داد که در شرایط آبیاری عادی، بیشترین عملکرد دانه (5168 کیلوگرم در هکتار)، عملکرد روغن (2244 کیلوگرم در هکتار) و کارایی مصرف آب در لاین R15 و در شرایط قطع آبیاری در رقم نیما بهدست آمد. در شرایط آبیاری کامل، محلولپاشی همزمان دو عنصر باعث افزایش صفات مورد بررسی شد. اما در شرایط قطع آبیاری تنها ارتفاع بوته و درصد روغن تحت تأثیر محلولپاشی افزایش پیدا کرد. در شرایط آبیاری کامل لاین R15 رقم برتر بود، اما در شرایط قطع آبیاری رقم نیما بیشترین عملکرد و اجزای آن را دارا بود.
چکیده اهداف: بهمنظور بررسی تأثیر کودهای سولفات آمونیوم و سولفات پتاسیم بر صفات زراعی، عملکرد دانه، درصد و عملکرد روغن کاملینا تحت تنش خشکی، یک آزمایش دو ساله در کرج انجام شد. مواد و روشها: آزمایش بصورت کرت خرد شده-فاکتوریل در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با سه تکرار به انجام رسید و رژیمهای آبیاری شامل آبیاری کامل، قطع آبیاری از مراحل کپسولدهی و مرحله گلدهی در کرتهای اصلی و ترکیب کودهای سولفات آمونیوم (0، 25، 50 و 75 کیلوگرم در هکتار) و سولفات پتاسیم (0، 25، 50 و 75 کیلوگرم در هکتار) در کرتهای فرعی قرار گرفتند. یافتهها: تعداد کپسول در بوته، طول کپسول، تعداد دانه در کپسول، وزن هزار دانه، عملکرد بیولوژیک، عملکرد دانه، شاخص برداشت، درصد و عملکرد روغن تحت تأثیر برهمکنش آبیاری × سولفات پتاسیم × سولفات آمونیوم قرار گرفتند. نتایج نشان داد عملکرد دانه، درصد روغن و عملکرد روغن دانه در شرایط قطع آبیاری از مرحله کپسولدهی به ترتیب 46، 5/8 و 2/51 درصد، و از مرحله گلدهی 51، 7/18 و 7/78 درصد نسبت به آبیاری کامل کاهش یافتند. در بین تیمارهای کودی بیشترین عملکرد دانه، محتوای روغن و عملکرد روغن به ترتیب با میانگین 1950 کیلوگرم در هکتار، 8/31 درصد و 643 کیلوگرم در هکتار متعلق به کاربرد 75 کیلوگرم در هکتار سولفات پتاسیم+75 کیلوگرم در هکتار سولفات آمونیم بود. نتیجهگیری: بطور کلی، برای دستیابی به بیشترین عملکرد دانه و روغن کاملینا، بهتر است کشت در شرایط آبیاری کامل با کاربرد سولفات پتاسیم (75 کیلوگرم در هکتار) بعلاوه سولفات آمونیوم (75 کیلوگرم در هکتار) انجام شود.
به منظور بررسی تأثیر تنش آبیاری و محلول پاشی عناصر ریز مغذی بر عملکرد و اجزای عملکرد دو رقم لوبیا چیتی، آزمایشی فاکتوریل به صورت فاکتوریل اسپلیت در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در 3 تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تاکستان طراحی و اجرا گردید. تیمارهای آزمایشی شامل سطوح آبیاری در دو سطح (I1: آبیاری نرمال و I2: قطع آبیاری از مرحله غلاف دهی به بعد) و محلول پاشی عناصر ریز مغذی در چهار سطح (M1: محلول پاشی با منگنز M2: محلول پاشی با روی، M3: محلول پاشی توأم منگنز+روی ، M4: محلول پاشی با آب خالص- شاهد) و رقم لوبیا چیتی در دو سطح (V1: خمین و V2: تلاش) بود. میزان مصرف عناصر ریز مغذی با غلظت 1 لیتر در 100 لیتر آب (نسبت 1 به 10) انجام گرفت. سه مرحله نمونه برداری در طول فصل رشد و یک مرحله نمونه برداری در زمان رسیدگی فیزیولوژیکی و زمان برداشت از گیاه لوبیا به منظور ارزیابی تأثیر تیمارهای آزمایشی بر برخی از صفات رشدی لوبیا چیتی انجام گرفت. در سطوح آبیاری بیشترین عملکرد دانه و بیولوژیک به ترتیب با 1/5514 و 7/10309 کیلوگرم در هکتار از تیمار آبیاری نرمال به دست آمد. در بین عناصر ریز مغذی نیز در اکثر صفات مورد بررسی محلول پاشی توأم عناصر منگنز و روی بهتر از مصرف تکی آنها بود به طوری که بیشترین عملکرد دانه و بیولوژیک نیز به ترتیب با 4/5506 و 9/10410 کیلوگرم در هکتار از تیمار مصرف منگنز+ روی به دست آمد. در بین ارقام مورد بررسی نیز در بیشتر صفات تفاوت معنیداری بین رقم خمین و تلاش وجود نداشت اما در عملکرد دانه، رقم تلاش با 1/5154 کیلوگرم در هکتار عملکرد دانه بیشتری نسبت به رقم خمین (9/4921 کیلوگرم در هکتار) داشت و در گروه آماری بالاتری قرار گرفت.
به منظوربررسی تأثیر کاربرد زئولیت بر ویژگیهای رشدی و عملکرددانه گیاه کلزا (Brassica napus) درشرایط تنش خشکی آزمایشی به صورت فاکتوریل-اسپلیت درقالب طرح بلوکهای کامل تصادفی باچهارتکرار درمزرعه موسسه تحقیقات اصلاح وتهیه نهال و بذراجرا شد.رژیمهای آبیاری در سه سطح(آبیاری پس از40،60 و 80درصد تخلیه رطوبتی به ترتیب بهعنوان عدم تنش،تنش خفیف وتنش شدید) وکاربردزئولیت در دو سطح (صفر و 10تن در هکتار زئولیت) به صورت فاکتوریل در کرتهای اصلی و ژنوتیپهای کلزا شامل لاینهای KR4 و Eldo و ارقام GKH305 و Anatol در کرتهای فرعی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که تنش خشکی سبب کاهش معنیدار قطر ساقه، تعداد شاخه فرعی، ارتفاع بوته، عملکرد ماده خشک، طول و تعداد خورجین در شاخه اصلی و شاخه فرعی، تعداد دانه در خورجینهای اصلی و فرعی، عملکرد ماده خشک و دانه گردید. اعمال تنش متوسط و شدید خشکی باعث کاهش 59 و 86 درصدی عملکرد دانه شد. استفاده از زئولیت سبب افزایش معنیدار در کلیه صفات مذکور گردید. نتایج اثر متقابل زئولیت و تنش خشکی نشان داد که با افزایش محدودیت آب، کارایی زئولیت افزایش یافت بهطوری کارایی زئولیت در عملکرد دانه در سطوح عدم تنش، تنش متوسط و شدید به ترتیب 27،64 و 94درصد بود.در شرایط عدم تنش، لاینKR4 و رقم GKH305 بهترتیب در استفاده و عدم استفاده از زئولیت بالاترین عملکرددانه راداشتند ولی بااعمال تنش متوسط و شدیدعملکرد دانه در رقم Anatol مشاهده شد.بر این اساس استفاده از زئولیت،به ویژه در شرایط تنش شدید خشکی،با حفظ رطوبت خاک و کاهش اثرات تنش بر اجزاء عملکرد،میتواند سبب بهبودعملکرد دانه کلزا گردد.
این تحقیق طی دو سال 1392 و1394 با هدف بررسی اثر سطوح نیتروژن بر عملکرد کمی و کارایی مصرف نیتروژن کلزا در رژیمهای مختلف آبیاری در قزوین به اجرا درآمد. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد. عامل آبیاری در سه سطح، آبیاری نرمال، قطع آبیاری در مرحله ساقه رفتن و قطع آبباری در مرحله گلدهی و مقدار نیتروژن در پنج سطح شامل صفر ، 40، 80، 120 و 160 کیلوگرم نیتروژن خالص در هکتار در بلوکهای آزمایشی قرار گرفتند. نتایج تجزیه مرکب نشان داد که اثر سطوح آبیاری، نیتروژن و اثر متقابل آنها بر عملکرد دانه معنیدار بودند. نتایج مقایسه میانگینهای ترکیبات تیماری سطوح آبیاری و نیتروژن بیانگر این بود که بیشترین عملکرد دانه در رژیم آبیاری نرمال و کمترین عملکرد دانه مربوط به قطع آبیاری در مرحله گلدهی بود. تیمارهای 120 و 160 کیلوگرم در هکتار نیتروژن خالص در شرایط آبیاری نرمال به ترتیب با میانگینهای 3780 و 4054 کیلوگرم در هکتار بیشترین عملکرد دانه را داشتند. نتایج نشان داد که در رژیم آبیاری نرمال با افزایش مقدار مصرف نیتروژن تا 160 کیلوگرم در هکتار ، عملکرد دانه افزایش معنی داری داشت. اگرچه در این شرایط افزایش معنیدار در عملکرد دانه تا سطح 120 کیلوگرم در هکتار نیتروژن قابل مشاهده بود و از نظر آماری اختلاف بین تیمارهای 120 و 160 کیلوگرم در هکتار نیتروژن، معنیدار نبود. در شرایط قطع آبیاری در مراحل گلدهی و ساقهدهی، افزایش مصرف نیتروژن تا 120 کیلوگرم در هکتار باعث افزایش عملکرد دانه گردید و بعد از آن مقداری کاهش یافت. بهطور کلی، در صورت عدم وجود آب در مراحل گلدهی و ساقهدهی، مصرف 120 کیلوگرم در هکتار نیتروژن و در شرایط وجود آب کافی، مصرف 160 کیلوگرم در هکتار نیتروژن قابل توصیه میباشد.
به منظور بررسی اثر تنش خشکی آخر فصل بر صفات زراعی و کیفی ژنوتیپهای زمستانه کلزا در شرایط کاربرد سولفات آمونیوم، آزمایشی طی دو سال 95-1394 و 96-1395 به صورت فاکتوریل اسپلیت پلات در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی مؤسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر کرج به اجرا درآمد. عامل تنش در دو سطح (آبیاری معمول و قطع آبیاری از مرحله غلاف دهی به بعد) و سولفات آمونیوم نیز در دو سطح (عدم کاربرد و کاربرد 150 کیلوگرم در هکتار در مرحله غنچه دهی کامل) به صورت فاکتوریل در کرت های اصلی و عامل ژنوتیپ های کلزا در پنج سطح، شامل چهار لاین BAL111، BAL119، BAL121، BAL128 و رقم نیما (به عنوان شاهد)، در کرت های فرعی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که از میان ژنوتیپ های مورد بررسی، لاین BAL128 بیشترین عملکرد دانه (3904 کیلوگرم در هکتار) را داشته است که در مقایسه با تیمار شاهد 28 درصد افزایش دارد. بیشترین میزان روغن دانه (5/45 درصد) در سال دوم آزمایش و در شرایط آبیاری معمول حاصل شد. کاربرد سولفات آمونیوم نسبت به شرایط عدم کاربرد آن به میزان 5/2 درصد بر مقدار روغن دانه افزود. لاین BAL128 بیشترین درصد روغن دانه (2/44 درصد) را به خود اختصاص داد. در شرایط آبیاری معمولی، کاربرد سولفات آمونیوم باعث کاهش 8/22 درصدی میزان گلوکوزینولات شد، ولی همین میزان سولفات آمونیوم در شرایط قطع آبیاری باعث کاهش 2/17 درصدی میزان گلوکوزینولات شد.
بهمنظور بررسی اثر کاربرد کود ورمیکمپوست بر صفات فیزیولوژیک ژنوتیپهای کلزا در تاریخ کاشتهای مختلف، آزمایشی بهصورت فاکتوریل اسپلیت پلات در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی مؤسسه اصلاح و تهیه نهال و بذر کرج انجام گردید. در این آزمایش فاکتور تاریخ کاشت در دو سطح شامل: تاریخ کاشت بهینه منطقه: 25 مهرماه و تاریخ کاشت تأخیری: 5 آبان ماه و کود ورمیکمپوست در دو سطح شامل: عدم کاربرد کود (شاهد) و کاربرد کود (20 تن در هکتار) به صورت فاکتوریل در کرتهای اصلی و ژنوتیپهای کلزا شامل: BAL104، DIE710.08، BAL102،FJL330 ،FJL290 و Okapi در کرتهای فرعی قرار گرفتند. نتایج نشان داد، که صفات عملکرد، اجزای عملکرد، درصد روغن دانه و ترکیب اسیدهای چرب در ژنوتیپهای مختلف متأثر از تاریخهای مختلف کاشت بوده است. بیشترین عملکرد دانه (5853 و 5762 کیلوگرم در هکتار)، درصد روغن دانه (98/43 و 85/43 درصد)، اولئیک اسید (23/65 و 93/64 درصد) و لینولئیک اسید (51/20 و 37/20 درصد) در تاریخ کاشت بهینه و لاینهای FJL290 و BAL102 بهدست آمد که نشاندهنده پتانسیل بالای عملکرد این لاینها در این تاریخ کاشت بود. همچنین، کاربرد تیمار کودی ورمیکمپوست باعث افزایش کلیه صفات مورد مطالعه گردید. نتایج نشان داد که لاینهای FJL290 و BAL102 در تاریخ کاشت بهینه (25 مهرماه) همراه با به کارگیری کود ورمیکمپوست میتوانند با حداکثر رشد، مطلوبترین عملکرد دانه و روغن را در اقلیم مورد مطالعه تولید نمایند.
کشت مخلوط محصولات علوفهای و استفاده تلفیقی از کودهای آلی و شیمیایی از اهمیت خاصی برخوردار میباشد. به منظور بررسی صفات کمی و کیفی کشت مخلوط ذرت و خلرتحت تاثیر کودهای آلی، زیستی و شیمیایی آزمایشی به صورت فاکتوریل بر پایه طرح بلوکهای کامل تصادفی با 3 تکرار در مزرعه یالیان قزوین در دو سال زراعی 1392 و 1393 انجام شد. سطوح کشت شامل : ذرت خالص،کشت مخلوط ذرت وافزایشی خلر (25% تراکم خلر خالص)،کشت مخلوط ذرت و افزایشی خلر (50% تراکم خلر خالص) و خلر خالص، سطوح کودی شامل: شیمیایی (پایه و سرک)، کود دامی گاوی (پایه) و مرغی سرک، کود دامی گاوی (پایه) و شیمیایی سرک و کود دامی گاوی (پایه) و شیمیایی (سرک و محلول پاشی)، در سه تیمار اخیر به همراه تلقیح بذر ذرت و خلر با ازتوباکتر و استفاده از مایکوریز در بستر کشت بودند. نتایج نشان داد که بیشترین میزان علوفه ذرت با عملکرد 84230 کیلوگرم در هکتار از تیمار ذرت خلر 50% دامی شیمیایی تولید گردید. کشت مخلوط یک روش مناسب برای تولید محصول است و کمیت تولید را نسبت به کشتهای خالص افزایش میدهد. بیشترین میزان علوفه خلر با عملکرد 46020 کیلوگرم در هکتار به دلیل نفوذ بیشتر نور درکانوپی و عدم رقابت با ذرت، از تیمارخلر خالص دامی- شیمیایی تولید شد. بیشترین میزان کربوهیدرات از تیمار ذرت خالص شیمیایی- شیمیایی با میانگین 59/30 درصد، بیشترین میزان پروتئین خام با میانگین 75/24 درصد از تیمار خلر خالص شیمیایی حاصل شد. بیشترین قابلیت هضم ماده خشک و علوفهای با کیفیت بالاتر با میانگین 08/ 68 درصد از تیمار ذرت خلر 25% دامی- شیمیایی بهدست آمد. کشت مخلوط وکاربرد توام کود های شیمیایی و آلی سبب بهبود کمی و کیفی عملکرد علوفه گردید.
بهمنظور بررسی اثر تنش خشکیدر دوره گل دهی و رسیدگیروی گیاه مادری بر برخی خصوصیات مرتبط با جوانهزنیو بنیه بذر10 رقم کلزای پائیزه، آزمایشی بهصورت فاکتوریل برپایه طرح کاملا تصادفی با4 تکرار، در سال1392در مزرعه تحقیقاتی مؤسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر و آزمایشگاه تجزیه کیفی بذر مؤسسه تحقیقات ثبت و گواهی بذر و نهال کرج اجرا شد.تیمارهای آزمایش بذرهای تولید شده در شرایط آبیاری معمول (S1) و اعمال تنش خشکی با عدم آبیاری در مرحله گلدهی و رسیدگی (S2)10 رقم کلزای پائیزه بودند. وزن هزار دانه، چگالی و هدایتالکتریکی (EC) بذرها اندازهگیری شده و با آزمون جوانهزنی استاندارد درصد جوانهزنی نهایی، متوسط زمان جوانهزنی، طول و وزن خشک گیاهچه تعیین شدند. نتایج نشان داد که متوسط زمان جوانهزنی و طول گیاهچه تحت تأثیر تیمارهای مورد بررسی قرار نگرفتند و نیز درصد جوانهزنی نهایی ارقام مورد بررسی تفاوت معنیدار نداشت.بالاترین وزن هزار بذرمربوط به بذرهای رقم زرفام تولید شده با تیمارآبیاری معمول بود و بذرهای ارقام اورینت و SLM046تولید شده با تیمارآبیاری معمول بالاترین چگالی را دارا بودند. بذرهای رقم زرفام تولید شده با تیمار تنش خشکی دارای بیشترین و بذرهای ارقام مودنا و میلنا تولید شده با تیمار آبیاری معمول دارای کمترین EC بودند. بذرهای تولید شده با تیمار آبیاری معمول بیشترین درصد جوانهزنی نهایی بذر را داشتند. بالاترین وزن خشک گیاهچه در شرایط آبیاری معمول متعلق به بذرهای رقم جرونیمو و در شرایط تنش خشکی مربوط به رقم اوکاپی بود. بهطورکلی نتایج این آزمایش نشان داد که تنش خشکی در دوره گلدهی و رسیدگی بذر روی گیاه مادری سبب کاهش کیفیت بذر ارقام بررسی شده گردید ولی تحت چنین شرایطی ارقام جرونیمو، زرفام، دکستر و لیکورد از وزن هزار بذر بالاتر، ارقام اورینت، مودنا و دکستر از چگالی بذر بیشتر، ارقام ملینا و مودنا از EC پائینتر و ارقام اوکاپی و مودنا از وزن خشک گیاهچه بالاتری در مقایسه با دیگر ارقام مورد بررسی برخوردار بودند. بنابراین در چنین شرایطی بذر دارای کیفیت نسبتا مطلوب جوانه زنی و خصوصیات بنیه گیاهچه این ارقام را میتوان تولید کرد